۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
مهربان ترين قسمتِ زندگيِ هر شخصي؛
زماني ست كه آنكسي را كه دوست دارد، دوستش بدارد!
منظورم را ميفهمي؟
اينكه كسي باشد كه تو را آنطور كه دلت مي خواهد دوست بدارد، مي شود مهربان ترين قسمتِ زندگيِ تو.. نسبت به تمامِ مسائل خوش بين مي شوي، لبخند ميزني، ايده مي دهي، فكرت باز ميشود و حتا ديگر نسبت به مسائلي كه دلت را ميزد واكنش نشان نميدهي!
در دوست داشتن، نيروي عجيبي نهفته است.
اين را وقتي كه تو را خيلي دوست داشتم فهميدم!

#سپيده_اميدی
-‏از بهترین قابلیت‌هایی که هرکسی میتونه داشته باشه اینه که خودش بتونه خودشو از دست خودش نجات بده
-ما اُحبِبتُک وَحدی
ولکن اَحببتکَ وحدک...

《تنها من دوستت نداشتم
اما تنها تو را دوست داشتم》
-‏گفت درد ما این نیست که بقیه ما رو فراموش میکنن، درد ما اینه کسایی که ما رو فراموش میکنن رو فراموش نمیکنیم
-‏دلم تنگ شده
برای نصف شب پچ پچ کردن پشت تلفن
برای مسیج بازی وقت و بی‌وقت
برای ذوق قبل از قرار
برای ۱۰ دیقه کش دادنای آخر قرار و سخت جدا شدن
برای بغل کردن و بوی کردنش
دلم تنگ شده...
برای عاشق شدن...
‏به تو که می‌رسم ، مکث می‌کنم !
انگار در زیبایی‌ات چیزی جا گذاشته‌ام !
مثلاً در صدایت آرامش ...
یا در چشم‌ هایت زندگی ...

#نیما_یوشیج
‌‎بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست؛
آه، بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست؛
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب؛
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست....
من با دگری دست به پیمان ندهم
دانم ک نیوفتد حریف از تو به هم
دل بر تو نهم ک راحت جان منی
وز زانکه دل از تو برکنم بر که نهم?
هنذفری تو گوشم بود، داشتم کامیکازه گوش میکردم و تو دنیای دیس و دیس بازی امینم غرق بودم، یهو حس کردم، حس کردم، حس کررردم‌ کنارمی، دقیقا همون حسی که وقتی کنارم قدم میزدی و بوی عطرت میپیچید تو تک تک پیچ و خمای مغزم!
وایسادم.
به حسّام اعتماد دارم و شروع کردم به گشتن دنبالت، از اون دور داشتی میومدی، خوشحال بودی و انگار داشتی با تموم احساست یچیزیو تند تند تعریف میکردی که از رفتارت معلوم بود کلی ذوق داری واسش.
شاید بخاطر خریدایی بود که کردی آخه همیشه با خرید کردن حالت خوب میشد؛
شاید بخاطر دوستات بود که بعد از یه مدت نسبتا طولانی دوباره پیشه هم بودین؛
شایدم مثه همیشه شدی همون دختره‌ی دیوونه و خندون که بمب انرژی بود؟

همه ی اینا تو چند ثانیه ی گذشتنت از جلوم تو ذهنم اتفاق افتاد و با رفتنت دوباره اون عطر آشنا تو خرابه های مخم رژه میرفت ...

.مثه همیشه حسم درست میگفت .

"تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
یک عمر قناعت نتوان کرد الهی
در آرزوی جلوه مهتاب جمالش
یا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی"

#محیکس
و دلت بگیرد از هر آنچه هست ...
-تا صبح گریه میکنم در عطر موهایت/ سر را که بالا میکنی من را نمیبینی
-با چه سوزی میگه همایون :
خوب شد دردم دوا شد
خوب شد ؟
دل به عشقت
به عشقت
مبتلا شد
خوب شد ؟
- مثلا الان باید پیام میداد بریم کافه حبیب دوتا اسپرسو دوبل بزنیم دعوت من :)))