اینگونه که معنی دادن به همه چیز را آموخته بود و معنی گرفتن را بایدش میآموخت تا شاید امواج دریای ندامتش به سواحل امنی برای به آغوش کشیدن خیالی خیس بدل شود!
#محیکس
#محیکس
- یه صنمی هم نداریم، اسمش مرجان باشه، بعد صداش کنیم: مرجان جان، بگه جان، بگیم مرا جان تویی، همچین شیرین بخنده، غم روزگار رو بشوره ببره...
bitrait
Voice message
#La_Vie_En_Rose
#Mashup
Hold me close and hold me fast
This magic spell you cast
This is la vie en rose
When you kiss me heaven sighs
And though i close my eyes
I see la vie en rose
When you press me to your heart
I'm in a world apart
And world where roses bloom
And when you speak, angels sing from above
Everyday words seem to turn into love songs...
(Would anybody like some French toast tonight?)
C'est lui pour moi, moi pour lui dans la vie
Il me l'a dit, l'a juré pour la vie
Alors je sens en moi
"LA VIE EN ROSE"
@Deep_Mo ✨
#Mashup
Hold me close and hold me fast
This magic spell you cast
This is la vie en rose
When you kiss me heaven sighs
And though i close my eyes
I see la vie en rose
When you press me to your heart
I'm in a world apart
And world where roses bloom
And when you speak, angels sing from above
Everyday words seem to turn into love songs...
(Would anybody like some French toast tonight?)
C'est lui pour moi, moi pour lui dans la vie
Il me l'a dit, l'a juré pour la vie
Alors je sens en moi
"LA VIE EN ROSE"
@Deep_Mo ✨
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned a voice message
-بعضیا مثه قرمه سبزی میمونن، هرچی بیشتر بمونن بهتر میشن.
هر چی بیشتر گرمشون کنی، خوشمزه تر میشن...
هر چی بیشتر گرمشون کنی، خوشمزه تر میشن...
[با اینکه موسیقی نمیدونم، با لمس انگشتات، پیانیستم]
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم
کوی تو که باغ ارم روضه خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه یک باغ نچیدیم، نچیدیم
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم
وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم
#وحشی_بافقی
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم
رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم
کوی تو که باغ ارم روضه خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم
صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه یک باغ نچیدیم، نچیدیم
سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم
وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم
#وحشی_بافقی
ساعتها نشسته بودم و چشمها را تماشا کرده بودم، گاهی به خودم میگفتم که از این چشمها باید در لحظه بعد اشک جاری شود. اشک تحسر، اشک عجز و لابه. بار دیگر تصور میکردم که این چشمهای زن عاشقی را جلوهگر میسازد، زنی که جرأت نمیکند عشق خود را به زبان بیاورد، زنی که عظمت معشوق او را له و لورده کرده و باز هم میکوبد و تماشاکننده باید از این نگاه شور او را دریابد. گاهی برعکس میگفتم: "نه، صاحب چشمها دارد مردی را به دام میاندازد، طعمه خود را در لحظهی بعد خواهد ربود و این زن با نیشخندی که از چشمهایش تراوش میکند از حال زار قربانیش، کیف حیوانی میبرد. من نفهمیده بودم که چشمها از آنِ یک زن دلباختهی عفیف است یا زنِ هوسـباز هرجایی!
#بزرگ_علوی
#بزرگ_علوی
اگر من نبودم
به کدام آه، خم میشدی؟
و اگر تو نبودی
کدام نوازش، سرانگشتانم را اشارت میآموخت؟
نظاره کن شعر گیاه را
سبزینه،
هستی است.
مرا به خورشید چشمانت
متصاعد شو
در آوندهات
که در ارتفاع
چیزی تشنه است.
#فرخ_تمیمی
به کدام آه، خم میشدی؟
و اگر تو نبودی
کدام نوازش، سرانگشتانم را اشارت میآموخت؟
نظاره کن شعر گیاه را
سبزینه،
هستی است.
مرا به خورشید چشمانت
متصاعد شو
در آوندهات
که در ارتفاع
چیزی تشنه است.
#فرخ_تمیمی