۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این دیگه چه رنگشه، حیرونم... یه آدم گنده باهاس بشه نوچه‌ی یه وجب دل. آخه چرا باهاس همچی باشه؟ کی گفته؟ مگه من کیم؟ کی گفته یه جوجه دل بشه اختیار دار آدمیزاد؟ دایی! اینو هم بگم، آدم... آدم مثلاً من اینو می‌خوام اونو می‌خوام نداره. باهاس دید که... باهاس دید که اون صاب‌مرده چی می‌خواد.
این... این... این درست نیس
 دایی... درست نی... دایی، کار از یه جا خرابه.
گفتم ببینمش مگرم درد عشق ساکن شود
بدیدمش و عاشق‌تر شدم
اینگونه که گویی تمام دلتنگی دنیا حناق شده در گلویت! نه راهی برای پس دادن و نه راهی برای پیش رفتن...
محکوم به تزلزل سیب گلو و نفس های بریده بریده و اشک‌هایی که به پهنای صورت روانه بالشت میشوند.

#محیکس
-و تو را در قبال کسی که عاشق خودت کردی مسئولیتی‌ست ورای بودن.
ورای ماندن.

#محیکس
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (• pegahsaniee)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (• pegahsaniee)
‏آدم‌ها را در عکس‌هایی که از جهَان می‌گیرند، بازمی‌شناسم، نه در عکس‌هایی که از خودشان می‌گیرند . ظاهرِ همه‌ی آدم‌ها تقریبا به هم شبیه است، نحوه‌ی نگاه‌شان به جهان، یک‌سره متفاوت!

#ابراهیم_سلطانی

@pegah_saniee
چه کار کنیم؟
اگر این دنیا واقعیت‌هایی دارد
ما نیز رویاهایی داریم...

#پابلو_نرودا
[کاش بشه آخر قصه، برسم یه جایی که بگم، دیدی تونستم؟]
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
-همه جا، هر طرف تویی
تو همه کس و همه چیز تورو میبینم
مغازه های شهر پره از اسم تو
حتی آدمایه رندومیم که برخورد میکنم باهاشون یجورایی تداعی کننده‌ی توان واسم. هر کس به یه طریقی تورو یادم میاره...
یه حرف، یه کلمه، یه لحظه، یه ایموجی، یه لبخند، یه بغل...
چطور تورو از یادم ببرم وقتی هنوز توی خیالم زنده‌ای و قابل لمس؟ هنوزم آخر شبا این صدایِ توعه که میشه ریتم ضربانم!
لحظه‌ لحظه‌ی باتو بودن رو حفظم، اونم‌ منی که یه ساعت پیشمو یادم نیست!
خب اگه اینا دوس داشتن نیست چیه پس؟
دارم کلافه میشم و نمیرسم به ته این کلاف سردرگم!
تمومِ دنیام شده تو! پس کی میخواد اتفاق بیفته؟ الان؟ اگه الان نه پس کی؟
اگه الان که بیش‌تر از هر وقت دیگه‌ای شوق رسیدن دارم و اتفاق نیفتی، میخوای بشی نوش دارو بعد از مرگ سهراب؟ میخوای بشی مثه اون اسکارِ دیکاپریو که گذاشته بودش زیر پاش؟
یا نه، قراره همینجوری کشش بدیم؟ همینجوری مثه دو تا خط متنافر بریم تو موازاتِ هم و هیچوقت برخورد نکنیم؟ مگه نمیگن هدف گذاری کن؟ برو تو مسیر؟ اتفاق میفته ولو با تموم شکستاش؟ منتها دیگه مسیری نیست که منو برسونه بهت! هر کدومشو هزار بار رفتم و هر بار تو دورتر شدی! رسیدیم جایی که فاصله‌مون بشه ۷۷ روز!!!
شدم مثه جنگ هاردهوم تو ارباب حلقه ها! یا جنگ وینترفل تو گات! یا بارسایی که باید ۶ تا به پاریس میزد و تا دیقه ۸۹ سه تا گل کم داشت!
دنبال جرعه‌ای امیدم که جریان بده به خونِ تو رگام
دنبال باریکه‌ی نورم که بتابه به کرختیِ قلب سیاهم...
دنبال سرخی روبرتوعه وجودمم که بشه ناجیه من!
اما تو نیستی... نبودن بدتره از ندیدنش. اینجوری دلتنگشی ولی نیس که رفعش کنه. نیس که باورش کنه. نیست و جاش خالیه، یه جای خاص، یه حفره که با هیچی پر نمیشه! حتی با یه کامیون بغل!!!

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
-‏شب که میشه میوفتیم تو رودخونه ای از خاطره ها، شنا میکنیم، دست و پا میزنیم، غرق میشیم، خفه میشیم، میخوابیم...

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
-با خاطرت نگه دار مرا
در این ابعاد خیال

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
ویرانه‌ام....
[با خیالت]

#محیکس
[مگر ندانی چو از تو دورم،
بی راهه ای خموش و تار،
بی عبورم]