ما آدمهای فراموش کاری هستیم، و همین فکر کردن به اینکه چقدر فراموش کاریم هم آدم را غمگین میکند، همچون صدای مویهای دور در باد که از ناکجا به گوش آدم رسیده باشد و آدم دائم در تلاشی بیهوده برای فراموش کردن، فراموش کردنش است.
هنوز تو دیال پد گوشیم 0 میزنم تو میای...
ینی بلا استثنا به هر شمارهای که بخوام زنگ بزنم، عکسه تو اون بالا به عنوان پیشنهاد اول میاد.
- من باورم نمیشه که بدون من سخت بگذره بهت و عصن به یه جاییتم باشه!
#محیکس
ینی بلا استثنا به هر شمارهای که بخوام زنگ بزنم، عکسه تو اون بالا به عنوان پیشنهاد اول میاد.
- من باورم نمیشه که بدون من سخت بگذره بهت و عصن به یه جاییتم باشه!
#محیکس
در آينه نگاه كن، پشت تو عاشقيست بي اهميت، عكس درون كيف پولت را نيز.
خودت را در پسِ معشوق بي اهميت خواهي يافت.
در نبردي برابر فراموش شدهاي از بابت كسي و فراموش كرده اي كسي را.
اين زنجيرهي ناخواسته همه ي مارا خواهد بلعيد، همانطور كه پيشتر.
خودت را در پسِ معشوق بي اهميت خواهي يافت.
در نبردي برابر فراموش شدهاي از بابت كسي و فراموش كرده اي كسي را.
اين زنجيرهي ناخواسته همه ي مارا خواهد بلعيد، همانطور كه پيشتر.
برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من
تو واسه من مثه اون سرنگ آرامبخشی که تو اوج درد پرستار میزنه تو سُرُمم! یا مثه اسپری واسه کسی که تنگی نفس داره! شایدم مثه انسولین واسه یه مرض قندی!
میدونی چیه؟
از یه جایی به بعد، انتخابی نیست بودنش. مجبوری بهش، اجباری که سرمنشاش جبره!
اجباری که ناگزیره و مجبوریتی که لاگُریز.
مهم نیست کجای زندگیتی، مهم اونجاس که یه نفرو داشته باشی که تهِ روز با یه آغوشِ امن منتظرت باشه که آرامشو تزریق کنه تو سلول به سلول تنت!
#محیکس
میدونی چیه؟
از یه جایی به بعد، انتخابی نیست بودنش. مجبوری بهش، اجباری که سرمنشاش جبره!
اجباری که ناگزیره و مجبوریتی که لاگُریز.
مهم نیست کجای زندگیتی، مهم اونجاس که یه نفرو داشته باشی که تهِ روز با یه آغوشِ امن منتظرت باشه که آرامشو تزریق کنه تو سلول به سلول تنت!
#محیکس