زبان، عاملیت و هژمونی: پاسخی گرامشیایی به پسامارکسیسم
نویسنده: پیتر آیوز
مترجم: آرش ترکمه
«ارنستو لاکلائو و شانتال موف تلاش کردهاند تا با ادغام تاثیرات زبانشناسانهی نظریهی پساساختارگرایانه، مفهوم «هژمونی» را از ریشههای مارکسیستیِ ذاتگرایانه و اکونومیستی برهانند. منتقدان اصلی مارکسیستشان، خط سیر آنها را همچون «سقوطی درون گفتمان»، انحطاطی از واقعیت مادی استوار به ورطهیِ ایدهآلیستی و پروبلمتیکِ زبان و گفتمان نقد میکنند. اما به نظر میرسد هر دو سوی این مجادله روی یک موضوع توافق داشته باشند و آن این که حرکت از مارکسیسم به پسامارکسیسم، مسیری است از اقتصاد به سوی زبان؛ از «واقعیت» به گفتمان.
این مقاله با تمرکز بر نوشتههای گرامشی دربارهی زبان علیه هر دو سوی این مجادله استدلال میکند. توضیح میدهم که زبان چگونه در ماتریالیسم تاریخیِ گرامشی کانونی است و نشان میدهم که او زبان را در برابر مادیت قرار نمیدهد. گرامشی خود واژهی هژمونی را اساساً از مطالعات دانشگاهیاش در زبانشناسی برگرفته است؛ مباحثاتی که فردینان دوسوسور نیز ساختارگرایی را بواسطهی آنها پروراند. برای گرامشی، چنین موضوعات زبانشناسانهای مستقیماً به مسالهی زبان (questione della lingua) و وحدت ایتالیا مرتبط است. این نه فقط خوانش لاکلائو و موف از گرامشی را به چالش میکشد، بلکه بر فهمی زایاتر از هژمونی پرتو میافکند که میتواند مشارکتی باشد در مباحثات اخیر پیرامون پسا-ساختارگرایی و کاربرد هژمونی برای تحلیل جهانیشدن و جهانی به طور فزاینده فناورانه و الکترونیک».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/language-agency-and-hegemony/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: پیتر آیوز
مترجم: آرش ترکمه
«ارنستو لاکلائو و شانتال موف تلاش کردهاند تا با ادغام تاثیرات زبانشناسانهی نظریهی پساساختارگرایانه، مفهوم «هژمونی» را از ریشههای مارکسیستیِ ذاتگرایانه و اکونومیستی برهانند. منتقدان اصلی مارکسیستشان، خط سیر آنها را همچون «سقوطی درون گفتمان»، انحطاطی از واقعیت مادی استوار به ورطهیِ ایدهآلیستی و پروبلمتیکِ زبان و گفتمان نقد میکنند. اما به نظر میرسد هر دو سوی این مجادله روی یک موضوع توافق داشته باشند و آن این که حرکت از مارکسیسم به پسامارکسیسم، مسیری است از اقتصاد به سوی زبان؛ از «واقعیت» به گفتمان.
این مقاله با تمرکز بر نوشتههای گرامشی دربارهی زبان علیه هر دو سوی این مجادله استدلال میکند. توضیح میدهم که زبان چگونه در ماتریالیسم تاریخیِ گرامشی کانونی است و نشان میدهم که او زبان را در برابر مادیت قرار نمیدهد. گرامشی خود واژهی هژمونی را اساساً از مطالعات دانشگاهیاش در زبانشناسی برگرفته است؛ مباحثاتی که فردینان دوسوسور نیز ساختارگرایی را بواسطهی آنها پروراند. برای گرامشی، چنین موضوعات زبانشناسانهای مستقیماً به مسالهی زبان (questione della lingua) و وحدت ایتالیا مرتبط است. این نه فقط خوانش لاکلائو و موف از گرامشی را به چالش میکشد، بلکه بر فهمی زایاتر از هژمونی پرتو میافکند که میتواند مشارکتی باشد در مباحثات اخیر پیرامون پسا-ساختارگرایی و کاربرد هژمونی برای تحلیل جهانیشدن و جهانی به طور فزاینده فناورانه و الکترونیک».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/language-agency-and-hegemony/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
زبان، عاملیت و هژمونی: پاسخی گرامشیایی به پسا-مارکسیسم - فضا و دیالکتیک
گرامشی استدلال میکند که تاریخ و بقایای تحولات تاریخی در زبان، برای سازوکار قدرت، اعتبار و هژمونی اساسی هستند. گرامشی تاکید میکند که معنا .بوسیلهی زبان در تحول استعاریاش در نسبتِ با معانی پیشین، پدید آمده است. معانی جدید در یک فرآیندِ ادامهدارِ تحولْ…
👍5🔥4👏1
آیا رستم «ایرانی» است؟ شاهنامهخوانی با دیک دیویس
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«این روزها که آرام آرام به سالگرد جنبش انقلابی ژینا نزدیک میشویم مسالهی «ایران» (و مسايل همبسته با آن از جمله ملتهای غیرفارس) بار دیگر در کانون بحثها و مبارزات سیاسی قرار گرفته است. همان طور که در جای دیگری گفتهام در شرایط کنونی و پس از گذشت یک قرن از تکوین دولت ملی و تثبیت استراتژی استعماری تولید فضای ملی، پروراندن هر گونه سیاست مترقی و رهاییبخش مستلزم پروراندن تاریخ انتقادی تولید «ایران» است. یکی از گامهای اولیه برای نگارش چنین تاریخی، بهچالشکشیدن برداشتهای رایج از ایران و ایرانیبودن همچون موجودیتهایی یکپارچه و وحدتبخش است. در همین راستا پیشتر دو متن در فضا و دیالکتیک منتشر شده است: ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی، و آیا کوروش کبیر، هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلالهای دنیل تی. پاتس دربارهی تبار غیرایرانی کوروش . متن حاضر را میتوان ادامهی دو متن پیشین دانست که با تمرکز بر یکی دیگر از اسطورههای برسازندهی برداشتِ غالب از ایران، بینشی تازه و انتقادی را در خصوص مسالهی ایران در اختیار فارسیزبانان قرار میدهد. تفسیری که دیک دیویس، مترجم شاهنامهی فردوسی به انگلیسی، از شاهنامه ارايه میکند پیچیدگیهایی را آشکار میکند که در خوانشهای متداول از شاهنامه غایب هستند. اینجا سعی میکنم با برجستهکردن برخی از ظرایفی که دیویس به آنها میپردازد نشان دهم که مسالهی «ایران» در شاهنامه بسیار چندلایه و اساسن در تضاد با خوانشهای رایج از آن قرار دارد».