۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
میگفت لعنت به این زندگی که ما کثافتا رو تو این خراب شده کنار هم‌ جمع کرد تا بهم وابسته شیمو عاشق!

#محیکس
هوا سرده
منمو خیالت
دوتایی نشستیم لبه یِ حوضِ خونه یِ مادرجون، همونی که نصفِ خاطراتِ بچگیم دارم توش شنا میکنمو تهش مادرجون صدام‌ میزنه که بیا دارم سیب زمینی سرخ میکنم و من از ذوق زیاد نمیدونستم چجوری خودمو میرسوندم بهش تو آشپزخونه....
خیالت مثه تو حرف نمیزنه، بی انصاف حتی جوابم‌ نمیده، لاکردار فقط خیره میشه بهت و دیگه نهایتا واست یه سیگار روشن کنه!! مثه تو نمیگه هعی هودی بپوش که جیباش بزرگتره که دستای جفتمون جا شه توش! یهویی اس ام اس نمیزنه ربع ساعت دیگه همون جای همیشگی! حتی واست نمیخنده که تموم غمای دنیا تو انحنای گونه‌ش تموم شن و به چشاش که برسی ذوقو تو اقیانوس چشاش ببینیو دلت هررری بریزه و نیشت تا بنا گوش باز! مثه تو حسود نمیشه که پدرمو دربیاره و آخرشم این من باشم که واسه هیچ و پوچ کلی بوست کردم تا آشتی کنی بام! مثه تو جوابه تموم صدا کردمامو با یه جونم نمیده و شبام نمیگه شب بخیر خوب بخوابی و تهش یه قلب زرد بفرسته که فقط خودم میدونم چقققده ارزشش واسمون.
ولی میدونی چیه ؟ با تموم این کاستیا یه مزیت خیییلی خوب داره! اونم اینه که همیشه هست، هرررر موقع که دلم بخواد کنارمه، یه خیالی که نشات گرفته از تموم حسرتامه و تموم قشنگیای دنیام خلاصه شدن توش و تا هر وقت بخوام دارمش....

خیالت قشنگه، مثه خودت... دوسش دارم، مثه خودت💛
#محیکس
۰تولدمه
بهترین حس دنیا رو دارم وقتی کنارمی.
لذت های فرابشری که فقط مختص خودمونه.
توام بودی، خیالتو میگم، زل زده بودی بهم و منتظر که شمعو فوت کنم، آرزو کردم یه رویایه محالو، خندیدیو محو شدی......

#محیکس
میگفت آدما عاشق هم‌ نمیشن، ینی عاشق شکل و قیافه و ظاهر و فیزیک هم‌ نمیشن، آدما عاشق روح هم‌ میشن، اینه که یه عشق رو ابدی میکنه و مثه شهریار تا چهل سال منتظر و عاشق .
زیبایی عشق همینه
همین جاودانگی
همین خیال
همین ...

#محیکس
-یازده آذر نود و پنج
تلفیق 💛
که می شود وسطِ وان، دچار فلسفه شد
که زیر آب فرو رفت... واقعا خفه شد!
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
۰ادامه دار میشوی در من....
- ادامه دار می‌شوی در من ، در شعر ، در آهنگ های هر شب
یک شهر دارد تو را ادامه می‌دهد و تو به خیالت رفته ای .
-‏همونجا که لیلا حاتمی توی رگ خواب میگه: چطور این همه از عمرمو بدون اون گذرونده بودم؟، دقیقا همونجاس که آدم خلاص شده دیگه، افتاده توی سرازیریی که یا سالم میرسه پایین و از هیجانش لذت میبره، یا چپ میشه و داغان‌ترین میشه
- ‏گفت برای دونستن ارزش واقعی هرچیزی باید از دستش بدی، اما اگر ارزششو بدونی هیچ وقت از دستش نمیدی....
دو‌ نفر می تونن برای مدت طولانی از هم دور باشن و به هم فکر نکنن، و یه اتفاق این دو نفر رو دوباره رو در رو قرار بده.
و بعد دیگه نتونن از هم فاصله بگیرن.
عشق این خاصیت رو داره که بتونه دو نفری که بزور سعی در فراموش کردن هم داشتن رو یه روزی یه جایی دوباره بذاره توی مسیر سرنوشت‌ هم.
و از اون روز به بعد همه چی رو خودِ عشق تعیین می‌کنه نه اون دونفر!

#شیما_سبحانی
-خدا کند به کسی چون خودت دچار شوی!

#سیدمحمد_حسینی
من مُردم!
دیشب...
نمیدونم دقیقا بعد از کدوم حرفت بود که مردم، اینکه زل بزنی تو چشامو بگی دوسِت ندارم و واسم هیچ فرقی با یه غریبه نداری یا اینکه وابستگیت به آدمایی که نصف منم تو زندگیت نبودن رو به رخم‌ بکشی!! مگه خودت نبودی که میگفتی زیبایی عشق به دوامشه؟؟
آره، من دیشب مردم...
یه تیکه از مسیرو با یه موتوری اومدم و تا جایی که یادمه قمه ی دستش از قد خودشم بزرگتر بود .
تیکه ی دوم مسیرو با یه تاکسی رفتم که راننده‌ش چشاش خون بودو آدرس پاتوق رو از اونیکی دوستش پشت تلفن میپرسید.
تموم این مدت هنذفری تو گوشم بودو نمیدونستم چی به چیه و هر از گاهی یه تیکه از حرفاشو میشنیدم.

یهو چشام‌ سنگین‌ شد و همه چی سیاه.
.
.
.
سنگینی پتو رو روی صورتم حس میکردم، به زور پتو رو کنار زدم و دیدم کنار تخت بالای سرم وایسادی!! چشامو بهم فشردم که ماتی تصویری که ازت میدیدم واضح شه، واضح شد ولی تو نبودی، یه پرستار بود که داشت سِرم رو عوض میکرد.
هیچی یادم نمیاد از اتفاقایی که قبلش افتاد.
اَه! ایندفعه نزدیک بودما.........

#محیکس
۰جمعه
- پاییز از کنارم میگذرد
دستش را که به شانه ام میکشد
چیزی را فرومی ریزد
شبیه مهرت از دلم!