۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
رفتنت را هر شب در ذهنم مرور میکنم،
رویِ دورِ آهسته، اما ؛
با جزییات،
با دقت،
مثلا زوم ميكنم رویِ لب هات؛
که تو اون سرما زیرِ شال گردنِ یشمی ـت پنهون کرده بودیش، لب هایی که همون چند لحظه قبل داشتن میگفتن که ازم متنفری،
یا زوم ميكنم رو اون چشمات؛
چشایی که هیچ نشوني از اون برقِ همیشگی توشون نبود، در عوض پُر بود از نفرت، اونقد خشم بود تو چشمات که سنگُ آب میکرد،
یا مثلا استایل ایستادنت ؛
استرس داشتی، نِروِس بودی، هعی پُشتتُ میکردی سمتم، خوب ناراحت بودی دیگه...
ولی آخه مهربونم، تو که گفته بودی همه چیُ میبخشم... ولی اونروز، تو اون پارکِ لعنتی، همه چی فرق داشت.. هـــمـــه چی...
فقط منتظرِ يه حرف بودی ازم ؛
-حرفتو بزن دیگه، مگه نگفتی بیا، کارت دارم؟ دِ حرفتو بزن دیگه، یخ زدم...
+حرفی ندارم
-نبایدم داشته باشی، چیزی نداری که بخوای بگی... میخام برم؟!
+ برو
فقط منتظرِ شنیدنِ همین کلمه بودی "برو"،
رفتی، رفتیُ با رفتنت دنیام بود که داشت نابود میشد، روياهام بود که داشت خاکستر میشد.
هنوز صدایِ پاهاتو یادمه که از شدت عصبانیت محکم میکوبیدی رو زمین...
.
اون برگشتنت تو وسطِ راه... :)
.
دیدی؟؟ دیدی آخرشم کاری کردی که دیگه عاشق #هیچ دختری نشم؟؟
#یار_قدیمی ❤️
یه دل سیرنگاه بعدش خداحافظ ..😔😔😔💔
نه غروراجازه میده که به تو خواهش کنم 😞😞
هیچکس نخواهد فهمید
در زندگی هر آدمی
یک نفر هست
که دوست داشتنی ترین پنهان دنیاست !
نکند ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻱ ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ  ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪ ﻱ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ

ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ!
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺘﺮ ِ ﻳﮏ ِ  ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ 

ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ

ﻧﮑﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻱ ﺟﻌﻠﻲ ﻣﺮﺍ ﭘُﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻨﻬﻤﻪ ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ

ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ

ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ!
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﻱ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻮﺳﻨﺪ

ﻟﺨﺖ ﺩﺭ ﺟﻴﻎ ﺗﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻱ ﺗﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻓﮑﺮ ِ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻦ ِ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺷﺐ ِ ﺳﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﻲ ﺭﺣﻤﻲ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ... ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻲ!...

ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، ﺑﻬﺎﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ

ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺨﻔﻲ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﺩﻱ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﻱ

ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮ ِ ﺍﻳﻦ ﻗﺼّﻪ ﻱ ﺑﺪ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ... ﻭﻟﻲ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ...

ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺭ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭﺧﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺨﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ...

سید مهدی موسوی
معمولن با اخم ساکن روو صورتش قدم میزد
باز جفتمون میشینیم جلو آینه ، اون به من خیره میشه ،
من به اون
دیزی : تو که میدونی نمیتونیم باهم باشیم، چرا نمیری؟!
گتسبی : میترسم....
دیزی : از چی میترسی ؟!
گتسبی: از جداییت، جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون 8 طبقه است، شاید زمین بخورم و نمیرم، اما هنوز به زمین نرسیده، از ترس مردن میمیرم...
#گتسبی_بزرگ
#یار_قدیمی ❤️
‏دلتنگى واسه اونيكه منتظرت نيست...
حرامِ
-نه برف مرا مى ترساند
و نه سرما ؛
ولى در اين حجم سنگين تنهايى ام ،
براى گرم شدن بهانه اى ندارم
جز اين كه

دوستت داشته باشم…
#نزار_قبانی
و تازه می فهمم
که برف
خستگى
خداست
آن قدر که حس می کنی
پاک کنش را برداشته
می کشد
روی نام من،
روی تمام خیابان ها،
خاطره ها ...
#گروس_عبدالملکیان
همه اش
منتظرم که
جمعه بیاید و
همه ی تقصیر ها را
بندازم گردن آن بیچاره !
اصلا
خودم هم میدانم
روزها هیچ تقصیری ندارند ...
تو نیستی
و هر روز
پر از دلتنگی ام
چه فرقی می کند
سه شنبه باشد یا جمعه!


#بهنام_محبی_فر