در تمام شعرهایی که برای تو نبودند حضور داشتهای!
از درخت نوشتم و ریشه شدی!!
از آسمان گفتم و باران شدی!!
از آزادی نوشتم و وطن شدی!!
از راه گفتم و سفر شدی!!
مردم تو را در نوشته هایم یافتهاند
می پرسند: تا چشم کار می کند عاشقی؟!
می گویم: مشق عشق نمی دانم!
می گویند: دل دادهای؟!
هراسان می شوم..به صرافت می افتم.. با دو دلی پاسخ می دهم:
روزی در چشمانم خیره ماند
نامم را پرسید، تکان بال هایش رؤیاییم را به هم ریخت..قلمم به لب هایش خورد
سرخ شد..از عشق نوشت!
رفت..
.
حیران می مانند! بازمانده این گونه ، عاشقانه، نمی ماند!! نمی آفریند!! نباید!!
-می دانم.
تمام محبوب های جهان این گونه اند...تو را به بی رحم ترین رنگ دنیا شبیه می کنند:
[منتظر]
#آرزویزدانی
از درخت نوشتم و ریشه شدی!!
از آسمان گفتم و باران شدی!!
از آزادی نوشتم و وطن شدی!!
از راه گفتم و سفر شدی!!
مردم تو را در نوشته هایم یافتهاند
می پرسند: تا چشم کار می کند عاشقی؟!
می گویم: مشق عشق نمی دانم!
می گویند: دل دادهای؟!
هراسان می شوم..به صرافت می افتم.. با دو دلی پاسخ می دهم:
روزی در چشمانم خیره ماند
نامم را پرسید، تکان بال هایش رؤیاییم را به هم ریخت..قلمم به لب هایش خورد
سرخ شد..از عشق نوشت!
رفت..
.
حیران می مانند! بازمانده این گونه ، عاشقانه، نمی ماند!! نمی آفریند!! نباید!!
-می دانم.
تمام محبوب های جهان این گونه اند...تو را به بی رحم ترین رنگ دنیا شبیه می کنند:
[منتظر]
#آرزویزدانی
و تو، فراموش ترین اتفاقی هستی ، که به یاد می آورم هنوز...
#ن
#ن
از دور نگاهت میکنم...
نمیدانم عطر شعرم به مشامت میرسد یا نه ؛
و چقدر شعر باید نوشت ؟ ...
تا موهایت را لای انگشتانم احساس کنم
و چقدر باید نوشت تا تعبیر عاشقانه ترین احساسم را به زبان بیاورم...
کمی ساده تر باش عزیزم...
من به یک نگاه عاشقانه از تو اکتفا میکنم و مینویسم دوستت دارم ...
تو هم به بهانه ی یک خط از من
؛گیسوانت را به هوای شعرم رها کن...
رضا وائلی
نمیدانم عطر شعرم به مشامت میرسد یا نه ؛
و چقدر شعر باید نوشت ؟ ...
تا موهایت را لای انگشتانم احساس کنم
و چقدر باید نوشت تا تعبیر عاشقانه ترین احساسم را به زبان بیاورم...
کمی ساده تر باش عزیزم...
من به یک نگاه عاشقانه از تو اکتفا میکنم و مینویسم دوستت دارم ...
تو هم به بهانه ی یک خط از من
؛گیسوانت را به هوای شعرم رها کن...
رضا وائلی
عشق اول رومئو، ژولیت نبود
روزالین بود.
رومئو تو یه مهمونی روزالین رو دید و
عاشقش شد؛
ولی عشقش یه طرفه بود و
خیلی رنج میکشید.
برای همین وقتی ژولیت رو دید عاشقش شد،
روزالین فراموش شد...
همه مردم دنیا رومئو و ژولیت رو میشناسن،
ولی کسی نمیدونه روزالین کی بود،
روزالین عشق اولی بود که فراموش شد...
ولی تو بگو رومئو؛
چرا عشق اینقدر بی ارزشه؟
چرا اینقدر ساده عوض میشه؟
#روزگار_شاهزاده
روزالین بود.
رومئو تو یه مهمونی روزالین رو دید و
عاشقش شد؛
ولی عشقش یه طرفه بود و
خیلی رنج میکشید.
برای همین وقتی ژولیت رو دید عاشقش شد،
روزالین فراموش شد...
همه مردم دنیا رومئو و ژولیت رو میشناسن،
ولی کسی نمیدونه روزالین کی بود،
روزالین عشق اولی بود که فراموش شد...
ولی تو بگو رومئو؛
چرا عشق اینقدر بی ارزشه؟
چرا اینقدر ساده عوض میشه؟
#روزگار_شاهزاده
اونجا که محسن یگانه میگه:
تبتو از لحظههای من نگیر...
تبتو از لحظههای من نگیر...