۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.89K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
تابستون كش ميادا...
يادت نره بياي! دلمون تنگه
#چهرازی
P A R A D I S E .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لعنت به حالی که، دلواپس اونی! ☺️
#رستاک_حلاج
@Deep_Mo
‏الان تو دنياي موازي ي بيسكوييتم ك افتادم تو ليوان چايي و ي نفر داره تلاش ميكنه با قاشق نجاتم بده ولي بدتر دارم له ميشم.
-عاشقى صدا ناخن ميده، روو تخته سياه..
”رز گفت : « من بیشتر دوست داشتم تنها باشم. »
سپس رو به‌ پنجره کرد و فکر کرد چه خیابون کوچیک‌ و غم انگیزیه..“

ویرجینیا وولف - سالها
گريزى از تكرار فاصله ها نيست
وقتى آمدنت در چمدانت جا نميشود

#بهرام_حمیدیان
Khonak Shod Delet
Hoorosh Band
گفتی من برم، حلالِ بعدی...
@Deep_Mo
_
صدای زنگ تلفن مرا از جا پراند. گوشی را که برداشتم از خجالت سرخ
شدم، چون مونیکا سیلوز را فراموش کرده بودم. او گفت: سلام، تویی هانس ؟ گفتم: بله، خودم هستم. هنوز نمی دانستم که برای چه تلفن زده است. تازه هنگامی که گفت: "اما حتماً دلسرد و مأیوس خواهید شد. دوباره به یاد مازورکا افتادم. دیگر نمی توانستم بگویم که از شنیدن آن صرف نظر می کنم، مجبور بودم که به همراه او تمام این مازورکای وحشتناک را گوش کنم. شنیدم که چگونه مونیکاگوٹی تلفن را روی در پیانو قرارداد و شروع به نواختن کرد، عالی می نواخت، صدای پیانو هم دلنواز و قشنگ بود، اما در حینی که او مینواخت احساس بیچارگی و درماندگی شدیدی به من دست داد طوری که نتوانستم جلوی گریه ام را بگیرم. در واقع من نمی بایستی اجازه می دادم که این لحظه برایم دوباره تکرار شود: هنگامی که از پیش ماری به خانه بازگشتم و لئو در اتاق
موسیقی، مازورکا را مینواخت.

هاینریش بل | #عقاید_یک_دلقک
من به هر كسى كه ميبينه تورو با همه جونم حسادت ميكنم...