کشیدمش کنار و گفتم : " بشین تا صبح گریه کن . داد بزن ولی بغض نکن . من تموم زندگیمو بغض کردم . اگه گریه نکنی ، اگه خودت رو خالی نکنی ، هیچی تموم نمیشه . فقط از یه رابطه دو نفره تو میمونی و اون میره! تو ام برو ... "
با سر حرف هام رو تایید کرد ولی هنوز بغض داشت !
@Deep_Mo ✨
#شاهین_شیخ_الاسلامی
با سر حرف هام رو تایید کرد ولی هنوز بغض داشت !
@Deep_Mo ✨
#شاهین_شیخ_الاسلامی
دوستت دارم
با تو لج بازی نمی کنم
مانند کودکان
سر ماهی ها با تو قهر نخواهم کرد
ماهی قرمز مال تو
ماهی آبی مال من
هر دو ماهی مال تو باشند
تو مال من ...
@Deep_Mo ✨
#نزار_قباني
با تو لج بازی نمی کنم
مانند کودکان
سر ماهی ها با تو قهر نخواهم کرد
ماهی قرمز مال تو
ماهی آبی مال من
هر دو ماهی مال تو باشند
تو مال من ...
@Deep_Mo ✨
#نزار_قباني
Sometime it last in love
But sometimes it hurts instead :)
But sometimes it hurts instead :)
بارها برایم پیش آمده ، آنقدر زیاد که دیگر حسابش از دستم در رفته است .
بارها شده است زیر یک عکس تکنفره ،زیر یک نوشته ،زیر یک دردودل
زیر یک عکس چنده نفره ، زیر یک عصیان ، زیر یک لطیفه و ..
دلم میخواسته کامنت بگذارم ،
دلم میخواسته در موردش حرف بزنم
دلم میخواسته بنویسم فلانی جان این عکست چقدر خوب است ،
اصلا چقدر خنده به تو می آید ،
تو اصلا همیشه باید بخندی ،
حیف تو نیست آخر ؟
میگفتم فلانی جان این لباس رنگ و وارنگ چقدر به تو مزه میدهد ،
اصلا تو همیشه همین رنگی بپوش ،
این رنگ ، رنگ خودت است ،
انگار سندش را زده باشند به نام ت !
دلم میخواسته زیر دردودل فلان کس بگویم ،
آخ .. آخ که میفهممت ،
آنقدری که کاش الان پیشت بودم و تا جایی که بیهوشی مجال میداد با تو درباره اش صحبت میکردم ..
کاش کاش که پیشت بودم
بارها و بارها این اتفاق برایم پیش آمده که تمام حواسم را گذاشته ام و کامنت و حرف دلم را نوشته ام و بعد روی صندلی ام قِل خوردم ام به عقب ، چشمانم را ریز کرده ام و نگاهی به کل نوشته ام انداخته ام و بعد غرولندی با خود کرده ام و یک کنترل + a گرفته ام و از بیخ و بن همه ی آن چیزی که در دلم بوده را پاک کرده ام !
آنقدر کامنت های ننوشته و حرف های نزده اما حفظ کرده دارم که آن سرش ناپیدا
یک لیست دارم از آدم هایی که قرار بود کلی حرف بهشان بزنم ، اما نشد که نشد ،
گاهی اوقات میبینمشان
و گاهی اوقات بهشان فکر میکنم و پیش خودم میگویم :
فلانی جان ای کاش آن روز آن حرف را به تو زده بودم
ای کاش آن کامنت بی مصاب را گذاشته بودم
ای کاش تو میدانستی همه ی این روزها که میگذرد در من چه خبر است ،
ای کاش میدانستی ..
و در دنیا هیچ چیز ،
هیچ چیز سنگین تر از حرف های نگفته نیست .
همین.
@Deep_Mo ✨
#پویان_اوحدی
بارها شده است زیر یک عکس تکنفره ،زیر یک نوشته ،زیر یک دردودل
زیر یک عکس چنده نفره ، زیر یک عصیان ، زیر یک لطیفه و ..
دلم میخواسته کامنت بگذارم ،
دلم میخواسته در موردش حرف بزنم
دلم میخواسته بنویسم فلانی جان این عکست چقدر خوب است ،
اصلا چقدر خنده به تو می آید ،
تو اصلا همیشه باید بخندی ،
حیف تو نیست آخر ؟
میگفتم فلانی جان این لباس رنگ و وارنگ چقدر به تو مزه میدهد ،
اصلا تو همیشه همین رنگی بپوش ،
این رنگ ، رنگ خودت است ،
انگار سندش را زده باشند به نام ت !
دلم میخواسته زیر دردودل فلان کس بگویم ،
آخ .. آخ که میفهممت ،
آنقدری که کاش الان پیشت بودم و تا جایی که بیهوشی مجال میداد با تو درباره اش صحبت میکردم ..
