۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-گفت دیوونه که باشی، اینقدر زیاد میخوایش که اونقدر کلافه میشه که همینقدر میره آخرش
💛💛💛💛💛
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Voice message
دندان روی جگر بگذار می آیم می آیم از این دنیا از این مردم بیزارم بیمارم
پر از دروغ پر از فریبن نا رفیقن کاتبانش ساده اند یا همچو آدمها دقیقا
وقت خوابه چشاتو بستی تو رختخوابت گلهای باغ امه کرایه دادمش
به باد وحشی تا اگه روزی چرخید به سمت تو
عشق پر شه جای ترس دل خوش که جایی هست
آفتابی آبی سبز رنگای بازی دست نقشای نادیده است
بخند بلندتر حتی از کوهای دورت روزات خوابی اما شب که ماله توئه

""شبیهیم عینه هم عمیقیم عین قبر رفیقیم عینه سقف که رو دیواره عینه قبل""

په برف و بارونم بیاد با همه یه رنگیام من تو اینجا منگنم تا هر وقت که سختیا
یه جای راحت به جای ساعت نگاهم کن بلکه شب چشیدی یه لقمه خواب راحت
روحت شاد داداش هه هه
درست وقتی که فکر میکنم فراموش شدی، درست وقتی که انگار هیچ اثری از تو نیست، درست وقتی که حتی صدایت را به یاد نمی‌آورم، باز خودت را در قالب آهنگی خاطره‌انگیز برایم تکرار میکنی، و اگر میدانستی که این تکرارها چقدر برایم دردناک است، اگر میدانستی... ای کاش میدانستی.

#محیکس
-‏گفت‌ صبح که دیگه واسه دلتنگی نیس، صبح واسه اینه که هی خوابالو غر بزنه و هی آدم بوسش کنه، بگه فدای سرت، درست میشه، هی با چشمای گرد شدش نگامون کنه بگه دلت خوشه‌ها، هی بگیمش دلمون به تو خوشه، هی وسط غر زدناش بخنده، هی دلمون بره براش
-چه گوارا در التهاب منی
چگوارایِ انقلاب منی
-به‌نظرم شهریار غمگین‌ترین آدم دنیا بوده اون
لحظه‌ای که نوشته
"کس نیست در این گوشه
فراموش‌تر از من"
و چقد خیلیامون این لحظه رو تجربه کردیم!
‏از جمله شاعرایی که درگیر لانگ‌دیستنس بوده و از این بابت حتی از حضرت سعدی هم حال وخیم‌تری در رابطه با دوری از یارش داشته، عالیجناب رهی معیری رو میشه اسم برد، که در این باب جونش به لبش رسیده بوده و گفته:

تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام...
گاهی منم
گاهی تویی
گاهی کنجی از خانه
گاهی شخصی بیگانه
گاهی فریادی زیر آب
گاهی اشکی زیر باران
گاهی بغضی در گلو
گاهی تپش قلبی عمیق
گاهی اقیانوسی در چشم
گاهی لرزشی در دست

گاهی عجیب دلتنگیم
-این دلتنگی آخر میکشد مرا ...
#محیکس
-گفت ما همیشه دیر بودیم، دیر میخوابیم، دیر بیدار میشیم، دیر شروع کردیم به زندگی کردن، دیر رسیدیم بهش، دیر رسید بهمون، دیر شده بود دیگه، دیر بود واسه هرکاری کردن، دیر بود واسه زندگی کردن، واسه همین بیخیالش شدیم دیگه، تموم بود، فقط رسیده بودیم به تیتراژ آخر فیلم، چراغا روشن شدن، هوا هم
- گفت نه اینکه نخوایم برگردیم، فقط کسی منتظر برگشتنمون نبود، برگشتن بی ذوق هم که دیگه به کاری نمیاد، همون دورا بی‌ذوق واسه خودمون داریم زندگیمونو میکنیم، حالمونم خوب نباشه، لااقل بدتر نیس، وسطیم و نامعلوم و دلتنگ
+ خوابی؟
- نه
+ میدونستم
- واسه چی پرسیدی پس؟
+ هیچی، گفتم سر حرفو وا کرده باشم
- خب
+ بیا حرف بزنیم
- چی بگیم؟
+ نمیدونم، هرچی
- بگو پس
+ منکه نمیدونم، تو بگو
- منم نمیدونم که، حرفام تموم شدن
+ از کی؟
- از وقتی یادمه
+ از کی یادته؟
- از اولش
+ پس کلا خراب درست کردن از اولش
- ها
+ یه کلمه‌ای جواب نده
- باشه
+ بازم یه کلمه‌ای جواب دادی که
- ها
+ ها و کوفت
- کوفت گفتنتو دوس دارم
+ آخه کی کوفت گفتن یکی دیگه رو بهش دوس داره؟
- من
+ دیوانه‌ای دیگه
- دیوونه توام
+ الکی دیوونگیتو ننداز گردن منا، قبلشم دیوونه بودی
- ها، ولی الان دیوونه توام
+ قبلش دیوونه کی بودی؟
- هیشکی
+ بعدش چی؟
- بعد نداره که
+ چرا خب، وقتی نباشم دیگه
- منم نیستم اون موقع دیگه
+ ولی من نبودمم باش
- نمیخوام، به کاری نمیام دیگه
+ نه الان خیلی به کاری میای؟
- ها، الانم به کاری نمیام
+ شوخی کردم
- جدی گفتم
+ کوفت و جدی گفتم
- گفتم کوفت گفتنتو دوس دارم؟
+ دیووونه
- دیوونه توام