Lorn – Telegram
193 subscribers
599 photos
12 videos
2 files
114 links
you wanna talk?:
@hediyehbot
Download Telegram
I am tired of being, of keeping on.
but who really fucking cares Marianne?
من شخصیت ندارم. همین طور احساسات. شاید شکل بگیرم، شاید حرف بزنم، اما نه خدایم و نه بودا، بلکه موجودی بی احساسم که قلبش این چنین از انسان متمایز است.
حکایات مهتاب و باران اوئه دا آکیناری
حال محض، پیشروی گذشته ای دست نیافتنی است که آینده را می بلعد. در حقیقت هر احساسی اکنون خاطره است.
هانری برگسون | ماده و حافظه
Black Sea
Natasha Blume
You rise, I fall, I stand, you crawl
You twist, I turn, who's the first to burn?
من نمی فهمم آدم ها چرا ساده ترین موضوعات رو پیچیده می کنند و علاقه دارند خودشون رو سردرگم و بدبخت تر نشون بدن. مسیری که باید طی کنی مشخصه، چرا سعی داری خودت رو احمق نشون بدی!
The Glory S01 E06
و هیچ کدام حقیقت ندارد.
برای مُردن وقت ندارم، برای زانو زدن و مویه و کار های دیگری که آدم های هم صنفم انجام می دهند هم. وقت های خالی ام را به خوابیدن و قدری نوشتن اختصاص می دهم، در باقیمانده ی زمان باید بدوم.
قشنگی جلو رفتن به اینه که درحالی که داری می‌دویی با یک دونده‌ی دیگه روبه‌رو شی که اون هم در مسیر تو درحال دوییدنه. بهش ملحق شی و باقی راه رو با هم جلو برید. در مسیر هم، کنار هم.
یکی از دیالوگ های آخرین سریالی که دیدم این بود که "من به یک شاهزاده ی سوار بر اسب سفید نیاز ندارم، به شمشیر زنی نیاز دارم که در کنار هم توی میدون جنگ، رقص شمشیر وحشیانه ای رو به نمایش در بیاریم."
از دور ریختن عقایدی که به من تحمیل شده بود، آرامش مخصوصی را در خودم حس می کردم.
بوف کور | صادق هدایت