فرآیند شهری در دورهی سرمایهداری؛ چارچوبی برای تحلیل
نویسنده: دیوید هاروی
مترجم: ایمان واقفی
«مقالهی فرآیند شهری در دوره سرمایهداری را میتوان یکی از متون کلاسیک در حوزه نقد اقتصاد سیاسی شهر دانست. این مقاله در زمره متونیست که در دهه ۷۰ میلادی چرخش فضایی در علوم اجتماعی را رقم زدند. در این بازه هاروی در کنار آنری لوفور، مانوئل کاستلز و کمی بعدتر نیل اسمیت نظریه شهری را از چنگال رویکردهای غالبی که در خدمت نظام حاکم بودند میربایند و به آن روحی انتقادی میبخشند.
هاروی در اینجا با وامگیری از نظریه انباشت سرمایهی مارکس از یکسو و دادههای تجربی تشکیل سرمایه در شهرهای غربی از سوی دیگر، رئوس اصلی نقد اقتصاد سیاسی شهر را درمیاندازد. او نشان میدهد چگونه سرمایه راه خود را از کارخانجات صنعتی قرن نوزدهم به درون شهر میگشاید و ساحات مختلف زندگی شهری را درون منطق سرمایه میبلعد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-urban-process-under-capitalism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: دیوید هاروی
مترجم: ایمان واقفی
«مقالهی فرآیند شهری در دوره سرمایهداری را میتوان یکی از متون کلاسیک در حوزه نقد اقتصاد سیاسی شهر دانست. این مقاله در زمره متونیست که در دهه ۷۰ میلادی چرخش فضایی در علوم اجتماعی را رقم زدند. در این بازه هاروی در کنار آنری لوفور، مانوئل کاستلز و کمی بعدتر نیل اسمیت نظریه شهری را از چنگال رویکردهای غالبی که در خدمت نظام حاکم بودند میربایند و به آن روحی انتقادی میبخشند.
هاروی در اینجا با وامگیری از نظریه انباشت سرمایهی مارکس از یکسو و دادههای تجربی تشکیل سرمایه در شهرهای غربی از سوی دیگر، رئوس اصلی نقد اقتصاد سیاسی شهر را درمیاندازد. او نشان میدهد چگونه سرمایه راه خود را از کارخانجات صنعتی قرن نوزدهم به درون شهر میگشاید و ساحات مختلف زندگی شهری را درون منطق سرمایه میبلعد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-urban-process-under-capitalism/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
فرآیند شهری در دورهی سرمایهداری؛ چارچوبی برای تحلیل - فضا و دیالکتیک
در تفسیرم از فرآیند شهری در نظام سرمایهداری بر دو مضمون بههمپیوستهی انباشت و کشمکش طبقاتی تمرکز خواهم کرد. این دو مضمون آنچنان به یکدیگر گرهخوردهاند که گویی دو روی یک سکهاند- دو پنجرهی متفاوت که از روزنهیشان کلّیت کردوکارهای سرمایهداری بر ما آشکار…
👍3🔥1
فضا و تاریخ در هستی و زمان هایدگر
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: نریمان جهانزاد
«در تفسیر هایدگر از کانت میخواهم به دو مسألهی اصلی اشاره کنم. اول اینکه هایدگر معتقد است کانت تمایز انتیک/انتولوژیک را تشخیص داده؛ نکتهی دوم راجع به نقش فضا و زمان، و علیالخصوص برتریدادن زمان به فضا است. بنابراین اول یادآوری کنیم که شناخت انتیک شناختیست ناظر بر موجودات خاص؛ شناخت انتولوژیک ناظر بر شرایط پیشینی شناخت انتیک است، یعنی نه هستندگان بلکه معطوف به هستی است. دغدغهی اصلی هایدگر متقدم بویژه در هستی و زمان همین شناخت انتولوژیک است. جریان غالب کانتپژوهی در زمان هایدگر نوکانتیسم مکتب ماربورگ بود که نقد عقل محض را اثری در حیطهی معرفتشناسی میدانست. این تلقی، که بوسیلهی کوهن، ریکرت و ناتورپ و دیگران مطرح شد، از اواخر سدهی نوزدهم تا اوایل سدهی بیستم نفوذی گسترده داشت. هایدگر- هنگام تدریس در ماربورگ- مستقیم با این تفسیر سرشاخ میشود: نقد عقل محض نظریهی شناخت است، اما نه نظریهای دربارهی شناخت انتیک (یعنی تجربه) و معرفتشناسی، بلکه دربارهی شناخت انتولوژیک است- فلسفهی استعلایی، هستیشناسی. شناخت انتیک (از موجودات) باید با بنیادهای انتولوژیک (هستی) مطابق باشد. معنای راستین انقلاب کوپرنیکی کانت- اینکه به عوض مطابقت شناخت ما با ابژهها، ابژهها باید با شناخت ما مطابق باشند- همین است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-history-in-being-and-time/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: نریمان جهانزاد
«در تفسیر هایدگر از کانت میخواهم به دو مسألهی اصلی اشاره کنم. اول اینکه هایدگر معتقد است کانت تمایز انتیک/انتولوژیک را تشخیص داده؛ نکتهی دوم راجع به نقش فضا و زمان، و علیالخصوص برتریدادن زمان به فضا است. بنابراین اول یادآوری کنیم که شناخت انتیک شناختیست ناظر بر موجودات خاص؛ شناخت انتولوژیک ناظر بر شرایط پیشینی شناخت انتیک است، یعنی نه هستندگان بلکه معطوف به هستی است. دغدغهی اصلی هایدگر متقدم بویژه در هستی و زمان همین شناخت انتولوژیک است. جریان غالب کانتپژوهی در زمان هایدگر نوکانتیسم مکتب ماربورگ بود که نقد عقل محض را اثری در حیطهی معرفتشناسی میدانست. این تلقی، که بوسیلهی کوهن، ریکرت و ناتورپ و دیگران مطرح شد، از اواخر سدهی نوزدهم تا اوایل سدهی بیستم نفوذی گسترده داشت. هایدگر- هنگام تدریس در ماربورگ- مستقیم با این تفسیر سرشاخ میشود: نقد عقل محض نظریهی شناخت است، اما نه نظریهای دربارهی شناخت انتیک (یعنی تجربه) و معرفتشناسی، بلکه دربارهی شناخت انتولوژیک است- فلسفهی استعلایی، هستیشناسی. شناخت انتیک (از موجودات) باید با بنیادهای انتولوژیک (هستی) مطابق باشد. معنای راستین انقلاب کوپرنیکی کانت- اینکه به عوض مطابقت شناخت ما با ابژهها، ابژهها باید با شناخت ما مطابق باشند- همین است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-history-in-being-and-time/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
فضا و تاریخ در هستی و زمان هایدگر - فضا و دیالکتیک
یافتن سرنخهایی که فضامندی اندیشهی هایدگر را نشان دهند دشوار نیست. او از همان آثار اولش واژهی دازاین را بکار برد که در مقام اسم یعنی «وجود»، و در مقام فعل به معنی «آنجا بودن» است. اگر این واژه تجزیه شود، یا آن را به همراه خط تیره به شکل دا-زاین بنویسیم،…
👍6❤2
ایران همچون ملتی خیالی:
نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفی وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی
گزینش و ترجمه: آیدین ترکمه
«مصطفی وزیری در سال ۱۹۹۳ یعنی در حدود ۳۰ سال پیش کتابی منتشر کرده است با عنوان ایران همچون ملتی خیالی. این کتاب اما توجه چندانی را در فضای فارسیزبان به خود جلب نکرده و در حوزهی مطالعات ایران حتی به نوعی طرد هم شده است. این نادیدهگرفتن البته عجیب نیست به ویژه با درنظرگرفتن استدلالهای نامتعارف و جدید وزیری دربارهی ایران، و اینکه جریان غالبِ فکری در آنچه با نام مطالعات ایران (Iranian Studies) میشناسیم همچنان شدیداً پایبند ناسیونالیسم است. وزیری در کتابش کوشیده تاریخنگاریِ ناسیونالیستی و ملی را به چالش بکشد. او تاریخِ ملی ایران را ابداعی بسیار متاخر میداند. به گفتهی او در دویست سالِ گذشته مورخان و دیگر عالمان علوم اجتماعی گذشته را بر اساس جهتگیریهای نسلی، موقتی و ایدئولوژیکی خودشان و بیتوجه به ماهیتِ سیال دولت ملی و ناسیونالیسم روایت کردهاند. از دید وزیری، هویت ملی یک توهم تاریخی است. او شرح میدهد که چگونه برداشتهای اروپایی از ملت و ناسیونالیسم، تاریخنگاری را با نظریهی نژادی درآمیخته است. کتاب شکلگیری مفهوم هویت ملی را میکاود و استدلال میکند که برآمدنِ شرقشناسی، ایدهی نژاد آریایی، و دستهبندیهای زبانی (مانند زبان هندواروپایی و یا زبانهای ایرانی) چگونه همبسته و در راستای ایجاد و تقویت یک تاریخنگاریِ الیتیستیِ سوگیرانه و غیرواقعی بودهاند.
در چنین بستری است که از دید وزیری، یافتههای فیلولوژیک و باستانشناسانه در پیوند با اسطورهی نژاد آریایی به منظور طرح و ترویج تفسیری خاص از ایران به کار گرفته شدهاند. شرقشناسان نام ایران را نه صرفاً برای دلالت بر یک مردم، که همچنین همچون معادلی برای یک خانوادهی زبانی، یک تمدن و یک فرهنگ جعل کردهاند. و این به رغم آن بود که چه در دوران باستان و چه در دوران اسلامی، ایران همچون یک موجودیت همگن اساساً وجود نداشت. از فیلولوژی و باستانشناسی بهره گرفته شد تا به مصنوعات بشری دوران باستان نامهایی الصاق شود و همزمان ادبیات را به سنتی ملی گره بزنند. وزیری معتقد است که شرقشناسان به این ترتیب کوشیدند یک هویت ملیِ ناموجود را برای مردمانی در گذشتهی بسیار دور دستوپا کنند.
