۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
Text Book
Lana Del Rey
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند🕊
∆ Power of feelings ∆
بعضی چیزها هیچ‌وقت تکراری نمی‌شوند، اندوه‌ها از بی‌شماری تکرارشان و لبخندهای واقعی از به ندرت بودن اتفاقشان.
از روزی که متوجه شدم زنده‌ام و می‌بینم و می‌شنوم و لمس میکنم، رنجی بدون توقف همراهم بود. در شادترین لحظه‌ها، در تولدها، در عروسی‌ها و میهمانی‌ها. در خانه، در تنهایی، در جمع، در بیداری، حتی در خواب...
ایستاده، نشسته، خوابیده، از این پهلو به پهلوی دیگر...
اصلا خوب که فکر می‌کنم می‌بینم از نطفه غمگین بوده‌ام...
رنج مادرزادی که دائما همراهم بود...
عید ها خفه می‌شدم. مثل سبزه‌ی عید گره می‌خوردم. گره‌ای که هیچ‌وقت به دست هیچ‌کس باز نشد.. سر کلاس، در جای دیگری بودم و جغرافی اهمیتی برایم نداشت؛
چه فرق می‌کرد کجا باشم و اصلا بدانم این کجاست و آن کجا؟! من!! که همه جا غمگین بودم!! اصلا گیریم که تاریخ راست می‌گفت و همه بر حق!!
آی ام بلک بورد...
مفتعلن مفتعلن کشت مرا و از ده بالاتر نگرفتم.
ریاضی بدونم که چیو در چی ضرب کنم؟؟! غم در غم میشه غم!! نهایتاً ماتم!!
چیو از چی کسر کنم؟ چیو تقسیم کنم و چیو به جهانم اضافه کنم؟؟؟!
آقای بوفه یه ساندویچ بده با سه تا نون اضافه!!!
بیاین بچه ها! تقسیم بر ۳...
کسری نوشابه رو هم فردا می‌دم.
ما بیشتر وقت‌ها دیگر خودمان هم نمی‌دانیم که چه چیزی را می‌خواهیم و چه چیزی را نه، که همه چیز برایمان تبدیل می‌شود به امتحانی که نتیجه‌اش هنوز نیامده است و همیشه دلهره‌ی آمدن جوابش را داریم و از چیزی که در حال اتفاق افتادن است دیگر لذتی نمی‌بریم، دلهره‌ی نامعلوم یک روز سرد پاییزی که تمام نمی‌شود.
Leave The Door Open
Bruno Mars, Anderson .Paak & Silk Sonic
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند 🕊
مجتبی شکوری تو یه قسمت کتاب باز درمورد افسردگی می‌گفت؛ وقتی جسمت درد می‌کنه، درد رو محدود میکنی به همون یه ⁦ تیکه⁩ولی وقتی روان و مغزت درد کنه دیگه یه ⁦ تیکه⁩از تو نیست، ⁦ انگار⁩ باید بگی “من درد می‌کنم”.
Peyke Sahari
Parvin
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند🕊
یه سری چیزا واکنش دهنده‌ن، یه سریا واکنش پذیر! واکنش پذیر بودن شرایط خاص میخواد، ینی باید توی شرایط خاصی باشن تا واکنش بدن. در حالت عادی خنثی‌ن!
آدما کلا خاکسترین. آدمای واکنش پذیرم اگه بتونن ‌شرایط رو جوری محیا کنن که از خنثی بودن در بیان شخصیت میگیرن. رنگ‌ میگیرن. موثر میشن. رو به جلو...
اگه بتونن کنترلش کنن میشن خدا. اچیومنت مرحله آخر... مثه اسلحه بنفش تو کالاف. رنک لنجدری.
آدمای واکنش پذیر طبیعتا جذب واکنش دهنده ها میشن... خب نیاز به محرک دارن تا فیلینگ باتن‌شون اکتیو شه و این میتونه موقتا خوب باشه. شاید عالی.
ولی اگه دوتا واکنش پذیر به هم برسن؛
همو میسازن. کوچیکترین حرکتی می‌تونه باعث یه تغییر شه. پس خودشونو توی شرایطی قرار میدن که پیوسته بهترینه خودشون باشن. بای دیفولت. توی بطن ناخودآگاهشون؛
میشن دو بعدی... .
این ینی اوج لذت.

- تو یه متوهمی!
-باز توهم زدی؟
- احمقه متوهمه زبون نفهم!
- تنفر تنفر تنفر

بعنوان اچیومنت ۲۵ سالگی واقعی بودن رو یاد گرفتم. از ته ته ته توهمم به واقعیت رسیدم.

رسیدم.
مرسی از همه‌ی اونایی که یادم بودن❤️
#محیکس

هلو ۲۶ 🌵
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
anathema [ @MOSIK_420 ] – flying (live)
آرتیفیشل انیمالز رایدینگ آن نورلند🕊
«اگه مغزم حالت نایت مود داشت، تو توش نقش فانوسو داشتی»