۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
عاشق شدن مثل گوش دادن به صدای پیانو توی یک کافه شلوغ می مونه!
اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشمهات را ببندی و از همه صداها بگذری و نشنوی، بقیه صداها واست آزار دهنده میشه، صدا پچ پچ مردم، صدا خنده ها، گریه ها، صدا به هم خوردن فنجان ها، حتی صدای باد...
تو واسم اون صدای قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدایی رو نشنیدم!
چه تحمل سختى ست
دوست داشتن كسى
كه هيچ وقت نداريش
و سخت تر از آن
حال خرابى ست
كه هيچ كس نمى فهمدش

#امير_وجود
خوشبختی
لَم داده بر رویِ
منحنیِ كوچكِ لبخندت

ساناز یوسفی
Audio
💛💛💛💛💛
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
💛💛💛💛💛
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را


مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
داشتم دیوونه میشدم
دلم قنچ میرفت حتی با هر نگاهش
مثِ مرفین میموند واسم
حتی اسمش باعث میشد قلبم از تپش بیفته
اینکه نداشتمت داشت از داخل منو میخورد
باید ظاهرِ بیرونیمو حفظ میکردم
باید حواسم به اون شخصیتی که تو ذهنش میساختم میبود
اون از آدمایِ ضعیف و احساسی بدش میومد ، باید تو محکم ترین حالتِ ممکنم میبودم
باید جوری رفتار میکردم که زده نشه ازم
باید خودمو بیشتر وابستش میکردم
باید توجهشو جلب میکردم
باید دلشو به دست میاوردم
باید از قانونِ جذب به بهترین شکلِ ممکن استفاده میکردم
باید با شخصیت و با وقار میبودم ؛ آخه بهم استایلِ مردونه میداد که عاشقش بود
باید کاری میکردم‌که هر لحظه ناخودآگاه بهم‌ فکر کنه
باید میشدم تمومِ زندگیش
باید حسامونو قوی تر میکردم
باید عمیق تر میشدم
اونقدر عمیق که حل شیم تو هم
مثِ یه مرجان که تو تهِ یه اقیانوسه دور افتاده داره هی میره پایین و پایین تر
باید ... باید ... باید ...

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
#چه_بی_تابانه_میخواهمت
ای دوریت
آزمونِ تلخِ زنده به گوری ...
هیچ وقت نگفت دوستت دارم
ولی همیشه
شالی را سر می کند
که می داند به او نمی آید
اما
من برایش گرفته ام …
مردها به دو دسته تعصبی و اپن مایند تقسیم نمیشوند ؛
مردها یا دوستت دارند یا ندارند...
دوستت که داشته باشند حتی وقتی مهمانتان پسر ده سال از تو کوچک تر هم باشد حسودی میکنند،
هر یک قلب قرمز زیر عکسهایت میشود یک درد روی قلبش،
هر یک باری که اسم پسر غریبه جلویش بیاوری یک تار سفید میکند...
مردها که دوستت داشته باشند؛
به رنگ موهایت کار دارند،
به رژ قرمز و سرخی دستانت،
به شلوار تا زده و به مانتویی که به نظرشان کمی جذب است.
مردهایی که دلشان را به تو داده اند از ساعت نه آمدنت به خانه قلبشان مچاله میشود،
دوست معمولی و هم کلاسی همه را به یک چشم میرانند:
"خطر"
مردهایی که دوستت ندارند ولی؛
ساعت یک بروی خانه یا هشت شب برایشان فرقی ندارد،
اینکه هم کلاسی دانشگاهت تو را فلانی جان صدا میزند اخم هایشان را توی هم نمیکند،
رژت که پررنگ باشد برای پاک کردنش با حرص دستمال کاغذی روی لب هایت نمیکشند،
موهایت را نامرتب زیر روسریت نمیزنند
و اسم هزار تا پسر هم که روی گوشیت بیفتد عکس العمل نشان نمیدهد...
آنهایی که دوستت ندارند
با گفتن باید ازدواج کنم هم ته دلشان از حس رقیب داشتن نمیلرزد،
با هیچ حرفی حسادتشان تحریک نمیشود
و مدام فالوئر هایت را چک نمیکنند...
مردها یا متعصبند یا دوستت ندارند
از این دو حالت خارج نیست جانم...
میگفت

گریه هات برا من
خنده هام برا تو
دلخوریت برا من
دلخوشیم همه تو
زالگیت برا من
زندگیم برا تو

شما بودین عاشقش نمیشدین ؟
نزارین عشقاتون سِر بشن
هیچی بدتر از سِر شدگی نیس
از قدیم‌ گفتن تا تنور داغه نونو بچسبون
نزارین تنوری خاموش بشه
که شاید دیگه هیچوقت روشن نشه
نزارین امیدی از دست بره
شاید آخرین امید باشین
نزارین دلی ازتون بگیره
شاید تنها درمونش شما باشین
نزارین قلبی بخاطر شما شکسته شه
شاید آخرین تیکه ی سالمشو داده باشه دسته شما

#محیکس
مرا عهدی‌ست با شادی
که شادی آنِ من باشد
مرا قولی‌ست با جانان
که جانان جانِ من باشد

مولانا
عهد بستم
نفسم باشي و من باشم و تو
اي كه بي تو
نفسم تنگ و دلم تنگ تر است...
داشتن مرا تنها توبلدی...
تومیدانی کجای زندگی ام بایستی که خوب ترین تصویرواقعی ام راببینی..
تومن رامیشناسی..
تومیدانی چطور شادم کنی..
تودلیل واقعی ترین لبخندهای منی....

# نقی زاده
خیلی دردناکه!
که آدما رفتن رو انتخاب کنن؛
ولی هیچ کس جلو راهشون رو نگیره...
گفت حرف بزن اروم میشی !
نمیدونست،اون نمیدونست
ادما از یه جایی به بعد
با حرف زدن فقط سنگین تر میشن
پر تر میشن ....
خفه تر ....

#عسل_سبزپور