۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
درد از دست دادن...
وقتی اون دل میکنه ازت...
خیل خیلی بیشتره
•دلمون برات تنگ می‌شه، بهت عادت کرده بودیم...به اخمُ تَخمات، اولدرم بُلدُرمات، سگ محليات ! ولی گورِ پدرِ دلِ ما....دلِ تو شاد!
آن کلمهء دردناک را گفت
ساکت شدم
از اتاق بیرون رفتم

سه‌سال بعد
برگشتم
مهمان‌ها رفته بودند

کلمه
آنجا بود

#سارا_محمدی‌اردهالی
یک سری از آدما هستن که به محض اینکه میفهمن دوستشون داری و براشون ارزش قائلی ، بیشتر ازت فاصله میگیرن ، عجیب نیست ؟
برون ز خويش كجا ميروی؟
جهان خاليست...
گاهی یادم میره که تو برای من یک مخاطب خاصی و من برای تو یکی از چندین مخاطب نه چندان خاص :)
[بهانه‌ای باش برای مرهم این دلِ بی قرارِ مغروق]
همیشه هم نمیشود که آدم برای هرچیزی دنبال دلیلی بگردد، که بعضی از چیزها در ذات خودشان تا وقتی که بی‌دلیل باشند زیبا هستند و همینکه که شروع به گشتن به دنبال دلیلشان بکنیم، همه چیز ناگهان به انتهای خودش میرسد، که انگار که دستمان لرزیده باشد و قطعه‌ی نادرستی از جِنگا را برداشته باشیم و ناگهان تمام چوب‌ها فروریخته باشند و بازی تمام شده باشد دیگر
Forwarded from bitrait
Inside of me, there is a tree that i've been irrigated it for 5 years and instead of fruits and auspices all my achievement is despair and melancholia...
#محیکس
شب؟ شب یعنی چه؟ شب یک حالت از وقت است. من غرق در وقتم. شب منطقی است که شب باشد. شب هست. اشکال در شب نیست. اشکال در نبودنِ نور است؛ و در نشستن و گفتن که صبر باید کرد، و انتظارِ صبح باید داشت. وقتی که در شب قطبی نشسته‌ام شش ‌ماه انتظار یک عُمر است ــ شمع را روشن کن. شمع روشن کردن کاری است، و آفتاب زدن اتّفاقِ نجومی. شمع روشن کن، و باز شمع روشن کن. و قانع نشو به نورِ حقیرِ حباب. و بس کن از این نشستن و گفتن که صبح می‌آید. آه، این‌ها کلیشه است، مانندِ مُهرِ لاستیکی است، تکراری است،‌ فرسوده است، این‌ها به دردِ شاعرانِ خانه‌ی فرهنگ می‌خورد. مانندِ این‌که آفتاب درخواهد آمد. ما در کتاب اوّل خواندیم که ماه سی روز است، یعنی سی‌ بار صبح در هر ماه، سی ‌بار آفتاب زدن. بس نیست؟ این دیگر وعده نمی‌خواهد. این دیگر انتظار ندارد. اصلاً انتظار یعنی چه؟ انتظار افیون است. هر لحظه انتظار، در حداکثر، مانندِ مستی خوش آغازِ باده‌پیمایی‌ست. بعد بالا می‌آوری. در انتظار بودن، یعنی نبودن در وقت.

#ابراهیم_گلستان
اینکه خودتو توی تاثیری که روی بقیه میزاری پیدا کنی ینی راهو درست رفتی.
#محیکس
- ور تو پنداری مرا بی تو قراری نیست،
هست!
- ور تو پنداری مرا بی تو نگاری هست،
نیست!