Forwarded from نور نقره ای ماه (PARISA)
قالت لى: حدثنى عن الحنين
فقلت: الحنين هو أن تسمع صوت
من تحب و تلتفت و لا ترو أحداً
گفت: از دلتنگي بگو،
گفتنم: دلتنگي يعني
صداي محبوبت را بشنوي،
روي برگرداني
و كسي آنجا نباشد...
فقلت: الحنين هو أن تسمع صوت
من تحب و تلتفت و لا ترو أحداً
گفت: از دلتنگي بگو،
گفتنم: دلتنگي يعني
صداي محبوبت را بشنوي،
روي برگرداني
و كسي آنجا نباشد...
Life is too short to wake up with regrets. So love the people who treat you right. Forget about those who don’t. Believe everything happens for a reason. If you get a chance, take it. If it changes your life, let it. Nobody said life would be easy, they just promised it would most likely be worth it.
– Paulo Coelho
زندگی خیلی کوتاهه که بخوای با پشمونی از خواب بلند بشی. پس کسانی رو دوست بدار که باهات به خوبی رفتار میکنن و کسایی که باهات بد هستن رو فراموش کن. باور داشته باش که برای هر اتفاقی دلیلی وجود داره. اگر فرصتی برات پیش اومد، برو دنبالش. اگر [ خواست ] زندگیت رو عوض کنه، بهش این اجازه رو بده.
هیچکس نگفته که زندگی قراره آسون باشه، اونها فقط بهمون قول دادن که معمولا ارزشش رو داره.
– Paulo Coelho
زندگی خیلی کوتاهه که بخوای با پشمونی از خواب بلند بشی. پس کسانی رو دوست بدار که باهات به خوبی رفتار میکنن و کسایی که باهات بد هستن رو فراموش کن. باور داشته باش که برای هر اتفاقی دلیلی وجود داره. اگر فرصتی برات پیش اومد، برو دنبالش. اگر [ خواست ] زندگیت رو عوض کنه، بهش این اجازه رو بده.
هیچکس نگفته که زندگی قراره آسون باشه، اونها فقط بهمون قول دادن که معمولا ارزشش رو داره.
-یه کاری واسه من بکن.
+چی مثلا؟
-هرچی،چه میدونم...
مثلا ساعتتو باز کن بذار رو میز بگو برا تو کردم! آدم گاهی واقعا احتیاح داره به یه حرف محبتآمیز.
#قایقهای_من
+چی مثلا؟
-هرچی،چه میدونم...
مثلا ساعتتو باز کن بذار رو میز بگو برا تو کردم! آدم گاهی واقعا احتیاح داره به یه حرف محبتآمیز.
#قایقهای_من
Forwarded from بزرگوار :)
بزرگوار ادم باید متعلق باشه،
به جایی
به محیطی
به رویایی
ومهمتر از همه
به آدمی
آدمی
آدمی
در غیر این صورت معلقه معقل((:
به جایی
به محیطی
به رویایی
ومهمتر از همه
به آدمی
آدمی
آدمی
در غیر این صورت معلقه معقل((:
bitrait
Voice message
- و مایی که غرق شدیم تو دنیای خاطرات....
«هوس سیگار کردم. ابلهانه بود. سال ها بود سیگار نمی کشیدم. بله اما حالا دلم می خواست، زندگی همین است… ارادهی راسختان را در ترک سیگار تحسین میکنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم میگیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید. مردی را دوست دارید، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی در مییابید که او خواهد رفت چون زن دیگری را دوست دارد.» / «چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟» / «باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک ها خشک شوند. باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.» / «روی زمین نشستم و سرم را میان دستانم گرفتم. فکر کردم کاش میتوانستم پیچ سرم را از گردنم جدا کنم. آن را روی زمین بگذارم، شوت محکمی به آن بزنم تا آن جا که ممکن است دور و دورتر برود. آن قدر دور که دیگر نتوان پیدایش کرد. اما من حتی شوت زدن بلد نیستم. حتمن سرم همان کنار میافتاد.»
#آنا_گاوالدا
#آنا_گاوالدا
-در کویِ تو معروفم وُ از روی تو محروم
گرگِ دهن آلوده یوسف ندریده...
گرگِ دهن آلوده یوسف ندریده...
-Sometimes your silences is not from having nothing to say. Sometimes you have a lot to say but you tell yourself I've said a lot, what changed?
بعضی وقتها سکوتت از حرف نداشتن نیست. بعضی وقتها خیلی حرف داری ولی پیش خودت میگی مگه اون همه که گفتم چی شد؟
بعضی وقتها سکوتت از حرف نداشتن نیست. بعضی وقتها خیلی حرف داری ولی پیش خودت میگی مگه اون همه که گفتم چی شد؟