اگر احساستان را به کسی که عاشقش هستید گفتهاید و هیچ جوابی دریافت نکردهاید، درک کنید که هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد. فراموش کردن به نفعتان است...
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨
مرگ شبیه زنی است که از خواب برمیخیزد
میبیند پیام شببخیر دیشبش بی پاسخ ماندهاست
و
بهجای صبحبخیر
سیگاری آتش میزند.
@Deep_Mo ✨
#زهرا_حجت_زاده
میبیند پیام شببخیر دیشبش بی پاسخ ماندهاست
و
بهجای صبحبخیر
سیگاری آتش میزند.
@Deep_Mo ✨
#زهرا_حجت_زاده
دقیقا
وقتی که انتظارش را نداری، دوباره سر و کله اش پیدا می شود
تمام تابستان را با هم در بلوار کاج های سبز قدم می زنید و می خندید و حال تان خوب است
اصلاً هم به این کاری ندارد که تو تازه داشتی به نبودنش عادت می کردی
آمده تا تو را باز به به خودش وابسته کند
و بعد یک روزی که سخت دلبسته می شوی، ترکَت می کند
و آن وقت است که تو عاشق می شوی
فقط در یک رفت و برگشت
به همین راحتی
گیج از آن آمدنِ بی دعوت
و مَنگ از این رفتنِ بی دلیل
دلت می خواهد تا ته این بلوار را تنها بدوی و از تمام سایه های شهر فرار کنی
از تمام سایه ها به جز سایه ی خودت که همیشه هست
تا آخر این بلواری که حالا دیگر هوایش فقط استخوان هایت را می سوزاند
@Deep_Mo ✨
#شیما_سبحانی
وقتی که انتظارش را نداری، دوباره سر و کله اش پیدا می شود
تمام تابستان را با هم در بلوار کاج های سبز قدم می زنید و می خندید و حال تان خوب است
اصلاً هم به این کاری ندارد که تو تازه داشتی به نبودنش عادت می کردی
آمده تا تو را باز به به خودش وابسته کند
و بعد یک روزی که سخت دلبسته می شوی، ترکَت می کند
و آن وقت است که تو عاشق می شوی
فقط در یک رفت و برگشت
به همین راحتی
گیج از آن آمدنِ بی دعوت
و مَنگ از این رفتنِ بی دلیل
دلت می خواهد تا ته این بلوار را تنها بدوی و از تمام سایه های شهر فرار کنی
از تمام سایه ها به جز سایه ی خودت که همیشه هست
تا آخر این بلواری که حالا دیگر هوایش فقط استخوان هایت را می سوزاند
@Deep_Mo ✨
#شیما_سبحانی
بعضی وقتا که بیکار میشین برین یه سر اسمتونو تو سرچ تلگرام بنویسین...
اگه اسم تایپ شدتونو تو پیویش دیدینو اشکتون در نیومد با من :'))
@Deep_Mo ✨
اگه اسم تایپ شدتونو تو پیویش دیدینو اشکتون در نیومد با من :'))
@Deep_Mo ✨
یا فکرش را بکن که صبحها از خواب بیدار میشوم، خوابی که پیشِ تو بوده، در اتاقی که بوی موهای تو را میدهد، با آینههایی که ذره ذره صورتِ تو را حفظند، ملافهای که روی آن میغلتی، و بالشی که شاید حتی آبِ دهانت را رویش میریزی، حتماً که هر شب جای بالشهایمان را عوض میکنم. و چه خوابی... دستی که روی تنِ تو بوده، انگشتهایی که نصفِ شب حتماً لای پیچِ موهایت گیر کرده، بیدار شدیم، همدیگر را کورمال کورمال نگاه کردیم، شاید که لبخندی زدیم و دوباره خوابیدیم، کمری که به شکمِ من چسباندی، پاهایی که نصفِ شب بر سرِ زیر و رو بودن دعوایشان شده، و خیالی که هیچ جایی بیرون از تختی که رویش خوابیدهایم نرفته... چقدر شاهانه میشود کنارِ تو خوابید، وقتی که شب که چشمهایم را میبندم، میدانم که هیچ جا و هیچ آدمِ دیگری، کسی شبیهِ تو را ندارد!
