۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Photo
.
به تو فکر خواهم کرد
آنقدر فکر خواهم کرد که سالها بعد
روزنامه ها تیتر بزنند از لب های جنازه ای
دود بلند میشود
مردم متعجب عکسم را نگاه کنند
تو لبخند بزنی
زیرِ لب بگویی دیوانه هنوز به من فکر میکند
دیوانه ..
به تو فکر خواهم کرد
آنقدر فکر خواهم کرد که سالها بعد
روزنامه ها تیتر بزنند از لب های جنازه ای
دود بلند میشود
مردم متعجب عکسم را نگاه کنند
تو لبخند بزنی
زیرِ لب بگویی دیوانه هنوز به من فکر میکند
دیوانه ..
تلخترین نوع از دست دادن، مربوط به کسانیست که هیچوقت بدستشان نیاورده بودیم..
هیچ وقت نداشتیمشان..
هیچ وقت هیچ خاطره ای از آنها بیاد نداریم اما تا دلتان بخواهد بارها روبه رویمان تجسمشان کرده و از اتفاقات روزمره سخن گفتهایم..
با هم بحث کردهایم و گاهی میان همین آرزوی محال، به آغوششان پناه بردهایم..
کسانی که هیچگاه وقتشان را برایمان خالی نکردهاند اما تمام زندگیمان پر از آنهاست..
آنانی که میدانیم دوستمان ندارند اما ما را جایی میان مشغله هایشان کنار گذاشتهاند تا غروب جمعهای..عصر دلگیری.. یا در یک هوای ابریِ نابهنگام کسی را داشته باشند که وقتشان را پر کند ..
تنهاییمان را کتمان میکنیم بی آنکه خاطرمان باشد زمان، برای هیچکس از حرکت باز نمیایستد..
ما یک روز پشت همین فیلم هایی که برای خودمان بازی میکنیم غافلگیرانه پیر میشویم..
[زهرا مهدوی]
هیچ وقت نداشتیمشان..
هیچ وقت هیچ خاطره ای از آنها بیاد نداریم اما تا دلتان بخواهد بارها روبه رویمان تجسمشان کرده و از اتفاقات روزمره سخن گفتهایم..
با هم بحث کردهایم و گاهی میان همین آرزوی محال، به آغوششان پناه بردهایم..
کسانی که هیچگاه وقتشان را برایمان خالی نکردهاند اما تمام زندگیمان پر از آنهاست..
آنانی که میدانیم دوستمان ندارند اما ما را جایی میان مشغله هایشان کنار گذاشتهاند تا غروب جمعهای..عصر دلگیری.. یا در یک هوای ابریِ نابهنگام کسی را داشته باشند که وقتشان را پر کند ..
تنهاییمان را کتمان میکنیم بی آنکه خاطرمان باشد زمان، برای هیچکس از حرکت باز نمیایستد..
ما یک روز پشت همین فیلم هایی که برای خودمان بازی میکنیم غافلگیرانه پیر میشویم..
[زهرا مهدوی]
عاشق شدن مثل گوش دادن به صدای پیانو توی یک کافه شلوغ می مونه!
اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشمهات را ببندی و از همه صداها بگذری و نشنوی، بقیه صداها واست آزار دهنده میشه، صدا پچ پچ مردم، صدا خنده ها، گریه ها، صدا به هم خوردن فنجان ها، حتی صدای باد...
تو واسم اون صدای قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدایی رو نشنیدم!
اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشمهات را ببندی و از همه صداها بگذری و نشنوی، بقیه صداها واست آزار دهنده میشه، صدا پچ پچ مردم، صدا خنده ها، گریه ها، صدا به هم خوردن فنجان ها، حتی صدای باد...
تو واسم اون صدای قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدایی رو نشنیدم!
چه تحمل سختى ست
دوست داشتن كسى
كه هيچ وقت نداريش
و سخت تر از آن
حال خرابى ست
كه هيچ كس نمى فهمدش
#امير_وجود
دوست داشتن كسى
كه هيچ وقت نداريش
و سخت تر از آن
حال خرابى ست
كه هيچ كس نمى فهمدش
#امير_وجود
خوشبختی
لَم داده بر رویِ
منحنیِ كوچكِ لبخندت
ساناز یوسفی
لَم داده بر رویِ
منحنیِ كوچكِ لبخندت
ساناز یوسفی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
💛💛💛💛💛
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
داشتم دیوونه میشدم
دلم قنچ میرفت حتی با هر نگاهش
مثِ مرفین میموند واسم
حتی اسمش باعث میشد قلبم از تپش بیفته
اینکه نداشتمت داشت از داخل منو میخورد
باید ظاهرِ بیرونیمو حفظ میکردم
باید حواسم به اون شخصیتی که تو ذهنش میساختم میبود
اون از آدمایِ ضعیف و احساسی بدش میومد ، باید تو محکم ترین حالتِ ممکنم میبودم
باید جوری رفتار میکردم که زده نشه ازم
باید خودمو بیشتر وابستش میکردم
باید توجهشو جلب میکردم
باید دلشو به دست میاوردم
باید از قانونِ جذب به بهترین شکلِ ممکن استفاده میکردم
باید با شخصیت و با وقار میبودم ؛ آخه بهم استایلِ مردونه میداد که عاشقش بود
باید کاری میکردمکه هر لحظه ناخودآگاه بهم فکر کنه
باید میشدم تمومِ زندگیش
باید حسامونو قوی تر میکردم
باید عمیق تر میشدم
اونقدر عمیق که حل شیم تو هم
مثِ یه مرجان که تو تهِ یه اقیانوسه دور افتاده داره هی میره پایین و پایین تر
باید ... باید ... باید ...
#محیکس
دلم قنچ میرفت حتی با هر نگاهش
مثِ مرفین میموند واسم
حتی اسمش باعث میشد قلبم از تپش بیفته
اینکه نداشتمت داشت از داخل منو میخورد
باید ظاهرِ بیرونیمو حفظ میکردم
باید حواسم به اون شخصیتی که تو ذهنش میساختم میبود
اون از آدمایِ ضعیف و احساسی بدش میومد ، باید تو محکم ترین حالتِ ممکنم میبودم
باید جوری رفتار میکردم که زده نشه ازم
باید خودمو بیشتر وابستش میکردم
باید توجهشو جلب میکردم
باید دلشو به دست میاوردم
باید از قانونِ جذب به بهترین شکلِ ممکن استفاده میکردم
باید با شخصیت و با وقار میبودم ؛ آخه بهم استایلِ مردونه میداد که عاشقش بود
باید کاری میکردمکه هر لحظه ناخودآگاه بهم فکر کنه
باید میشدم تمومِ زندگیش
باید حسامونو قوی تر میکردم
باید عمیق تر میشدم
اونقدر عمیق که حل شیم تو هم
مثِ یه مرجان که تو تهِ یه اقیانوسه دور افتاده داره هی میره پایین و پایین تر
باید ... باید ... باید ...
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
هیچ وقت نگفت دوستت دارم
ولی همیشه
شالی را سر می کند
که می داند به او نمی آید
اما
من برایش گرفته ام …
ولی همیشه
شالی را سر می کند
که می داند به او نمی آید
اما
من برایش گرفته ام …