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/who-is-rostam-in-shahnameh/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«این روزها که آرام آرام به سالگرد جنبش انقلابی ژینا نزدیک میشویم مسالهی «ایران» (و مسايل همبسته با آن از جمله ملتهای غیرفارس) بار دیگر در کانون بحثها و مبارزات سیاسی قرار گرفته است. همان طور که در جای دیگری گفتهام در شرایط کنونی و پس از گذشت یک قرن از تکوین دولت ملی و تثبیت استراتژی استعماری تولید فضای ملی، پروراندن هر گونه سیاست مترقی و رهاییبخش مستلزم پروراندن تاریخ انتقادی تولید «ایران» است. یکی از گامهای اولیه برای نگارش چنین تاریخی، بهچالشکشیدن برداشتهای رایج از ایران و ایرانیبودن همچون موجودیتهایی یکپارچه و وحدتبخش است. در همین راستا پیشتر دو متن در فضا و دیالکتیک منتشر شده است: ایران همچون ملتی خیالی: نگاهی به کتاب طردشدهی مصطفا وزیری، مرتدی در مذهب ایرانشناسی، و آیا کوروش کبیر، هخامنشی بود؟ نگاهی به استدلالهای دنیل تی. پاتس دربارهی تبار غیرایرانی کوروش . متن حاضر را میتوان ادامهی دو متن پیشین دانست که با تمرکز بر یکی دیگر از اسطورههای برسازندهی برداشتِ غالب از ایران، بینشی تازه و انتقادی را در خصوص مسالهی ایران در اختیار فارسیزبانان قرار میدهد. تفسیری که دیک دیویس، مترجم شاهنامهی فردوسی به انگلیسی، از شاهنامه ارايه میکند پیچیدگیهایی را آشکار میکند که در خوانشهای متداول از شاهنامه غایب هستند. اینجا سعی میکنم با برجستهکردن برخی از ظرایفی که دیویس به آنها میپردازد نشان دهم که مسالهی «ایران» در شاهنامه بسیار چندلایه و اساسن در تضاد با خوانشهای رایج از آن قرار دارد».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/who-is-rostam-in-shahnameh/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
آیا رستم «ایرانی» است؟ شاهنامهخوانی با دیک دیویس - فضا و دیالکتیک
دیویس در نهایت نتیجه میگیرد که بسیار سخت است که بتوان یک هویت ایرانی واحد و یکدست را از بخشهای اسطورهای و افسانهای شاهنامه بیرون کشید. در مقابل، شاهنامه از دید دیویس آکنده از تضادهای درونی است: تضادهایی که بر روابطی شدیدن درهمتنیده تاکید دارند و نه…
👍11👎11❤2
چپ آینده: سرخ، سبز و جمهوریخواه؟
نویسنده: استوارت وایت
مترجم: آتنا کامل, ایمان واقفی
«میدانیم که رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخیاش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیطزیستی را به میان کشد. پرسش مناقشهبرانگیز اما این است که چپِ آینده آیا باید جمهوریخواه هم باشد؟
واژه جمهوریخواهی همواره با سوءتعبیرهای بیشماری است. اجازه دهید اینجا معنای مورد نظرم را روشن کنم: جمهوریخواهی فقط بهمعنای مقابله با سنت پادشاهی نیست. بههیچ وجه نباید اولین چیزی که با جمهوریخواهی به ذهنمان میآید این باشد. در احمقانه و غیراخلاقی بودن سنت پادشاهی بحثی نیست. اما جمهوریخواهانِ متاخر همّ و غمشان را اسقاط پادشاهی نگذاشتهاند. باید به اصول و ارزشهای بنیادیتر جمهوریخواهان نظر بیافکنیم (ارزشهایی که دگرگونی اجتماعی را در عرصهٔ پهندامنتر و عمیقتری مینگرد)».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-future-left-red-green-and-republican/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: استوارت وایت
مترجم: آتنا کامل, ایمان واقفی
«میدانیم که رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخیاش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیطزیستی را به میان کشد. پرسش مناقشهبرانگیز اما این است که چپِ آینده آیا باید جمهوریخواه هم باشد؟
واژه جمهوریخواهی همواره با سوءتعبیرهای بیشماری است. اجازه دهید اینجا معنای مورد نظرم را روشن کنم: جمهوریخواهی فقط بهمعنای مقابله با سنت پادشاهی نیست. بههیچ وجه نباید اولین چیزی که با جمهوریخواهی به ذهنمان میآید این باشد. در احمقانه و غیراخلاقی بودن سنت پادشاهی بحثی نیست. اما جمهوریخواهانِ متاخر همّ و غمشان را اسقاط پادشاهی نگذاشتهاند. باید به اصول و ارزشهای بنیادیتر جمهوریخواهان نظر بیافکنیم (ارزشهایی که دگرگونی اجتماعی را در عرصهٔ پهندامنتر و عمیقتری مینگرد)».
