بنويس كه خودت رو مثل هات داگ پيچوندى لاى نون ساندويچى خاطرات بى انتهات و زمان هرلحظه با هر گازى كه بهت مى زنه كوچيك و كوچيك ترت
مى كنه!
مى كنه!
هیچ فکرِ چهل سال بعدمان را کردهای؟ که چقدر شبیهِ زوجهای شصت هفتاد سالهی امروزی نیست؟
ما نسلِ رابطههای مجازی و قرارهای توی کافه و لباس ست کردن و عکس گرفتنهای دونفرهایم.
توی صف نانوایی مرا ندیدهای و عاشق چادر گلگلیام نشدهای که چهل سال بعد با هندوانهای که برایت بیاورم وقتی روی تراس نشستهایم، حظ کنی و بگویی دستت طلا حاج خانوم!
ما که امروز با واژهها و آهنگها و عکسها عاشقی میکنیم، هفتادسالگیمان هم توی یک آپارتمان پر از عکس و گل و کتاب و شمع رقم میخورد و باز برای هم قهوه میریزیم و باز به زبان شعر قربان قد و بالای هم میرویم و باز لباس ست میکنیم و باهم میرویم عکاسی!
فرقش با امروزمان این است که وقتی میآیم به ناخنهایم لاک بزنم دستم میلرزد و مجبورم بدهم نوهی قشنگم برایم لاک بزند! وقتی تو میآیی از من که رو به دوربینت ایستادهام و لبخند میزنم عکس بگیری دستت میلرزد و مجبوری دوربین را روی پایهاش بگذاری!
میدانی جانم؟ ما پیر میشویم! عوض که نمیشویم... به دو نسل قبلتر که برنمیگردیم... و چه خوب که برنمیگردیم و جان و دل صدا زدنهای امروزمان هیچوقت از دهنمان نمیفتد!
#مانگ_میرزایی
ما نسلِ رابطههای مجازی و قرارهای توی کافه و لباس ست کردن و عکس گرفتنهای دونفرهایم.
توی صف نانوایی مرا ندیدهای و عاشق چادر گلگلیام نشدهای که چهل سال بعد با هندوانهای که برایت بیاورم وقتی روی تراس نشستهایم، حظ کنی و بگویی دستت طلا حاج خانوم!
ما که امروز با واژهها و آهنگها و عکسها عاشقی میکنیم، هفتادسالگیمان هم توی یک آپارتمان پر از عکس و گل و کتاب و شمع رقم میخورد و باز برای هم قهوه میریزیم و باز به زبان شعر قربان قد و بالای هم میرویم و باز لباس ست میکنیم و باهم میرویم عکاسی!
فرقش با امروزمان این است که وقتی میآیم به ناخنهایم لاک بزنم دستم میلرزد و مجبورم بدهم نوهی قشنگم برایم لاک بزند! وقتی تو میآیی از من که رو به دوربینت ایستادهام و لبخند میزنم عکس بگیری دستت میلرزد و مجبوری دوربین را روی پایهاش بگذاری!
میدانی جانم؟ ما پیر میشویم! عوض که نمیشویم... به دو نسل قبلتر که برنمیگردیم... و چه خوب که برنمیگردیم و جان و دل صدا زدنهای امروزمان هیچوقت از دهنمان نمیفتد!
#مانگ_میرزایی
از فردا دیگه نشد از یادش منفک بشیم !
هی نگاش کردیم ، نشستیم رو به روش ، هی از دور پاییدیم ، واسش زیر لبی دو بیتی گفتیم ، رفتُ اومد کردیم !...
#چهرازی
هی نگاش کردیم ، نشستیم رو به روش ، هی از دور پاییدیم ، واسش زیر لبی دو بیتی گفتیم ، رفتُ اومد کردیم !...
#چهرازی
بدونين كم پيش مياد آدم يكيو پيدا كنه كه خالصانه عاشقش باشه،اگه اين آدمُ دارين از دستش ندين،شايد الان با دخترايى كه تو زندگيتونن خيلى بهتون خوش بگذره اما همتون خوب ميدونين اينا هميشگى نيسن،اينا زود گذرن،چند سال ديگه كه واقعاً نياز داشتين يكى از ته دل دوستون داشته باشه شمارو فقط و فقط واسه خودتون بخواد نه چيزِ ديگه...اون موقع به حرفم ميرسين،چند سال ديگه ميگردين دنبال اون عشق خالصى كه بى رحمانه نخواستينش،چند سال ديگه يه شبى مثه امشب دلتون ميخواد برگردين به عقب...
از رابطه ایی ک انتظارکشیدن توش زیاده،بترسین !کسی ک شما رو منتظر میذاره،نه تنها واس بدس اوردنتون تلاش نمیکنه،واس نگه داشتنتون هم تلاشی نمیکنه :)))
خودت که واژهها رو میشناسی. تو میشی فاحشه. بچهات هم میشه حرومزاده. ولی هیچ واژهای برای مردی که میره و دیگه برنمیگرده وجود نداره...
پیکی بلایندرز
پیکی بلایندرز
شب که شد :
نگاه گیرای تو ایمانه مرا خواهد
نگاه گیرای تو ایمانه مرا خواهد
تعهد یا تاهل؟
بیشتر متعهدم!
چون در زندگی ام کسی را دارم که نیست
و بارها خواهش کرده نخواهمش...
اما پایبندم به چیزی که یادآوری میکند برایش هیچ ارزشی قائل نیست،
و هیچ تعهدی به تعهدم ندارد.
و این از شگفتی های عاشق بودن است.
اینکه بخواهی و نخواهد،
بدانی که ممکن نیست؛
اما هر روز امیدوارتر، پایبندتر بشوی...
#حامد_رجب_پور
❤️
بیشتر متعهدم!
چون در زندگی ام کسی را دارم که نیست
و بارها خواهش کرده نخواهمش...
اما پایبندم به چیزی که یادآوری میکند برایش هیچ ارزشی قائل نیست،
و هیچ تعهدی به تعهدم ندارد.
و این از شگفتی های عاشق بودن است.
اینکه بخواهی و نخواهد،
بدانی که ممکن نیست؛
اما هر روز امیدوارتر، پایبندتر بشوی...
#حامد_رجب_پور
❤️