يك روز بى هوا
سر ميزنم به آنكه قبل از من،
در حياط خلوت زندگى ات،
سركى كشيده باشد
قسمش ميدهم به دين و ايمانش!
از تو بگويد برايم...
ديده موهاى پريشانت را؟
لمس كرده لطافتِ دستانت را؟
بوييده عطرِ تنت را؟
شنيده از لبانت دوستت دارم را؟
و اى كاش لال باشد
كاش لال باشد
لال باشد .
- علی قاضی نظام
سر ميزنم به آنكه قبل از من،
در حياط خلوت زندگى ات،
سركى كشيده باشد
قسمش ميدهم به دين و ايمانش!
از تو بگويد برايم...
ديده موهاى پريشانت را؟
لمس كرده لطافتِ دستانت را؟
بوييده عطرِ تنت را؟
شنيده از لبانت دوستت دارم را؟
و اى كاش لال باشد
كاش لال باشد
لال باشد .
- علی قاضی نظام
+حالا که همه چیز بِینمون تموم شده،
بیا دوستِ معمولی باشیم
_دوست معمولی چجوری میشه؟
آهان وایسا خودم بگم
یعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون...بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره...!
شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی: سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم...کمکم میکنی؟
بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با ماشین بیام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کارِت تموم شه که بعدش بریم جیگر بزنیم و گازِ دوغو بگیرم رو موهات...!
همون یه جواب باید بدم که بلد نیستم ،
ببخشید....خب دوست معمولی ایم دیگه!!
دوستای معمولی با هم بیرونم میرن درسته؟
آره خب طبیعتا میرن دیگه!
مثلا وقتی با بچه ها رفتیم بیرون ، سردت شد قرار نیست دستتو بکنی تو جیب من...بعدم هی بگی، ها کن تو گوشم، یخ کردم...!
.
+بس کن
.
_نه نه وایسا
دارم فکر میکنم احتمال داره دقیقا همون موقع که دوستِ معمولی ایم و با هم رفتیم سینما تلفنت زنگ بخوره، لپات گل بندازه و بلند شی از جمع بری بیرون!
.
+تمومش کن
.
_چیه خب؟
دوست معمولی ایم دیگه...
از شنیدنش اذیت میشی ؟
خب دارم برات میگم که دوست معمولی چه شکلیه...
که قراره باشی و نباشی
که قراره آخر شب آنلاین باشیم اما بدون شب بخیر بخوابیم!
که قراره وقتی پیام دادی نَپَرم رو گوشی و ذوق نکنم....اصلا ده دقیقه بعد پیامتو بخونم !
که قراره از اولویت خارج بشی !
بزار یه چیزی بهت بگم
تو برای من یا باید صفر باشی یا صد !
اینو بُکُن تو گوشِت که عشق وسط نداره....اگه داشت یعنی بازیه....مثل دل دادن قلوه گرفتنای امروزی...که آخرشم میشن دوست معمولی...همون چیزی که تو میگی!
راستش درسته تو زرد از آب در اومدی اما من واسه لحظات زندگیم....واسه خاطراتی که با تو رقم خورد احترام قائلم !
بیا دوستِ معمولی باشیم
_دوست معمولی چجوری میشه؟
آهان وایسا خودم بگم
یعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون...بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره...!
شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی: سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم...کمکم میکنی؟
بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با ماشین بیام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کارِت تموم شه که بعدش بریم جیگر بزنیم و گازِ دوغو بگیرم رو موهات...!
همون یه جواب باید بدم که بلد نیستم ،
ببخشید....خب دوست معمولی ایم دیگه!!
دوستای معمولی با هم بیرونم میرن درسته؟
آره خب طبیعتا میرن دیگه!
مثلا وقتی با بچه ها رفتیم بیرون ، سردت شد قرار نیست دستتو بکنی تو جیب من...بعدم هی بگی، ها کن تو گوشم، یخ کردم...!
.
+بس کن
.
_نه نه وایسا
دارم فکر میکنم احتمال داره دقیقا همون موقع که دوستِ معمولی ایم و با هم رفتیم سینما تلفنت زنگ بخوره، لپات گل بندازه و بلند شی از جمع بری بیرون!
.
+تمومش کن
.