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-future-left-red-green-and-republican/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
چپ آینده: سرخ، سبز و جمهوریخواه؟ - فضا و دیالکتیک
رویکرد چپ باید سرخ و سبز باشد؛ سرخ باید باشد چراکه تعهد و تاکید تاریخیاش بر مسئلهٔ برابریِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. سبز باید باشد از آن جهت که بی هیچ لکنتی پای موانع پایداری محیطزیستی را به میان کشد. پرسش مناقشهبرانگیز اما این است که چپِ آینده آیا…
❤6
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی اول: زمینههای فلسفی
نویسنده: نریمان جهانزاد
«رسالهی آنری لوفور در مقام فیلسوف که در قالب دو مقاله ارائه میشود دیباچهایست بر نظریهی تولید فضای لوفور بر پایهی نسبت فکر او با سنتهای فلسفی مشخص. متن تلاشی اولیه است برای اندیشیدن به امکان خوانش لوفور در مقام متفکری متعلق به سنت پساپدیدارشناسی. غایت رساله طرح چند مسأله و برداشتن گامی بسیار کوچک در راستای ارائهی خوانشی بینامتنی از اندیشهی اوست.
در مقالهی نخست میکوشم پس از مقدمهای کوتاه دربارهی زمینههای ظهور فلسفهی مدرن بطور عام و اندیشهی کانت بطور خاص، ریشههای فلسفی فکر لوفور را با تکیه بر چهار مسأله – شرایط امکان پدیداری اشیاء، تنش اراده و عقل، زمانمندی آگاهی، و انسان در مقام فعل- برجسته کنم. در بخش نخست با بررسی وجوهی از فلسفهی کانت این مسائل باز میشوند. بخش دوم به شرح اجمالی تحولات آنها در سنت پدیدارشناسی اختصاص دارد. در این بخش، بطور مشخص میکوشم به اجمال وجوهی از اندیشهی هوسرل، هایدگر و مرلوپونتی را که بیشترین تأثیر را بر لوفور گذاشتهاند برجسته کنم. در این قسمت وابستگی اندیشهی لوفور را به سنت پدیدارشناسی با تکیه بر سه مقولهی اساسی نشان میدهم: تضایف پدیدارشناسی و دوگانهی بیواسطگی/باواسطگی، جایگاه افق، بدن و فضا در تقویم آگاهی، و مفهوم تاریخمندی آگاهی و زیستجهان. این زمینههای فلسفی را بدون پیشفرض گرفتن دانش فلسفی مخاطب اجمالاً شرح میدهم تا شرایط لازم برای فهم بهتر نظریهی تولید فضا در مقالهی دوم فراهم آید.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: نریمان جهانزاد
«رسالهی آنری لوفور در مقام فیلسوف که در قالب دو مقاله ارائه میشود دیباچهایست بر نظریهی تولید فضای لوفور بر پایهی نسبت فکر او با سنتهای فلسفی مشخص. متن تلاشی اولیه است برای اندیشیدن به امکان خوانش لوفور در مقام متفکری متعلق به سنت پساپدیدارشناسی. غایت رساله طرح چند مسأله و برداشتن گامی بسیار کوچک در راستای ارائهی خوانشی بینامتنی از اندیشهی اوست.
