-فاصله هرچیز سادهی ممکنی رو به سختترین چیزای غیرممکن تبدیل میکنه، چیزی مثل گرفتن دستش رو
-دلتنگی همیشه توی غیر ممکنترین لحظهی ممکن واسه رفع شدنش اتفاق میوفته
-گفت هم ما میخواستیمش و هم اون ما رو میخواست، فقط نه اون اونجوری که ما میخواستیمش ما رو میخواست، نه ما میتونستیم اونجوری که اون میخواد بخوادمون بخوایمش
-گفت دیوونهها که نمیتونن کسی رو فراموش کنن، نهایت کاری که بتونن بکنن اینه که خودشونو فراموش کنن تا اونی که فراموش نمیکنه رو فراموش کرده باشن
-و هر روز که از روی تخت بلند میشویم، یک تکه از خودمان را رویش جا میگذاریم، تکهای شبیه به تمام خیالها و رویاها و امیدها و لبخندهایمان را
-تو منتظری اون استوریتو ببینه ، من منتظرم تو استوریمو ببینی ، یکی منتظر من استوریشو ببینم ، ...
چه چرخه ناعادلانهی دردناکی
چه چرخه ناعادلانهی دردناکی
-تو همون حدس ِ اول رنگ ِ مورد علاقهمو درست گفت!
ولی بین خودمون بمونه، تا وقتی که داد بزنه «زرد» من اصلا رنگ مورد علاقه نداشتم!
وقتی دیدم اونقدر هیجان زدهست و مثل ِ بچهها لبخند میزنه بهش گفتم «درست حدس زدی»
از اون به بعد دیگه هيچوقت به زرد مثلِ قبل نگاه نکردم
حالا دیگه زرد تو همهچیز هست، یه جورایی میتونم تو اين رنگ زندگی کنم!
ولی بین خودمون بمونه، تا وقتی که داد بزنه «زرد» من اصلا رنگ مورد علاقه نداشتم!
وقتی دیدم اونقدر هیجان زدهست و مثل ِ بچهها لبخند میزنه بهش گفتم «درست حدس زدی»
از اون به بعد دیگه هيچوقت به زرد مثلِ قبل نگاه نکردم
حالا دیگه زرد تو همهچیز هست، یه جورایی میتونم تو اين رنگ زندگی کنم!
-بعضی حرفا یه جوری ته دل آدم رو خالی میکنن که همینجوری فقط سقوط میکنی و سقوط میکنی و دور میشی ازش، انگار که الان دقیقا پیشش وایساده بودی و یک لحظه بعدش فرسنگها ازش دور شدی
-تورا باید
گوش کرد
نگاه کرد،
رقصید
چشید
نوشید
کشید،
و سرود
ازبس در من زیبایی...
گوش کرد
نگاه کرد،
رقصید
چشید
نوشید
کشید،
و سرود
ازبس در من زیبایی...
ميگى خداحافظ
و اين منم كه براى موندنت اصرار ميكنم..
اصرار ميكنم بمونى چون
اين تويى كه دلت براى
دوست دارم هام تنگ ميشه
براى شاعرانه هام
براى عاشقانه هام
براى بوسه هاى طولانيم
اين تويى كه
هيچ كس ديگه مثل من نگات نميكنه
كه بشناسى خودتو،
كه بفهمى چقدر خواستنى هستى..
اين تويى كه
ديگه هيچ كس مثل من ازت تعريف نميكنه
جز به جز صورتت رو شعر نميكنه
خط به خط حرفاتو قصه نميكنه...
اين منم كه اصرار ميكنم به موندت
نه براى خودم
براى خودت.
#فرزانه_صدهزارى
و اين منم كه براى موندنت اصرار ميكنم..
اصرار ميكنم بمونى چون
اين تويى كه دلت براى
دوست دارم هام تنگ ميشه
براى شاعرانه هام
براى عاشقانه هام
براى بوسه هاى طولانيم
اين تويى كه
هيچ كس ديگه مثل من نگات نميكنه
كه بشناسى خودتو،
كه بفهمى چقدر خواستنى هستى..
اين تويى كه
ديگه هيچ كس مثل من ازت تعريف نميكنه
جز به جز صورتت رو شعر نميكنه
خط به خط حرفاتو قصه نميكنه...
اين منم كه اصرار ميكنم به موندت
نه براى خودم
براى خودت.
#فرزانه_صدهزارى
مهربان ترين قسمتِ زندگيِ هر شخصي؛
زماني ست كه آنكسي را كه دوست دارد، دوستش بدارد!
منظورم را ميفهمي؟
اينكه كسي باشد كه تو را آنطور كه دلت مي خواهد دوست بدارد، مي شود مهربان ترين قسمتِ زندگيِ تو.. نسبت به تمامِ مسائل خوش بين مي شوي، لبخند ميزني، ايده مي دهي، فكرت باز ميشود و حتا ديگر نسبت به مسائلي كه دلت را ميزد واكنش نشان نميدهي!
در دوست داشتن، نيروي عجيبي نهفته است.
اين را وقتي كه تو را خيلي دوست داشتم فهميدم!
#سپيده_اميدی
زماني ست كه آنكسي را كه دوست دارد، دوستش بدارد!
منظورم را ميفهمي؟
اينكه كسي باشد كه تو را آنطور كه دلت مي خواهد دوست بدارد، مي شود مهربان ترين قسمتِ زندگيِ تو.. نسبت به تمامِ مسائل خوش بين مي شوي، لبخند ميزني، ايده مي دهي، فكرت باز ميشود و حتا ديگر نسبت به مسائلي كه دلت را ميزد واكنش نشان نميدهي!
در دوست داشتن، نيروي عجيبي نهفته است.
اين را وقتي كه تو را خيلي دوست داشتم فهميدم!
#سپيده_اميدی
-از بهترین قابلیتهایی که هرکسی میتونه داشته باشه اینه که خودش بتونه خودشو از دست خودش نجات بده
-ما اُحبِبتُک وَحدی
ولکن اَحببتکَ وحدک...
《تنها من دوستت نداشتم
اما تنها تو را دوست داشتم》
ولکن اَحببتکَ وحدک...
《تنها من دوستت نداشتم
اما تنها تو را دوست داشتم》
-گفت درد ما این نیست که بقیه ما رو فراموش میکنن، درد ما اینه کسایی که ما رو فراموش میکنن رو فراموش نمیکنیم