کتاب مصطفی وزیری حاوی بینشهای انتقادی و نامتعارف بسیاری است اما در این نوشته میکوشم فقط برخی از آنها را برجسته کنم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/iran-as-imagined-nation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفی وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی
گزینش و ترجمه: آیدین ترکمه
«مصطفی وزیری در سال ۱۹۹۳ یعنی در حدود ۳۰ سال پیش کتابی منتشر کرده است با عنوان ایران همچون ملتی خیالی. این کتاب اما توجه چندانی را در فضای فارسیزبان به خود جلب نکرده و در حوزهی مطالعات ایران حتی به نوعی طرد هم شده است. این نادیدهگرفتن البته عجیب نیست به ویژه با درنظرگرفتن استدلالهای نامتعارف و جدید وزیری دربارهی ایران، و اینکه جریان غالبِ فکری در آنچه با نام مطالعات ایران (Iranian Studies) میشناسیم همچنان شدیداً پایبند ناسیونالیسم است. وزیری در کتابش کوشیده تاریخنگاریِ ناسیونالیستی و ملی را به چالش بکشد. او تاریخِ ملی ایران را ابداعی بسیار متاخر میداند. به گفتهی او در دویست سالِ گذشته مورخان و دیگر عالمان علوم اجتماعی گذشته را بر اساس جهتگیریهای نسلی، موقتی و ایدئولوژیکی خودشان و بیتوجه به ماهیتِ سیال دولت ملی و ناسیونالیسم روایت کردهاند. از دید وزیری، هویت ملی یک توهم تاریخی است. او شرح میدهد که چگونه برداشتهای اروپایی از ملت و ناسیونالیسم، تاریخنگاری را با نظریهی نژادی درآمیخته است. کتاب شکلگیری مفهوم هویت ملی را میکاود و استدلال میکند که برآمدنِ شرقشناسی، ایدهی نژاد آریایی، و دستهبندیهای زبانی (مانند زبان هندواروپایی و یا زبانهای ایرانی) چگونه همبسته و در راستای ایجاد و تقویت یک تاریخنگاریِ الیتیستیِ سوگیرانه و غیرواقعی بودهاند.
در چنین بستری است که از دید وزیری، یافتههای فیلولوژیک و باستانشناسانه در پیوند با اسطورهی نژاد آریایی به منظور طرح و ترویج تفسیری خاص از ایران به کار گرفته شدهاند. شرقشناسان نام ایران را نه صرفاً برای دلالت بر یک مردم، که همچنین همچون معادلی برای یک خانوادهی زبانی، یک تمدن و یک فرهنگ جعل کردهاند. و این به رغم آن بود که چه در دوران باستان و چه در دوران اسلامی، ایران همچون یک موجودیت همگن اساساً وجود نداشت. از فیلولوژی و باستانشناسی بهره گرفته شد تا به مصنوعات بشری دوران باستان نامهایی الصاق شود و همزمان ادبیات را به سنتی ملی گره بزنند. وزیری معتقد است که شرقشناسان به این ترتیب کوشیدند یک هویت ملیِ ناموجود را برای مردمانی در گذشتهی بسیار دور دستوپا کنند.
کتاب مصطفی وزیری حاوی بینشهای انتقادی و نامتعارف بسیاری است اما در این نوشته میکوشم فقط برخی از آنها را برجسته کنم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/iran-as-imagined-nation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی - فضا و دیالکتیک
از دید وزیری، هویت ملی یک توهم تاریخی است. او شرح میدهد که چگونه برداشتهای اروپایی از ملت و ناسیونالیسم، تاریخنگاری را با نظریهی نژادی کتاب شکلگیری مفهوم هویت ملی را میکاود و استدلال میکند که برآمدنِ شرقشناسی، ایدهی نژاد آریایی، و دستهبندیهای…
👍13👎5
مجموعه مقالات فضا و دیالکتیک در سال ۱۴۰۰
«به سیاق سنت فضا و دیالکتیک قرار بود با آغاز سال جدید مجموعه مقالات منتشرشده در یک سال گذشته را در قالب فایلی یکپارچه منتشر کنیم. به دلایلی این کار تا امروز به درازا کشید. حالا اما مجموعه مقالات ۱۴۰۰ فضا و دیالکتیک آماده انتشار است.
در یکسال گذشته موفق به انتشار ۱۸ مقاله در مجلهٔ اینترنتی فضا و دیالکتیک شدیم. آنچنان که رسم و اسلوب ماست، تمام این متون حول محور نظریهی انتقادی فضا میچرخند؛ برخی با تاکید بر شهر/شهریشدن، برخی دیگر با تاکید بر فضای ملی، و بینالمللی. اما مقالات منتشرشده در سال گذشته چند تفاوت کلیدی با سنوات پیشین داشتهاند. اول آنکه تنوع حوزهای مقالات گسترش یافتهاست. بر سبیل همیشگی متونی با موضوع اقتصاد سیاسی، نظریهی برنامهریزی و طراحی شهری، تولید فضا، رویکردهای فوکویی، دلوزی، و نظریه فمینیستی در این مجموعه پیدا خواهید کرد. علاوه بر این، همچنان که دیدهاید، ژئوپلیتیک و روابط بینالملل نیز رفتهرفته سهم بیشتری در فضا و دیالکتیک پیدا کرده است. امید داریم در پنجسالهی دوم، در این حوزه نیز متون انتقادی بیشتری را منتشر کنیم. همچنین در اینجا میتوانید متونی در حوزهی نظریه بازنمایی پیدا کنید که در دورههای پیشین چندان مورد توجه ما نبوده است.
فضا و دیالکتیک را عموماً با آثار ترجمهای آن میشناسیم. فقدان متون پایهای و خالیبودن عرصه از نظریات متاخر مطالعات انتقادی فضا ما را ناگزیر از برگرداندن مقالات از زبان انگلیسی کرده است. اما تالیف متن همواره یکی از افقهای ما در وبسایت فضا و دیالکتیک بوده است. در سال گذشته ۷ متن تالیفی منتشر کردهایم و امیدواریم این روند در سالهای پیشرو نیز ادامه پیدا کند.
در آخر باید از افزایش علاقهمندان و مداخلهگران در این حوزه ابراز امیداواری کنیم. کسانی که در سال گذشته به جمع هیئت تحریریه فضا و دیالکتیک پیوستند، کسانی که مقالات و ترجمههای خود را برای انتشار در اختیار ما قرار دادند و کسانی که برای کارهای پژوهشی و مطالعات میدانی خود فضا و دیالکتیک را شایستهی مشورت و مباحثه دانستند، بخشی از نیروهای حالا جان گرفتهی مطالعات انتقادی فضا هستند. بسیار امیدواریم این روند در سال جدید نیز ادامه پیدا کند و جانی دوچندان بگیرد».
هیئت تحریریهی فضا و دیالکتیک
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-1400-special-issue6/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
«به سیاق سنت فضا و دیالکتیک قرار بود با آغاز سال جدید مجموعه مقالات منتشرشده در یک سال گذشته را در قالب فایلی یکپارچه منتشر کنیم. به دلایلی این کار تا امروز به درازا کشید. حالا اما مجموعه مقالات ۱۴۰۰ فضا و دیالکتیک آماده انتشار است.
در یکسال گذشته موفق به انتشار ۱۸ مقاله در مجلهٔ اینترنتی فضا و دیالکتیک شدیم. آنچنان که رسم و اسلوب ماست، تمام این متون حول محور نظریهی انتقادی فضا میچرخند؛ برخی با تاکید بر شهر/شهریشدن، برخی دیگر با تاکید بر فضای ملی، و بینالمللی. اما مقالات منتشرشده در سال گذشته چند تفاوت کلیدی با سنوات پیشین داشتهاند. اول آنکه تنوع حوزهای مقالات گسترش یافتهاست. بر سبیل همیشگی متونی با موضوع اقتصاد سیاسی، نظریهی برنامهریزی و طراحی شهری، تولید فضا، رویکردهای فوکویی، دلوزی، و نظریه فمینیستی در این مجموعه پیدا خواهید کرد. علاوه بر این، همچنان که دیدهاید، ژئوپلیتیک و روابط بینالملل نیز رفتهرفته سهم بیشتری در فضا و دیالکتیک پیدا کرده است. امید داریم در پنجسالهی دوم، در این حوزه نیز متون انتقادی بیشتری را منتشر کنیم. همچنین در اینجا میتوانید متونی در حوزهی نظریه بازنمایی پیدا کنید که در دورههای پیشین چندان مورد توجه ما نبوده است.
فضا و دیالکتیک را عموماً با آثار ترجمهای آن میشناسیم. فقدان متون پایهای و خالیبودن عرصه از نظریات متاخر مطالعات انتقادی فضا ما را ناگزیر از برگرداندن مقالات از زبان انگلیسی کرده است. اما تالیف متن همواره یکی از افقهای ما در وبسایت فضا و دیالکتیک بوده است. در سال گذشته ۷ متن تالیفی منتشر کردهایم و امیدواریم این روند در سالهای پیشرو نیز ادامه پیدا کند.