در مقالهی نخست میکوشم پس از مقدمهای کوتاه دربارهی زمینههای ظهور فلسفهی مدرن بطور عام و اندیشهی کانت بطور خاص، ریشههای فلسفی فکر لوفور را با تکیه بر چهار مسأله – شرایط امکان پدیداری اشیاء، تنش اراده و عقل، زمانمندی آگاهی، و انسان در مقام فعل- برجسته کنم. در بخش نخست با بررسی وجوهی از فلسفهی کانت این مسائل باز میشوند. بخش دوم به شرح اجمالی تحولات آنها در سنت پدیدارشناسی اختصاص دارد. در این بخش، بطور مشخص میکوشم به اجمال وجوهی از اندیشهی هوسرل، هایدگر و مرلوپونتی را که بیشترین تأثیر را بر لوفور گذاشتهاند برجسته کنم. در این قسمت وابستگی اندیشهی لوفور را به سنت پدیدارشناسی با تکیه بر سه مقولهی اساسی نشان میدهم: تضایف پدیدارشناسی و دوگانهی بیواسطگی/باواسطگی، جایگاه افق، بدن و فضا در تقویم آگاهی، و مفهوم تاریخمندی آگاهی و زیستجهان. این زمینههای فلسفی را بدون پیشفرض گرفتن دانش فلسفی مخاطب اجمالاً شرح میدهم تا شرایط لازم برای فهم بهتر نظریهی تولید فضا در مقالهی دوم فراهم آید.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی اول: زمینههای فلسفی - فضا و دیالکتیک
رسالهی آنری لوفور در مقام فیلسوف دیباچهایست بر نظریهی تولید فضای لوفور بر پایهی نسبت فکر او با سنتهای فلسفی مشخص. متن تلاشی اولیه است برای اندیشیدن به امکان خوانش لوفور در مقام متفکری متعلق به سنت پساپدیدارشناسی. غایت رساله طرح چند مسأله و برداشتن…
❤8👍4👏3
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی دوم: نظریهی تولید فضا
نویسنده: نریمان جهانزاد
«در متن حاضر تلاش میکنم نظریهی تولید فضای لوفور را بر اساس نسبت اندیشهی او با سنتهای فلسفی مشخصی که شرحشان به اختصار در مقالهی نخست آمد باز کنم. نشان میدهم که لوفور در امتداد سنت پدیدارشناسی انتقادی، همتافت بدنمندی-پراکسیس-فضامندی را به منزلهی تضایف بنیادی پدیدارشناسی میگیرد و آن را در قالبی دیالکتیکی میریزد تا نظریهی ماتریالیستی یکپارچهای از تولید فضا به دست دهد. چنانکه در مقالهی اول اشاره کردم، شرح حاضر صرفاً دیباچهایست بر امکان خوانشی بینامتنی از نظریهی تولید فضای لوفور و ادعایی فراتر از آن ندارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: نریمان جهانزاد
«در متن حاضر تلاش میکنم نظریهی تولید فضای لوفور را بر اساس نسبت اندیشهی او با سنتهای فلسفی مشخصی که شرحشان به اختصار در مقالهی نخست آمد باز کنم. نشان میدهم که لوفور در امتداد سنت پدیدارشناسی انتقادی، همتافت بدنمندی-پراکسیس-فضامندی را به منزلهی تضایف بنیادی پدیدارشناسی میگیرد و آن را در قالبی دیالکتیکی میریزد تا نظریهی ماتریالیستی یکپارچهای از تولید فضا به دست دهد. چنانکه در مقالهی اول اشاره کردم، شرح حاضر صرفاً دیباچهایست بر امکان خوانشی بینامتنی از نظریهی تولید فضای لوفور و ادعایی فراتر از آن ندارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/henri-lefebvre-as-a-philosopher2/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
آنری لوفور در مقام فیلسوف؛ مقالهی دوم: نظریهی تولید فضا - فضا و دیالکتیک
فضا برای لوفور کلی انضمامی است. هدف لوفور ساختن نظریهای دربارهی فضاست که ابعاد کالبدی، ذهنی و اجتماعی آن را بطور یکپارچه مطالعه کند. او میخواهد فضا را به منزلهی همتافت کلیهی کردارهای گفتمانی و کردارهای غیرگفتمانی به مطالعه گیرد و به همین سبب است که…
❤10👏1
سه بومشناسی
نویسنده: فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«گتاری از طرفی با نشاندن کثرت در ذهن خود ذهن را در کثرت حل میکند و از طرف دیگر طبیعت را نه چیزی بکر، ازلی-ابدی، و غیرمصنوع در بیرون ما بلکه ثمرهی فرایندهای تولید در نظر میگیرد. طبیعت دادهای ازپیشمفروض نیست بلکه تولید میشود، آن هم بصورت رشتهای از فرایندها یا در عرصهی انسانی از خلال مجموعهای از پراتیکها که طبیعت را به خروجی یک امر مشترک تبدیل میکند، یک اکوسوفی یا بومفلسفه که متوجه تولید ذهنیت و صناعت ذهن از خلال عملها، فعالیتها، تمرینها، و روالهای اجتماعیست. در این تعریف، انسان، صنعت، و طبیعت در