_چیه خب؟
دوست معمولی ایم دیگه...
از شنیدنش اذیت میشی ؟
خب دارم برات میگم که دوست معمولی چه شکلیه...
که قراره باشی و نباشی
که قراره آخر شب آنلاین باشیم اما بدون شب بخیر بخوابیم!
که قراره وقتی پیام دادی نَپَرم رو گوشی و ذوق نکنم....اصلا ده دقیقه بعد پیامتو بخونم !
که قراره از اولویت خارج بشی !
بزار یه چیزی بهت بگم
تو برای من یا باید صفر باشی یا صد !
اینو بُکُن تو گوشِت که عشق وسط نداره....اگه داشت یعنی بازیه....مثل دل دادن قلوه گرفتنای امروزی...که آخرشم میشن دوست معمولی...همون چیزی که تو میگی!
راستش درسته تو زرد از آب در اومدی اما من واسه لحظات زندگیم....واسه خاطراتی که با تو رقم خورد احترام قائلم !
کلی زحمت میکشین یکیُ به خودتون علاقمند میکنید
بعد یه جوری اذیتش میکنین که هیچ غریبه ای نمیتونه !
چتونه؟
بعد یه جوری اذیتش میکنین که هیچ غریبه ای نمیتونه !
چتونه؟
دخترها موجودات عجیبی اند،
اصلا به آنها که نگاه میکنی،
با آن دست های لاک خورده و خط چشم های قرینه و چشمهای پر از غرور
فکرش را هم نمیکنی،
این دختر شب گذشته
توی تخت خوابش چه جنگی داشته با خاطراتش و شکست هم خورده توی آن جنگ...
دخترها موجودات عجیبی اند،
هرقدر دلتنگ تر،
هرقدر شکست خورده تر،
هرقدر غمگین تر،
رنگ رژ و لاکشان جیغ تر و خط چشم هایشان قرینه تر و چشمهایشان پر غرور تر...
#فاطمه_جوادی
اصلا به آنها که نگاه میکنی،
با آن دست های لاک خورده و خط چشم های قرینه و چشمهای پر از غرور
فکرش را هم نمیکنی،
این دختر شب گذشته
توی تخت خوابش چه جنگی داشته با خاطراتش و شکست هم خورده توی آن جنگ...
دخترها موجودات عجیبی اند،
هرقدر دلتنگ تر،
هرقدر شکست خورده تر،
هرقدر غمگین تر،
رنگ رژ و لاکشان جیغ تر و خط چشم هایشان قرینه تر و چشمهایشان پر غرور تر...
#فاطمه_جوادی
صادقانه بگو؛
توی رویاهایت،
آنجایی که هیچ رودربایستی با هیچ کسی نداری،
آنجا که دیگر غرورت یکه تازی نمیکند،
آنجا که مجبور نیستی تظاهر کنی به هیچ چیز،
آنجا هم مرا دوست نداری؟؟
#فاطمه_جوادی
توی رویاهایت،
آنجایی که هیچ رودربایستی با هیچ کسی نداری،
آنجا که دیگر غرورت یکه تازی نمیکند،
آنجا که مجبور نیستی تظاهر کنی به هیچ چیز،
آنجا هم مرا دوست نداری؟؟
#فاطمه_جوادی
با دیگران که نه،
ولی با خودم که میتوانم صادق باشم...
دلم برای یک آغوش امن عجیب تنگ شده،
از آن آغوش هایی که یک جور در برم بگیرد که تکه های شکسته ام بچسبد به هم...
دلم برای یک دست که اشک هایم را پاک کند و محکم بزند روی شانه ام که یعنی من هستم پر میکشد...
دلم برای دو گوش شنوا تنگ است،
بگویم،بگویم،بگویم و نترسم که همان کلمات پتکِ سرزنش شود و فرو بیاید توی سرم...
دلم برای یک نفر که بنشیند رو به رویم
کل حسم را از چشم هایم بخواند عجیب تنگ است....
برای روزی که بدانم قرار است پاهایم از راه رفتن زیاد تاول بزند....
برای شب سردی که با پالتو و عطر تن یکی گرم شود...
دلم برای یکی که نه،
برای آغوش و گوش شنوا و دستهای حامی و عطر تن هم نه،
دلم برای تو تنگ شده...