در آخر باید از افزایش علاقهمندان و مداخلهگران در این حوزه ابراز امیداواری کنیم. کسانی که در سال گذشته به جمع هیئت تحریریه فضا و دیالکتیک پیوستند، کسانی که مقالات و ترجمههای خود را برای انتشار در اختیار ما قرار دادند و کسانی که برای کارهای پژوهشی و مطالعات میدانی خود فضا و دیالکتیک را شایستهی مشورت و مباحثه دانستند، بخشی از نیروهای حالا جان گرفتهی مطالعات انتقادی فضا هستند. بسیار امیدواریم این روند در سال جدید نیز ادامه پیدا کند و جانی دوچندان بگیرد».
هیئت تحریریهی فضا و دیالکتیک
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/space-and-dialectic-1400-special-issue6/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مجموعه مقالات ۱۴۰۰ ویژهی نوروز ۱۴۰۱ - فضا و دیالکتیک
آنچنان که رسم و اسلوب ماست، تمام این متون حول محور نظریهی انتقادی فضا میچرخند؛ برخی با تاکید بر شهر/شهریشدن، برخی دیگر با تاکید بر فضای ملی، و بینالمللی. اما مقالات منتشرشده در سال گذشته چند تفاوت کلیدی با سنوات پیشین داشتهاند. اول آنکه تنوع حوزهای…
👍6
صنعتیشدن و شهریشدن
نویسنده: آنری لوفور
مترجم: ایمان واقفی
توضیح مترجم:
مقالهی حاضر از معدود نوشتههای لوفور است که به موضوعات انضمامی و رویههای عینی شهر میپردازد. این البته به معنای غیابِ پیچیدگیهای نظریای نیست که همواره در آثار این فیلسوف-شهرشناس فرانسوی سراغ داریم. فرازهایی از این متن نیز آنچنان که از لوفور انتظار داریم ما را در چم و خمِ ایدههای انتزاعی گیر میاندازد. با این حال در طول متن میتوانیم ردّ سیری منسجم را بزنیم که اهم ایدههای آنری لوفور را در مقالهای کوتاه فشرده کرده است؛ ایدههای که در کتب بعدی او بهویژه انقلاب شهری (۱۹۷۰) و تولید فضا (۱۹۷۴) شرح و بسط بیشتری مییابد. از این رو برای کسانی که به چارچوب فکری لوفور علاقهمندند، مقالهی «صنعتیشدن و شهریشدن» میتواند نقطه آغاز مطمئن و پیشبرندهای باشد.
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/industrialization-and-urbanization/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: آنری لوفور
مترجم: ایمان واقفی
توضیح مترجم:
مقالهی حاضر از معدود نوشتههای لوفور است که به موضوعات انضمامی و رویههای عینی شهر میپردازد. این البته به معنای غیابِ پیچیدگیهای نظریای نیست که همواره در آثار این فیلسوف-شهرشناس فرانسوی سراغ داریم. فرازهایی از این متن نیز آنچنان که از لوفور انتظار داریم ما را در چم و خمِ ایدههای انتزاعی گیر میاندازد. با این حال در طول متن میتوانیم ردّ سیری منسجم را بزنیم که اهم ایدههای آنری لوفور را در مقالهای کوتاه فشرده کرده است؛ ایدههای که در کتب بعدی او بهویژه انقلاب شهری (۱۹۷۰) و تولید فضا (۱۹۷۴) شرح و بسط بیشتری مییابد. از این رو برای کسانی که به چارچوب فکری لوفور علاقهمندند، مقالهی «صنعتیشدن و شهریشدن» میتواند نقطه آغاز مطمئن و پیشبرندهای باشد.
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/industrialization-and-urbanization/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
صنعتیشدن و شهریشدن - فضا و دیالکتیک
صنعتیشدن در واقع نقطهٔ آغاز ماست برای تأملکردن در امروزمان. شهرها اما سالها پیش از صنعتیشدن وجود داشتهاند. این نکته هرچند پیشپاافتاده بهنظر میرسد اما جوانب آن بهاندازهٔ کافی واکاوی نشده است.
👍2
آیا کوروش کبیر، هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلالهای دنیل تی. پاتس دربارهی تبار غیرایرانی کوروش
نویسنده: آیدین ترکمه
«دنیل تی. پاتس استاد باستانشناسی دانشگاه نیویورک در مقالهای که در سال ۲۰۰۵ در کتاب The Birth of Persian Empire منتشر شده یافتههای نامتعارفی را درخصوص پرشیا و هخامنشیان مطرح کرده که دانش موروثی ما را به چالش میکشد.
در منشور کوروش از او با عناوین فرزند کمبوجیه، شاه انشان، نوادهی کوروش، و نتیجهی چیشپیش نام برده شده است. از دید پاتس منابع بابلی فقط به سرزمین انشان ارجاع میدهند و هیچگاه آن را همچون قلمرویی پرژن/پارسی تلقی نکردهاند.
کوروش و خانوادهی او نیز هیچگاه هخامنشی نامیده نشدهاند. همچنان که کوروش نیز هرگز خودش را شاهِ پرژنِ انشان ننامید بلکه صرفاً خودش را شاهِ انشان مینامید. بسیاری از دانشوران هخامنشی کوشیدهاند تا کوروش و اجدادش را به اشتباه هخامنشی و یا پرژن بنامند. پاتس این ایده را رد میکند که کوروشِ پارسوماش جد کوروش کبیر، بنیانگذار پرژن امپایر (امپراطوری پارس) بوده باشد. او همچنین کوروش و تبار انشانی او را پرژن/پارسی و یا هخامنشی نمیداند. اکنون مدتها است که مشخص شده تبار کوروش کبیر متفاوت از آن چیزی است که هرودوت برای خشایارشاه و خاندان داریوش برشمرده است. پاتس نتیجه میگیرد که اگر قلمروی پادشاهیای که کوروش آن را گستراند قلمرویی انشانی بوده آنگاه رویکارآمدن داریوش پس از مرگ کمبوجیه پسر کوروش را باید همچون کودتای پِرژنها علیه انشانیها تلقی کرد که خاندان پرژنِ هخامنشیان به سرکردگی داریوش را به جای خاندان انشانی کوروش مینشاند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/cyrus-the-great-and-the-kingdom-of-anshan/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: آیدین ترکمه
«دنیل تی. پاتس استاد باستانشناسی دانشگاه نیویورک در مقالهای که در سال ۲۰۰۵ در کتاب The Birth of Persian Empire منتشر شده یافتههای نامتعارفی را درخصوص پرشیا و هخامنشیان مطرح کرده که دانش موروثی ما را به چالش میکشد.
در منشور کوروش از او با عناوین فرزند کمبوجیه، شاه انشان، نوادهی کوروش، و نتیجهی چیشپیش نام برده شده است. از دید پاتس منابع بابلی فقط به سرزمین انشان ارجاع میدهند و هیچگاه آن را همچون قلمرویی پرژن/پارسی تلقی نکردهاند.
کوروش و خانوادهی او نیز هیچگاه هخامنشی نامیده نشدهاند. همچنان که کوروش نیز هرگز خودش را شاهِ پرژنِ انشان ننامید بلکه صرفاً خودش را شاهِ انشان مینامید. بسیاری از دانشوران هخامنشی کوشیدهاند تا کوروش و اجدادش را به اشتباه هخامنشی و یا پرژن بنامند. پاتس این ایده را رد میکند که کوروشِ پارسوماش جد کوروش کبیر، بنیانگذار پرژن امپایر (امپراطوری پارس) بوده باشد. او همچنین کوروش و تبار انشانی او را پرژن/پارسی و یا هخامنشی نمیداند. اکنون مدتها است که مشخص شده تبار کوروش کبیر متفاوت از آن چیزی است که هرودوت برای خشایارشاه و خاندان داریوش برشمرده است. پاتس نتیجه میگیرد که اگر قلمروی پادشاهیای که کوروش آن را گستراند قلمرویی انشانی بوده آنگاه رویکارآمدن داریوش پس از مرگ کمبوجیه پسر کوروش را باید همچون کودتای پِرژنها علیه انشانیها تلقی کرد که خاندان پرژنِ هخامنشیان به سرکردگی داریوش را به جای خاندان انشانی کوروش مینشاند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/cyrus-the-great-and-the-kingdom-of-anshan/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
آیا کوروش کبیر، هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلالهای دنیل تی. پاتس دربارهی تبار غیرایرانی کوروش - فضا و دیالکتیک
به زعم پاتس آنچه ما امروز آن را پرژن امپایر مینامیم در واقع یک امپراتوری انشانی بوده که کوروش، شاه انشان آن را پایهگذاری کرده است، آنگاه شکلگیری آن را نباید تکوینی بدیع تلقی کرد بلکه بیشتر بیانگر نوعی احیا است.
👍9👎5
فوکو و تاریخ فضایی
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: نریمان جهانزاد
«فرهنگ ما به چه طریق وجود نظم را نشان میدهد، چگونه مبادلهها از قوانینشان، موجودات زنده از قواعد تکرارشوندهشان، واژهها از تسلسلشان و ارزش بازنمودیشان، که جملگی شکلهای آن نظماند، تبعیت میکنند؛ چه شکلهایی از نظم به رسمیت شناخته شدند، وضع شدند و به فضا و زمان پیوند خوردند، تا شالودهی ایجابی دانشهایی را که در دستورزبان و فیلولوژی، در تاریخ طبیعی و زیستشناسی، در مطالعهی ثروت و اقتصاد سیاسی بکار میروند ایجاد کنند. پرپیداست که چنین تحلیلی ربطی به تاریخ ایدهها یا تاریخ علم ندارد، بلکه پژوهشیست با هدف کشف این نکته که دانش و نظریه بر چه اساسی ممکن شده؛ دانش در چارچوب کدام فضای نظم قوام یافته است؛ بر پایهی چه ماتقدم تاریخی و در بستر کدام ایجابیت، ایدهها مجال ظهور یافتند، علوم پا گرفتند، تجربه در فلسفهها مورد تأمل قرار گرفت، عقلانیتها شکل گرفتند، و چه بسا بعدش خیلی زود منحل و ناپدید شدند. به اعتنا، هدف من توصیف پیشرفت دانشها بسوی ابژکتیویتهای نیست که علم معاصر نهایتاً در چارچوب آن بازشناخته میشود؛ بلکه تلاشم برجسته کردن میدان معرفتشناختی است، یعنی اپیستمهای که دانشها در آن ــ فارغ از تمام معیارهایی که به ارزش عقلانی آنها یا اشکال عینیشان ارجاع میدهند ــ ایجابیت را پیریزی میکنند و از آن راه تاریخی را آشکار میسازند که نه تاریخ تکامل روبهجلو، بلکه تاریخ شرایط امکان آنهاست؛ در این توصیف، باید آن پیکربندیهای درون فضای دانش که به اشکال گوناگون علم تجربی مجال بروز دادهاند آفتابی شوند. این پژوهش نه تاریخ به معنای سنتی کلمه بلکه نوعی «دیرینهشناسی» است
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/foucault-and-spatial-history/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: نریمان جهانزاد
«فرهنگ ما به چه طریق وجود نظم را نشان میدهد، چگونه مبادلهها از قوانینشان، موجودات زنده از قواعد تکرارشوندهشان، واژهها از تسلسلشان و ارزش بازنمودیشان، که جملگی شکلهای آن نظماند، تبعیت میکنند؛ چه شکلهایی از نظم به رسمیت شناخته شدند، وضع شدند و به فضا و زمان پیوند خوردند، تا شالودهی ایجابی دانشهایی را که در دستورزبان و فیلولوژی، در تاریخ طبیعی و زیستشناسی، در مطالعهی ثروت و اقتصاد سیاسی بکار میروند ایجاد کنند. پرپیداست که چنین تحلیلی ربطی به تاریخ ایدهها یا تاریخ علم ندارد، بلکه پژوهشیست با هدف کشف این نکته که دانش و نظریه بر چه اساسی ممکن شده؛ دانش در چارچوب کدام فضای نظم قوام یافته است؛ بر پایهی چه ماتقدم تاریخی و در بستر کدام ایجابیت، ایدهها مجال ظهور یافتند، علوم پا گرفتند، تجربه در فلسفهها مورد تأمل قرار گرفت، عقلانیتها شکل گرفتند، و چه بسا بعدش خیلی زود منحل و ناپدید شدند. به اعتنا، هدف من توصیف پیشرفت دانشها بسوی ابژکتیویتهای نیست که علم معاصر نهایتاً در چارچوب آن بازشناخته میشود؛ بلکه تلاشم برجسته کردن میدان معرفتشناختی است، یعنی اپیستمهای که دانشها در آن ــ فارغ از تمام معیارهایی که به ارزش عقلانی آنها یا اشکال عینیشان ارجاع میدهند ــ ایجابیت را پیریزی میکنند و از آن راه تاریخی را آشکار میسازند که نه تاریخ تکامل روبهجلو، بلکه تاریخ شرایط امکان آنهاست؛ در این توصیف، باید آن پیکربندیهای درون فضای دانش که به اشکال گوناگون علم تجربی مجال بروز دادهاند آفتابی شوند. این پژوهش نه تاریخ به معنای سنتی کلمه بلکه نوعی «دیرینهشناسی» است
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/foucault-and-spatial-history/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
فوکو و تاریخ فضایی - فضا و دیالکتیک
مناسبات فضایی در همهی تاریخهای فوکو از غیریت اجتماعی را میتوان نه به مثابه هندسههای صوری بلکه همچون جغرافیاهای محتوایی درک کرد. فیلو میگوید فوکو در معرض این خطر است که انگار صرفاً «چرخشی هندسی» را وارد تاریخهای خود میکند و «عملاً معنایی انتزاعی از…
👍8❤2👏1
زبان، عاملیت و هژمونی: پاسخی گرامشیایی به پسامارکسیسم
نویسنده: پیتر آیوز
مترجم: آرش ترکمه
«ارنستو لاکلائو و شانتال موف تلاش کردهاند تا با ادغام تاثیرات زبانشناسانهی نظریهی پساساختارگرایانه، مفهوم «هژمونی» را از ریشههای مارکسیستیِ ذاتگرایانه و اکونومیستی برهانند. منتقدان اصلی مارکسیستشان، خط سیر آنها را همچون «سقوطی درون گفتمان»، انحطاطی از واقعیت مادی استوار به ورطهیِ ایدهآلیستی و پروبلمتیکِ زبان و گفتمان نقد میکنند. اما به نظر میرسد هر دو سوی این مجادله روی یک موضوع توافق داشته باشند و آن این که حرکت از مارکسیسم به پسامارکسیسم، مسیری است از اقتصاد به سوی زبان؛ از «واقعیت» به گفتمان.
این مقاله با تمرکز بر نوشتههای گرامشی دربارهی زبان علیه هر دو سوی این مجادله استدلال میکند. توضیح میدهم که زبان چگونه در ماتریالیسم تاریخیِ گرامشی کانونی است و نشان میدهم که او زبان را در برابر مادیت قرار نمیدهد. گرامشی خود واژهی هژمونی را اساساً از مطالعات دانشگاهیاش در زبانشناسی برگرفته است؛ مباحثاتی که فردینان دوسوسور نیز ساختارگرایی را بواسطهی آنها پروراند. برای گرامشی، چنین موضوعات زبانشناسانهای مستقیماً به مسالهی زبان (questione della lingua) و وحدت ایتالیا مرتبط است. این نه فقط خوانش لاکلائو و موف از گرامشی را به چالش میکشد، بلکه بر فهمی زایاتر از هژمونی پرتو میافکند که میتواند مشارکتی باشد در مباحثات اخیر پیرامون پسا-ساختارگرایی و کاربرد هژمونی برای تحلیل جهانیشدن و جهانی به طور فزاینده فناورانه و الکترونیک».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/language-agency-and-hegemony/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: پیتر آیوز
مترجم: آرش ترکمه
«ارنستو لاکلائو و شانتال موف تلاش کردهاند تا با ادغام تاثیرات زبانشناسانهی نظریهی پساساختارگرایانه، مفهوم «هژمونی» را از ریشههای مارکسیستیِ ذاتگرایانه و اکونومیستی برهانند. منتقدان اصلی مارکسیستشان، خط سیر آنها را همچون «سقوطی درون گفتمان»، انحطاطی از واقعیت مادی استوار به ورطهیِ ایدهآلیستی و پروبلمتیکِ زبان و گفتمان نقد میکنند. اما به نظر میرسد هر دو سوی این مجادله روی یک موضوع توافق داشته باشند و آن این که حرکت از مارکسیسم به پسامارکسیسم، مسیری است از اقتصاد به سوی زبان؛ از «واقعیت» به گفتمان.
این مقاله با تمرکز بر نوشتههای گرامشی دربارهی زبان علیه هر دو سوی این مجادله استدلال میکند. توضیح میدهم که زبان چگونه در ماتریالیسم تاریخیِ گرامشی کانونی است و نشان میدهم که او زبان را در برابر مادیت قرار نمیدهد. گرامشی خود واژهی هژمونی را اساساً از مطالعات دانشگاهیاش در زبانشناسی برگرفته است؛ مباحثاتی که فردینان دوسوسور نیز ساختارگرایی را بواسطهی آنها پروراند. برای گرامشی، چنین موضوعات زبانشناسانهای مستقیماً به مسالهی زبان (questione della lingua) و وحدت ایتالیا مرتبط است. این نه فقط خوانش لاکلائو و موف از گرامشی را به چالش میکشد، بلکه بر فهمی زایاتر از هژمونی پرتو میافکند که میتواند مشارکتی باشد در مباحثات اخیر پیرامون پسا-ساختارگرایی و کاربرد هژمونی برای تحلیل جهانیشدن و جهانی به طور فزاینده فناورانه و الکترونیک».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/language-agency-and-hegemony/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
زبان، عاملیت و هژمونی: پاسخی گرامشیایی به پسا-مارکسیسم - فضا و دیالکتیک
گرامشی استدلال میکند که تاریخ و بقایای تحولات تاریخی در زبان، برای سازوکار قدرت، اعتبار و هژمونی اساسی هستند. گرامشی تاکید میکند که معنا .بوسیلهی زبان در تحول استعاریاش در نسبتِ با معانی پیشین، پدید آمده است. معانی جدید در یک فرآیندِ ادامهدارِ تحولْ…
👍5🔥4👏1
آیا رستم «ایرانی» است؟ شاهنامهخوانی با دیک دیویس
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«این روزها که آرام آرام به سالگرد جنبش انقلابی ژینا نزدیک میشویم مسالهی «ایران» (و مسايل همبسته با آن از جمله ملتهای غیرفارس) بار دیگر در کانون بحثها و مبارزات سیاسی قرار گرفته است. همان طور که در جای دیگری گفتهام در شرایط کنونی و پس از گذشت یک قرن از تکوین دولت ملی و تثبیت استراتژی استعماری تولید فضای ملی، پروراندن هر گونه سیاست مترقی و رهاییبخش مستلزم پروراندن تاریخ انتقادی تولید «ایران» است. یکی از گامهای اولیه برای نگارش چنین تاریخی، بهچالشکشیدن برداشتهای رایج از ایران و ایرانیبودن همچون موجودیتهایی یکپارچه و وحدتبخش است. در همین راستا پیشتر دو متن در فضا و دیالکتیک منتشر شده است: ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی، و آیا کوروش کبیر، هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلالهای دنیل تی. پاتس دربارهی تبار غیرایرانی کوروش . متن حاضر را میتوان ادامهی دو متن پیشین دانست که با تمرکز بر یکی دیگر از اسطورههای برسازندهی برداشتِ غالب از ایران، بینشی تازه و انتقادی را در خصوص مسالهی ایران در اختیار فارسیزبانان قرار میدهد. تفسیری که دیک دیویس، مترجم شاهنامهی فردوسی به انگلیسی، از شاهنامه ارايه میکند پیچیدگیهایی را آشکار میکند که در خوانشهای متداول از شاهنامه غایب هستند. اینجا سعی میکنم با برجستهکردن برخی از ظرایفی که دیویس به آنها میپردازد نشان دهم که مسالهی «ایران» در شاهنامه بسیار چندلایه و اساسن در تضاد با خوانشهای رایج از آن قرار دارد».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/who-is-rostam-in-shahnameh/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«این روزها که آرام آرام به سالگرد جنبش انقلابی ژینا نزدیک میشویم مسالهی «ایران» (و مسايل همبسته با آن از جمله ملتهای غیرفارس) بار دیگر در کانون بحثها و مبارزات سیاسی قرار گرفته است. همان طور که در جای دیگری گفتهام در شرایط کنونی و پس از گذشت یک قرن از تکوین دولت ملی و تثبیت استراتژی استعماری تولید فضای ملی، پروراندن هر گونه سیاست مترقی و رهاییبخش مستلزم پروراندن تاریخ انتقادی تولید «ایران» است. یکی از گامهای اولیه برای نگارش چنین تاریخی، بهچالشکشیدن برداشتهای رایج از ایران و ایرانیبودن همچون موجودیتهایی یکپارچه و وحدتبخش است. در همین راستا پیشتر دو متن در فضا و دیالکتیک منتشر شده است: ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی، و آیا کوروش کبیر، هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلالهای دنیل تی. پاتس دربارهی تبار غیرایرانی کوروش . متن حاضر را میتوان ادامهی دو متن پیشین دانست که با تمرکز بر یکی دیگر از اسطورههای برسازندهی برداشتِ غالب از ایران، بینشی تازه و انتقادی را در خصوص مسالهی ایران در اختیار فارسیزبانان قرار میدهد. تفسیری که دیک دیویس، مترجم شاهنامهی فردوسی به انگلیسی، از شاهنامه ارايه میکند پیچیدگیهایی را آشکار میکند که در خوانشهای متداول از شاهنامه غایب هستند. اینجا سعی میکنم با برجستهکردن برخی از ظرایفی که دیویس به آنها میپردازد نشان دهم که مسالهی «ایران» در شاهنامه بسیار چندلایه و اساسن در تضاد با خوانشهای رایج از آن قرار دارد».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/who-is-rostam-in-shahnameh/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
آیا رستم «ایرانی» است؟ شاهنامهخوانی با دیک دیویس - فضا و دیالکتیک
دیویس در نهایت نتیجه میگیرد که بسیار سخت است که بتوان یک هویت ایرانی واحد و یکدست را از بخشهای اسطورهای و افسانهای شاهنامه بیرون کشید. در مقابل، شاهنامه از دید دیویس آکنده از تضادهای درونی است: تضادهایی که بر روابطی شدیدن درهمتنیده تاکید دارند و نه…
👍11👎11❤2
چپ آینده: سرخ، سبز و جمهوریخواه؟
نویسنده: استوارت وایت
مترجم: آتنا کامل, ایمان واقفی
«میدانیم که رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخیاش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیطزیستی را به میان کشد. پرسش مناقشهبرانگیز اما این است که چپِ آینده آیا باید جمهوریخواه هم باشد؟
واژه جمهوریخواهی همواره با سوءتعبیرهای بیشماری است. اجازه دهید اینجا معنای مورد نظرم را روشن کنم: جمهوریخواهی فقط بهمعنای مقابله با سنت پادشاهی نیست. بههیچ وجه نباید اولین چیزی که با جمهوریخواهی به ذهنمان میآید این باشد. در احمقانه و غیراخلاقی بودن سنت پادشاهی بحثی نیست. اما جمهوریخواهانِ متاخر همّ و غمشان را اسقاط پادشاهی نگذاشتهاند. باید به اصول و ارزشهای بنیادیتر جمهوریخواهان نظر بیافکنیم (ارزشهایی که دگرگونی اجتماعی را در عرصهٔ پهندامنتر و عمیقتری مینگرد)».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-future-left-red-green-and-republican/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: استوارت وایت
مترجم: آتنا کامل, ایمان واقفی
«میدانیم که رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخیاش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیطزیستی را به میان کشد. پرسش مناقشهبرانگیز اما این است که چپِ آینده آیا باید جمهوریخواه هم باشد؟
واژه جمهوریخواهی همواره با سوءتعبیرهای بیشماری است. اجازه دهید اینجا معنای مورد نظرم را روشن کنم: جمهوریخواهی فقط بهمعنای مقابله با سنت پادشاهی نیست. بههیچ وجه نباید اولین چیزی که با جمهوریخواهی به ذهنمان میآید این باشد. در احمقانه و غیراخلاقی بودن سنت پادشاهی بحثی نیست. اما جمهوریخواهانِ متاخر همّ و غمشان را اسقاط پادشاهی نگذاشتهاند. باید به اصول و ارزشهای بنیادیتر جمهوریخواهان نظر بیافکنیم (ارزشهایی که دگرگونی اجتماعی را در عرصهٔ پهندامنتر و عمیقتری مینگرد)».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-future-left-red-green-and-republican/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
چپ آینده: سرخ، سبز و جمهوریخواه؟ - فضا و دیالکتیک
رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخیاش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیطزیستی را به میان کشد. پرسش مناقشهبرانگیز اما این است که چپِ آینده آیا…
❤6
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی اول: زمینههای فلسفی
نویسنده: نریمان جهانزاد
«رسالهی آنری لوفور در مقام فیلسوف که در قالب دو مقاله ارائه میشود دیباچهایست بر نظریهی تولید فضای لوفور بر پایهی نسبت فکر او با سنتهای فلسفی مشخص. متن تلاشی اولیه است برای اندیشیدن به امکان خوانش لوفور در مقام متفکری متعلق به سنت پساپدیدارشناسی. غایت رساله طرح چند مسأله و برداشتن گامی بسیار کوچک در راستای ارائهی خوانشی بینامتنی از اندیشهی اوست.
در مقالهی نخست میکوشم پس از مقدمهای کوتاه دربارهی زمینههای ظهور فلسفهی مدرن بطور عام و اندیشهی کانت بطور خاص، ریشههای فلسفی فکر لوفور را با تکیه بر چهار مسأله – شرایط امکان پدیداری اشیاء، تنش اراده و عقل، زمانمندی آگاهی، و انسان در مقام فعل- برجسته کنم. در بخش نخست با بررسی وجوهی از فلسفهی کانت این مسائل باز میشوند. بخش دوم به شرح اجمالی تحولات آنها در سنت پدیدارشناسی اختصاص دارد. در این بخش، بطور مشخص میکوشم به اجمال وجوهی از اندیشهی هوسرل، هایدگر و مرلوپونتی را که بیشترین تأثیر را بر لوفور گذاشتهاند برجسته کنم. در این قسمت وابستگی اندیشهی لوفور را به سنت پدیدارشناسی با تکیه بر سه مقولهی اساسی نشان میدهم: تضایف پدیدارشناسی و دوگانهی بیواسطگی/باواسطگی، جایگاه افق، بدن و فضا در تقویم آگاهی، و مفهوم تاریخمندی آگاهی و زیستجهان. این زمینههای فلسفی را بدون پیشفرض گرفتن دانش فلسفی مخاطب اجمالاً شرح میدهم تا شرایط لازم برای فهم بهتر نظریهی تولید فضا در مقالهی دوم فراهم آید.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: نریمان جهانزاد
«رسالهی آنری لوفور در مقام فیلسوف که در قالب دو مقاله ارائه میشود دیباچهایست بر نظریهی تولید فضای لوفور بر پایهی نسبت فکر او با سنتهای فلسفی مشخص. متن تلاشی اولیه است برای اندیشیدن به امکان خوانش لوفور در مقام متفکری متعلق به سنت پساپدیدارشناسی. غایت رساله طرح چند مسأله و برداشتن گامی بسیار کوچک در راستای ارائهی خوانشی بینامتنی از اندیشهی اوست.
در مقالهی نخست میکوشم پس از مقدمهای کوتاه دربارهی زمینههای ظهور فلسفهی مدرن بطور عام و اندیشهی کانت بطور خاص، ریشههای فلسفی فکر لوفور را با تکیه بر چهار مسأله – شرایط امکان پدیداری اشیاء، تنش اراده و عقل، زمانمندی آگاهی، و انسان در مقام فعل- برجسته کنم. در بخش نخست با بررسی وجوهی از فلسفهی کانت این مسائل باز میشوند. بخش دوم به شرح اجمالی تحولات آنها در سنت پدیدارشناسی اختصاص دارد. در این بخش، بطور مشخص میکوشم به اجمال وجوهی از اندیشهی هوسرل، هایدگر و مرلوپونتی را که بیشترین تأثیر را بر لوفور گذاشتهاند برجسته کنم. در این قسمت وابستگی اندیشهی لوفور را به سنت پدیدارشناسی با تکیه بر سه مقولهی اساسی نشان میدهم: تضایف پدیدارشناسی و دوگانهی بیواسطگی/باواسطگی، جایگاه افق، بدن و فضا در تقویم آگاهی، و مفهوم تاریخمندی آگاهی و زیستجهان. این زمینههای فلسفی را بدون پیشفرض گرفتن دانش فلسفی مخاطب اجمالاً شرح میدهم تا شرایط لازم برای فهم بهتر نظریهی تولید فضا در مقالهی دوم فراهم آید.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی اول: زمینههای فلسفی - فضا و دیالکتیک
رسالهی آنری لوفور در مقام فیلسوف دیباچهایست بر نظریهی تولید فضای لوفور بر پایهی نسبت فکر او با سنتهای فلسفی مشخص. متن تلاشی اولیه است برای اندیشیدن به امکان خوانش لوفور در مقام متفکری متعلق به سنت پساپدیدارشناسی. غایت رساله طرح چند مسأله و برداشتن…
❤8👍4👏3
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی دوم: نظریهی تولید فضا
نویسنده: نریمان جهانزاد
«در متن حاضر تلاش میکنم نظریهی تولید فضای لوفور را بر اساس نسبت اندیشهی او با سنتهای فلسفی مشخصی که شرحشان به اختصار در مقالهی نخست آمد باز کنم. نشان میدهم که لوفور در امتداد سنت پدیدارشناسی انتقادی، همتافت بدنمندی-پراکسیس-فضامندی را به منزلهی تضایف بنیادی پدیدارشناسی میگیرد و آن را در قالبی دیالکتیکی میریزد تا نظریهی ماتریالیستی یکپارچهای از تولید فضا به دست دهد. چنانکه در مقالهی اول اشاره کردم، شرح حاضر صرفاً دیباچهایست بر امکان خوانشی بینامتنی از نظریهی تولید فضای لوفور و ادعایی فراتر از آن ندارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: نریمان جهانزاد
«در متن حاضر تلاش میکنم نظریهی تولید فضای لوفور را بر اساس نسبت اندیشهی او با سنتهای فلسفی مشخصی که شرحشان به اختصار در مقالهی نخست آمد باز کنم. نشان میدهم که لوفور در امتداد سنت پدیدارشناسی انتقادی، همتافت بدنمندی-پراکسیس-فضامندی را به منزلهی تضایف بنیادی پدیدارشناسی میگیرد و آن را در قالبی دیالکتیکی میریزد تا نظریهی ماتریالیستی یکپارچهای از تولید فضا به دست دهد. چنانکه در مقالهی اول اشاره کردم، شرح حاضر صرفاً دیباچهایست بر امکان خوانشی بینامتنی از نظریهی تولید فضای لوفور و ادعایی فراتر از آن ندارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی دوم: نظریهی تولید فضا - فضا و دیالکتیک
فضا برای لوفور کلی انضمامی است. هدف لوفور ساختن نظریهای دربارهی فضاست که ابعاد کالبدی، ذهنی و اجتماعی آن را بطور یکپارچه مطالعه کند. او میخواهد فضا را به منزلهی همتافت کلیهی کردارهای گفتمانی و کردارهای غیرگفتمانی به مطالعه گیرد و به همین سبب است که…
❤10👏1
سه بومشناسی
نویسنده: فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«گتاری از طرفی با نشاندن کثرت در ذهن خود ذهن را در کثرت حل میکند و از طرف دیگر طبیعت را نه چیزی بکر، ازلی-ابدی، و غیرمصنوع در بیرون ما بلکه ثمرهی فرایندهای تولید در نظر میگیرد. طبیعت دادهای ازپیشمفروض نیست بلکه تولید میشود، آن هم بصورت رشتهای از فرایندها یا در عرصهی انسانی از خلال مجموعهای از پراتیکها که طبیعت را به خروجی یک امر مشترک تبدیل میکند، یک اکوسوفی یا بومفلسفه که متوجه تولید ذهنیت و صناعت ذهن از خلال عملها، فعالیتها، تمرینها، و روالهای اجتماعیست. در این تعریف، انسان، صنعت، و طبیعت در لابهلای همدیگر و توسط همدیگر تولید، ابداع، و بازجعل میشوند تا ذهنیت با خلاصی از هرگونه تکانرژیسالاری بمنزلهی فصلمشترک خلاق یک کثرت آفریده شود. او با این برداشت از طبیعت و ذهن بمنزلهی شبکههای صناعی میتواند حوزههایی را که تا پیش از این مجزا تلقی شدهاند به هم گره بزند و نظریهای ترارشتهای و نه بینارشتهای را برای نزدیکشدن به ذهن، جامعه، روابط، تولیدات، و طبیعت ایجاد کند که نتیجهاش کاتالیز فرایندهای سیارهایست. برای او، طبیعت صناعی کنونی بیشتر با ماشینسپهر یا فضای ماشینی شکل میگیرد و بازتنظیم میشود، با منظومهها یا با اجتماع عناصری که تکنولوژیهای رسانهای، کامپیوتری، صورتها و پیکربندیهای انتزاعیاند. به همین خاطر، پنج متن دیگر از برهههای فکری متفاوت به کتاب اصلی ضمیمه شده است تا بخشی از خطسیر مواجهات گتاری با این مسئله و ابعاد گوناگونش روشنتر شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-three-ecologies/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«گتاری از طرفی با نشاندن کثرت در ذهن خود ذهن را در کثرت حل میکند و از طرف دیگر طبیعت را نه چیزی بکر، ازلی-ابدی، و غیرمصنوع در بیرون ما بلکه ثمرهی فرایندهای تولید در نظر میگیرد. طبیعت دادهای ازپیشمفروض نیست بلکه تولید میشود، آن هم بصورت رشتهای از فرایندها یا در عرصهی انسانی از خلال مجموعهای از پراتیکها که طبیعت را به خروجی یک امر مشترک تبدیل میکند، یک اکوسوفی یا بومفلسفه که متوجه تولید ذهنیت و صناعت ذهن از خلال عملها، فعالیتها، تمرینها، و روالهای اجتماعیست. در این تعریف، انسان، صنعت، و طبیعت در لابهلای همدیگر و توسط همدیگر تولید، ابداع، و بازجعل میشوند تا ذهنیت با خلاصی از هرگونه تکانرژیسالاری بمنزلهی فصلمشترک خلاق یک کثرت آفریده شود. او با این برداشت از طبیعت و ذهن بمنزلهی شبکههای صناعی میتواند حوزههایی را که تا پیش از این مجزا تلقی شدهاند به هم گره بزند و نظریهای ترارشتهای و نه بینارشتهای را برای نزدیکشدن به ذهن، جامعه، روابط، تولیدات، و طبیعت ایجاد کند که نتیجهاش کاتالیز فرایندهای سیارهایست. برای او، طبیعت صناعی کنونی بیشتر با ماشینسپهر یا فضای ماشینی شکل میگیرد و بازتنظیم میشود، با منظومهها یا با اجتماع عناصری که تکنولوژیهای رسانهای، کامپیوتری، صورتها و پیکربندیهای انتزاعیاند. به همین خاطر، پنج متن دیگر از برهههای فکری متفاوت به کتاب اصلی ضمیمه شده است تا بخشی از خطسیر مواجهات گتاری با این مسئله و ابعاد گوناگونش روشنتر شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-three-ecologies/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
سه بومشناسی - فضا و دیالکتیک
فقط در مقیاسی جهانشمول میتوان به بحران بومشناختی پاسخ درستی داد، به این شرط که یک انقلاب سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی موثق را موجب شود و به اهداف تولید داراییهای مادی و غیرمادی شکل دوبارهای بدهد.