لابهلای همدیگر و توسط همدیگر تولید، ابداع، و بازجعل میشوند تا ذهنیت با خلاصی از هرگونه تکانرژیسالاری بمنزلهی فصلمشترک خلاق یک کثرت آفریده شود. او با این برداشت از طبیعت و ذهن بمنزلهی شبکههای صناعی میتواند حوزههایی را که تا پیش از این مجزا تلقی شدهاند به هم گره بزند و نظریهای ترارشتهای و نه بینارشتهای را برای نزدیکشدن به ذهن، جامعه، روابط، تولیدات، و طبیعت ایجاد کند که نتیجهاش کاتالیز فرایندهای سیارهایست. برای او، طبیعت صناعی کنونی بیشتر با ماشینسپهر یا فضای ماشینی شکل میگیرد و بازتنظیم میشود، با منظومهها یا با اجتماع عناصری که تکنولوژیهای رسانهای، کامپیوتری، صورتها و پیکربندیهای انتزاعیاند. به همین خاطر، پنج متن دیگر از برهههای فکری متفاوت به کتاب اصلی ضمیمه شده است تا بخشی از خطسیر مواجهات گتاری با این مسئله و ابعاد گوناگونش روشنتر شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-three-ecologies/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«گتاری از طرفی با نشاندن کثرت در ذهن خود ذهن را در کثرت حل میکند و از طرف دیگر طبیعت را نه چیزی بکر، ازلی-ابدی، و غیرمصنوع در بیرون ما بلکه ثمرهی فرایندهای تولید در نظر میگیرد. طبیعت دادهای ازپیشمفروض نیست بلکه تولید میشود، آن هم بصورت رشتهای از فرایندها یا در عرصهی انسانی از خلال مجموعهای از پراتیکها که طبیعت را به خروجی یک امر مشترک تبدیل میکند، یک اکوسوفی یا بومفلسفه که متوجه تولید ذهنیت و صناعت ذهن از خلال عملها، فعالیتها، تمرینها، و روالهای اجتماعیست. در این تعریف، انسان، صنعت، و طبیعت در لابهلای همدیگر و توسط همدیگر تولید، ابداع، و بازجعل میشوند تا ذهنیت با خلاصی از هرگونه تکانرژیسالاری بمنزلهی فصلمشترک خلاق یک کثرت آفریده شود. او با این برداشت از طبیعت و ذهن بمنزلهی شبکههای صناعی میتواند حوزههایی را که تا پیش از این مجزا تلقی شدهاند به هم گره بزند و نظریهای ترارشتهای و نه بینارشتهای را برای نزدیکشدن به ذهن، جامعه، روابط، تولیدات، و طبیعت ایجاد کند که نتیجهاش کاتالیز فرایندهای سیارهایست. برای او، طبیعت صناعی کنونی بیشتر با ماشینسپهر یا فضای ماشینی شکل میگیرد و بازتنظیم میشود، با منظومهها یا با اجتماع عناصری که تکنولوژیهای رسانهای، کامپیوتری، صورتها و پیکربندیهای انتزاعیاند. به همین خاطر، پنج متن دیگر از برهههای فکری متفاوت به کتاب اصلی ضمیمه شده است تا بخشی از خطسیر مواجهات گتاری با این مسئله و ابعاد گوناگونش روشنتر شود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-three-ecologies/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
سه بومشناسی - فضا و دیالکتیک
فقط در مقیاسی جهانشمول میتوان به بحران بومشناختی پاسخ درستی داد، به این شرط که یک انقلاب سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی موثق را موجب شود و به اهداف تولید داراییهای مادی و غیرمادی شکل دوبارهای بدهد.
❤9👍5🤯1
سیسرو و جمهوری
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: فخرالدین بهجتی
«استوارت الدن یکی از مهمترین و در عین حال خلاقترین متفکرانِ حوزهی ژئوپلتیک و اندیشهی سیاسی معاصر است که در کتاب زایش قلمرو، نسبتِ میان “مکان و قدرت” را از دریچهی تاریخ مفهومیِ قلمرو، کاویده است. فارغ از گسترهی وسیعی از موضوعات و رخدادهای تاریخی مرتبط با فرایند برآمدنِ مفهومِ مدرنِ قلمرو- قلمرو به مثابهی تکنولوژی سیاسی- در کتاب زایشِ قلمرو، متن زیر، که ترجمهی بخشی از فصل دوم کتاب است، به چند دلیل انتخاب شده است. نخست بر این اساس که، این متن، تنها مواجههی استوارت الدن با یکی از فیگورهای اصلی سنتِ جمهوریخواهیِ کلاسیک، سیسرو است و دو دیگر اینکه، نشان دهیم، پرداختنِ به مفاهیم همبسته با دولت ملی، جز از مجرای پروژههای میانرشتهای، میسر نخواهد شد و فراروی از مرزهای صُلبِ دانشگاهیِ مواجهه با پربلماتیکِ وضعیتِ ما، ضرورتِ نگاه جدیدی را در این حوزه طلب میکند. ترجمهی “Territorium” از لاتین به انگلیسی و معنایی که سیسرو در زمینهای رومی، از آن فهم میکرده است در کانونِ بحث الدن از جمهورِ سیسرو قرار گرفته است. و چالشهای ما را نسبتِ با برگردانِ چنین مفاهیمی به زبان فارسی، بیش از پیش، جلوی روی پژوهشگران جدی این حوزه، قرار میدهد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/cicero-and-the-republic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: استوارت الدن
مترجم: فخرالدین بهجتی
«استوارت الدن یکی از مهمترین و در عین حال خلاقترین متفکرانِ حوزهی ژئوپلتیک و اندیشهی سیاسی معاصر است که در کتاب زایش قلمرو، نسبتِ میان “مکان و قدرت” را از دریچهی تاریخ مفهومیِ قلمرو، کاویده است. فارغ از گسترهی وسیعی از موضوعات و رخدادهای تاریخی مرتبط با فرایند برآمدنِ مفهومِ مدرنِ قلمرو- قلمرو به مثابهی تکنولوژی سیاسی- در کتاب زایشِ قلمرو، متن زیر، که ترجمهی بخشی از فصل دوم کتاب است، به چند دلیل انتخاب شده است. نخست بر این اساس که، این متن، تنها مواجههی استوارت الدن با یکی از فیگورهای اصلی سنتِ جمهوریخواهیِ کلاسیک، سیسرو است و دو دیگر اینکه، نشان دهیم، پرداختنِ به مفاهیم همبسته با دولت ملی، جز از مجرای پروژههای میانرشتهای، میسر نخواهد شد و فراروی از مرزهای صُلبِ دانشگاهیِ مواجهه با پربلماتیکِ وضعیتِ ما، ضرورتِ نگاه جدیدی را در این حوزه طلب میکند. ترجمهی “Territorium” از لاتین به انگلیسی و معنایی که سیسرو در زمینهای رومی، از آن فهم میکرده است در کانونِ بحث الدن از جمهورِ سیسرو قرار گرفته است. و چالشهای ما را نسبتِ با برگردانِ چنین مفاهیمی به زبان فارسی، بیش از پیش، جلوی روی پژوهشگران جدی این حوزه، قرار میدهد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/cicero-and-the-republic/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
سیسرو و جمهوری - فضا و دیالکتیک
"جمهوری"، دارایی مردم [res populi] است. به عبارتی دیگر، populus؛ اجتماعی از انسانها نیست که به هر طریق ممکنی در کنار هم قرار گرفته باشند، بلکه مجموعهای از مردم با جمعیتی وسیع است که، در یک توافق محترمانه بر اساس قانون و حولِ منافع مشترک، به یکدیگر گره…
❤6👍3
تاریخِ جغرافیاییِ فلسطین/اسرائیل: قومگرایی، ناسیونالیسم، و دولت ملی
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«هم فلسطینیها و هم صهیونیستها معتقد به تقدمِ زمانی خودشان هستند. یهودیان برای توجیه روایتشان به متون یهودی باستان و اسطورههای اخراج اجباری یهودیان ارجاع میدهند. فلسطینیها هم از سوی دیگر بر حضور همیشگی و لاینقطع خود بر سرزمین و نیز سلبمالکیتهای متاخر و وضعیت کنونیشان همچون ملتی بدون دولت تاکید دارند. تقابل بین این دو روایت در واقع بیانگر تقابل دو نوع ناسیونالیسم است: ناسیونالیسم فلسطینی، و ناسیونالیسم یهودی (صهیونیسم).
در عصری که رسانه تقریبن تمام فضاها و زمانها را اشغال کرده است و بازنماییهای خاصی را برجسته و بازنماییهای دیگر را سرکوب میکند، بیش از پیش ضرورت دارد تا خوانشهای انتقادی از منازعهی حدودن یکصدساله و خشونتبار فلسطین و اسرائیل را بیش از پیش در عرصهی عمومی مطرح کنیم. از همین رو در این نوشته میکوشم با اتکا بر یکی از پژوهشهای اورِن یفتاخل، استاد جغرافیای سیاسی و مطالعات شهری در دانشگاه بنگوریون، دربارهی ناسیونالیسمهای فلسطینی و اسرائیلی، برخی از زوایای مهم اما معمولن نادیدهانگاشتهشدهی مسالهی فلسطین-اسرائیل را در اختیار خواندگان فارسیزبان قرار دهم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-geographical-history-of-palestine-israel/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
گزینش و برگردان: آیدین ترکمه
«هم فلسطینیها و هم صهیونیستها معتقد به تقدمِ زمانی خودشان هستند. یهودیان برای توجیه روایتشان به متون یهودی باستان و اسطورههای اخراج اجباری یهودیان ارجاع میدهند. فلسطینیها هم از سوی دیگر بر حضور همیشگی و لاینقطع خود بر سرزمین و نیز سلبمالکیتهای متاخر و وضعیت کنونیشان همچون ملتی بدون دولت تاکید دارند. تقابل بین این دو روایت در واقع بیانگر تقابل دو نوع ناسیونالیسم است: ناسیونالیسم فلسطینی، و ناسیونالیسم یهودی (صهیونیسم).
در عصری که رسانه تقریبن تمام فضاها و زمانها را اشغال کرده است و بازنماییهای خاصی را برجسته و بازنماییهای دیگر را سرکوب میکند، بیش از پیش ضرورت دارد تا خوانشهای انتقادی از منازعهی حدودن یکصدساله و خشونتبار فلسطین و اسرائیل را بیش از پیش در عرصهی عمومی مطرح کنیم. از همین رو در این نوشته میکوشم با اتکا بر یکی از پژوهشهای اورِن یفتاخل، استاد جغرافیای سیاسی و مطالعات شهری در دانشگاه بنگوریون، دربارهی ناسیونالیسمهای فلسطینی و اسرائیلی، برخی از زوایای مهم اما معمولن نادیدهانگاشتهشدهی مسالهی فلسطین-اسرائیل را در اختیار خواندگان فارسیزبان قرار دهم.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/a-geographical-history-of-palestine-israel/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
تاریخِ جغرافیاییِ فلسطین/اسرائیل: قومگرایی، ناسیونالیسم، و دولت ملی - فضا و دیالکتیک
برداشت صهیونیستی از فضا برداشتی یکدستساز و به دنبال بیشینهسازی کنترل یهودیان بر فضا از مجرای طرد دیگران بود. در این روایت، یهودیان بر سرزمینی خالی از سکنه وارد میشوند که قرار است رستگاری آنها را که برای قرنها به بوتهی فراموشی سپرده شده بود دوباره به…
👍4👎1
شهرگراییِ استثنایی نزد آگامبن
نویسنده: ریکاردو مارتن, کامیلو بوآنو
مترجم: رضا بصیری مژدهی
«این مقاله که ریشه در هستیشناسیِ فضاییِ آگامبن دارد، با برگزیدن پهنههای مرزیِ موردمناقشه در کرانه باختری که نمونه کوچکی از واقعیّت شهریِ معاصرند، شرایط شهری پیچیده این منطقه را مورد تحلیل قرار میدهد. با جایابیِ مفهوم استثناءِ فضاییِ آگامبن در مقیاس شهری، بحثی مستدل در خصوص لزوم فراروی از ابزاراِنگاری اردوگاه [بهعنوان موجودیّتی مجزّا و منزوی] به سوی یک آپاراتوس تحلیلیِ پایدار، مطرح میشود؛ آپاراتوسی که چه بسا از مرزهای تودرتو و سلسلهمراتبیِ اورشلیم و قلمروگذاریِ زیستسیاسیاش نیز فراتر میرود. باور ما بر اینست که با نگاهی دقیق به ظرفیّت گفتمان آگامبن برای ارتقاءِ مطالعه پدیدههای شهری، و با اشاره به نیروهای بیشماری که - ورای ساختارهای کالبدی - بر فضا اثرگذارند، امکان بهتصویرکشیدنِ شهرگراییِ استثنا بهمیانجی دستهبندی حوزههای تنش وجود دارد. این چهارچوب، بدون هنجاریبودن و ادّعای جامعومانعبودن، تلاش میکند تا مجاری ممکن برای تفسیرِ استثناییبودن را بگشاید؛ آنهم با تصوّر شهرِ استثنا بهمنزله نظرگاهی نهان و مدنظرقراردادن و پاییدنِ تکامل تدریجیاش از یک سازوکار حاکمیّتی به یک عینیسازی فضایی (مادیّتبخشی). با بهکارگیری این تحلیل در اورشلیم، روشن میشود که فضاهای استثنایی در شهر یک سکانسِ خطی یا تدریجی از آن شهر نیستند، یا صرفاً بهعنوان مرزهای دوبُعدی عمل نمیکنند، بلکه همچون خود شهر هستند: بسگانه و متکثّر، مملو از موازیها و همزمانیها، و مداوم و بیوقفه.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/agambens-urbanism-of-exception/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: ریکاردو مارتن, کامیلو بوآنو
مترجم: رضا بصیری مژدهی
«این مقاله که ریشه در هستیشناسیِ فضاییِ آگامبن دارد، با برگزیدن پهنههای مرزیِ موردمناقشه در کرانه باختری که نمونه کوچکی از واقعیّت شهریِ معاصرند، شرایط شهری پیچیده این منطقه را مورد تحلیل قرار میدهد. با جایابیِ مفهوم استثناءِ فضاییِ آگامبن در مقیاس شهری، بحثی مستدل در خصوص لزوم فراروی از ابزاراِنگاری اردوگاه [بهعنوان موجودیّتی مجزّا و منزوی] به سوی یک آپاراتوس تحلیلیِ پایدار، مطرح میشود؛ آپاراتوسی که چه بسا از مرزهای تودرتو و سلسلهمراتبیِ اورشلیم و قلمروگذاریِ زیستسیاسیاش نیز فراتر میرود. باور ما بر اینست که با نگاهی دقیق به ظرفیّت گفتمان آگامبن برای ارتقاءِ مطالعه پدیدههای شهری، و با اشاره به نیروهای بیشماری که - ورای ساختارهای کالبدی - بر فضا اثرگذارند، امکان بهتصویرکشیدنِ شهرگراییِ استثنا بهمیانجی دستهبندی حوزههای تنش وجود دارد. این چهارچوب، بدون هنجاریبودن و ادّعای جامعومانعبودن، تلاش میکند تا مجاری ممکن برای تفسیرِ استثناییبودن را بگشاید؛ آنهم با تصوّر شهرِ استثنا بهمنزله نظرگاهی نهان و مدنظرقراردادن و پاییدنِ تکامل تدریجیاش از یک سازوکار حاکمیّتی به یک عینیسازی فضایی (مادیّتبخشی). با بهکارگیری این تحلیل در اورشلیم، روشن میشود که فضاهای استثنایی در شهر یک سکانسِ خطی یا تدریجی از آن شهر نیستند، یا صرفاً بهعنوان مرزهای دوبُعدی عمل نمیکنند، بلکه همچون خود شهر هستند: بسگانه و متکثّر، مملو از موازیها و همزمانیها، و مداوم و بیوقفه.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/agambens-urbanism-of-exception/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
شهرگراییِ استثنایی نزد آگامبن - فضا و دیالکتیک
در جوار مرز اورشلیم با کرانه باختری، مناقشهها بر سر فضا، صرفاً تنشهای مابینِ ارزش مبادله و ارزش استفاده، یا مابین سرمایه مولّد و مصرف جمعی نیست، بلکه تمنّاییاند بر سر هویّت قومی-ملّی، حاکمیّت، و آنچه آگامبن امر مقدّس مینامد.
