۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
‏اسکار زیباترین صدا هم میرسه به پیچیدن صدای خنده مامان و بابا تو خونه...👌
باز شروع کرد از گذشتش گفت...

بهش گفتم : تو با گذشتت زندگی میکنی!
میدونی! دو نفر هستن که هیچ وقت گذشته هاشونو نمیتونن فراموش کنن...
یکی اونی که بهش بد کردن! عاشق بوده بهش بد کردن. از عشق فراریش دادن، خسته شده! یه آدم خسته از گذشته، خیلی طول میکشه تا خوب بشه...

آروم در گوشم گفت : دسته دومی رو نگفتی؟


گفتم : میخوای بدونی؟
اونایی که به اون دسته اولیا بد کردن! خیلی ام بد کردن...
رفتن ، وقتی که نباید می رفتن... هیچ حسی نداشتن ، درست وقتی که باید عاشق میشدن...

میدونی شاید اولیا حالشون خوب بشه
ولی دومیا تا آخر عمر ، گذشتشون رو زندگی میکنن!
#شاهین_شیخ_الاسلامی
يك سال ديگر ممكن است من دخترك دانشجويي باشم و تو پسرك دانشجويي
ممكن است آشتي كرده باشيم و كل كافه هاي شهر از ما خسته شده باشند ، يا من مثل تو شده باشم يا تو مثل من ... ممكن است خودم برايت سيگار روشن كنم ، ممكن است سيگارت را ترك
كرده باشي !
ممكن است من زندگي با تو را در يك خانه به خواندن آن چهار تا آيه ي عربي ترجيح دهم ، ممكن است تو عجله داشتي باشي براي ازدواج ، ممكن است راجع به آدرس خانه هايمان يا مارك مشروب مهماني فردايمان حرف بزنيم ، ممكن است تو در حال انتخاب اسم بچه هايمان باشي !
يك سال ديگر ممكن است كار هاي اقامتم را درست كرده باشم و به قول پدرم از اين خراب شده رفته باشم ، تو با دوستانت در حال مشروب خوردن باشي و من هم در كلابي از كامل شدن هجده سالگيم لذت ببرم !
يك سال ديگر ممكن است در حال آماده كردن سوپرايزي براي تولدم باشي و خوشحال از اينكه كنكوري كه يك سال پشتش مانده ام را با رتبه ي خوبي پشت سر گذاشته ام ، و لقب مسخره ي دوستي معمولي تو را يك سال است به دوش مي كشم !
يك سال ديگر ممكن است دست بي رحم زندگي مرا خسته كرده باشد و از اين دنيا و ادم هايش خسته شده باشم ، و زير خروار ها خاك خوابيده باشم .
تو گلي روي قبرم بگذاري و سوار ماشيني شوي كه عشق جديدت سوارش است
با لبخندي اشك هايت را پاك كني و خدا را شكر كني كه او مثل من حسود نيست !
يك سال ديگر ممكن است من افسرده باشم و سيگاري ، با دوست پسر جديدم كه دوستش ندارم ، و به تويي فكر كنم كه در بغل دختري هستي كه به قول خودت قيمتش پنجاه هزار تومن بيشتر نيست !
يك سال ديگر خيلي چيز ها ممكن است
تو چه مي خواهي ؟
#نازنين_نفيسي
نوجوان که بودم عاشق یک دختری بودم که سال‌ها از من بزرگ‌تر بود...
من در خیالم روز به روز به او نزدیک‌تر می‌شدم و او ... در خیال او اصلاً من جایی نداشتم...
من تلاش‌های فراوانی می‌کردم | حتی شعر هم می‌گفتم | شعرهایم یکی از یکی افتضاح‌تر بود و اصلاً واژه‌ی "چیز شعر" را از روی شعرهای من برداشتند...
یک روز دختر بهم پیغام داد که از یکی خوشش آمده | گفت تپل است | خوشتیپ است | بامزه است | یک وقت‌هایی شعر می‌گوید و ...
نمی‌دانم چرا من یک لحظه به خودم گرفتم... با ذوقِ فراوان پرسیدم:"من می‌شناسمش؟"
گفت:"بله... می‌شناسیش" | گفتم شاید منظورش این است که آدم خودش را می‌شناسد و ...
گفتم من؟ | خندید و گفت:"دیوونه"...
بعد فهمیدم عاشقِ یکی از نزدیکانم شده و ازم خواست کمکش کنم...
آن‌جا بود که من برای اولین‌بار در زندگی‌ام کنار کشیدم...

کنار کشیدن حسِ بدی‌ست..
فکر کنم برای همین بود که علی دایی کنار نمی‌کشید | یا مثلاً علی کریمی یکی دو سال دیر کنار کشید..
همین چند روز پیش فیلمِ کفش‌هایم کو را دیدم | با خودم گفتم چرا پوراحمد کنار نمی‌کشد؟ ولی بعد با خودم فکر کردم و دیدم کنار کشیدن مگر به همین راحتی‌هاست؟

طرف با خودش می‌گوید این همه سال زحمت کشیدم | این همه تلاش کردم | یعنی همه‌اش تمام؟ یعنی دیگر امیدی نیست؟

کنار کشیدن یعنی دیگر ارزشی نداری | یعنی دیگر به درد نمی‌خوری | یعنی دیگر دیده نمی‌شوی | شنیده نمی‌شوی | خواسته نمی‌شوی ....

