جامی که اولین تلاشهای هنرمندان برای ایجاد مفهوم انیمیشن را نشان میدهد و در موزه ایرانباستان نگهداری میشود.
@Dexign فلسفه دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشنی که بر روی جامی ۵۰۰۰ ساله، کشف شده در «شهر سوخته»، در نزدیکی زابل، نقاشی شده است.
@Dexign فلسفه دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
این پست تا به حال بیش از ۳۱۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسد برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشد.
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
کاهش پیچیدگی بصری،
روندی جدید در دیزاین
گاهی که بر سر برتری سیستمعاملهای موبایل بحث میشه، به یاد روندی میافتم که این سیستمعاملها از ابتدای شکلگیریشون طی کردن. به نظرم اگر کمی از ارتفاع بالاتر به مسیر طی شدهشون نگاه کنیم، متوجه میشیم که ویژگیهاشون کاملا به سمت همدیگه حرکت کرده.
برای مثال وقتی iOS، بخشی رو با عنوان Notification Center اضافه کرد، کاربران Android میگفتند که این ویژگی از Android کپی شده. یا درباره برخی ویژگیها بالعکس.
دلیل این همگرایی احتمالا کاربرها هستند. در دیزاین User-Centered راحتی کاربر در کار با سرویس در بالاترین اولویت قرار داده میشه. با فرض اینکه کاربران همه سیستمعاملهای عمومی، انسانهای مشابهی هستند، میشه این همگرایی رو منطقی دونست.
با این مقدمه میخوام مقاله امروز رو معرفی کنم که درباره روند (Trend) جدیدی در دیزاین اپلیکیشنها صحبت میکنه که مربوط میشه به کاهش پیچیدگی بصری یا Complexion Reduction.
در این مقاله آقای Michael Horton، اپلیکیشنهای Instagram، Apple Music، Medium و Airbnb رو مورد بررسی قرار داده و عنوان میکنه که روند جدید دیزاین این اپلیکیشنها همگی به سمت سادگی، کاهش رنگها و همچنین تاکید روی عناوین صفحات با ضخیمتر کردن فونت مورد استفاده، رفته. به طوری که شاید با کمی اغماض، بشه تمام این اپلیکیشنها رو زیرمجموعه یک شرکت بدونیم.
بخش جالب این موضوع اینه که به نظر میرسه تولد این نوع دیزاین به خاطر مطالعه و تحقیق روی کاربرهاست و هر کدوم از این اپلیکیشنها بصورت جداگانهای به نتایجی مشابه رسیدند.
مقاله امروز زاویه نگاه جالبی داره و از نظر بررسی Trendـی که شکل گرفته حائز اهمیته. ولی شخصا با دستورالعملی که برای کاهش پیچیدگی (مشابه کاری که اپلیکیشنهای مورد مثال انجام دادن)، در انتهای مقاله ارائه داده موافق نیستم.
دیزاین هیچ دستورالعملی نمیپذیره و اگر قرار بر تقلید کردن باشه، هیچوقت اتفاق جدیدی نمیافته.
امیدوارم از مقاله امروز لذت ببرید.
http://www.huffingtonpost.com/entry/complexion-reduction-a-new-trend-in-mobile-design_us_577d828fe4b05b4c02fb8b07
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#تحلیل #روند #رابط_کاربری #اپلیکیشن
@Dexign دیزاین
___
روندی جدید در دیزاین
گاهی که بر سر برتری سیستمعاملهای موبایل بحث میشه، به یاد روندی میافتم که این سیستمعاملها از ابتدای شکلگیریشون طی کردن. به نظرم اگر کمی از ارتفاع بالاتر به مسیر طی شدهشون نگاه کنیم، متوجه میشیم که ویژگیهاشون کاملا به سمت همدیگه حرکت کرده.
برای مثال وقتی iOS، بخشی رو با عنوان Notification Center اضافه کرد، کاربران Android میگفتند که این ویژگی از Android کپی شده. یا درباره برخی ویژگیها بالعکس.
دلیل این همگرایی احتمالا کاربرها هستند. در دیزاین User-Centered راحتی کاربر در کار با سرویس در بالاترین اولویت قرار داده میشه. با فرض اینکه کاربران همه سیستمعاملهای عمومی، انسانهای مشابهی هستند، میشه این همگرایی رو منطقی دونست.
با این مقدمه میخوام مقاله امروز رو معرفی کنم که درباره روند (Trend) جدیدی در دیزاین اپلیکیشنها صحبت میکنه که مربوط میشه به کاهش پیچیدگی بصری یا Complexion Reduction.
در این مقاله آقای Michael Horton، اپلیکیشنهای Instagram، Apple Music، Medium و Airbnb رو مورد بررسی قرار داده و عنوان میکنه که روند جدید دیزاین این اپلیکیشنها همگی به سمت سادگی، کاهش رنگها و همچنین تاکید روی عناوین صفحات با ضخیمتر کردن فونت مورد استفاده، رفته. به طوری که شاید با کمی اغماض، بشه تمام این اپلیکیشنها رو زیرمجموعه یک شرکت بدونیم.
بخش جالب این موضوع اینه که به نظر میرسه تولد این نوع دیزاین به خاطر مطالعه و تحقیق روی کاربرهاست و هر کدوم از این اپلیکیشنها بصورت جداگانهای به نتایجی مشابه رسیدند.
مقاله امروز زاویه نگاه جالبی داره و از نظر بررسی Trendـی که شکل گرفته حائز اهمیته. ولی شخصا با دستورالعملی که برای کاهش پیچیدگی (مشابه کاری که اپلیکیشنهای مورد مثال انجام دادن)، در انتهای مقاله ارائه داده موافق نیستم.
دیزاین هیچ دستورالعملی نمیپذیره و اگر قرار بر تقلید کردن باشه، هیچوقت اتفاق جدیدی نمیافته.
امیدوارم از مقاله امروز لذت ببرید.
http://www.huffingtonpost.com/entry/complexion-reduction-a-new-trend-in-mobile-design_us_577d828fe4b05b4c02fb8b07
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#تحلیل #روند #رابط_کاربری #اپلیکیشن
@Dexign دیزاین
___
HuffPost
Complexion Reduction: A New Trend In Mobile Design
Whether you are for or against this monochromatic fad, it is undoubtedly a sign of progress.
این پست تا به حال بیش از ۷۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسد برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشد.
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
مصاحبه دیزاینر سابق Spotify
با «استودیو ملی»
اگر از خوانندههای قدیمی کانال باشید میدونید که من شخصا علاقه زیادی به کارها، ایدهها و تفکرات Tobias Van Schneider، دیزاینر سابق Spotify دارم.
این دیزاینر یه بلاگ به اسم DESK داره که اخیرا بخشی رو برای انتشار مصاحبه در اون راهاندازی کرده.
یکی از استودیوهایی که باهاشون مصاحبه کرده، استودیویی در تهران هست با نام «استودیو ملی». این مصاحبه با مهسا قلینژاد و امید نمالحبیب، بنیانگذاران این استودیو انجام شده.
به نظر من این موضوع از این جهت اهمیت داره که یک دیزاینر که در جامعه دیزاینرهای دنیا نسبتا معروفه، گپ و گفتی درباره وضعیت گرافیک و دیزاین در ایران، با چندتا دیزاینر ایرانی داشته. چراکه این اتفاق باعث میشه بقیه هم فضای دیزاینی که در ایران وجود داره (که با احتمال خوبی متفاوت از پیشفرضهای ذهنی اونهاست) آشنا بشن.
راستی اگر با دکمهدیزاین، استودیو طراحی محصولات چرمی آشنایی داشته باشید، لوگو و تایپ جدید دکمهدیزاین رو هم «استودیو ملی» انجام داده.
خوندن این مصاحبه خالی از لطف نیست و همچنین پیشنهاد میکنم سایر مصاحبههایی رو که Tobias انجام داده، بخونید و لذت ببرید.
یکی از مصاحبهها با یه استودیو دیزاین در نیجریهست.
http://www.vanschneider.com/design-in-iran-featuring-studio-melli/
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#مصاحبه
@Dexign دیزاین
___
با «استودیو ملی»
اگر از خوانندههای قدیمی کانال باشید میدونید که من شخصا علاقه زیادی به کارها، ایدهها و تفکرات Tobias Van Schneider، دیزاینر سابق Spotify دارم.
این دیزاینر یه بلاگ به اسم DESK داره که اخیرا بخشی رو برای انتشار مصاحبه در اون راهاندازی کرده.
یکی از استودیوهایی که باهاشون مصاحبه کرده، استودیویی در تهران هست با نام «استودیو ملی». این مصاحبه با مهسا قلینژاد و امید نمالحبیب، بنیانگذاران این استودیو انجام شده.
به نظر من این موضوع از این جهت اهمیت داره که یک دیزاینر که در جامعه دیزاینرهای دنیا نسبتا معروفه، گپ و گفتی درباره وضعیت گرافیک و دیزاین در ایران، با چندتا دیزاینر ایرانی داشته. چراکه این اتفاق باعث میشه بقیه هم فضای دیزاینی که در ایران وجود داره (که با احتمال خوبی متفاوت از پیشفرضهای ذهنی اونهاست) آشنا بشن.
راستی اگر با دکمهدیزاین، استودیو طراحی محصولات چرمی آشنایی داشته باشید، لوگو و تایپ جدید دکمهدیزاین رو هم «استودیو ملی» انجام داده.
خوندن این مصاحبه خالی از لطف نیست و همچنین پیشنهاد میکنم سایر مصاحبههایی رو که Tobias انجام داده، بخونید و لذت ببرید.
یکی از مصاحبهها با یه استودیو دیزاین در نیجریهست.
http://www.vanschneider.com/design-in-iran-featuring-studio-melli/
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#مصاحبه
@Dexign دیزاین
___
HOVS
Design in Iran 🇮🇷 featuring Studio Melli
Brand new to DESK, this interview series aims to shine light on different design communities across the world. In our second interview we look at design in Iran, featuring Studio Melli. There is something magical and captivating about Studio Melli's design. To…
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
توبایاس ون اشنایدر (Tobias van Schneider)، طراح ارشد سابق Spotify
www.vanschneider.com
#معرفی_طراح
@HamDesign هَم دیزاین
www.vanschneider.com
#معرفی_طراح
@HamDesign هَم دیزاین
بازی و دیزاین، بازی و زندگی
بر کسی پوشیده نیست که فعالیتهای جانبی و غیرکاری در شرکت، به افزایش کیفیت ارتباطات تیمی کمک شایانی میکنند. با اینکه حداقل میزان مناسب این فعالیتها از نظر من بصورت هفتهای یکبار است، بعضا به دلیل فشردگی کارها نمیتوان این روند را بصورت پایدار ادامه داد. در تیم ما هم مواردی از قبلی بازیهای رومیزی (Board Games)، دیدن فیلم و همچنین جلسات جمعی بررسی اپلیکیشنهای شرکتهای دیگر تجربه شده است که نتیجه غیرقابل باور و شگفتانگیزی داشته است.
در میان تمام بازیها، بازیهای حرکتی در جایگاه ویژهای قرار دارند چرا که به تمام ما -کسانی که اکثر زمان خود را پای کامپیوتر و بصورت نشسته میگذرانیم- کمک میکنند فعالیت خود را افزایش دهیم. حال فرض کنید که قرار است در کنار این بازی، همتیمیهای خود را بهتر بشناسید و همچنین کار تیمی بهتری یاد بگیرید، آیا از شنبه، بازی کردن را شروع نمیکنید؟
با خواندن مقاله امروز با بازیهایی آشنا میشویم که میتوانند تفکر دیزاین ما را گرم کرده و باعث شوند در کنار تیم خود تصمیمهای بهتری را در مسیر خلق یک محصول داشته باشیم.
شاید چند بازی معرفی شده را بشناسید و یا حتی در بعضی آنها حرفهای باشید! ولی احتمالا خیلی از ما این بازیها در شرکت خود انجام نمیدهیم.
اگر به دنبال دلایلی میگردید که مدیر خود را قانع کنید تا هرروز بازی کنید، مقاله امروز را از دست ندهید.
https://uxdesign.cc/warm-ups-in-design-thinking-more-than-just-a-game-7f755fcc8497
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#معرفی #بازی #تیم
@Dexign فلسفه دیزاین
___
بر کسی پوشیده نیست که فعالیتهای جانبی و غیرکاری در شرکت، به افزایش کیفیت ارتباطات تیمی کمک شایانی میکنند. با اینکه حداقل میزان مناسب این فعالیتها از نظر من بصورت هفتهای یکبار است، بعضا به دلیل فشردگی کارها نمیتوان این روند را بصورت پایدار ادامه داد. در تیم ما هم مواردی از قبلی بازیهای رومیزی (Board Games)، دیدن فیلم و همچنین جلسات جمعی بررسی اپلیکیشنهای شرکتهای دیگر تجربه شده است که نتیجه غیرقابل باور و شگفتانگیزی داشته است.
در میان تمام بازیها، بازیهای حرکتی در جایگاه ویژهای قرار دارند چرا که به تمام ما -کسانی که اکثر زمان خود را پای کامپیوتر و بصورت نشسته میگذرانیم- کمک میکنند فعالیت خود را افزایش دهیم. حال فرض کنید که قرار است در کنار این بازی، همتیمیهای خود را بهتر بشناسید و همچنین کار تیمی بهتری یاد بگیرید، آیا از شنبه، بازی کردن را شروع نمیکنید؟
با خواندن مقاله امروز با بازیهایی آشنا میشویم که میتوانند تفکر دیزاین ما را گرم کرده و باعث شوند در کنار تیم خود تصمیمهای بهتری را در مسیر خلق یک محصول داشته باشیم.
شاید چند بازی معرفی شده را بشناسید و یا حتی در بعضی آنها حرفهای باشید! ولی احتمالا خیلی از ما این بازیها در شرکت خود انجام نمیدهیم.
اگر به دنبال دلایلی میگردید که مدیر خود را قانع کنید تا هرروز بازی کنید، مقاله امروز را از دست ندهید.
https://uxdesign.cc/warm-ups-in-design-thinking-more-than-just-a-game-7f755fcc8497
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#معرفی #بازی #تیم
@Dexign فلسفه دیزاین
___
Medium
Warm-ups in Design Thinking — More than just a Game
I am writing this article because I have recently observed that very often through the arbitrary use of warm-ups in design thinking…
این پست تا به حال بیش از ۹۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسد برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشد.
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
چطور از طریق App Store به درآمد ۸۰,۰۰۰ دلار در ماه دست پیدا کنیم؟
سوال هیجانانگیزیه نه؟
داستان از اونجا شروع شد که دو هفته پیش، در کنفرانس سالیانه اپل (WWDC 2017)، آقای Philip Schiller، معاون تبلیغات اپل، اعلام که تا الان ۷۰ میلیاد دلار به توسعهدهندگان (Developers) پرداخت شده که ۳۰ درصد از این پرداخت (یعنی ۲۱ میلیارد دلار)، پارسال اتفاق افتاده.
یه نگاه دوباره به این اعداد بکنید. اعداد خیلی خیلی بزرگی هستن.
اگر در زمینه اپلیکیشنهای موبایل فعال بوده باشید و اپلیکیشنهایی برای بازار بینالمللی دیزاین کرده یا توسعه داده باشید، میدونید که هزاران اپلیکیشن هر روز به بازار میان و دیده شدن در بین این تعداد اپلیکیشن کار بسیار مشکلی هست و با هربار مطرح شدن این اعداد، در ذهنمون فکر میکنیم چطور میشه یه بخشی از این پرداختها رو در آینده تصاحب کرد؟
مقاله امروز میخواد یه راه ساده، کاملا غیراخلاقی و دزدی رو برای کسب ماهیانه ۸۰ هزار دلار بهمون یاد بده.
آقای Johnny Lin بعد از شنیدن این اعداد از زبان Philip Schiller، کنجکاو شده بود و از خودش پرسیده بود که این درآمد از کجا میاد؟
کمی در App Store و در لیست Top Grossing گشت و گذار کرده و به نتایج جالبی رسیده بود.
قبل از اینکه بریم سراغ مقاله چندتا نکته:
– اگر شما کسی هستید که اخلاقیاتی پایینتر از حد متوسط دارید، شخصا به همراه نویسنده مقاله بهتون تبریک میگم، چراکه به راهکاری برای برای دزدی و کسب این درآمد عظیم دست پیدا کردید!
– اگر توسعهدهنده یا دیزاینری هستید که به «ساختن»، «حل مشکل» و «بهتر کردن زندگی مردم» فکر میکنید، بعد از خوندن مقاله، کمک کنید این پولها به کسانی پرداخت بشه که دغدغهای مشابه داشتن و محصولی واقعی خلق کردند.
اگر هر بخشی از داستان رو بگم، روندش رو مختل کردهم.
پیشنهاد میکنم همین الان برید سراغ این مقاله جذاب و از زبان خود نویسنده بخونید و لذتش رو ببرید.
https://medium.freecodecamp.com/how-to-make-80-000-per-month-on-the-apple-app-store-bdb943862e88
(زمان حدودی مطالعه، ۱۲ دقیقه)
#بررسی #اپ_استور #WWDC
@Dexign دیزاین
___
سوال هیجانانگیزیه نه؟
داستان از اونجا شروع شد که دو هفته پیش، در کنفرانس سالیانه اپل (WWDC 2017)، آقای Philip Schiller، معاون تبلیغات اپل، اعلام که تا الان ۷۰ میلیاد دلار به توسعهدهندگان (Developers) پرداخت شده که ۳۰ درصد از این پرداخت (یعنی ۲۱ میلیارد دلار)، پارسال اتفاق افتاده.
یه نگاه دوباره به این اعداد بکنید. اعداد خیلی خیلی بزرگی هستن.
اگر در زمینه اپلیکیشنهای موبایل فعال بوده باشید و اپلیکیشنهایی برای بازار بینالمللی دیزاین کرده یا توسعه داده باشید، میدونید که هزاران اپلیکیشن هر روز به بازار میان و دیده شدن در بین این تعداد اپلیکیشن کار بسیار مشکلی هست و با هربار مطرح شدن این اعداد، در ذهنمون فکر میکنیم چطور میشه یه بخشی از این پرداختها رو در آینده تصاحب کرد؟
مقاله امروز میخواد یه راه ساده، کاملا غیراخلاقی و دزدی رو برای کسب ماهیانه ۸۰ هزار دلار بهمون یاد بده.
آقای Johnny Lin بعد از شنیدن این اعداد از زبان Philip Schiller، کنجکاو شده بود و از خودش پرسیده بود که این درآمد از کجا میاد؟
کمی در App Store و در لیست Top Grossing گشت و گذار کرده و به نتایج جالبی رسیده بود.
قبل از اینکه بریم سراغ مقاله چندتا نکته:
– اگر شما کسی هستید که اخلاقیاتی پایینتر از حد متوسط دارید، شخصا به همراه نویسنده مقاله بهتون تبریک میگم، چراکه به راهکاری برای برای دزدی و کسب این درآمد عظیم دست پیدا کردید!
– اگر توسعهدهنده یا دیزاینری هستید که به «ساختن»، «حل مشکل» و «بهتر کردن زندگی مردم» فکر میکنید، بعد از خوندن مقاله، کمک کنید این پولها به کسانی پرداخت بشه که دغدغهای مشابه داشتن و محصولی واقعی خلق کردند.
اگر هر بخشی از داستان رو بگم، روندش رو مختل کردهم.
پیشنهاد میکنم همین الان برید سراغ این مقاله جذاب و از زبان خود نویسنده بخونید و لذتش رو ببرید.
https://medium.freecodecamp.com/how-to-make-80-000-per-month-on-the-apple-app-store-bdb943862e88
(زمان حدودی مطالعه، ۱۲ دقیقه)
#بررسی #اپ_استور #WWDC
@Dexign دیزاین
___
این پست تا به حال بیش از ۲۷۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
کتابهایی که دیدِ من را برای همیشه تغییر داد
(از زبان Julie Zhuo، معاون دیزاین فیسبوک)
همیشه انسانها، کتابها و یا حتی جملاتی وجود دارند که زندگی کسی رو برای همیشه تغییر میدن.
به عنوان یک دیزاینر که باید توانایی گوش دادن و شنیدنش رو هر روز بهبود بده، شنیدن داستان این تغییر از زبان انسانهای دیگه همیشه برای من جذاب بوده.
دلیل اصلیش هم این هست که هر داستان، یادآور اینه که تغییر (خوب یا بد) چقدر نزدیک هست و چقدر راحتتر از اونچه اغلب فکر میکنیم میشه اتفاق بیافته.
با این مقدمه برسیم به مقاله امروز که از Julie Zhuo دوستداشتنی، معاون دیزاین محصول شرکت معظم فیسبوک هست. ایشون هر هفته به یکی از سوالات خوانندگان مطالبش جواب میده و این بار به سوالی جواب میدن که ازشون خواسته کتابهایی رو که باعث شده زندگی و دیدشون کاملا تغییر بکنه معرفی کنن.
خانم Zhuo در این مقاله و در جواب سوال مطرح شده، کتابهایی رو در موضوعات مختلفی مثل تفکر و روانشناسی، دیزاین و مدیریت معرفی کردن و توضیح کوتاهی دربارهش دادن.
شخصا سه تا از کتابهایی که معرفی کردن رو خوندهم و به نظرم قطعا لیست تاثیرگذاری هست.
در بخشی از مقاله به این موضوع اشاره شده که شاید بهتر باشه به جای تعداد کتابهای خونده شده، به مقدار برداشتی که از کتابهای خونده شدهمون داشتیم فکر کنیم.
به نظرم زاویه دید جالب و هیجانانگیزیه.
ازتون دعوت میکنم همین حالا این مقاله و لیست کتابهای داخلش رو مرور کرده و برای خوندنشون برنامهریزی کنید.
https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/books-that-changed-my-perspective-502c25baeeaa
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#معرفی_کتاب #مفاهیم #معرفی_منابع
@Dexign دیزاین
___
(از زبان Julie Zhuo، معاون دیزاین فیسبوک)
همیشه انسانها، کتابها و یا حتی جملاتی وجود دارند که زندگی کسی رو برای همیشه تغییر میدن.
به عنوان یک دیزاینر که باید توانایی گوش دادن و شنیدنش رو هر روز بهبود بده، شنیدن داستان این تغییر از زبان انسانهای دیگه همیشه برای من جذاب بوده.
دلیل اصلیش هم این هست که هر داستان، یادآور اینه که تغییر (خوب یا بد) چقدر نزدیک هست و چقدر راحتتر از اونچه اغلب فکر میکنیم میشه اتفاق بیافته.
با این مقدمه برسیم به مقاله امروز که از Julie Zhuo دوستداشتنی، معاون دیزاین محصول شرکت معظم فیسبوک هست. ایشون هر هفته به یکی از سوالات خوانندگان مطالبش جواب میده و این بار به سوالی جواب میدن که ازشون خواسته کتابهایی رو که باعث شده زندگی و دیدشون کاملا تغییر بکنه معرفی کنن.
خانم Zhuo در این مقاله و در جواب سوال مطرح شده، کتابهایی رو در موضوعات مختلفی مثل تفکر و روانشناسی، دیزاین و مدیریت معرفی کردن و توضیح کوتاهی دربارهش دادن.
شخصا سه تا از کتابهایی که معرفی کردن رو خوندهم و به نظرم قطعا لیست تاثیرگذاری هست.
در بخشی از مقاله به این موضوع اشاره شده که شاید بهتر باشه به جای تعداد کتابهای خونده شده، به مقدار برداشتی که از کتابهای خونده شدهمون داشتیم فکر کنیم.
به نظرم زاویه دید جالب و هیجانانگیزیه.
ازتون دعوت میکنم همین حالا این مقاله و لیست کتابهای داخلش رو مرور کرده و برای خوندنشون برنامهریزی کنید.
https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/books-that-changed-my-perspective-502c25baeeaa
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#معرفی_کتاب #مفاهیم #معرفی_منابع
@Dexign دیزاین
___
Medium
Books that Changed My Perspective
This was first published on my mailing list The Looking Glass. Every week, I answer a reader’s question.
این پست تا به حال بیش از ۷۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
شَستهای پُرتوان، برس به دادِ ناتوان
دیروز تولد ۱۰ سالگی آیفون بود. دستگاهی که بطور کلی مسیر تلفنهای همراه رو تغییر داد. هنوز یادم هست که در تالارهای گفتگو و بلاگها، ویدئوهایی از ویژگی Pinch to Zoom میدیدم حیرتزده به دور اتاقم میچرخیدم.
مقاله امروز به مناسبت ۱۰ سالگی آیفون، مربوط به یک چالش در دیزاین اپلیکیشنهای iOS ست.
اگر کمی در زمینه دیزاین و نحوه مشخص شدن Guidelineهای iOS و یا Android کنجکاو بوده باشید، حتما عکسهایی رو دیدید که ناحیه دسترسی انگشت شست رو هنگام یک دستی گرفتن گوشی، نمایش دادن. (اگر ندیدید، عبارت «Hurff's Touch Zone» رو گوگل کنید.)
حالا که گوشیهای هوشمند هر چندسال یکبار یه تغییر ابعاد داشتن و امروز به اسکرینهای 5.5 اینچی یا بیشتر رسیدیم و به تبع این افزایش ابعاد، دیگه انگشت شست ما به راحتی نمیتونه به بخشهای زیادی از صفحه دسترسی داشته باشه و سیستمعاملهای مختلف با ترفندها و ویژگیهای جدیدی که در سیستمعامل قرار میدن، میخوان با این موضوع مقابله کنند.
مقاله امروز به بررسی این موضوع میپردازه و دیزاین Navigation Bar رو که در اپلیکیشنهای iOS وجود داره، به چالش میکشه. در دیزاین اپلیکیشنهای iOS، بخش Navigation Bar یا «نوار پیمایش» و بسیاری از دکمههای مهم اپلیکیشن در بالای صفحه قرار دارند و به خاطر افزایش ابعاد اسکرین گوشی، دسترسی بهشون با یک دست امکانپذیر نیست.
نویسنده مقاله امروز، آقای Brad Ellis که یک اینتراکشن دیزاینر هست، برای حل کردن این مشکل راهحلی به دیزاینرها ی اپلیکیشنهای iOS پیشنهاد میکنه. ایشون مفهوم جایگزینی به اسم Reach Navigation برای Navigation Bar معرفی میکنه و توضیح میده که با وجود فوایدی که وجود Navigation Bar در اپلیکیشنهای iOS داشته و داره، اصرار بر حفظ شکل و استاندارد دیزاین Navigation Bar، به قیمت نارضایتی کاربرها تمام خواهد شد و بهتره ما دیزاینرها، با کمی تغییر در دیزاین و رعایت کردن یکسری نکات کلیدی، این مشکل رو تا حد زیادی به حاشیه برونیم.
مفهومی که ایشون معرفی میکنن، بسیار شبیه و مکمل مقالهای هست که با عنوان «کاهش پیچیدگی بصری، روندی جدید در دیزاین» اخیرا در همین کانال معرفی کردم.
توصیه میکنم فرصت رو از دست ندید و مقاله چالشی ایشون رو که با اقبال زیادی از طرف دیزاینرها مواجه شده، همین حالا مطالعه کنید.
https://medium.com/tall-west/lets-ditch-the-nav-bar-3692cb17cc67
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#چالش #مفاهیم #رابط_کاربری #iOS
@Dexign دیزاین
___
دیروز تولد ۱۰ سالگی آیفون بود. دستگاهی که بطور کلی مسیر تلفنهای همراه رو تغییر داد. هنوز یادم هست که در تالارهای گفتگو و بلاگها، ویدئوهایی از ویژگی Pinch to Zoom میدیدم حیرتزده به دور اتاقم میچرخیدم.
مقاله امروز به مناسبت ۱۰ سالگی آیفون، مربوط به یک چالش در دیزاین اپلیکیشنهای iOS ست.
اگر کمی در زمینه دیزاین و نحوه مشخص شدن Guidelineهای iOS و یا Android کنجکاو بوده باشید، حتما عکسهایی رو دیدید که ناحیه دسترسی انگشت شست رو هنگام یک دستی گرفتن گوشی، نمایش دادن. (اگر ندیدید، عبارت «Hurff's Touch Zone» رو گوگل کنید.)
حالا که گوشیهای هوشمند هر چندسال یکبار یه تغییر ابعاد داشتن و امروز به اسکرینهای 5.5 اینچی یا بیشتر رسیدیم و به تبع این افزایش ابعاد، دیگه انگشت شست ما به راحتی نمیتونه به بخشهای زیادی از صفحه دسترسی داشته باشه و سیستمعاملهای مختلف با ترفندها و ویژگیهای جدیدی که در سیستمعامل قرار میدن، میخوان با این موضوع مقابله کنند.
مقاله امروز به بررسی این موضوع میپردازه و دیزاین Navigation Bar رو که در اپلیکیشنهای iOS وجود داره، به چالش میکشه. در دیزاین اپلیکیشنهای iOS، بخش Navigation Bar یا «نوار پیمایش» و بسیاری از دکمههای مهم اپلیکیشن در بالای صفحه قرار دارند و به خاطر افزایش ابعاد اسکرین گوشی، دسترسی بهشون با یک دست امکانپذیر نیست.
نویسنده مقاله امروز، آقای Brad Ellis که یک اینتراکشن دیزاینر هست، برای حل کردن این مشکل راهحلی به دیزاینرها ی اپلیکیشنهای iOS پیشنهاد میکنه. ایشون مفهوم جایگزینی به اسم Reach Navigation برای Navigation Bar معرفی میکنه و توضیح میده که با وجود فوایدی که وجود Navigation Bar در اپلیکیشنهای iOS داشته و داره، اصرار بر حفظ شکل و استاندارد دیزاین Navigation Bar، به قیمت نارضایتی کاربرها تمام خواهد شد و بهتره ما دیزاینرها، با کمی تغییر در دیزاین و رعایت کردن یکسری نکات کلیدی، این مشکل رو تا حد زیادی به حاشیه برونیم.
مفهومی که ایشون معرفی میکنن، بسیار شبیه و مکمل مقالهای هست که با عنوان «کاهش پیچیدگی بصری، روندی جدید در دیزاین» اخیرا در همین کانال معرفی کردم.
توصیه میکنم فرصت رو از دست ندید و مقاله چالشی ایشون رو که با اقبال زیادی از طرف دیزاینرها مواجه شده، همین حالا مطالعه کنید.
https://medium.com/tall-west/lets-ditch-the-nav-bar-3692cb17cc67
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#چالش #مفاهیم #رابط_کاربری #iOS
@Dexign دیزاین
___
Medium
All Thumbs, Why Reach Navigation Should Replace the Navbar in iOS Design
The Navbar is Tapped Out
👍1
این پست تا به حال بیش از ۱۳۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
قدرت ناشناخته فضاهای خالی
همه ما بارها جملاتی مثل «موسیقی، فضای خالی بین نُتهاست.» یا «هر کُل، مجموعهای از جزئیات است.» و … را شنیدهایم.
همه این جملات سعی دارند اهمیت کامپوزیسیون یا Composition را به ما بگویند. هرجا مجموعهای وجود دارد که یک «کُل» را تشکیل دادهست، کامپوزیسیون نقش مهمی ایفا میکند.
با مقاله امروز، مطلبی مرتبط با مقدمه بالا را مرور خواهیم کرد که به بررسی اهمیت و قدرت «فضاهای خالی»، Negative Spaces یا Whitespaces، این ابزارهای قدتمندی در دیزاین، میپردازد.
در این مقاله، آقای Nick Babich با اشاره به چهار اتفاق اصلی که فضاهای خالی باعث آن میشوند، قدرت این فضاها را به مخاطبین نمایش میدهد.
در این مطلب در کنار مثالهایی از سرویس معروف Dropbox، اصولی مانند گشتالت، تایپوگرافی و ساختن حس با استفاده از دیزاین به چشم میخورد که پیشتر درباره آنها مطالبی در کانال ارائه شده است.
مقالات آقای Nick Babich همیشه ریشهها و پایههای دیزاین را هدف میگیرد و با بررسی دقیق و نگاه از زاویهای جدید، موضوع مورد بحث را به بهترین شکل بیان میکند.
پیشنهاد میکنم فرصت را از دست نداده و همین حالا این مقاله را مطالعه کنید.
https://uxplanet.org/the-power-of-whitespace-a1a95e45f82b
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#رابط_کاربری #اصول #فضاهای_خال
@Dexign دیزاین
___
همه ما بارها جملاتی مثل «موسیقی، فضای خالی بین نُتهاست.» یا «هر کُل، مجموعهای از جزئیات است.» و … را شنیدهایم.
همه این جملات سعی دارند اهمیت کامپوزیسیون یا Composition را به ما بگویند. هرجا مجموعهای وجود دارد که یک «کُل» را تشکیل دادهست، کامپوزیسیون نقش مهمی ایفا میکند.
با مقاله امروز، مطلبی مرتبط با مقدمه بالا را مرور خواهیم کرد که به بررسی اهمیت و قدرت «فضاهای خالی»، Negative Spaces یا Whitespaces، این ابزارهای قدتمندی در دیزاین، میپردازد.
در این مقاله، آقای Nick Babich با اشاره به چهار اتفاق اصلی که فضاهای خالی باعث آن میشوند، قدرت این فضاها را به مخاطبین نمایش میدهد.
در این مطلب در کنار مثالهایی از سرویس معروف Dropbox، اصولی مانند گشتالت، تایپوگرافی و ساختن حس با استفاده از دیزاین به چشم میخورد که پیشتر درباره آنها مطالبی در کانال ارائه شده است.
مقالات آقای Nick Babich همیشه ریشهها و پایههای دیزاین را هدف میگیرد و با بررسی دقیق و نگاه از زاویهای جدید، موضوع مورد بحث را به بهترین شکل بیان میکند.
پیشنهاد میکنم فرصت را از دست نداده و همین حالا این مقاله را مطالعه کنید.
https://uxplanet.org/the-power-of-whitespace-a1a95e45f82b
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#رابط_کاربری #اصول #فضاهای_خال
@Dexign دیزاین
___
Medium
The Power Of Whitespace
by Nick Babich
درباره Titanها بیشتر بدانیم!
چطور میشود که تایتانها انقدر قوی باشند؟ اگر در جریان سری کامیکها و فیلمهای Marvel باشید میدانید که اخیرا جنگی به نام Infinity War در دنیای Marvel به راه افتاده است. یک طرف این جنگ Thanos، از نژاد تایتانها قرار دارد و در طرف دیگر آن، Capitan America، Iron Man و Thor و حتی Hulk و باقی Avengers! و با اینحال نگران هستند که مبارزه را واگذار کرده و این اتفاق، نقطه پایانی باشد برای نسل تمام موجودات زنده در دنیا.
برای اطلاع بیشترتان میخواهم چند ویژگی تایتانها را نام ببرم: ذهن و پوستی غیرقابل نفوذ؛ قدرت، سرعت و استقامتی منحصربفرد؛ کنترل انرژی؛ نامیرا بودن و …
هیجانانگیزست نه؟ گذشته از توضیحات دنیای Marvel که دلیل قدرت تایتانها را ترکیب شدن ژن جاودانی، تکثیر بیونیک، قدرتهای خدایی و نهاد مرگ میداند، تایتانهای دنیای واقعی چه کسانی هستند؟ چگونه دیزاینرها هم میتوانند درون خود تایتانی داشته باشند؟
آقای Tim Ferriss، یکی از سرمایهگذاران موفق دنیای استارتاپها، کتابی درباره موفقترین و قدرتمندترین انسانهای دنیای واقعی با نام «ابزارهای تایتانها» یا Tools of Titans منتشر کردهست. Tim در یادداشتی، از تجربیاتش در برخورد با این انسانهای فوق موفق نوشتهست که پست امروز ماست.
جدای از اینکه خواندن کتاب ایشان را شدیدا پیشنهاد میکنم، مقاله امروز به کلیدیترین ویژگی تمامی این افراد اشاره دارد و آن «ورزش و تمرین ذهن» است.
میپرسید دقیقا چگونه؟ مقاله امروز را از دست ندهید:
https://medium.com/the-mission/the-one-routine-common-to-billionaires-icons-and-world-class-performers-28ed11a49eda
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
پ. ن.
تریلر فیلم Avengers: Infinity War، محصولی از کمپانی Marvel:
https://www.youtube.com/watch?v=I0e3TXkSd4Q
#بررسی #ابزار_تایتان #موفقیت_خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
___
چطور میشود که تایتانها انقدر قوی باشند؟ اگر در جریان سری کامیکها و فیلمهای Marvel باشید میدانید که اخیرا جنگی به نام Infinity War در دنیای Marvel به راه افتاده است. یک طرف این جنگ Thanos، از نژاد تایتانها قرار دارد و در طرف دیگر آن، Capitan America، Iron Man و Thor و حتی Hulk و باقی Avengers! و با اینحال نگران هستند که مبارزه را واگذار کرده و این اتفاق، نقطه پایانی باشد برای نسل تمام موجودات زنده در دنیا.
برای اطلاع بیشترتان میخواهم چند ویژگی تایتانها را نام ببرم: ذهن و پوستی غیرقابل نفوذ؛ قدرت، سرعت و استقامتی منحصربفرد؛ کنترل انرژی؛ نامیرا بودن و …
هیجانانگیزست نه؟ گذشته از توضیحات دنیای Marvel که دلیل قدرت تایتانها را ترکیب شدن ژن جاودانی، تکثیر بیونیک، قدرتهای خدایی و نهاد مرگ میداند، تایتانهای دنیای واقعی چه کسانی هستند؟ چگونه دیزاینرها هم میتوانند درون خود تایتانی داشته باشند؟
آقای Tim Ferriss، یکی از سرمایهگذاران موفق دنیای استارتاپها، کتابی درباره موفقترین و قدرتمندترین انسانهای دنیای واقعی با نام «ابزارهای تایتانها» یا Tools of Titans منتشر کردهست. Tim در یادداشتی، از تجربیاتش در برخورد با این انسانهای فوق موفق نوشتهست که پست امروز ماست.
جدای از اینکه خواندن کتاب ایشان را شدیدا پیشنهاد میکنم، مقاله امروز به کلیدیترین ویژگی تمامی این افراد اشاره دارد و آن «ورزش و تمرین ذهن» است.
میپرسید دقیقا چگونه؟ مقاله امروز را از دست ندهید:
https://medium.com/the-mission/the-one-routine-common-to-billionaires-icons-and-world-class-performers-28ed11a49eda
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
پ. ن.
تریلر فیلم Avengers: Infinity War، محصولی از کمپانی Marvel:
https://www.youtube.com/watch?v=I0e3TXkSd4Q
#بررسی #ابزار_تایتان #موفقیت_خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
___
Medium
The One Routine Common to Billionaires, Icons and World-Class Performers
“We do not rise to the level of our expectations. We fall to the level of our training.” — Archilochus
این پست تا به حال بیش از ۳۱۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
رازِ تعادل بین کار و زندگی شخصی
بهمن ماه ۳ سال پیش بود که به خودم آمدم و دیدم ۳ کار بصورت پروژه و با زمانبندی فشرده قبول کردهام و از طرف دیگر در شرکتی که پارهوقت در آن مشغول بودم دو پروژه در دست طراحی دارم. با سختی فراوان و کمی تاخیر در موعدهای تحویل، تمامی کارها را به سرانجام رساندم. برای منی که همیشه به خاطر علاقه بسیار زیادم به دیزاین، از کار کردن لذت میبردم، سخت بود که ببینم در آن برهه زمانی، برای اولین بار در تمام این سالها، حس بدی پیدا کردهام. در آغاز سال بعد کارهای خود را سبکتر کرده و تلاشی مداوم را برای جایگزینی کیفیت به جای کمیت، در کارهای شرکت و پروژههای شخصی آغاز کردم.
ولی همیشه این سوال در ذهن من باقی ماند: افرادی که در شرکتهای بزرگ دنیا کار میکنند که شاید یک ساعت کار آنها و تصمیمی که در عرض چند دقیقه میگیرند، سرنوشت سرویسی را تعیین میکند که میلیونها نفر از آن استفاده میکنند، چگونه بین کار و زندگی تعادل ایجاد میکنند؟
خانم Julie Zhou، معاون دیزاین Facebook که بارها از او گفتهام، در جواب یکی از خوانندگان خود به این موضوع میپردازد.
خانم Zhou در شرکتی کار میکند که به گفته دو هفته پیشِ Mark Zuckerberg حالا ۲ میلیارد کاربر دارد (جمعیت کل جهان ۷ میلیارد نفر است.) و مسئولیت هر تصمیم مدیران آن چندین برابر شدهست.
ایشان در جواب، با اشاره به اینکه این سوال دغدغه بسیاری از کسانیست که در Silicon Valley در تکاپوی رسیدن به موفقیت هستند، بصورت موردی به چند نکته کلیدی از تجربیات خود میپردازد که رعایت کردن و توجه به آنها، ما را تصمیمگیری درباره مرزهای بین کار و زندگی شخصی، کمک میکند.
پیشنهاد میکنم همین حالا این مقاله بسیار لذتبخش و روشنگر را مطالعه کنید.
https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/the-mystery-of-work-life-balance-b8cf09c140f8
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
پ. ن.
شاید خالی از لطف نباشد که به این موضوع هم اشاره کنم که چندی قبل، آقای Tobias van Schneider، طراح ارشد سابق Spotify، کسی که علاوه بر وبلاگنویسی، انجام مصاحبه با افراد و ساخت پادکست، به سخنرانی در جمعهای مختلف و همینطور انجام پروژههای مختلف میپردازد، در نوشتهای به سوال زیر پاسخ داده بود:
چگونه فرصت میکنید تمام این کارها را انجام دهید؟
آقای van Schneider در جواب گفته بود که هیچ لحظهای را از دست نمیدهم.
وقتی از سر کار به خانه میآیم، بدون از دست دادن لحظهای، پای کارهای شخصی خود مینشنیم و آنها را با علاقه انجام میدهم. چون میدانم اگر استراحت کنم، بسیار سخت دوباره کار را آغاز میکنم.
#زندگی_دیزاینر #سبک_زندگی
@Dexign دیزاین
___
بهمن ماه ۳ سال پیش بود که به خودم آمدم و دیدم ۳ کار بصورت پروژه و با زمانبندی فشرده قبول کردهام و از طرف دیگر در شرکتی که پارهوقت در آن مشغول بودم دو پروژه در دست طراحی دارم. با سختی فراوان و کمی تاخیر در موعدهای تحویل، تمامی کارها را به سرانجام رساندم. برای منی که همیشه به خاطر علاقه بسیار زیادم به دیزاین، از کار کردن لذت میبردم، سخت بود که ببینم در آن برهه زمانی، برای اولین بار در تمام این سالها، حس بدی پیدا کردهام. در آغاز سال بعد کارهای خود را سبکتر کرده و تلاشی مداوم را برای جایگزینی کیفیت به جای کمیت، در کارهای شرکت و پروژههای شخصی آغاز کردم.
ولی همیشه این سوال در ذهن من باقی ماند: افرادی که در شرکتهای بزرگ دنیا کار میکنند که شاید یک ساعت کار آنها و تصمیمی که در عرض چند دقیقه میگیرند، سرنوشت سرویسی را تعیین میکند که میلیونها نفر از آن استفاده میکنند، چگونه بین کار و زندگی تعادل ایجاد میکنند؟
خانم Julie Zhou، معاون دیزاین Facebook که بارها از او گفتهام، در جواب یکی از خوانندگان خود به این موضوع میپردازد.
خانم Zhou در شرکتی کار میکند که به گفته دو هفته پیشِ Mark Zuckerberg حالا ۲ میلیارد کاربر دارد (جمعیت کل جهان ۷ میلیارد نفر است.) و مسئولیت هر تصمیم مدیران آن چندین برابر شدهست.
ایشان در جواب، با اشاره به اینکه این سوال دغدغه بسیاری از کسانیست که در Silicon Valley در تکاپوی رسیدن به موفقیت هستند، بصورت موردی به چند نکته کلیدی از تجربیات خود میپردازد که رعایت کردن و توجه به آنها، ما را تصمیمگیری درباره مرزهای بین کار و زندگی شخصی، کمک میکند.
