-تو منتظری اون استوریتو ببینه ، من منتظرم تو استوریمو ببینی ، یکی منتظر من استوریشو ببینم ، ...
چه چرخه ناعادلانهی دردناکی
چه چرخه ناعادلانهی دردناکی
-تو همون حدس ِ اول رنگ ِ مورد علاقهمو درست گفت!
ولی بین خودمون بمونه، تا وقتی که داد بزنه «زرد» من اصلا رنگ مورد علاقه نداشتم!
وقتی دیدم اونقدر هیجان زدهست و مثل ِ بچهها لبخند میزنه بهش گفتم «درست حدس زدی»
از اون به بعد دیگه هيچوقت به زرد مثلِ قبل نگاه نکردم
حالا دیگه زرد تو همهچیز هست، یه جورایی میتونم تو اين رنگ زندگی کنم!
ولی بین خودمون بمونه، تا وقتی که داد بزنه «زرد» من اصلا رنگ مورد علاقه نداشتم!
وقتی دیدم اونقدر هیجان زدهست و مثل ِ بچهها لبخند میزنه بهش گفتم «درست حدس زدی»
از اون به بعد دیگه هيچوقت به زرد مثلِ قبل نگاه نکردم
حالا دیگه زرد تو همهچیز هست، یه جورایی میتونم تو اين رنگ زندگی کنم!
-بعضی حرفا یه جوری ته دل آدم رو خالی میکنن که همینجوری فقط سقوط میکنی و سقوط میکنی و دور میشی ازش، انگار که الان دقیقا پیشش وایساده بودی و یک لحظه بعدش فرسنگها ازش دور شدی
-تورا باید
گوش کرد
نگاه کرد،
رقصید
چشید
نوشید
کشید،
و سرود
ازبس در من زیبایی...
گوش کرد
نگاه کرد،
رقصید
چشید
نوشید
کشید،
و سرود
ازبس در من زیبایی...
ميگى خداحافظ
و اين منم كه براى موندنت اصرار ميكنم..
اصرار ميكنم بمونى چون
اين تويى كه دلت براى
دوست دارم هام تنگ ميشه
براى شاعرانه هام
براى عاشقانه هام
براى بوسه هاى طولانيم
اين تويى كه
هيچ كس ديگه مثل من نگات نميكنه
كه بشناسى خودتو،
كه بفهمى چقدر خواستنى هستى..
اين تويى كه
ديگه هيچ كس مثل من ازت تعريف نميكنه
جز به جز صورتت رو شعر نميكنه
خط به خط حرفاتو قصه نميكنه...
اين منم كه اصرار ميكنم به موندت
نه براى خودم
براى خودت.
#فرزانه_صدهزارى
و اين منم كه براى موندنت اصرار ميكنم..
اصرار ميكنم بمونى چون
اين تويى كه دلت براى
دوست دارم هام تنگ ميشه
براى شاعرانه هام
براى عاشقانه هام
براى بوسه هاى طولانيم
اين تويى كه
هيچ كس ديگه مثل من نگات نميكنه
كه بشناسى خودتو،
كه بفهمى چقدر خواستنى هستى..
اين تويى كه
ديگه هيچ كس مثل من ازت تعريف نميكنه
جز به جز صورتت رو شعر نميكنه
خط به خط حرفاتو قصه نميكنه...
اين منم كه اصرار ميكنم به موندت
نه براى خودم
براى خودت.
#فرزانه_صدهزارى
مهربان ترين قسمتِ زندگيِ هر شخصي؛
زماني ست كه آنكسي را كه دوست دارد، دوستش بدارد!
منظورم را ميفهمي؟
اينكه كسي باشد كه تو را آنطور كه دلت مي خواهد دوست بدارد، مي شود مهربان ترين قسمتِ زندگيِ تو.. نسبت به تمامِ مسائل خوش بين مي شوي، لبخند ميزني، ايده مي دهي، فكرت باز ميشود و حتا ديگر نسبت به مسائلي كه دلت را ميزد واكنش نشان نميدهي!
در دوست داشتن، نيروي عجيبي نهفته است.
اين را وقتي كه تو را خيلي دوست داشتم فهميدم!
#سپيده_اميدی
زماني ست كه آنكسي را كه دوست دارد، دوستش بدارد!
منظورم را ميفهمي؟
اينكه كسي باشد كه تو را آنطور كه دلت مي خواهد دوست بدارد، مي شود مهربان ترين قسمتِ زندگيِ تو.. نسبت به تمامِ مسائل خوش بين مي شوي، لبخند ميزني، ايده مي دهي، فكرت باز ميشود و حتا ديگر نسبت به مسائلي كه دلت را ميزد واكنش نشان نميدهي!
در دوست داشتن، نيروي عجيبي نهفته است.
