Lorn – Telegram
193 subscribers
599 photos
12 videos
2 files
114 links
you wanna talk?:
@hediyehbot
Download Telegram
منتظر چندین مشتِ پُر از دردِ بی حس کننده و محو شدن جاده خاکی های کم نورم. در میان آسمان شکافته و زمین ترک خورده ام همچون دودکشی معیوب سعی در عبور دادن نور مهتابی را دارم که کمر قمر آسمانش همواره در باریک ترین حالت ممکن است. شمع هایم در اثر داغی قطرات شور باریده از مغز متعفنم همچون رودی روان شده و میلم به دیدن خورشید مرده ی آن سوی باختر، نفس به نفس به پوچی می گراید.
حقیقتا اگر یک‌نفر پیدا می‌شد که هزینه‌های ابتدایی زندگی من رو متقبل می‌شد، کل زندگیم رو یک کوله می‌کردم و می‌رفتم دور دنیا دنبال کشف حقیقت. کاش یک‌ مولتی میلیاردر پیدا می‌شد که دنبال امثالی مثل من باشه. تو همین کانال فراخوان می‌دادم، چهارتا مثل خودم رو جمع می‌کردم و با هم می‌رفتیم دنبال کشف حقیقت.
کوله ی من همیشه آماده ست.
اون روزی که پاهام نتونه دوازده کیلومتر در روز راه بره رو نخواهم ترینم.
شبیه ام به جنگ زده ی آواره ای که با غلاف شکسته ی شمشیرش محاصره شده.
کارم شده صبح الطلوع برای خون خوردن از خونه بزنم بیرون، توی لیست بی ثمر انتظار قرار بگیرم، یک نامه ی بی در و پیکر که پایینش آدرس یک لجن زار دیگه خورده رو دریافت کنم، چند کیلومتر راه برم، و بعدش جنازه ام رو بفرستم خونه.
همه جا و در هر حالت مسافرم و همیشه آماده ام یک ساعت بعد توی مسیر یک مقصد جدید باشم. تعلق خاطر نداشتن اینجوریه.
اگر می خوای عالی بشی، باید یک چیز هایی رو قربانی کنی. هر چقدر قربانی های دردناک تری رو انتخاب کنی، قوی تر می شی.
۲۹ مهرماه ۱۴۰۲- تهران