۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-به نام بخوانیش و با تعجب برگردد و باز هم اشتباه گرفته باشیش، که از وقتی که رفته‌ است، عجیب تمام مردم شهر او را به یادت می‌اندازند، که یکی چشمانش را دارد و یکی لبانش را و یکی روسری اناریش را و یکی عطرش را و یکی نگاهش را و یکی دستانش را و هیچ کدام دیگر تمامش را ندارند و تمام خطی از او را دارند، که روزی هزار بار میبینیش و ولی نه چنان که باید، نه چندان که شاید و تنها دلتنگتر میشوی و تنها عصرهای پنجشنبه کش می‌آیند باز و کش میدهندت باز و آرام آرام همچون پارچه‌ای قدیمی و پوسیده، خیالت جِر میخورد باز
-یکی باشه اینجوری با ذوق نگاهت کنه چیه؟ همونم نداریم :)
رفته بودم مصر، غرق در خیالپردازی های احمقانه ام و سرگرم لذت بردن از آن.
جورج مایکلِ لعنتی مشغول اوج گرفتن تو اون دنیای پر از محنت آنشرلی بود
یهو برگشت گفت بگیر، هنذفری بود؛
شنیده نشنیده صدای ابی که رسید به گوشم، غرق شدم توش .
حسش دقیقا جوری بود که انگار کنارم نشستی و باز قراره با دلپوش دابسمش درست کنیم و باز اون تیکه ی شراب صد ساله که رسید خنده‌ت بگیره و بگی که از اول بگیرم...
انگار بالاخره بعد از کلی گشتن تو دنیای موازی تونسته بودم‌ دریم لند واقعی رو پیدا کنم‌، جایی که تو و رویاهات و خیالپردازیات بود؛ اونجا که دقیقا فقط منم و تو .
چه میکس دوس داشتنیی شده بود ترکیب صدای ابی و جورج مایکلو تویی که داری پشت سرم با ناز سعی میکنی درست بخونیو باز یه تیکشو اشتباه بگیو غر بزنی که من درست میخونم؛ ابیه که اشتباه میکنه...

بازم طوقیِ پیرِ نامه رسانِ رستاک نامه ای که بهت نوشتم رو گم کرده و تو با چمدون راهی دریا شدی، دوربینتو بردار، ایندفعه موقع کباب کردن جوجه ها من میرم و گمو گور میشم تا تهش تو صدام بزنیو کورمال کورمال دستمو بگیری و برسیم به ماشین ....ایندفعه من راننده میشمو تو آینه هعی نگات میکنم تا وقتی با رستاک هم صدا شدیو بلند بلند داد زدی :
"چمدونتو که بازم جمع کردی
دوباره اینجوری نگاهم کردی
بخدا بری نباید برگردی‌
وای
همه ی پلا رو خراب کردی باز
رو دلت زیادی حساب کردی باز
من دارم‌ میمیرمو خونسردی باز"

دقیقا تو همون لحظه بمیرم واست ....

#محیکس
"ٱنا لا أضعف
إلا حين أشتاقُ إليك"

"من کم نمیارم
مگر زماني که
دلتنگت بشم..."
-من باشم و تو، جمعه، عصر، تهران، دستت را سفت گرفته باشم و خالی انقلاب را بالا رفته باشیم و سیصد و بیست و هشت برگ خشک زیر پایمان خِرِچِی خرد شده باشد و رسیده باشیم دم در همان شیرینی فروشی همیشگی، با چشمان ذوق زده‌ات زل زده باشی به نون خامه‌اهای گردالوی نرمولوی گنده‌ی پشت شیشه، بگیریم ازشون؟، بگیریم!
-‏گاهی باید بگذری ... بگذاری و بروی ؛
وقتی می مانی و تحمل میکنی
‏از خودت یک احمق میسازی!
-دلتنگی مثل مستی میمونه بهتره وقت دلتنگی حرف نزنی...
میروم آنجا که
دلی بهرِ دلی تب دارد ،
عشق زیباست و حرمت دارد

#سهراب_سپهری
...میترسم از اون لحظه که دیوونه نباشی...
-‏گفت الان پیشته‌ ها، یه چشم به هم میزنی میبینی نیست، تا بیای دنبالش بگردی، یادت میاد که خیلی وقته نیست، باز یه چشم به هم میزنی، هست، چوب کبریت میذاری لای پلکات که دیگه چشمات نیان روی هم
-‏گفت میشه فهمید که یه کسی میخواد بره، اما هیچ وقت نمیشه فهمید که کی اتفاق میوفته، حتی اگر خود آدمم، بخواد بره، بازم نمیدونه کی ممکنه بره، رفتن تصمیم طولانییه که آخرش توی یه لحظه‌ی عموما بی‌ربط اتفاق میوفته
-‏گفت حالا توی حال خوبمون اصلا هیچی، ولی لااقل توی این هوای نمور سردِ ابریِ بی‌بارونِ پاییزِ کوفتی، دیگه یکی باید باشه که لش کنه توی بغل آدمو، آدم دو تایی باهاش دلتنگی بکشه
‏فریدون مشیری میگه: من به تنگ آمده‌ام از همه چیز، بگذارید هواری بزنم :))))
آقای یگانه چیکار داری میکنی با ما ؟؟
@Deep_Mo 🌧
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
چطور میتونی فکر کنی؛
که ممکنه یه روز برم؟؟
منی که حتی از خودم؛
به تو پناه می‌برم!!
@Deep_Mo
-جای خالیت منو آتیش میزنه
وقتی تقویم به آذر میرسه...
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned «-جای خالیت منو آتیش میزنه وقتی تقویم به آذر میرسه...»
-اگه میتونستین تو زمان سفر کنین
چیکار میکردین؟؟
کجا میرفتین؟؟

جواب بدین👇
@Mohiks