۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را!

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را

قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را

-کاظم بهمنی
-بغل خیلی از کنار نزدیک تره؛
بغل از همه چی نزدیک تره :)
نزدیک تر از خواب، نزدیک تر از غم، نزدیک تر از برخورد...
- ‏پس ما کی قراره توی زندگی حس کنیم واسه کسی جز خودمون هم مهم هستیم؟
-به مادرم نشان دادم چشمانت را، گفتم میبینی این دو معلق روشن را؟! دلم مابین همین هاله های رنگی گیر کرده است... هیچوقت برای دیدنم شوقی در آنها رخنه نمیکند!
سرم را روی سینه‌اش گذاشتم و زمزمه کردم؛ او مرا دوست ندارد، ندارد، ندارد....!
- ناشناس هعی پیام میاد و تنم میلرزه!
آقای ادمین بات پیام ناشناس، فاک یو...
- کاش میشد بین استخون ترقوت یه کلبه ساخت، یا لا به لای تارهای موت خوابید، یا بغل چشمات نشست‌؛ نشست به تماشای منظره شون ، یا مثلاً وقتی لب گشودی داری سخن میگی صداتو بغل کرد، نگاهتو بوسید.
تو نمیفهمی اینارو، میدونم. تو قد من دیوونه نیستی....
-‏این جمله عمق بغل‌و بیان میکنه:
Let's hug until we smell the same.
Nothing makes me as happy as you do, nothing in this whole wide world.

هیچ چیز در این جهان پهناور، منو به اندازه ی تو خوشحال نمیکنه...
-Sometimes when I MISS YOU, i fall asleep and you are between my arms and wokeup and see my phone instead!
-من پشت خط فاجعه عاشق شدم نه تو!
She was poetry but he had forgotten how to read.
Missing someone + No texts or calls = worst feeling ever .
خوبم، خوشم؛ کجام؟ هیچ جا! نیمه شب است یا نزدیک سحر؟ نمی‌دانم! انگار در مکثی خالی میان دو دقیقه‌ی پرهیاهو نشسته‌ام؛ میان بی‌نهایت گذشته و بی‌نهایت فردا...
-I love you baby
And if it's quite all right
I need you baby
To warm the lonely nights
06:04
and nothing heal anymore!