کنار جای بدی‌ست | تنگ است | تاریک است | خلوت است... هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد کنار بکشد | بس که آن وسط خوب است...ولی وقتی یک‌نفر کنار می‌کشد یعنی دیگر به ته خط رسیده‌است و قید تمام روزها و شب‌ها و لحظه‌های خوب را زده‌است... یعنی تصمیم گرفته‌است به جای اینکه کنار کشیده شود | کنار برود...
رفتن سگش به کشیده شدن شرف دارد...

وقتی شنیدید یک نفر گفت:"کنار کشیدم" | فرقی ندارد چه فوتبال باشد و چه رابطه | هیچ‌چیز نگویید | فقط یا دستش را بگیرید | یا بغلش کنید ... هیچ چیز دیگری نگویید...
#چهرازی
سَرِ مَن دَرد کِه نَه،
مِیلِ شِکَستَن دارَد...
تا کِه بیرون بِکِشَم
اَز وَسَطَش فِکرِ تُو را...!

#علیرضا_فراهانی
صد بار بهت گفتم مردم کورند، تو دست و پا نباش، شکسته میشی..
#مستور
لجبازی اونجاش که زندگیتو به گا میدی که ثابت کنی سر حرفت هستی
#یار_قدیمی
چند لحظه به سقف، به مرکز کاشی‌کاری های گنبد نگاه کرد و بعد دستهایش را گذاشت دو طرف دهانش و رو به گنبد فریاد کشید: آهای!... من عاشق این خانم شده‌م. خانم هما دولت. فرزند میرزا اسماعیل خان دولت.
صدا پیچید توی شبستان و ناگهان توریست‌های ایتالیایی و آدم های توی حیاط برگشتند سمت صدا.
لپ‌های هما از خجالت سرخ شد و رفت سمت خروجی مسجد.
این بار با بلند ترین صدایی که میتوانست با حنجره‌اش تولید کند فریاد زد: هما، دوسِت دارم.
و انعکاس صداش تکرار شد توی شبستان:
هما ما ما ما...دوسِت سِت ستِ سِت...دا دا دا رم‌ رم رم رم...
#مستور
#بهترین_شکل_ممکن
‏يا عشق اول باشيد
يا يه جوری دوم باشيد كه روزی ده بار بگه كاش زودتر ميديدمش
دیگه دلم برات تنگ نمیشه
فقط
وقتی بهت فکـر میکنم
مجبور میشم
عمیق تر نفـس بکشم...
#مائده_زمان
اون فكر كرد همه مثل منن رفت سراغِ بقيه
منم فكر كردم همه مثل اونن دوره همه رو خط كشيدم ..
نگذارید قهرهایتان طولانی شود
نگذارید بغض ها طوفان شود
نگذارید دلتان احساسِ سنگینی کند
هرچقدر هم که صدایتان بالا رفت ، اخمتان در هم شد
با حرفی
آغوشی
نگاهی
یک نقطهء پایان بگذارید
ادامه دادن یعنی غرور
و غرور تمرینِ جدایی می آورد
#عادل_دانتیسم
دوستم نداری؟ باشد قبول!
اما بگو که بعد از مرگم برایم گریه میکنی؟
یا اصلا گریه نه!
ناراحت که میشوی؟
باشد! همین کافیست که بدانم حداقل بعد از مرگ‌ام برایت با ارزش میشوم..
#یار_قدیمی
بهش گفتم تا حالا توی پاییز،
زیر بارون عاشق شدی؟
لبخند تلخی زد و گفت؛
نه!
اما کسی که خیلی دوست داشتم
رو توی پاییز از دست دادم
سرم رو یه حالت تاسف تکون دادم و گفتم؛
متاسفم،
نمی‌خواستم ناراحتت کنم
خنديد و گفت؛
تا ياد دارم برام تصميم گرفتن،
من هیچوقت تصمیم‌گیرنده‌ی زندگیم نبودم
دیگه با این شرایط کنار اومدم،
نه از چیزی خوشحال می‌شم،
نه دیگه هیج اتفاقی می‌تونه ناراحتم کنه...
نگاهش رو دنبال کردم و گفتم؛
هیچوقت دلت براش تنگ شده؟
سرش رو انداخت پایین و گفت؛
زیاد، دقیقا از همون لحظه‌ای که بی‌خداحافظی رفت...
گفتم؛ پس حتما خیلی دلت می‌خواد دوباره ببینیش؟
آره؟
رووش رو برگردوند و گفت؛ نه!
هیچوقت آرزو نکردم دوباره ببینمش.
متعجبانه گفتم؛ باور نمی‌کنم!
امکان نداره دلت واسه کسی تنگ بشه و نخوای ببینیش.
پشت به من ایستاد، پک عمیقی به سیگارش زد و گفت: مطمئنم اگه باز ببینمش،
دیگه مثل قبل دوستش ندارم :))

«بعضیا با رفتنشون، یه حفره‌ای توی قلبت باز می‌کنن،
که حتی اگه خودشون برگردن هم،
جای خاليشون پر نمی‌شه».
#پویا_جمشیدی
سعدیا گفتی که مهرش میرود از دل ...
ولی
مهر رفت
آبان که آرامم نکرد...
آذر سلام!
تو هیچی نیسی جز یه مشت بغض که قول میدم نترکن حالا بشین و نگام کن چون این قول‌م میدم که هر روز بهتر شم =]]]
شده تقدیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز