-I must go to Tehran again...
+why, exactly tell me why you don't just drop this fucking way and you don't go on B plan?
-what can I do right now? probably you wanna tell me "wait". wait for what? what is going to be better? who will do it for me barring me?
+I don't say, "don't do anything". you need to wait along doing the fucking necessary things that you know better. you're just driving crazy. use your mind and power, and find the way you can go. don't stay here, don't do it even for your lessons. with this situations you can't live here for next four years.
+why, exactly tell me why you don't just drop this fucking way and you don't go on B plan?
-what can I do right now? probably you wanna tell me "wait". wait for what? what is going to be better? who will do it for me barring me?
+I don't say, "don't do anything". you need to wait along doing the fucking necessary things that you know better. you're just driving crazy. use your mind and power, and find the way you can go. don't stay here, don't do it even for your lessons. with this situations you can't live here for next four years.
دوره های زایمان و باروری به دنبال دوره های تفریح و بازیابی می آیند: به سوی من بیایید ای خوشایند ها، ای هوشیار ها، ای کتاب های خردمند!
-ف. نیچه
-ف. نیچه
تا جایی که امکان دارد در اتاق ننشینید؛ برای هیچ تفکری که در هوای آزاد ایجاد نشده باشد و با حرکات آزادانه که ماهیچه ها نیز در آن از یک میهمانی لذت ببرند، همراه نباشد، اعتبار قائل نشوید. همه ی پیش داوری های انسان از معده و روده های او می آیند. بی حرکت نشستن، چنان که پیش از این گفتم، یک گناه "واقعی" در برابر روح مقدس است.
-این است انسان، ف. نیچه، ترجمه ی آرش هوشنگی فر
-این است انسان، ف. نیچه، ترجمه ی آرش هوشنگی فر
در رابطه با امروز:
۱. اخیرا انقدر فکر می کنم که در نهایت مغزم به خارش دچار می شه، دوست دارم جمجمه ام رو بشکافم و مغزم رو بخارونم.
۲. اصلا اهمیتی نداره در طی چند دقیقه/ساعت آینده قراره چه اتفاقی بیفته/ توسط من رقم بخوره، وقتی که وجودم تلفیقی از خشم و غم باشه می تونم در صورت نشنیدن نویز مگس ها تا ساعاتی طولانی بخوابم.
۳. با بد گفتن راجب کسی که تا دو ثانیه پیش در مقابلش چیزی جز یک موش زبون بسته نبودی، فقط چهره ی روحت برام کریه تر می شه.
۴. در آتش خشم من هر کس به اقتضای خودش می سوزه- بدون در نظر گرفتن اینکه تز جرقه از جانب چه کسی بوده. مثل آتشی که در صورت شعله ور شدن به هیچ کدوم از درخت های ناحیه امان نامه تقدیم نمی کنه.
۵. صحبت کردن با انسان ها قرار نیست اپسیلونی از خشم یا دردت رو کاهش بده، پس ازش به این منظور استفاده نکن.
۶. تظاهر به اهمیت دادن متعفن ترین و متهوع ترین حرکتی ئه که می شه انجام داد. به جای یک متظاهر اهمیت دهنده، یک بی تفاوت خونسرد باش.
۱. اخیرا انقدر فکر می کنم که در نهایت مغزم به خارش دچار می شه، دوست دارم جمجمه ام رو بشکافم و مغزم رو بخارونم.
۲. اصلا اهمیتی نداره در طی چند دقیقه/ساعت آینده قراره چه اتفاقی بیفته/ توسط من رقم بخوره، وقتی که وجودم تلفیقی از خشم و غم باشه می تونم در صورت نشنیدن نویز مگس ها تا ساعاتی طولانی بخوابم.
۳. با بد گفتن راجب کسی که تا دو ثانیه پیش در مقابلش چیزی جز یک موش زبون بسته نبودی، فقط چهره ی روحت برام کریه تر می شه.
۴. در آتش خشم من هر کس به اقتضای خودش می سوزه- بدون در نظر گرفتن اینکه تز جرقه از جانب چه کسی بوده. مثل آتشی که در صورت شعله ور شدن به هیچ کدوم از درخت های ناحیه امان نامه تقدیم نمی کنه.
۵. صحبت کردن با انسان ها قرار نیست اپسیلونی از خشم یا دردت رو کاهش بده، پس ازش به این منظور استفاده نکن.
۶. تظاهر به اهمیت دادن متعفن ترین و متهوع ترین حرکتی ئه که می شه انجام داد. به جای یک متظاهر اهمیت دهنده، یک بی تفاوت خونسرد باش.
افسردگی از جنس"غم" نیست. خشم است، خشمی علیه خود. خشمی که رو به درون چرخیده و حمله میکند.
-ز. فروید
-ز. فروید