❤9👍5🤯1
سیسرو و جمهوری
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: فخرالدین بهجتی
«استوارت الدن یکی از مهمترین و در عین حال خلاقترین متفکرانِ حوزهی ژئوپلتیک و اندیشهی سیاسی معاصر است که در کتاب زایش قلمرو، نسبتِ میان “مکان و قدرت” را از دریچهی تاریخ مفهومیِ قلمرو، کاویده است. فارغ از گسترهی وسیعی از موضوعات و رخدادهای تاریخی مرتبط با فرایند برآمدنِ مفهومِ مدرنِ قلمرو- قلمرو به مثابهی تکنولوژی سیاسی- در کتاب زایشِ قلمرو، متن زیر، که ترجمهی بخشی از فصل دوم کتاب است، به چند دلیل انتخاب شده است. نخست بر این اساس که، این متن، تنها مواجههی استوارت الدن با یکی از فیگورهای اصلی سنتِ جمهوریخواهیِ کلاسیک، سیسرو است و دو دیگر اینکه، نشان دهیم، پرداختنِ به مفاهیم همبسته با دولت ملی، جز از مجرای پروژههای میانرشتهای، میسر نخواهد شد و فراروی از مرزهای صُلبِ دانشگاهیِ مواجهه با پربلماتیکِ وضعیتِ ما، ضرورتِ نگاه جدیدی را در این حوزه طلب میکند. ترجمهی “Territorium” از لاتین به انگلیسی و معنایی که سیسرو در زمینهای رومی، از آن فهم میکرده است در کانونِ بحث الدن از جمهورِ سیسرو قرار گرفته است. و چالشهای ما را نسبتِ با برگردانِ چنین مفاهیمی به زبان فارسی، بیش از پیش، جلوی روی پژوهشگران جدی این حوزه، قرار میدهد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/cicero-and-the-republic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: فخرالدین بهجتی
«استوارت الدن یکی از مهمترین و در عین حال خلاقترین متفکرانِ حوزهی ژئوپلتیک و اندیشهی سیاسی معاصر است که در کتاب زایش قلمرو، نسبتِ میان “مکان و قدرت” را از دریچهی تاریخ مفهومیِ قلمرو، کاویده است. فارغ از گسترهی وسیعی از موضوعات و رخدادهای تاریخی مرتبط با فرایند برآمدنِ مفهومِ مدرنِ قلمرو- قلمرو به مثابهی تکنولوژی سیاسی- در کتاب زایشِ قلمرو، متن زیر، که ترجمهی بخشی از فصل دوم کتاب است، به چند دلیل انتخاب شده است. نخست بر این اساس که، این متن، تنها مواجههی استوارت الدن با یکی از فیگورهای اصلی سنتِ جمهوریخواهیِ کلاسیک، سیسرو است و دو دیگر اینکه، نشان دهیم، پرداختنِ به مفاهیم همبسته با دولت ملی، جز از مجرای پروژههای میانرشتهای، میسر نخواهد شد و فراروی از مرزهای صُلبِ دانشگاهیِ مواجهه با پربلماتیکِ وضعیتِ ما، ضرورتِ نگاه جدیدی را در این حوزه طلب میکند. ترجمهی “Territorium” از لاتین به انگلیسی و معنایی که سیسرو در زمینهای رومی، از آن فهم میکرده است در کانونِ بحث الدن از جمهورِ سیسرو قرار گرفته است. و چالشهای ما را نسبتِ با برگردانِ چنین مفاهیمی به زبان فارسی، بیش از پیش، جلوی روی پژوهشگران جدی این حوزه، قرار میدهد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/cicero-and-the-republic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
سیسرو و جمهوری - فضا و دیالکتیک
"جمهوری"، دارایی مردم [res populi] است. به عبارتی دیگر، populus؛ اجتماعی از انسانها نیست که به هر طریق ممکنی در کنار هم قرار گرفته باشند، بلکه مجموعهای از مردم با جمعیتی وسیع است که، در یک توافق محترمانه بر اساس قانون و حولِ منافع مشترک، به یکدیگر گره…
❤6👍3
تاریخِ جغرافیاییِ فلسطین/اسرائیل: قومگرایی، ناسیونالیسم، و دولت ملی
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«هم فلسطینیها و هم صهیونیستها معتقد به تقدمِ زمانی خودشان هستند. یهودیان برای توجیه روایتشان به متون یهودی باستان و اسطورههای اخراج اجباری یهودیان ارجاع میدهند. فلسطینیها هم از سوی دیگر بر حضور همیشگی و لاینقطع خود بر سرزمین و نیز سلبمالکیتهای متاخر و وضعیت کنونیشان همچون ملتی بدون دولت تاکید دارند. تقابل بین این دو روایت در واقع بیانگر تقابل دو نوع ناسیونالیسم است: ناسیونالیسم فلسطینی، و ناسیونالیسم یهودی (صهیونیسم).
در عصری که رسانه تقریبن تمام فضاها و زمانها را اشغال کرده است و بازنماییهای خاصی را برجسته و بازنماییهای دیگر را سرکوب میکند، بیش از پیش ضرورت دارد تا خوانشهای انتقادی از منازعهی حدودن یکصدساله و خشونتبار فلسطین و اسرائیل را بیش از پیش در عرصهی عمومی مطرح کنیم. از همین رو در این نوشته میکوشم با اتکا بر یکی از پژوهشهای اورِن یفتاخل، استاد جغرافیای سیاسی و مطالعات شهری در دانشگاه بنگوریون، دربارهی ناسیونالیسمهای فلسطینی و اسرائیلی، برخی از زوایای مهم اما معمولن نادیدهانگاشتهشدهی مسالهی فلسطین-اسرائیل را در اختیار خواندگان فارسیزبان قرار دهم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-geographical-history-of-palestine-israel/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«هم فلسطینیها و هم صهیونیستها معتقد به تقدمِ زمانی خودشان هستند. یهودیان برای توجیه روایتشان به متون یهودی باستان و اسطورههای اخراج اجباری یهودیان ارجاع میدهند. فلسطینیها هم از سوی دیگر بر حضور همیشگی و لاینقطع خود بر سرزمین و نیز سلبمالکیتهای متاخر و وضعیت کنونیشان همچون ملتی بدون دولت تاکید دارند. تقابل بین این دو روایت در واقع بیانگر تقابل دو نوع ناسیونالیسم است: ناسیونالیسم فلسطینی، و ناسیونالیسم یهودی (صهیونیسم).
در عصری که رسانه تقریبن تمام فضاها و زمانها را اشغال کرده است و بازنماییهای خاصی را برجسته و بازنماییهای دیگر را سرکوب میکند، بیش از پیش ضرورت دارد تا خوانشهای انتقادی از منازعهی حدودن یکصدساله و خشونتبار فلسطین و اسرائیل را بیش از پیش در عرصهی عمومی مطرح کنیم. از همین رو در این نوشته میکوشم با اتکا بر یکی از پژوهشهای اورِن یفتاخل، استاد جغرافیای سیاسی و مطالعات شهری در دانشگاه بنگوریون، دربارهی ناسیونالیسمهای فلسطینی و اسرائیلی، برخی از زوایای مهم اما معمولن نادیدهانگاشتهشدهی مسالهی فلسطین-اسرائیل را در اختیار خواندگان فارسیزبان قرار دهم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-geographical-history-of-palestine-israel/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
تاریخِ جغرافیاییِ فلسطین/اسرائیل: قومگرایی، ناسیونالیسم، و دولت ملی - فضا و دیالکتیک
برداشت صهیونیستی از فضا برداشتی یکدستساز و به دنبال بیشینهسازی کنترل یهودیان بر فضا از مجرای طرد دیگران بود. در این روایت، یهودیان بر سرزمینی خالی از سکنه وارد میشوند که قرار است رستگاری آنها را که برای قرنها به بوتهی فراموشی سپرده شده بود دوباره به…
👍4👎1
شهرگراییِ استثنایی نزد آگامبن
نویسنده: ریکاردو مارتن, کامیلو بوآنو
مترجم: رضا بصیری مژدهی
«این مقاله که ریشه در هستیشناسیِ فضاییِ آگامبن دارد، با برگزیدن پهنههای مرزیِ موردمناقشه در کرانه باختری که نمونه کوچکی از واقعیّت شهریِ معاصرند، شرایط شهری پیچیده این منطقه را مورد تحلیل قرار میدهد. با جایابیِ مفهوم استثناءِ فضاییِ آگامبن در مقیاس شهری، بحثی مستدل در خصوص لزوم فراروی از ابزاراِنگاری اردوگاه [بهعنوان موجودیّتی مجزّا و منزوی] به سوی یک آپاراتوس تحلیلیِ پایدار، مطرح میشود؛ آپاراتوسی که چه بسا از مرزهای تودرتو و سلسلهمراتبیِ اورشلیم و قلمروگذاریِ زیستسیاسیاش نیز فراتر میرود. باور ما بر اینست که با نگاهی دقیق به ظرفیّت گفتمان آگامبن برای ارتقاءِ مطالعه پدیدههای شهری، و با اشاره به نیروهای بیشماری که - ورای ساختارهای کالبدی - بر فضا اثرگذارند، امکان بهتصویرکشیدنِ شهرگراییِ استثنا بهمیانجی دستهبندی حوزههای تنش وجود دارد. این چهارچوب، بدون هنجاریبودن و ادّعای جامعومانعبودن، تلاش میکند تا مجاری ممکن برای تفسیرِ استثناییبودن را بگشاید؛ آنهم با تصوّر شهرِ استثنا بهمنزله نظرگاهی نهان و مدنظرقراردادن و پاییدنِ تکامل تدریجیاش از یک سازوکار حاکمیّتی به یک عینیسازی فضایی (مادیّتبخشی). با بهکارگیری این تحلیل در اورشلیم، روشن میشود که فضاهای استثنایی در شهر یک سکانسِ خطی یا تدریجی از آن شهر نیستند، یا صرفاً بهعنوان مرزهای دوبُعدی عمل نمیکنند، بلکه همچون خود شهر هستند: بسگانه و متکثّر، مملو از موازیها و همزمانیها، و مداوم و بیوقفه.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/agambens-urbanism-of-exception/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: ریکاردو مارتن, کامیلو بوآنو
مترجم: رضا بصیری مژدهی
«این مقاله که ریشه در هستیشناسیِ فضاییِ آگامبن دارد، با برگزیدن پهنههای مرزیِ موردمناقشه در کرانه باختری که نمونه کوچکی از واقعیّت شهریِ معاصرند، شرایط شهری پیچیده این منطقه را مورد تحلیل قرار میدهد. با جایابیِ مفهوم استثناءِ فضاییِ آگامبن در مقیاس شهری، بحثی مستدل در خصوص لزوم فراروی از ابزاراِنگاری اردوگاه [بهعنوان موجودیّتی مجزّا و منزوی] به سوی یک آپاراتوس تحلیلیِ پایدار، مطرح میشود؛ آپاراتوسی که چه بسا از مرزهای تودرتو و سلسلهمراتبیِ اورشلیم و قلمروگذاریِ زیستسیاسیاش نیز فراتر میرود. باور ما بر اینست که با نگاهی دقیق به ظرفیّت گفتمان آگامبن برای ارتقاءِ مطالعه پدیدههای شهری، و با اشاره به نیروهای بیشماری که - ورای ساختارهای کالبدی - بر فضا اثرگذارند، امکان بهتصویرکشیدنِ شهرگراییِ استثنا بهمیانجی دستهبندی حوزههای تنش وجود دارد. این چهارچوب، بدون هنجاریبودن و ادّعای جامعومانعبودن، تلاش میکند تا مجاری ممکن برای تفسیرِ استثناییبودن را بگشاید؛ آنهم با تصوّر شهرِ استثنا بهمنزله نظرگاهی نهان و مدنظرقراردادن و پاییدنِ تکامل تدریجیاش از یک سازوکار حاکمیّتی به یک عینیسازی فضایی (مادیّتبخشی). با بهکارگیری این تحلیل در اورشلیم، روشن میشود که فضاهای استثنایی در شهر یک سکانسِ خطی یا تدریجی از آن شهر نیستند، یا صرفاً بهعنوان مرزهای دوبُعدی عمل نمیکنند، بلکه همچون خود شهر هستند: بسگانه و متکثّر، مملو از موازیها و همزمانیها، و مداوم و بیوقفه.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/agambens-urbanism-of-exception/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
شهرگراییِ استثنایی نزد آگامبن - فضا و دیالکتیک
در جوار مرز اورشلیم با کرانه باختری، مناقشهها بر سر فضا، صرفاً تنشهای مابینِ ارزش مبادله و ارزش استفاده، یا مابین سرمایه مولّد و مصرف جمعی نیست، بلکه تمنّاییاند بر سر هویّت قومی-ملّی، حاکمیّت، و آنچه آگامبن امر مقدّس مینامد.
