Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
Naameye aakhar.aac
3.8 MB
-در تو شهریست و من گمشدهای در کوچههایش، تمام بن بست
[گفتی که چگونهای تو بیمن؟
دانی تو که بیتو چون توان بود.]
عطار در ادامه یحتمل گفته که
به ولله اگر بدانی...
دانی تو که بیتو چون توان بود.]
عطار در ادامه یحتمل گفته که
به ولله اگر بدانی...
-ای کاش به قلبم طلوع میکردی
تا آتش چشمانت بر هر کسی جز من خاموش میشد
کاش....
ای کاش...
تا آتش چشمانت بر هر کسی جز من خاموش میشد
کاش....
ای کاش...
شاید باورت نشود
گاهی
از شدت دلتنگی
راضی به هرچه بودن میشوم بجز خودم!!
مثلاً همین امروز
آرزو می کردم
شاپرک گرفتار
در تار عنکبوت گوشه ی اتاقت باشم
همان قدر نزدیک
همان قدر بیچاره...
#هستی_دارایی
گاهی
از شدت دلتنگی
راضی به هرچه بودن میشوم بجز خودم!!
مثلاً همین امروز
آرزو می کردم
شاپرک گرفتار
در تار عنکبوت گوشه ی اتاقت باشم
همان قدر نزدیک
همان قدر بیچاره...
#هستی_دارایی
ای تو تمنای وصال
ای تو تماشای خیال
ای تو فرای آنچه بود
ای تو تمام آنچه هست
تمام جان من تویی
روح و روان من تویی
فکر شبان من تویی
ذکر لبان من تویی
چگونه بی تو سرکنم؟
تویی که قبلهی منی
#محیکس
ای تو تماشای خیال
ای تو فرای آنچه بود
ای تو تمام آنچه هست
تمام جان من تویی
روح و روان من تویی
فکر شبان من تویی
ذکر لبان من تویی
چگونه بی تو سرکنم؟
تویی که قبلهی منی
#محیکس