کاش کاش که پیشت بودم
بارها و بارها این اتفاق برایم پیش آمده که تمام حواسم را گذاشته ام و کامنت و حرف دلم را نوشته ام و بعد روی صندلی ام قِل خوردم ام به عقب ، چشمانم را ریز کرده ام و نگاهی به کل نوشته ام انداخته ام و بعد غرولندی با خود کرده ام و یک کنترل + a گرفته ام و از بیخ و بن همه ی آن چیزی که در دلم بوده را پاک کرده ام !
آنقدر کامنت های ننوشته و حرف های نزده اما حفظ کرده دارم که آن سرش ناپیدا
یک لیست دارم از آدم هایی که قرار بود کلی حرف بهشان بزنم ، اما نشد که نشد ،
گاهی اوقات میبینمشان
و گاهی اوقات بهشان فکر میکنم و پیش خودم میگویم :
فلانی جان ای کاش آن روز آن حرف را به تو زده بودم
ای کاش آن کامنت بی مصاب را گذاشته بودم
ای کاش تو میدانستی همه ی این روزها که میگذرد در من چه خبر است ،
ای کاش میدانستی ..
و در دنیا هیچ چیز ،
هیچ چیز سنگین تر از حرف های نگفته نیست .
همین.
@Deep_Mo ✨
#پویان_اوحدی
چقد خوبه همه شب و روزام با "تــــــو" ❤️
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨
.
و بعدترها هم که یک روزی دورِ یک میزی نشستهای و از فلانجا و فلان کارهای کرده و نکردهات حرف میزنی، یادِ این روزهایی میافتی که نشسته بودی از فلان آرزویت میگفتی و از فلانی که چقدر دلت را برده بود و آن یکی از دوسپسرِ سابقش میگفت و آن یکی از دوسپسرِ آیندهاش ... بعد برمیگردی و کنارِ یخچال، تمامِ دلبریها و زیباییهای دنیا را میبینی که بعد از جابجا کردنِ پنیر و کنار زدنِ میوهها، یک نارنگی برمیدارد و پوستش را میگیرد و دانهدانه میگذارد توی دهانش. بعد با خودت فکر میکنی مگر میشود آدم دهانش را باز کند و آبِ نارنگیها بپاشد اینور آنور و هنوز هم آنقدر زیبا و جذاب باشد! بلند میشوی میروی جلویش زانو میزنی، لباسش را کمی بالا میدهی و نافش را میبوسی، بلند میشوی و آرام درِ گوشش میگویی که ببین! یک روزی هم اگر من یادم رفت، خودت یادم بیانداز که چقدر تو را دوست دارم، همینطوری، بیا جلوی من، لباست را کمی بده بالا تا نافت را ببوسم، و در خیالِ خودم بمیرم از خوشحالی که تمامِ کارهای کرده و نکرده و شیطنتها و فلانها و بهمانهای آن روزها، به این روزهای با تو بودن رسیده که در رؤیاهای هر روزهام هم چنین خوشبختانه خودم را عاشق نمیدیدم....
@Deep_Mo ✨
#حسام_ملکی
و بعدترها هم که یک روزی دورِ یک میزی نشستهای و از فلانجا و فلان کارهای کرده و نکردهات حرف میزنی، یادِ این روزهایی میافتی که نشسته بودی از فلان آرزویت میگفتی و از فلانی که چقدر دلت را برده بود و آن یکی از دوسپسرِ سابقش میگفت و آن یکی از دوسپسرِ آیندهاش ... بعد برمیگردی و کنارِ یخچال، تمامِ دلبریها و زیباییهای دنیا را میبینی که بعد از جابجا کردنِ پنیر و کنار زدنِ میوهها، یک نارنگی برمیدارد و پوستش را میگیرد و دانهدانه میگذارد توی دهانش. بعد با خودت فکر میکنی مگر میشود آدم دهانش را باز کند و آبِ نارنگیها بپاشد اینور آنور و هنوز هم آنقدر زیبا و جذاب باشد! بلند میشوی میروی جلویش زانو میزنی، لباسش را کمی بالا میدهی و نافش را میبوسی، بلند میشوی و آرام درِ گوشش میگویی که ببین! یک روزی هم اگر من یادم رفت، خودت یادم بیانداز که چقدر تو را دوست دارم، همینطوری، بیا جلوی من، لباست را کمی بده بالا تا نافت را ببوسم، و در خیالِ خودم بمیرم از خوشحالی که تمامِ کارهای کرده و نکرده و شیطنتها و فلانها و بهمانهای آن روزها، به این روزهای با تو بودن رسیده که در رؤیاهای هر روزهام هم چنین خوشبختانه خودم را عاشق نمیدیدم....
@Deep_Mo ✨
#حسام_ملکی
زمان گذشت و من زن های بسیاری را دوست داشتم، همگی آنان مرا در آغوش میگرفتند و می پرسیدند که آیا آنها را فراموش نخواهم کرد میگفتم آری فراموش نخواهم کرد، اما تنها کسی که هیچوقت او را فراموش نکردم کسی بود که هرگز از من نپرسید...مالنا.....
@Deep_Mo ✨
فیلم مالنا / #جوزپه_تورناتوره
@Deep_Mo ✨
فیلم مالنا / #جوزپه_تورناتوره