👍8
ایرانشهر یا تاریخِ طبیعیِ شاهنشاهی: نگاهی به فارسی همچون یک تکنولوژی سیاسی
نویسنده: آیدین ترکمه
«در ایدئولوژیهای ایرانشهری، وجودِ ایران پیشاپیش مفروض گرفته میشود و در نتیجه خودِ ایران تاریخی نمیشود. این طبیعیانگاریِ ایران، ایران را بیرون از تاریخ و جغرافیا قرار میدهد. در نتیجه میتوان استدلال کرد که فضای ایرانشهر فضایی همگن و یکدست و زمانش نیز زمانی ابدی و پیوسته است. ایرانشهر به این ترتیب بیانگر آن چیزی است که من ایرانمحوریِ هستیشناختی مینامم. اگر به تاسی از لوفور، انقلاب را تولید فضایی تفاوتبنیاد تلقی کنیم و در نظر داشته باشیم که تولید فضا همزمان فیزیکی و مفهومی است آنگاه این ایرانمحوریِ هستیشناختی نیز که بر برداشت خاصی از فضا و زمان استوار است باید موضوع نقد و مبارزه قرار گیرد. مبارزهی طبقاتی برای تولید فضایی جدید نمیتواند بنیانهای برسازندهی فضازمان کنونی را دستنخورده بگذارد. مبارزه برای کسب هژمونی به این ترتیب مبارزه برای تولید مفهومی و فیزیکی فضازمانی بنیادن متفاوت از فضازمان ایرانشهری است. یکی از استراتژیهای موثر در راستای بهچالشکشیدن و افشای فضازمان ایرانشهری استناد به تفاوتهای جغرافیایی و تاریخی، و واسازی تاریخنگاری دولتملیمحور و مرکزگرا است که تاریخ را صرفن در قالبی واحد و ایرانمحور روایت میکند و هر گونه روایت تفاوتبنیاد و متکثر از «ایران» را همچون خطری وجودی و هستیشناختی میانگارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/eransahr-or-the-natural-history-of-the-reich/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: آیدین ترکمه
«در ایدئولوژیهای ایرانشهری، وجودِ ایران پیشاپیش مفروض گرفته میشود و در نتیجه خودِ ایران تاریخی نمیشود. این طبیعیانگاریِ ایران، ایران را بیرون از تاریخ و جغرافیا قرار میدهد. در نتیجه میتوان استدلال کرد که فضای ایرانشهر فضایی همگن و یکدست و زمانش نیز زمانی ابدی و پیوسته است. ایرانشهر به این ترتیب بیانگر آن چیزی است که من ایرانمحوریِ هستیشناختی مینامم. اگر به تاسی از لوفور، انقلاب را تولید فضایی تفاوتبنیاد تلقی کنیم و در نظر داشته باشیم که تولید فضا همزمان فیزیکی و مفهومی است آنگاه این ایرانمحوریِ هستیشناختی نیز که بر برداشت خاصی از فضا و زمان استوار است باید موضوع نقد و مبارزه قرار گیرد. مبارزهی طبقاتی برای تولید فضایی جدید نمیتواند بنیانهای برسازندهی فضازمان کنونی را دستنخورده بگذارد. مبارزه برای کسب هژمونی به این ترتیب مبارزه برای تولید مفهومی و فیزیکی فضازمانی بنیادن متفاوت از فضازمان ایرانشهری است. یکی از استراتژیهای موثر در راستای بهچالشکشیدن و افشای فضازمان ایرانشهری استناد به تفاوتهای جغرافیایی و تاریخی، و واسازی تاریخنگاری دولتملیمحور و مرکزگرا است که تاریخ را صرفن در قالبی واحد و ایرانمحور روایت میکند و هر گونه روایت تفاوتبنیاد و متکثر از «ایران» را همچون خطری وجودی و هستیشناختی میانگارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/eransahr-or-the-natural-history-of-the-reich/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
ایرانشهر یا تاریخِ طبیعیِ شاهنشاهی: نگاهی به فارسی همچون یک تکنولوژی سیاسی - فضا و دیالکتیک
در ایدئولوژیهای ایرانشهری، وجودِ ایران پیشاپیش مفروض گرفته میشود و در نتیجه خودِ ایران تاریخی نمیشود. این طبیعیانگاریِ ایران، ایران را بیرون از تاریخ و جغرافیا قرار میدهد. .
👍9❤3👎3
بیان معمارانه
نویسنده:فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«تحت این شرایط، معمارها واقعاً دیگر نمیدانند که به کدام قدیس باید دعا کنند! امروزه چه فایدهای دارد استناد به کوربوزیه مثلاً در شهری همچون مکزیک که دارد بطرزی هذیانی و بهتاخت به سمت ۴۰ میلیون ساکن میرود! در این زمینه حتی از بارون هاوسمن هم کاری برنمیآید! سیاستمداران، فنسالارها، و مهندسان با کمترین کمک ممکن از اهالی همان هنری که هگل درهرصورت در جایگاه نخست قرارش میدهد با این جور مسائل سروکله میزنند. شکی نیست که کنترل یک موقعیت حداقلی مناسب در حیطة ساختوسازهای بهصرفه همچنان در اختیار معمارهاست. ولی میدانیم که جایگاهها در این حیطه قیمت بالایی دارند و صاحبان نادر آن جایگاهها معمولاً محکوماند به اینکه استعدادهای خلاقهشان را زیرجلکی تنزل دهند، البته غیر از اینکه ــ همچون ژیگولی پستمدرن ــ کارچاقکنی سیاسیـمالی را متقبل شوند که هر گامشان حکایت از آن دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/architectural-enunciation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده:فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«تحت این شرایط، معمارها واقعاً دیگر نمیدانند که به کدام قدیس باید دعا کنند! امروزه چه فایدهای دارد استناد به کوربوزیه مثلاً در شهری همچون مکزیک که دارد بطرزی هذیانی و بهتاخت به سمت ۴۰ میلیون ساکن میرود! در این زمینه حتی از بارون هاوسمن هم کاری برنمیآید! سیاستمداران، فنسالارها، و مهندسان با کمترین کمک ممکن از اهالی همان هنری که هگل درهرصورت در جایگاه نخست قرارش میدهد با این جور مسائل سروکله میزنند. شکی نیست که کنترل یک موقعیت حداقلی مناسب در حیطة ساختوسازهای بهصرفه همچنان در اختیار معمارهاست. ولی میدانیم که جایگاهها در این حیطه قیمت بالایی دارند و صاحبان نادر آن جایگاهها معمولاً محکوماند به اینکه استعدادهای خلاقهشان را زیرجلکی تنزل دهند، البته غیر از اینکه ــ همچون ژیگولی پستمدرن ــ کارچاقکنی سیاسیـمالی را متقبل شوند که هر گامشان حکایت از آن دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/architectural-enunciation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
بیان معمارانه - فضا و دیالکتیک
ابژة معماری ابژهایست واقع در فصلمشترک دستهاولترین قمارهای سیاسی، تنشهای دموکراتیک و قومی، آنتاگونیسمهای اقتصادی، اجتماعی، و منطقهای که در هیچ موردی به حل و فصل نزدیک هم نشدهاند، ابژهای که با تحولات تکنولوژیک و صنعتی مداوم برانگیخته شده است
❤6👍1
منتشر شد:
مطالعاتی در نظریهی برنامهریزی
سوزان فاینشتاین و جیمز دیفیلیپس
ترجمه: نریمان جهانزاد
برای تهیه کتاب به کتابفروشیهای زیر مراجعه کنید:
- فروشگاه کتاب دانش شهر: تهران، میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران، طبقه همکف
- کتاب پرهام: تهران، خیابان انقلاب، خیابان 12 فروردین، پلاک 297
مطالعاتی در نظریهی برنامهریزی
سوزان فاینشتاین و جیمز دیفیلیپس
ترجمه: نریمان جهانزاد
برای تهیه کتاب به کتابفروشیهای زیر مراجعه کنید:
- فروشگاه کتاب دانش شهر: تهران، میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران، طبقه همکف
- کتاب پرهام: تهران، خیابان انقلاب، خیابان 12 فروردین، پلاک 297
❤15👍9