گمان میکند اگر بگریزد
نجات یافته است،
دریغا که اندوهِ انسان بودن
سنجاق است بر سینهی آدمی
نجات یافته است،
دریغا که اندوهِ انسان بودن
سنجاق است بر سینهی آدمی
دنبال زخمی تازه میگشت تا دردَش را از یاد ببرد.
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Mahasti – Asir
آخ که هنوز...
👍1
در پسِ چیزهای ساده پنهان می شوم
تا تـو مرا بیابی.
اگر مرا نیافتی،
چیزهای ساده را می یابی
و هر آن چه را که مَن لمس کرده ام،
لمس خواهی کرد،
این گونه،
ردِ دست های مَن و تو
بر هم ترسیم می شود ...
#یانیس_ریتسوس
تا تـو مرا بیابی.
اگر مرا نیافتی،
چیزهای ساده را می یابی
و هر آن چه را که مَن لمس کرده ام،
لمس خواهی کرد،
این گونه،
ردِ دست های مَن و تو
بر هم ترسیم می شود ...
#یانیس_ریتسوس
آن عزیزم
چروک مانتویت، دلم را چروک میکند
با شهامت اعتراف میکنم
هیچ وقت حضورت را جدی نگرفتهام.
از کودکیات چیزی در ذهن ندارم
و نمیدانم کی بزرگ شدی و چگونه؟
تولدت
مصادف با جنگ و هجرت به ولایت بود...
و ناگهان دیدم
که در محاصرهی هزار قافله و قاصدکم.
و اینچنین شد
که بخش عمدهای از دلم
به اشغال محبتهای تو در آمد
و من مبهوت این معمایم
برای تویی که هیچوقت و هیچکس محبت نکرده
تو آن را از کجا آموختهای؟
آنچنان با خاطرم یکی شدی
که تا ابد دلتنگت خواهم ماند
ستارهی گوش بزرگ دیوار تو بودی!
#حسین_پناهی
چروک مانتویت، دلم را چروک میکند
با شهامت اعتراف میکنم
هیچ وقت حضورت را جدی نگرفتهام.
از کودکیات چیزی در ذهن ندارم
و نمیدانم کی بزرگ شدی و چگونه؟
تولدت
مصادف با جنگ و هجرت به ولایت بود...
و ناگهان دیدم
که در محاصرهی هزار قافله و قاصدکم.
و اینچنین شد
که بخش عمدهای از دلم
به اشغال محبتهای تو در آمد
و من مبهوت این معمایم
برای تویی که هیچوقت و هیچکس محبت نکرده
تو آن را از کجا آموختهای؟
آنچنان با خاطرم یکی شدی
که تا ابد دلتنگت خواهم ماند
ستارهی گوش بزرگ دیوار تو بودی!
#حسین_پناهی
❤1