@Deep_Mo ✨
#حسام_ملکی
@Deep_Mo ✨
#حسام_ملکی
به دنیا نمیدم، تک تک [ خنده هاتُ ]
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨
Forwarded from سید مهدی موسوی
به دیدنم که می آیی
هندوانه بیاور
با پوستی سبز و تویی سفید
قرمزی اش
خون داغ که در توالت بازداشتگاه پایین می رود
پرچم من
شعری ست
که پشت بسته ی سیگاری نوشته ام
به دیدنم که می آیی
کمپوت سیب بیاور
که تبعیدمان کنند از بهشتی که
به هیچ آدمی سجده نخواهم کرد
که بگویی: سیب!
در عکس عروسی مردی
که خودش در زندان است و روحش در زندان و دلش پیش تو
که بگویی سیب در عکسی سوخته
که با تخت جمشید آتش زدند
به دیدنم که می آیی
بچه ها را بیاور
که یادشان نرود چرا تلویزیون نداریم
و دستبندشان را
از هیچ امامزاده ای نخریده ایم
که بابا نه رفته بود نان بیاورد و نه آب!
که دیگر هیچ وقت نیامد!
که هیچ مردی با داس و اسب نمی آید
و آنکه مادر
در سجده صدایش می زند
تنها
اسم میدانی ست در تهران
به دیدنم که می آیی
خودت را بیاور
که نگهبان ها ببینند
زیبایی از آزادی بزرگ تر است
و دیوانگی
نام مشترک همه ی ماست
که دندان های شکسته ام را نشانت دهم
و بگویی: سیب!
برای لبخندی
که با اشک هاشور خواهد خورد
به دیدنم که می آیی
چمدانی بیاور
شاید اینبار جای من
لباس هایم را تحویلت دادند...
سید مهدی موسوی
https://telegram.me/seyedmehdimoosavi2
@seyedmehdimoosavi2
هندوانه بیاور
با پوستی سبز و تویی سفید
قرمزی اش
خون داغ که در توالت بازداشتگاه پایین می رود
پرچم من
شعری ست
که پشت بسته ی سیگاری نوشته ام
به دیدنم که می آیی
کمپوت سیب بیاور
که تبعیدمان کنند از بهشتی که
به هیچ آدمی سجده نخواهم کرد
که بگویی: سیب!
در عکس عروسی مردی
که خودش در زندان است و روحش در زندان و دلش پیش تو
که بگویی سیب در عکسی سوخته
که با تخت جمشید آتش زدند
به دیدنم که می آیی
بچه ها را بیاور
که یادشان نرود چرا تلویزیون نداریم
و دستبندشان را
از هیچ امامزاده ای نخریده ایم
که بابا نه رفته بود نان بیاورد و نه آب!
که دیگر هیچ وقت نیامد!
که هیچ مردی با داس و اسب نمی آید
و آنکه مادر
در سجده صدایش می زند
تنها
اسم میدانی ست در تهران
به دیدنم که می آیی
خودت را بیاور
که نگهبان ها ببینند
زیبایی از آزادی بزرگ تر است
و دیوانگی
نام مشترک همه ی ماست
که دندان های شکسته ام را نشانت دهم
و بگویی: سیب!
برای لبخندی
که با اشک هاشور خواهد خورد
به دیدنم که می آیی
چمدانی بیاور
شاید اینبار جای من
لباس هایم را تحویلت دادند...
سید مهدی موسوی
https://telegram.me/seyedmehdimoosavi2
@seyedmehdimoosavi2
نرو، تورو خدا بذار صدات کنم.... ❤️
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