همه ی ما مردها یک جا ی مورد علاقه تو زندگیمون داریم .
یک ساعتی در روز رو بیشتر دوست داریم .
یک عدد بیشتر از همه اعداد ریاضی بهمون انرژی میده
یک ترانه و آهنگ رو بیشتر از تمام آهنگ های خونده شده گوش میکنیم و لذت میبریم
و اینها همه فقط تقصیر یک زنه :)
#آراد_حسین زاده
یک ساعتی در روز رو بیشتر دوست داریم .
یک عدد بیشتر از همه اعداد ریاضی بهمون انرژی میده
یک ترانه و آهنگ رو بیشتر از تمام آهنگ های خونده شده گوش میکنیم و لذت میبریم
و اینها همه فقط تقصیر یک زنه :)
#آراد_حسین زاده
📝
یه سری دوست داشتنا هست،
از اول بوی غم میده؛
تو ترافیکی باهاش دستاشو محکم گرفتی،
میدونی این دستا همیشگی نیست...
تو تولدت شمعتو فوت میکنی و تنها آرزوت اونه،
میدونی آرزوی محاله...
تو کافه نشستی باهاش قهوه میخوری،
تلخ با قند چشاش،
میدونی یه روز باید تلخ بخوری تلخ تلخ...
یه دوست داشتنا هست،
بوی جدایی میده،
بوی اولی و اخری بودن،
ولی عجیب آدم دلش میخواد باشه با این اولی و اخریه...
حتی به قیمته جدایی،
حتی به قیمت تباهی...
یه سری دوست داشتنا هست،
از اول بوی غم میده؛
تو ترافیکی باهاش دستاشو محکم گرفتی،
میدونی این دستا همیشگی نیست...
تو تولدت شمعتو فوت میکنی و تنها آرزوت اونه،
میدونی آرزوی محاله...
تو کافه نشستی باهاش قهوه میخوری،
تلخ با قند چشاش،
میدونی یه روز باید تلخ بخوری تلخ تلخ...
یه دوست داشتنا هست،
بوی جدایی میده،
بوی اولی و اخری بودن،
ولی عجیب آدم دلش میخواد باشه با این اولی و اخریه...
حتی به قیمته جدایی،
حتی به قیمت تباهی...
بيا برويم رو به روی بادِ شمال
آن سوی پرچين گريهها
سرپناهی خيس از مژههای ماه را بلدم
که بیراههی دريا نيست.
ديگر از اين همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خستهام
بيا برويم!
آن سوی هر چه حرف و حديثِ امروز است
هميشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقیست
میتوانيم بدون تکلم خاطرهئی حتی کامل شويم
میتوانيم دمی در برابر جهان
به يک واژه ساده قناعت کنيم
من حدس میزنم از آوازِ آن همه سال و ماه
هنوز بيت سادهئی از غربتِ گريه را به ياد آورم.
من خودم هستم
بی خود اين آينه را رو به روی خاطره مگير
هيچ اتفاق خاصی رخ نداده است
تنها شبی هفت ساله خوابيدم و بامدادان هزارساله برخاستم.
#سيدعلى_صالحى
آن سوی پرچين گريهها
سرپناهی خيس از مژههای ماه را بلدم
که بیراههی دريا نيست.
ديگر از اين همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خستهام
بيا برويم!
آن سوی هر چه حرف و حديثِ امروز است
هميشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقیست
میتوانيم بدون تکلم خاطرهئی حتی کامل شويم
میتوانيم دمی در برابر جهان
به يک واژه ساده قناعت کنيم
من حدس میزنم از آوازِ آن همه سال و ماه
هنوز بيت سادهئی از غربتِ گريه را به ياد آورم.
من خودم هستم
بی خود اين آينه را رو به روی خاطره مگير
هيچ اتفاق خاصی رخ نداده است
تنها شبی هفت ساله خوابيدم و بامدادان هزارساله برخاستم.
#سيدعلى_صالحى
آن کلاغی که پرید
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشهء آشفته ی ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی
پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
#فروغ_فرخزاد
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشهء آشفته ی ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی
پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
#فروغ_فرخزاد
_گفت : چته جوون؟ توو خودتی!
_هیچی نگفتم
_گفت : با شمام، خیلی توو فکریا!
از سر میدون که سوارت کردم هی زل زدی به گوشیت و غمبَرَک گرفتی..
_هیچی نگفتم
_گفت : از دستش دادی؟ بالاخره گذاشت رفت؟
_هیچی نگفتم
_گفت : آره، حتما گذاشته رفته، همه شون میرن، همه شون، اصن میان که برن ...
_هیچی نگفتم
_گفت : درسته دور و زمونه ی ما از این گوشیا نبود که هی عکسشو نگا کنی هی زخمت دلت تازه شه، اما ما هم کلی پیغوم و پسغوم می دادیم به هم ...