اين را وقتي كه تو را خيلي دوست داشتم فهميدم!
#سپيده_اميدی
-از بهترین قابلیتهایی که هرکسی میتونه داشته باشه اینه که خودش بتونه خودشو از دست خودش نجات بده
-ما اُحبِبتُک وَحدی
ولکن اَحببتکَ وحدک...
《تنها من دوستت نداشتم
اما تنها تو را دوست داشتم》
ولکن اَحببتکَ وحدک...
《تنها من دوستت نداشتم
اما تنها تو را دوست داشتم》
-گفت درد ما این نیست که بقیه ما رو فراموش میکنن، درد ما اینه کسایی که ما رو فراموش میکنن رو فراموش نمیکنیم
-دلم تنگ شده
برای نصف شب پچ پچ کردن پشت تلفن
برای مسیج بازی وقت و بیوقت
برای ذوق قبل از قرار
برای ۱۰ دیقه کش دادنای آخر قرار و سخت جدا شدن
برای بغل کردن و بوی کردنش
دلم تنگ شده...
برای عاشق شدن...
برای نصف شب پچ پچ کردن پشت تلفن
برای مسیج بازی وقت و بیوقت
برای ذوق قبل از قرار
برای ۱۰ دیقه کش دادنای آخر قرار و سخت جدا شدن
برای بغل کردن و بوی کردنش
دلم تنگ شده...
برای عاشق شدن...
به تو که میرسم ، مکث میکنم !
انگار در زیباییات چیزی جا گذاشتهام !
مثلاً در صدایت آرامش ...
یا در چشم هایت زندگی ...
#نیما_یوشیج
انگار در زیباییات چیزی جا گذاشتهام !
مثلاً در صدایت آرامش ...
یا در چشم هایت زندگی ...
#نیما_یوشیج
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست؛
آه، بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست؛
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب؛
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست....
آه، بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست؛
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب؛
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست....
من با دگری دست به پیمان ندهم
دانم ک نیوفتد حریف از تو به هم
دل بر تو نهم ک راحت جان منی
وز زانکه دل از تو برکنم بر که نهم?
دانم ک نیوفتد حریف از تو به هم
دل بر تو نهم ک راحت جان منی
وز زانکه دل از تو برکنم بر که نهم?
هنذفری تو گوشم بود، داشتم کامیکازه گوش میکردم و تو دنیای دیس و دیس بازی امینم غرق بودم، یهو حس کردم، حس کردم، حس کررردم کنارمی، دقیقا همون حسی که وقتی کنارم قدم میزدی و بوی عطرت میپیچید تو تک تک پیچ و خمای مغزم!
وایسادم.
به حسّام اعتماد دارم و شروع کردم به گشتن دنبالت، از اون دور داشتی میومدی، خوشحال بودی و انگار داشتی با تموم احساست یچیزیو تند تند تعریف میکردی که از رفتارت معلوم بود کلی ذوق داری واسش.
شاید بخاطر خریدایی بود که کردی آخه همیشه با خرید کردن حالت خوب میشد؛
شاید بخاطر دوستات بود که بعد از یه مدت نسبتا طولانی دوباره پیشه هم بودین؛
شایدم مثه همیشه شدی همون دخترهی دیوونه و خندون که بمب انرژی بود؟
همه ی اینا تو چند ثانیه ی گذشتنت از جلوم تو ذهنم اتفاق افتاد و با رفتنت دوباره اون عطر آشنا تو خرابه های مخم رژه میرفت ...
.مثه همیشه حسم درست میگفت .
"تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
یک عمر قناعت نتوان کرد الهی
در آرزوی جلوه مهتاب جمالش
یا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی"
#محیکس
وایسادم.
به حسّام اعتماد دارم و شروع کردم به گشتن دنبالت، از اون دور داشتی میومدی، خوشحال بودی و انگار داشتی با تموم احساست یچیزیو تند تند تعریف میکردی که از رفتارت معلوم بود کلی ذوق داری واسش.
شاید بخاطر خریدایی بود که کردی آخه همیشه با خرید کردن حالت خوب میشد؛
شاید بخاطر دوستات بود که بعد از یه مدت نسبتا طولانی دوباره پیشه هم بودین؛
شایدم مثه همیشه شدی همون دخترهی دیوونه و خندون که بمب انرژی بود؟
همه ی اینا تو چند ثانیه ی گذشتنت از جلوم تو ذهنم اتفاق افتاد و با رفتنت دوباره اون عطر آشنا تو خرابه های مخم رژه میرفت ...
.مثه همیشه حسم درست میگفت .
"تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
یک عمر قناعت نتوان کرد الهی
در آرزوی جلوه مهتاب جمالش
یا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی"
#محیکس