- مثل طلیسچی نباشید که میگه ، خواستی کم باش ولی باش
شادمهری طور بگید تمام تو سهم منه به کم قانعم نکن
شادمهری طور بگید تمام تو سهم منه به کم قانعم نکن
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- دَردا که تو همیشه هَمانی که نیستی .
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- همیشه آن که می روَد؛
کمی از ما را با خودَش می بَرد .
کمی از ما را با خودَش می بَرد .
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
-من باشم و تو،انتهای تابستان،ماسوله،هوا ابری باشد و دانههای ریز ریز باران خیسمان کرده باشند،ایستاده باشیم در زیر سقف لبهدار کوتاه خانهای در کنار کوچهی باریک،کاسهی بزرگ لواشک توی دستتو بادی که آرام بوی باقالیهای پخته و گلپرهای تازه را توی هوا پخش میکند،وچشمانت که آرام میخندند...
Dela Az Dast Tanhaei
M.Reza Shajarian
هیجده دقیقه عشق 💛
-گفت نه کسی منتظرمونه که نریم از پیشش، نه کسی منتظرمونه که بریم برسیم بهش، خودمونیم و خودمون، بی حسی برای رفتن و نرفتن، وامونده و دلتنگ
-گفت یه وقتاییم هرکاری کنی نمیشه، نه اینکه چیزی کم گذاشته باشی، نه، فقط همیشه نخواستن اون از خواستن آدم بیشتره، نه میشه داشتش و نه میشه ازش گذشت، فقط میشه به ظاهر فراموشش کرد
-قمیشی داره میخونه، فاصله یه حرف سادهس بین دیدن و ندیدن، به این فکر میکنم که فاصله سخت ترین حرف سادهی دنیاس
-فاصله هرچیز سادهی ممکنی رو به سختترین چیزای غیرممکن تبدیل میکنه، چیزی مثل گرفتن دستش رو
-دلتنگی همیشه توی غیر ممکنترین لحظهی ممکن واسه رفع شدنش اتفاق میوفته
-گفت هم ما میخواستیمش و هم اون ما رو میخواست، فقط نه اون اونجوری که ما میخواستیمش ما رو میخواست، نه ما میتونستیم اونجوری که اون میخواد بخوادمون بخوایمش
-گفت دیوونهها که نمیتونن کسی رو فراموش کنن، نهایت کاری که بتونن بکنن اینه که خودشونو فراموش کنن تا اونی که فراموش نمیکنه رو فراموش کرده باشن
-و هر روز که از روی تخت بلند میشویم، یک تکه از خودمان را رویش جا میگذاریم، تکهای شبیه به تمام خیالها و رویاها و امیدها و لبخندهایمان را