_هیچی نگفتم
یه نگاه آرومی بهم انداخت وُ
_دوباره گفت : بعدش یهو میدیدیم توو کوچه مون عروسی شده و یار رفته که رفته،
ما می موندیم و گریه و ناله و اشک و زاری و شبای بی انتها
آخرشم هیچی به هیچی
_هیچی نگفتم :
_گفت : اما مرد باش، هرچی باشه چارتا پیرهن بیشتر از شما جوونا پاره کردیم، بالاخره فراموشش میکنی، بهت قول میدم، جوری که حتی اصلا اسمشم یادت نیاد
_گفتم : آقا دستت درد نکنه، سر چار راه پیاده میشم.
کرایه رو که دادم بهش
دیدم رو مچ دستش با خالکوبی نوشته : «فریبا»
#بابک_زمانی
_هیچی نگفتم
_گفت : با شمام، خیلی توو فکریا!
از سر میدون که سوارت کردم هی زل زدی به گوشیت و غمبَرَک گرفتی..
_هیچی نگفتم
_گفت : از دستش دادی؟ بالاخره گذاشت رفت؟
_هیچی نگفتم
_گفت : آره، حتما گذاشته رفته، همه شون میرن، همه شون، اصن میان که برن ...
_هیچی نگفتم
_گفت : درسته دور و زمونه ی ما از این گوشیا نبود که هی عکسشو نگا کنی هی زخمت دلت تازه شه، اما ما هم کلی پیغوم و پسغوم می دادیم به هم ...
_هیچی نگفتم
یه نگاه آرومی بهم انداخت وُ
_دوباره گفت : بعدش یهو میدیدیم توو کوچه مون عروسی شده و یار رفته که رفته،
ما می موندیم و گریه و ناله و اشک و زاری و شبای بی انتها
آخرشم هیچی به هیچی
_هیچی نگفتم :
_گفت : اما مرد باش، هرچی باشه چارتا پیرهن بیشتر از شما جوونا پاره کردیم، بالاخره فراموشش میکنی، بهت قول میدم، جوری که حتی اصلا اسمشم یادت نیاد
_گفتم : آقا دستت درد نکنه، سر چار راه پیاده میشم.
کرایه رو که دادم بهش
دیدم رو مچ دستش با خالکوبی نوشته : «فریبا»
#بابک_زمانی
امروز بي دليل كلي برايت اشك ريختم
نه براي اينكه ندارمت
نه براي اينكه دلتنگتم
نه براي اين كه مال من نيستي
نه براي اين كه انقدر كه من
عاشقتم عاشقم نيستي
براي اين اشك ريختم كه من فقط بلدم
براي تو اشك بريزم نه هيچ كس ديگر
#یار_قدیمی
نه براي اينكه ندارمت
نه براي اينكه دلتنگتم
نه براي اين كه مال من نيستي
نه براي اين كه انقدر كه من
عاشقتم عاشقم نيستي
براي اين اشك ريختم كه من فقط بلدم
براي تو اشك بريزم نه هيچ كس ديگر
#یار_قدیمی
هیچوقت نمیتوانی؛
چیزی راکه قرار است از دست بدهی
نگه داری
توفقط قادر هستی
چیزی راکه داری
قبل از انکه از دست برود
عاشقانه دوست داشته باشی...
#کامپلو
چیزی راکه قرار است از دست بدهی
نگه داری
توفقط قادر هستی
چیزی راکه داری
قبل از انکه از دست برود
عاشقانه دوست داشته باشی...
#کامپلو
وقتی رابطه تمام میشود،
بزرگترین درد آدمی این ست
که درگیر میشود..
آیا آن طرف هم در تمام این روزها،
ماهها، سالها..
به آن روزهای خو فکر میکند؟
آیا او هم در حجم وسیع خاطرات
غرق میشود؟
آیا او هم آهنگهای همیشگی را گوش میدهد
یا نه دیگر طبعش تغییر کرده؟
آیا او هم شماره تلفن مرا از حفظ است یا نه؟
آیا هنوز هم فلان جا که میرود یاد من میافتد؟
آیا او هم بایگانی عکسهای قدیمی دارد یا که نه؟
آیا آیا آیا آیا آیا...
این سوالات است
که مثل خوره روح آدمی را میجود
و بعد آدمی دیگر آدم سابق نمیشود
آدم سابق نمیشود...
👤 #پویان_اوحدی
بزرگترین درد آدمی این ست
که درگیر میشود..
آیا آن طرف هم در تمام این روزها،
ماهها، سالها..
به آن روزهای خو فکر میکند؟
آیا او هم در حجم وسیع خاطرات
غرق میشود؟
آیا او هم آهنگهای همیشگی را گوش میدهد
یا نه دیگر طبعش تغییر کرده؟
آیا او هم شماره تلفن مرا از حفظ است یا نه؟
آیا هنوز هم فلان جا که میرود یاد من میافتد؟
آیا او هم بایگانی عکسهای قدیمی دارد یا که نه؟
آیا آیا آیا آیا آیا...
این سوالات است
که مثل خوره روح آدمی را میجود
و بعد آدمی دیگر آدم سابق نمیشود
آدم سابق نمیشود...
👤 #پویان_اوحدی