پیشنهاد میکنم همین حالا این مقاله بسیار لذتبخش و روشنگر را مطالعه کنید.
https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/the-mystery-of-work-life-balance-b8cf09c140f8
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
پ. ن.
شاید خالی از لطف نباشد که به این موضوع هم اشاره کنم که چندی قبل، آقای Tobias van Schneider، طراح ارشد سابق Spotify، کسی که علاوه بر وبلاگنویسی، انجام مصاحبه با افراد و ساخت پادکست، به سخنرانی در جمعهای مختلف و همینطور انجام پروژههای مختلف میپردازد، در نوشتهای به سوال زیر پاسخ داده بود:
چگونه فرصت میکنید تمام این کارها را انجام دهید؟
آقای van Schneider در جواب گفته بود که هیچ لحظهای را از دست نمیدهم.
وقتی از سر کار به خانه میآیم، بدون از دست دادن لحظهای، پای کارهای شخصی خود مینشنیم و آنها را با علاقه انجام میدهم. چون میدانم اگر استراحت کنم، بسیار سخت دوباره کار را آغاز میکنم.
#زندگی_دیزاینر #سبک_زندگی
@Dexign دیزاین
___
Medium
The mystery of work-life balance
This was first published on my mailing list The Looking Glass. Every week, I answer a reader’s question.
این پست تا به حال بیش از ۱۰۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
گذری بر مفهوم «آیکنهای تطبیقپذیر»
گاهی تغییراتی ساده در ابزارها و یا دیدگاهها میتوانند تاثیری شگرف روی روند کار و همچنین محصولات تولیدی ما بگذارند. چند روز قبل یکی از اعضای تیم دیزاین ما، من را با مفهوم «آیکنهای تطبیقپذیر» یا Adaptive Icons آشنا کرد که به تازگی در Android O معرفی شده است.
بعد از کمی فکر کردن به این مفهوم جدید، مهمترین نکتهای که من را مجذوب آن کرد، سادگی دیدگاهی بود که در این مفهوم قرار داشت.
اجازه بدهید این مفهوم را با یک مثال توضیح بدهم. آیکن اپلیکیشن تلگرام را در نظر بگیرید. در صفحه موبایل، شما این آیکن را از بالا و بصورت عمودی نگاه میکنید، لذا آن را دو بعدی میبینید. حالا برای لحظهای، آیکن اپلیکیشن تگرام را در هوا معلق تصور کنید. وقتی این آیکن در فضا قرار دارد، اگر زاویه نگاه خود را کمتر کرده و از کنار به آن نگاه کنید، خواهید دید که این آیکن حجم دارد و از دو لایه روی هم تشکیل شده است. لایه پایینی متشکل از یک پاکت نامه و رنگ زمینه آبیست و لایه بالایی، یک ماسک مربعی که وسط آن بصورت دایره خالیست.
این دقیقا مفهومیست که با نام آیکنهای تطبیقپذیر مطرح شده است.
این نوع نگاه به آیکنها در ابتدا بسیار ساده و پیش پا افتاده میآید ولی اگر نیمنگاهی به فرصتها و پتانسیلهای بصری که برای طراحان به ارمغان میآورد، بیاندازید، مانند من هیجانزده خواهید شد.
مقاله امروز از آقای Nick Butcher است که خود نیز در شرکت گوگل Development و Design انجام میدهد.
ایشان در مقاله خود بصورت مفصل به نحوه استفاده عملی از مفهوم «آیکنهای تطبیقپذیر» میپردازد.
از شما دعوت می کنم به پست بعدی که نمونه اجرا شده از آیکن اپلیکیشن Play Store بصورت تطبیقپذیر است، توجه کنید.
بدون لحظهای درنگ، به سراغ مقاله بروید و آن را مطالعه کنید.
https://medium.com/google-design/designing-adaptive-icons-515af294c783
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#مفاهیم #اینتراکشن #آیکن #اندروید
@Dexign دیزاین
___
گاهی تغییراتی ساده در ابزارها و یا دیدگاهها میتوانند تاثیری شگرف روی روند کار و همچنین محصولات تولیدی ما بگذارند. چند روز قبل یکی از اعضای تیم دیزاین ما، من را با مفهوم «آیکنهای تطبیقپذیر» یا Adaptive Icons آشنا کرد که به تازگی در Android O معرفی شده است.
بعد از کمی فکر کردن به این مفهوم جدید، مهمترین نکتهای که من را مجذوب آن کرد، سادگی دیدگاهی بود که در این مفهوم قرار داشت.
اجازه بدهید این مفهوم را با یک مثال توضیح بدهم. آیکن اپلیکیشن تلگرام را در نظر بگیرید. در صفحه موبایل، شما این آیکن را از بالا و بصورت عمودی نگاه میکنید، لذا آن را دو بعدی میبینید. حالا برای لحظهای، آیکن اپلیکیشن تگرام را در هوا معلق تصور کنید. وقتی این آیکن در فضا قرار دارد، اگر زاویه نگاه خود را کمتر کرده و از کنار به آن نگاه کنید، خواهید دید که این آیکن حجم دارد و از دو لایه روی هم تشکیل شده است. لایه پایینی متشکل از یک پاکت نامه و رنگ زمینه آبیست و لایه بالایی، یک ماسک مربعی که وسط آن بصورت دایره خالیست.
این دقیقا مفهومیست که با نام آیکنهای تطبیقپذیر مطرح شده است.
این نوع نگاه به آیکنها در ابتدا بسیار ساده و پیش پا افتاده میآید ولی اگر نیمنگاهی به فرصتها و پتانسیلهای بصری که برای طراحان به ارمغان میآورد، بیاندازید، مانند من هیجانزده خواهید شد.
مقاله امروز از آقای Nick Butcher است که خود نیز در شرکت گوگل Development و Design انجام میدهد.
ایشان در مقاله خود بصورت مفصل به نحوه استفاده عملی از مفهوم «آیکنهای تطبیقپذیر» میپردازد.
از شما دعوت می کنم به پست بعدی که نمونه اجرا شده از آیکن اپلیکیشن Play Store بصورت تطبیقپذیر است، توجه کنید.
بدون لحظهای درنگ، به سراغ مقاله بروید و آن را مطالعه کنید.
https://medium.com/google-design/designing-adaptive-icons-515af294c783
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#مفاهیم #اینتراکشن #آیکن #اندروید
@Dexign دیزاین
___
Medium
Designing Adaptive Icons
Android O introduces a new app icon format: adaptive icons. Adaptive icons can make devices more coherent by unifying the shape of all app…