۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
چه می‌شد این شب خسته به سمت لب برود؟!
کسی که آخر خطّم! عقب عقب برود
از انتهای زمستان، بهار برگردد
که با فشارِ دکمه، نوار برگردد...

سید مهدی موسوی
اواخر زمستان بود که یک روز هوایش زد به سرم که ناگهانی به دیدنش بروم،
اولین دیدار بود...
اولین بار دیدن کسی که دوستش داری هم دلهره آوره هست، هم ترسناک
ترس آن بخاطر خودش نبود
بخاطر این بود که مبادا هول بشوم و مِن مِن بکنم و متوجه بشود ضعف دارم!!
یک مسیر طولانی را باید رانندگی میکردم
در طول راه مدام با خودم مرور میکردم چگونه رفتار کنم
چه بگم!!
هرچه فاصله کمتر میشد تپش های قلب من بیشتر و بیشتر میشد.
وقتی رسیدم انگار آتشفشان درونم فرو کش کرد شاید بخاطر حس امنیت بود یا آرامش لحظه ای رسیدن به معشوق
طبق قرار قبلی وارد مکانی شدم که همه چیزش به سلیقه خودش چیده شده بود
از میز و صندلی هایش گرفته تا دکور و تابلوهای دیواریش!
در همان لحظه ابتدایی ورود چنان مات چشمانش شدم که دستانم لرزید!!
اصلا نمیشد زیبایی چشمای یک نفر را از درون یک عکس فهمید حالا هرچقدر هم لنز دوربین کیفیت داشته باشد باز هم اون جذابیت واقعی را ندارد
وقتی چشم در چشم شدیدم تنم لرزید ناخودآگاه به سمت بغلش رفتم محکم گرفتمش و فقط یک جمله به زبانم آمد “چقدر جایم امن است”
وقتی سر یک میز نشستیم شروع کرد به حرف زدن و از من پر حرف بعید بود که آن لحظه فقط بخواهم شنونده باشم
راستش صدایش هم به زیبایی چشمانش بود
نمیدانستم محو کدامشان بشوم
حواسم را به چشم هایش میدادم حرف هایش را نمی شنیدم
یا حواسم را به حرف هایش میدادم چشم هایش را نمیدیدم!!
زمان رفتن که فرارسید هزار و یک دلیل برای نرفتن آوردم
از منِ قوی این ضعف بعید بود!!
اینکه یک آدم تا چه حد میتوانست درک کند
جذب کند
حس امنیت دهد
که هم ساعت از دستم برود هم اینکه نتوانم دل بکنم!
الان که مدت هاست دارد از آن قضیه میگذرد باز هم از گفتن و تصویرسازی یک لحظه ی اون روز بی تابی دلم شروع می‌ شود
برای گرفتن دستانش
برای نوازش موهایش
برای صدایش، چشم هایش
به راستی دلبر تو هم با خواندن حرف هایم دلت بی تاب شد ؟
دلت برای هوای همان روز پر کشید ؟

#امین_باغبان
- همونجا که شجریان میگه « سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی»...
دکتر میدونی نهنگا خیلی بدبختن؟!
هرچی‌گریه کنن دل دلبرشون براشون‌ نمیسوزه،
فک میکنه آب دریاس رو صورتشون
اینه که یههو نهنگه دلش میپوکه
میاد میشینه تو ساحل و میمیره ...
نخند ، من میدونم ، من خودم یه نهنگ مُردم :)

#حمید_سلیمی
Forwarded from بزرگوار :)
بزرگوار آدم بعضی وقتا
نیاز داره یکی براش یه آهنگ
بفرسته بگه ببین این حسم به توعه گوش کن((:
Forwarded from Touch♡
وقتی منتظری فقط اون یک نفر استوریتو ببینه...!
@t0_uch
🧩
- وقتی به روی ما دریچه ای به نام‌ اطمینان بسته شد، تمام‌ آزادی های زمین را قفس فرا گرفت!
Forwarded from نور نقره ای ماه (PARISA)
قالت لى: حدثنى عن الحنين
فقلت: الحنين هو أن تسمع صوت
من تحب و تلتفت و لا ترو أحداً

گفت: از دلتنگي بگو،
گفتنم: دلتنگي يعني
صداي محبوبت را بشنوي،
روي برگرداني
و كسي آنجا نباشد...
Life is too short to wake up with regrets. So love the people who treat you right. Forget about those who don’t. Believe everything happens for a reason. If you get a chance, take it. If it changes your life, let it. Nobody said life would be easy, they just promised it would most likely be worth it.

– Paulo Coelho

زندگی خیلی کوتاهه که بخوای با پشمونی از خواب بلند بشی. پس کسانی رو دوست بدار که باهات به خوبی رفتار می‌کنن و کسایی که باهات بد هستن رو فراموش کن. باور داشته باش که برای هر اتفاقی دلیلی وجود داره. اگر فرصتی برات پیش اومد، برو دنبالش. اگر [ خواست ] زندگیت رو عوض کنه، بهش این اجازه رو بده.
هیچکس نگفته که زندگی قراره آسون باشه، اون‌ها فقط بهمون قول دادن که معمولا ارزشش رو داره‌.