-دلم تنگ شده
برای نصف شب پچ پچ کردن پشت تلفن
برای مسیج بازی وقت و بیوقت
برای ذوق قبل از قرار
برای ۱۰ دیقه کش دادنای آخر قرار و سخت جدا شدن
برای بغل کردن و بوی کردنش
دلم تنگ شده...
برای عاشق شدن...
برای نصف شب پچ پچ کردن پشت تلفن
برای مسیج بازی وقت و بیوقت
برای ذوق قبل از قرار
برای ۱۰ دیقه کش دادنای آخر قرار و سخت جدا شدن
برای بغل کردن و بوی کردنش
دلم تنگ شده...
برای عاشق شدن...
به تو که میرسم ، مکث میکنم !
انگار در زیباییات چیزی جا گذاشتهام !
مثلاً در صدایت آرامش ...
یا در چشم هایت زندگی ...
#نیما_یوشیج
انگار در زیباییات چیزی جا گذاشتهام !
مثلاً در صدایت آرامش ...
یا در چشم هایت زندگی ...
#نیما_یوشیج
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست؛
آه، بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست؛
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب؛
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست....
آه، بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست؛
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب؛
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست....
من با دگری دست به پیمان ندهم
دانم ک نیوفتد حریف از تو به هم
دل بر تو نهم ک راحت جان منی
وز زانکه دل از تو برکنم بر که نهم?
دانم ک نیوفتد حریف از تو به هم
دل بر تو نهم ک راحت جان منی
وز زانکه دل از تو برکنم بر که نهم?
هنذفری تو گوشم بود، داشتم کامیکازه گوش میکردم و تو دنیای دیس و دیس بازی امینم غرق بودم، یهو حس کردم، حس کردم، حس کررردم کنارمی، دقیقا همون حسی که وقتی کنارم قدم میزدی و بوی عطرت میپیچید تو تک تک پیچ و خمای مغزم!
وایسادم.
به حسّام اعتماد دارم و شروع کردم به گشتن دنبالت، از اون دور داشتی میومدی، خوشحال بودی و انگار داشتی با تموم احساست یچیزیو تند تند تعریف میکردی که از رفتارت معلوم بود کلی ذوق داری واسش.
شاید بخاطر خریدایی بود که کردی آخه همیشه با خرید کردن حالت خوب میشد؛
شاید بخاطر دوستات بود که بعد از یه مدت نسبتا طولانی دوباره پیشه هم بودین؛
شایدم مثه همیشه شدی همون دخترهی دیوونه و خندون که بمب انرژی بود؟
همه ی اینا تو چند ثانیه ی گذشتنت از جلوم تو ذهنم اتفاق افتاد و با رفتنت دوباره اون عطر آشنا تو خرابه های مخم رژه میرفت ...
.مثه همیشه حسم درست میگفت .
"تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
یک عمر قناعت نتوان کرد الهی
در آرزوی جلوه مهتاب جمالش
یا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی"
#محیکس
وایسادم.
به حسّام اعتماد دارم و شروع کردم به گشتن دنبالت، از اون دور داشتی میومدی، خوشحال بودی و انگار داشتی با تموم احساست یچیزیو تند تند تعریف میکردی که از رفتارت معلوم بود کلی ذوق داری واسش.
شاید بخاطر خریدایی بود که کردی آخه همیشه با خرید کردن حالت خوب میشد؛
شاید بخاطر دوستات بود که بعد از یه مدت نسبتا طولانی دوباره پیشه هم بودین؛
شایدم مثه همیشه شدی همون دخترهی دیوونه و خندون که بمب انرژی بود؟
همه ی اینا تو چند ثانیه ی گذشتنت از جلوم تو ذهنم اتفاق افتاد و با رفتنت دوباره اون عطر آشنا تو خرابه های مخم رژه میرفت ...
.مثه همیشه حسم درست میگفت .
"تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
یک عمر قناعت نتوان کرد الهی
در آرزوی جلوه مهتاب جمالش
یا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی"
#محیکس
-تا صبح گریه میکنم در عطر موهایت/ سر را که بالا میکنی من را نمیبینی
-با چه سوزی میگه همایون :
خوب شد دردم دوا شد
خوب شد ؟
دل به عشقت
به عشقت
مبتلا شد
خوب شد ؟
خوب شد دردم دوا شد
خوب شد ؟
دل به عشقت
به عشقت
مبتلا شد
خوب شد ؟
- مثلا الان باید پیام میداد بریم کافه حبیب دوتا اسپرسو دوبل بزنیم دعوت من :)))
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Video
وقتی یهویی پیام میده چی بخونمو میگم #خوب_شد💛
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
تا حالا پشت پنجره موندی ؟
اونقدری که هوا کم کم روشن شه ؟
اونقدری که یادت بره چرا پشت پنجره وایستادی ، یادت بره از کی پشت پنجره وایستادی ...
تا حالا شده ، تا حالا شده صدات کنن، به اسمه خودت اما نفهمی ؟ نکه نشنویا نه ، اینکه ، اینکه نفهمی وقتی میگن محمد ، صدام میکنن محمد ، قراره جواب بدی بله ، تا حالا شده اسمه خودتو نشناسی ؟تا حالا شده غریبه شی ؟ تا حالا شده بیشتر از سلام از بقیه بشنوی چن وقته خودت نیستی ؟ من خودم نیستم ، نباس اینجوری باشه ، من هنوز هستم تو رو جا نذاشتم ، هنوز همینجام ، خودمو جا نذاشتم ، من هنوز هستم
مگه میشه آدم جایی نره ولی گم شه ؟ مگه میشه آدم وسط اتاقه خودش با همه غریبه شه ؟مگه میشه آدم یهو خودشو ، اسمشو ، زندگیشو ، همه چیشو گم کنه و تبدیل شه به هیچی ؟؟
عاشق شدن دل میخواد جنم میخواد وجود میخواد جربزه میخواد ماله بچه سوسولا نیس میشنوی ؟ نه نمیشنوی !
عاشق زندگیشو دارو ندارشو میگیره تو مشتشو میذاره تو مشتت
وقتی کل روزش بیتابه و درگیره اینه که چجوری غافلگیرت کنه ، با یه شاخه گل ؟ با یه جمله ؟ با یه آهنگی که دوس داری ؟
تا حالا رو یه دیوار واسه کسی یادگاری نوشتی ؟؟؟ =)))
#محیکس
اونقدری که هوا کم کم روشن شه ؟
اونقدری که یادت بره چرا پشت پنجره وایستادی ، یادت بره از کی پشت پنجره وایستادی ...
تا حالا شده ، تا حالا شده صدات کنن، به اسمه خودت اما نفهمی ؟ نکه نشنویا نه ، اینکه ، اینکه نفهمی وقتی میگن محمد ، صدام میکنن محمد ، قراره جواب بدی بله ، تا حالا شده اسمه خودتو نشناسی ؟تا حالا شده غریبه شی ؟ تا حالا شده بیشتر از سلام از بقیه بشنوی چن وقته خودت نیستی ؟ من خودم نیستم ، نباس اینجوری باشه ، من هنوز هستم تو رو جا نذاشتم ، هنوز همینجام ، خودمو جا نذاشتم ، من هنوز هستم
مگه میشه آدم جایی نره ولی گم شه ؟ مگه میشه آدم وسط اتاقه خودش با همه غریبه شه ؟مگه میشه آدم یهو خودشو ، اسمشو ، زندگیشو ، همه چیشو گم کنه و تبدیل شه به هیچی ؟؟
عاشق شدن دل میخواد جنم میخواد وجود میخواد جربزه میخواد ماله بچه سوسولا نیس میشنوی ؟ نه نمیشنوی !
عاشق زندگیشو دارو ندارشو میگیره تو مشتشو میذاره تو مشتت
وقتی کل روزش بیتابه و درگیره اینه که چجوری غافلگیرت کنه ، با یه شاخه گل ؟ با یه جمله ؟ با یه آهنگی که دوس داری ؟
تا حالا رو یه دیوار واسه کسی یادگاری نوشتی ؟؟؟ =)))
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
۰تو نباشی نفسم بند و دلم تنگ و جهانم همه یکرنگ و سرم پر زتو آونگ و همه وهله سیاه است و سیاه است و سیاه است و سیاه ۰
#محیکس
#محیکس
-سعدیام مثل امروز من انقدر دلتنگ دلبر و در حسرت آغوشش بوده که گفته:
رنجور عشق بِه نشود جز به بوی یار...
رنجور عشق بِه نشود جز به بوی یار...