۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Simge – Uzulmedin mi
[Üzülmedin Mi]
[Didn't you sorrow?]
#Simge
TUR-ENG LYRIC
Vuruldum
Aynı Yerden
Üst Üste Vuruldum
Ama Sustum
I've been shot
I've been shot from the same place, over and over
But I kept quiet
Dağıttın Hayatımı
Beni Ağır Yanılttın
Acım Oldun
You distributed my life (made miserable my life)
You deluded me, heavily
You became my pain
Ve Gördüm Gerçeği
İçindeki Seni
Buna Rağmen Tutuyordum
O Soğuk Ellerini
I saw the truth
The real person inside you
Despite this, I was holding
Your cold hands
Gidiyordum Kaç Defa
Ama Tuttum Kendimi
Yapamazdım, Acıtamazdım
Asla Senin Gibi
How many times have I gone?
But I refrained myself
I couldn't do, I couldn't make you suffer
Never, like how you did to me
Üzülmedin Mi Kalbimi Çarpıp Çıkarken
Küçülmedin Mi Aşkla Verdiğin Sözden Cayarken
Nasıl Bakıyorsun Gözlerime Veda Ederken
Ben Çok Üzüldüm,
Sen Üzülmedin Mi?
Didn't you suffer while leaving my heart?
Didn't you be reduced while breaking your words which you gave with love?
How are you looking in my eyes while saying goodbye?
I am very upset
Aren't you upset? (Didn't you sorrow?)
@Deep_Mo✨
[Didn't you sorrow?]
#Simge
TUR-ENG LYRIC
Vuruldum
Aynı Yerden
Üst Üste Vuruldum
Ama Sustum
I've been shot
I've been shot from the same place, over and over
But I kept quiet
Dağıttın Hayatımı
Beni Ağır Yanılttın
Acım Oldun
You distributed my life (made miserable my life)
You deluded me, heavily
You became my pain
Ve Gördüm Gerçeği
İçindeki Seni
Buna Rağmen Tutuyordum
O Soğuk Ellerini
I saw the truth
The real person inside you
Despite this, I was holding
Your cold hands
Gidiyordum Kaç Defa
Ama Tuttum Kendimi
Yapamazdım, Acıtamazdım
Asla Senin Gibi
How many times have I gone?
But I refrained myself
I couldn't do, I couldn't make you suffer
Never, like how you did to me
Üzülmedin Mi Kalbimi Çarpıp Çıkarken
Küçülmedin Mi Aşkla Verdiğin Sözden Cayarken
Nasıl Bakıyorsun Gözlerime Veda Ederken
Ben Çok Üzüldüm,
Sen Üzülmedin Mi?
Didn't you suffer while leaving my heart?
Didn't you be reduced while breaking your words which you gave with love?
How are you looking in my eyes while saying goodbye?
I am very upset
Aren't you upset? (Didn't you sorrow?)
@Deep_Mo✨
-گمونم خیلی لذت بخشه، وقتی ازش میپرسی:
دوس داشتن یا عشق؟
اونم مثل آقای چاوشی جواب بده: «دوس دارمت با عشق»
دوس داشتن یا عشق؟
اونم مثل آقای چاوشی جواب بده: «دوس دارمت با عشق»
- هرکسی ماند
به خورشید سلامم ببرد
ما که مُردیم و ندیدیم
به خود گرما را!
به خورشید سلامم ببرد
ما که مُردیم و ندیدیم
به خود گرما را!
اندوه که از حد بگذرد، جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن
دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن
آنچه اهمیت دارد یک کشداری رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
#صادق_هدایت
دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن
آنچه اهمیت دارد یک کشداری رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
#صادق_هدایت
از یه جایی به بعد، دیگه بر نمیگرده!
از یه جایی به بعد، تبدیل میشه به یه آدمی که رفته! [فعل گذشته]
تموم خاطرههات میشن یه اتفاق، تو یه افق دوردست، رو به عقب!
دیگه خیالی نیس که شبات رو روشن کنه و بشه اون کور سو امید به زندگیت.
از یه جایی به بعد، از اول شخصِ مفردِ تمومِ جملههاش میشی دوم شخص جمع!
دیگه خبری از اون نگاههای خیره و بوکه که فقط فوکوس رویِ تو بود نیست.
از دست دادن ینی این...
دقیقا مثل لهستان بعد از جنگ که نازیا تاختن و تموم کشور شد یه خرابه!
دقیقا مثل ژاپن بعد از سونامی
یا هیروشیما بعد از بمب
[خالیِخالیِخالی...
عاری از هرگونه حس
عاری از هرگونه خیال
عاری از تو]
#محیکس
از یه جایی به بعد، تبدیل میشه به یه آدمی که رفته! [فعل گذشته]
تموم خاطرههات میشن یه اتفاق، تو یه افق دوردست، رو به عقب!
دیگه خیالی نیس که شبات رو روشن کنه و بشه اون کور سو امید به زندگیت.
از یه جایی به بعد، از اول شخصِ مفردِ تمومِ جملههاش میشی دوم شخص جمع!
دیگه خبری از اون نگاههای خیره و بوکه که فقط فوکوس رویِ تو بود نیست.
از دست دادن ینی این...
دقیقا مثل لهستان بعد از جنگ که نازیا تاختن و تموم کشور شد یه خرابه!
دقیقا مثل ژاپن بعد از سونامی
یا هیروشیما بعد از بمب
[خالیِخالیِخالی...
عاری از هرگونه حس
عاری از هرگونه خیال
عاری از تو]
#محیکس
اونجا که علیرضا قربانی میگه:
[من تفنگی شدهام رو به نبودن هایت
رو به یک پنجره در جمعیت تنهایت
فکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم نزدیک کنم
بی هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم شلیک کنم...]
همونجا باید شاتگانتو برداریو جوری بزنی که مغزش بپاچه رو دیوار، بعدم ته سیگارتو بندازی تو دریای نفرتت و بری.
#محیکس
[من تفنگی شدهام رو به نبودن هایت
رو به یک پنجره در جمعیت تنهایت
فکر کردم که خودم را به تو نزدیک کنم نزدیک کنم
بی هوا بین دو ابروی تو شلیک کنم شلیک کنم...]
همونجا باید شاتگانتو برداریو جوری بزنی که مغزش بپاچه رو دیوار، بعدم ته سیگارتو بندازی تو دریای نفرتت و بری.
#محیکس
میگویند منتظر باش ، روزی به دنبالت خواهد گشت و به سراغت خواهد آمد. اما من میدانم که امید بیهودهایست. هیچ چشمهای در پی تشنه نمیدود.
در روابط عشقی،ما عاشق داریم و معشوق عاشق در رابطه با شور ،وقف کردن و عشق ورزیدن در رابطه زندگی میکنه معشوق فقط از پرستیده شدن لذت میبره نمیگم عاشق بودن چیز بدیه ولی عاشقها رنج زیادی متحمل میشن در حالی که معشوق لذت میبره