«زمانهایی پیش میآید عزیزدلم که متقاعد میشوم برای هیچگونه ارتباط انسانی، مناسب نیستم.»
نامهبهفلیسه|فرانتسکافکا
نامهبهفلیسه|فرانتسکافکا
این دو شبِ آخر، ماه مثل پروژکتور از لبه ی دیوار بهم نگاه می کنه و هم زمان با انرژیش جزر و مد هوایی به وجود میاره.
میرسند، زمانهایی که گمان میکردی فرسنگها دور از تو اند و دستشان از تو کوتاه، زمانهایی که بخاطرشان بر تنِ هر نفست بارِ دوری و دیریِ رویا گونهای را احساس میکردی. اما به گوشهی چشمی خاراندن، به خود که آیی، آرام از زیر نظر داشتنت دست میکشند و با قدمهایی ناخوانا مقابلت قرار میگیرند و تو مبهوت از قربت، هاج و واج سر میگردانی ما بین مسیر پیموده شده و آن زمانِ از خود راضیِ مقابلت.
-آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر: به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای؛ تو به خدا نیاز داری.
برتولت برشت
آقای کوینر: به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای؛ تو به خدا نیاز داری.
برتولت برشت