#فاطمه_جوادی
ولی با خودم که میتوانم صادق باشم...
دلم برای یک آغوش امن عجیب تنگ شده،
از آن آغوش هایی که یک جور در برم بگیرد که تکه های شکسته ام بچسبد به هم...
دلم برای یک دست که اشک هایم را پاک کند و محکم بزند روی شانه ام که یعنی من هستم پر میکشد...
دلم برای دو گوش شنوا تنگ است،
بگویم،بگویم،بگویم و نترسم که همان کلمات پتکِ سرزنش شود و فرو بیاید توی سرم...
دلم برای یک نفر که بنشیند رو به رویم
کل حسم را از چشم هایم بخواند عجیب تنگ است....
برای روزی که بدانم قرار است پاهایم از راه رفتن زیاد تاول بزند....
برای شب سردی که با پالتو و عطر تن یکی گرم شود...
دلم برای یکی که نه،
برای آغوش و گوش شنوا و دستهای حامی و عطر تن هم نه،
دلم برای تو تنگ شده...
#فاطمه_جوادی
هرآدمی رازی دارد،
اصلا آدم بدون راز مرده است تا زنده...
یک رازهایی هست اسمش راز مگوست...
رازهای مگو از آنهایی است که سالی یکبار گلویت را چنگ میزنند و تو حتی نمیتوانی به کسی بگویی دقیقا چه مرگت است...
رازهای مگو همان هایی است که توی خیابان،توی محل کار،وسط کلاس درس هجوم می آورند به مغزت و تو را به مرزِ دیوانگی میرسانند،
رازهای مگو همان هایی هستد که میشوند یک نامه،یک گل خشک،یک گردنبند رنگ پریده توی جعبه ای آن ته ته های کمد اتاقت...
رازهای مگو همان هایی هستند که میشوند فکر،
میشوند ساعت هایی که زل میزنی به دیوار و اصلا نمیفهمی،
شب است،روز است،سرد است،گرم است...
زل میزنی به دیوار،اشک صورتت را میپوشاند و حتی نمیدانی دقیقا برایِ چه چیزی گریه میکنی...
فقط یک چیز میدانی؛
آن رازِ مگو بدجور دارد پیرت میکند...
#فاطمه_جوادی
اصلا آدم بدون راز مرده است تا زنده...
یک رازهایی هست اسمش راز مگوست...
رازهای مگو از آنهایی است که سالی یکبار گلویت را چنگ میزنند و تو حتی نمیتوانی به کسی بگویی دقیقا چه مرگت است...
رازهای مگو همان هایی است که توی خیابان،توی محل کار،وسط کلاس درس هجوم می آورند به مغزت و تو را به مرزِ دیوانگی میرسانند،
رازهای مگو همان هایی هستد که میشوند یک نامه،یک گل خشک،یک گردنبند رنگ پریده توی جعبه ای آن ته ته های کمد اتاقت...
رازهای مگو همان هایی هستند که میشوند فکر،
میشوند ساعت هایی که زل میزنی به دیوار و اصلا نمیفهمی،
شب است،روز است،سرد است،گرم است...
زل میزنی به دیوار،اشک صورتت را میپوشاند و حتی نمیدانی دقیقا برایِ چه چیزی گریه میکنی...
فقط یک چیز میدانی؛
آن رازِ مگو بدجور دارد پیرت میکند...
#فاطمه_جوادی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Omid Jame - Moohaye To – Omid Jame - Moohaye To
عشق با اینکه که مرا تجزیه کردست به تو
به تو اصرار نکردست فرایندش را
قلبه من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
به تو اصرار نکردست فرایندش را
قلبه من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی خوابی هایم
پنج دلیل ساده، ظریف و زیبا دارد!
کم دارم...
پنج انگشتت را
که لای موهایم
چند دقیقه تلو تلو بخورند!
همین...
#حامد_نیازی
پنج دلیل ساده، ظریف و زیبا دارد!
کم دارم...
پنج انگشتت را
که لای موهایم
چند دقیقه تلو تلو بخورند!
همین...
#حامد_نیازی
دوست داشتن را
درچشمی بجوی که حتی وقتی بسته است
رویای تو را ببیند.
خب؟
درچشمی بجوی که حتی وقتی بسته است
رویای تو را ببیند.
خب؟