۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
تو مرا آنقدر آزردی،
که خودم کوچ کنم از شهرت...
بِكَنَم دل زِ دل چون سنگت...
تو خیالت راحت!
می روم از قلبت
می شوم دورترین خاطره در شب هایت...
تو به من می خندی
و به خود می گویی
باز می آید و می سوزد از این عشق
ولی...
برنمی گردم نه!
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد،
عشق زیباست و حرمت دارد...
تو بمان،
دلت ارزانی هرکس
که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شدست...
سخت بیمار شدست...
تو بمان در شهرت!
«عزالدین می‌گفت گاهی انگار توی دلم کمانچه می‌زنند، ویولن سل. می‌گفت من موسیقی بلد نیستم، اما قشنگ می‌زنند، تلخ می‌زنند. همان.»

- حسین دریابندی از قول عزالدین‌ ماه‌رویان گفت.
- وقتی میخندید، دنیا چند درجه شفاف‌تر میشد، انگار که عینکم را با خنده برداشته باشد و ها کرده باشدش و با گوشه‌ی لباسش آن را تمیز کرده باشد و سرجایش گذاشته باشد و سرخوش گفته باشد، حالا بهتر نشد؟، و عمیقترین لبخندم را زده باشم و گفته باشم که: چرا، دیگر بهتر از این نخواهد شد....
اینکه میگن سعی کن نیمه‌ی پر لیوانو ببینی و خوبیای طرف رو، باعث میشه فقط متمرکز شی رو اون قسمت خوبیاش و بدیاشو نبینی! یجورایی همون کورکورانه عاشق شدنه!
ولی اگه اون خوبیاش فقط یه درصد از شخصیتشو تشکیل بدن و نودونه درصد بد باشه چی؟

#محیکس
زندگی، وزن نگاهی است که
در خاطره‌ها می‌ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را
خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با امید است

#سهراب_سپهری
۰آناکارنینا
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
غرق بودم
در این نیستی های بی اندازه
در این دروغ‌های بی پروا
در این شب هایی که روز بودند
در این لحظاتی که سخت بودند
در این منی که نمیدانم کیست
در این داستانی که آخرش نیست
در این حرفی که تکرار نشد
نگاهت به من دیگر تکرار نشد
منم و یک‌ کوله باری‌ که ...
میروم به جای اشتباهی که ...
حالا غم دارم ازین مبهم ، ازین دختری که میمیرد
انگاری !!

#محیکس
- بله؟ شما؟
+ شیرین لبی شیرین تبار، مست و می آلود و خمار
- جانم
[کشتی شادی به گِل میشینه تو ساحل اندوه!]
که همینگوی میگه:
ما همه شکستگی‌هایی داریم و از طریق همین شکستگی‌هاست که نور بهمون وارد میشه...
توي شلوغي خيابون دستمو محكم تر گرفت، سرشو آورد پايين نزديک گوشم گفت: به اندازه‌ي همه‌ي آدمايي كه الان اينجان دوست دارم، سرمو چرخوندم دور تا دورمون پُر از آدم بود، لبخند زدم، دستشو محكم‌تر گرفتم.
كل مسير من يه لبخند روي صورتم بود و باهم حرف مي‌زديم، نزديک خونه ازش خداحافظي كردم.
آخرهاي شب، گوشيمو از زير بالشت در آوردم رفتم توي صفحه‌ي چت‌مون صداش كردم، گفت: جانم؟
گفتم: بيشتر آدما شب‌ها ميرن خونشون، اون خيابونه كه ظهر توش بوديم الان حتما خلوته خلوته، اگه يه روزي شب اومد سراغمون اگه "دوست دارم‌ها" داشتن ميرفتن خونه‌هاشون، دستمو محكم بگير، تا هر وقت كه شد، يه كارتن خوابم هميشه حتي شب‌ها توي خيابون دلمون بمونه بسه، فقط كافيه تا صبح بشه دست همو ول نكنيم، شبت بخير...

#مرآجان
درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین!
بی تو بودن، درد دارد!
می زند من را زمین
می زند بی تو مرا،
این خاطراتت روز و شب
درد پیگیر من است،
صعب العلاج یعنی همین!

#فریدون_مشیری
بسی گفتند: دل از عشق برگیر
که نیرنگ است و افسون است و جادوست

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است
اما نوشداروست ...

#فریدون_مشیری