۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
399 subscribers
5.89K photos
266 videos
37 files
112 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
"شب بخیر" های سرشبی را
از کنارش ساده نگذرید
معنی هرچیزی را می دهد بجز شب بخیر!
منتظر مانده...
برای حرف هایتان!
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

گاهی بساط عیش خودش جور می شود
گاهی دگر، تهیه بدستور می شود

گه جور می شود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود…

گاهی برای خنده دلم تنگ می شود گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم کجایی چه می کنی بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود

#قیصر_امین_پور
.
تو سنگدلی درست مثل ایوان مخوف، که دستور داد چشم‌های معمار کلیسای سنت باسیل را کور کنند تا دیگر  نتواند بنایی به آن زیبایی طراحی کند.
از همه دور می شوم
نقطه ی کور می شوم
زنده به گور می شوم
باز مقابلم تویی

#مولانا
‏سيمرغِ بهترين دلبريِ سال هم بديم ب هوشنگ جانِ ابتهاج اونجا ك گف:
‏اين بويِ
‏ زلف کیست
‏ که جان
‏ می‌دهد به من؟
-چه نسبتى باهاش دارى؟
+آرزوى سال تحويلمه ^____^
هیچوقت از کسی نخواید دوس داشتنش رو بهتون نشون بده، دوس داشتنی که از تو برق چشم و زنگ صدا معلوم نباشه،چرنده، چرته.
‏مرتضی:
از این خونه میرم، یه سوراخ میزارم روی این دررررر. ...وای میستم روزگارتون رو نگاه میکنم

#ابد_یک_روز
قدر‌نشناس ِ عزیزم ، نیمه ی من نیستی
قلبمی اما سزاوار ِتپیدن نیستی !
مادر ِ این بوسه های چون مسیحایی ولی
مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی
من غبارآلود ِ هجرانم تو اما مدتی ست
عهده دار ِ آن نگاه ِ لرزه افکن نیستی
یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد ِمن اندازه ی یک عشق روشن نیستی
لاف آزادی زدی؛ حالا که رنگت کرده فصل
از گزند ِ بادهای هرزه ایمن نیستی
چون قیاسش می کنی با من ، پس از من هرکسی
هرچه گوید عاشقم ، می‌گویی : " اصلا نیستی "
دست وقتی که تکان دادی عجب حالی شدم
اندکی برگشتم و دیدم که با من نیستی !
#كاظم_بهمنى
Omid Jame - Moohaye To
Omid Jame - Moohaye To
منم آن شیخ سیه روز
که در آخر عمر
لایِ موهایِ تو گم کرد
خداوندش را! 💛
شعر: کاظم بهمنی
دلم ميخواد رابطمون
از اونا باشهـ كهـ
وقتى اسممونو ميشنون
بگن لنتيا اينا هنوزم باهمن؟🙈💙
همیشه یکی هست که ؛
درست جایی که انتظارشو نداری، میاد
جایی که‌ باید بمونه، میره...