👍8
ایرانشهر یا تاریخِ طبیعیِ شاهنشاهی: نگاهی به فارسی همچون یک تکنولوژی سیاسی
نویسنده: آیدین ترکمه
«در ایدئولوژیهای ایرانشهری، وجودِ ایران پیشاپیش مفروض گرفته میشود و در نتیجه خودِ ایران تاریخی نمیشود. این طبیعیانگاریِ ایران، ایران را بیرون از تاریخ و جغرافیا قرار میدهد. در نتیجه میتوان استدلال کرد که فضای ایرانشهر فضایی همگن و یکدست و زمانش نیز زمانی ابدی و پیوسته است. ایرانشهر به این ترتیب بیانگر آن چیزی است که من ایرانمحوریِ هستیشناختی مینامم. اگر به تاسی از لوفور، انقلاب را تولید فضایی تفاوتبنیاد تلقی کنیم و در نظر داشته باشیم که تولید فضا همزمان فیزیکی و مفهومی است آنگاه این ایرانمحوریِ هستیشناختی نیز که بر برداشت خاصی از فضا و زمان استوار است باید موضوع نقد و مبارزه قرار گیرد. مبارزهی طبقاتی برای تولید فضایی جدید نمیتواند بنیانهای برسازندهی فضازمان کنونی را دستنخورده بگذارد. مبارزه برای کسب هژمونی به این ترتیب مبارزه برای تولید مفهومی و فیزیکی فضازمانی بنیادن متفاوت از فضازمان ایرانشهری است. یکی از استراتژیهای موثر در راستای بهچالشکشیدن و افشای فضازمان ایرانشهری استناد به تفاوتهای جغرافیایی و تاریخی، و واسازی تاریخنگاری دولتملیمحور و مرکزگرا است که تاریخ را صرفن در قالبی واحد و ایرانمحور روایت میکند و هر گونه روایت تفاوتبنیاد و متکثر از «ایران» را همچون خطری وجودی و هستیشناختی میانگارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/eransahr-or-the-natural-history-of-the-reich/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: آیدین ترکمه
«در ایدئولوژیهای ایرانشهری، وجودِ ایران پیشاپیش مفروض گرفته میشود و در نتیجه خودِ ایران تاریخی نمیشود. این طبیعیانگاریِ ایران، ایران را بیرون از تاریخ و جغرافیا قرار میدهد. در نتیجه میتوان استدلال کرد که فضای ایرانشهر فضایی همگن و یکدست و زمانش نیز زمانی ابدی و پیوسته است. ایرانشهر به این ترتیب بیانگر آن چیزی است که من ایرانمحوریِ هستیشناختی مینامم. اگر به تاسی از لوفور، انقلاب را تولید فضایی تفاوتبنیاد تلقی کنیم و در نظر داشته باشیم که تولید فضا همزمان فیزیکی و مفهومی است آنگاه این ایرانمحوریِ هستیشناختی نیز که بر برداشت خاصی از فضا و زمان استوار است باید موضوع نقد و مبارزه قرار گیرد. مبارزهی طبقاتی برای تولید فضایی جدید نمیتواند بنیانهای برسازندهی فضازمان کنونی را دستنخورده بگذارد. مبارزه برای کسب هژمونی به این ترتیب مبارزه برای تولید مفهومی و فیزیکی فضازمانی بنیادن متفاوت از فضازمان ایرانشهری است. یکی از استراتژیهای موثر در راستای بهچالشکشیدن و افشای فضازمان ایرانشهری استناد به تفاوتهای جغرافیایی و تاریخی، و واسازی تاریخنگاری دولتملیمحور و مرکزگرا است که تاریخ را صرفن در قالبی واحد و ایرانمحور روایت میکند و هر گونه روایت تفاوتبنیاد و متکثر از «ایران» را همچون خطری وجودی و هستیشناختی میانگارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/eransahr-or-the-natural-history-of-the-reich/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
ایرانشهر یا تاریخِ طبیعیِ شاهنشاهی: نگاهی به فارسی همچون یک تکنولوژی سیاسی - فضا و دیالکتیک
در ایدئولوژیهای ایرانشهری، وجودِ ایران پیشاپیش مفروض گرفته میشود و در نتیجه خودِ ایران تاریخی نمیشود. این طبیعیانگاریِ ایران، ایران را بیرون از تاریخ و جغرافیا قرار میدهد. .
👍9❤3👎3
بیان معمارانه
نویسنده:فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«تحت این شرایط، معمارها واقعاً دیگر نمیدانند که به کدام قدیس باید دعا کنند! امروزه چه فایدهای دارد استناد به کوربوزیه مثلاً در شهری همچون مکزیک که دارد بطرزی هذیانی و بهتاخت به سمت ۴۰ میلیون ساکن میرود! در این زمینه حتی از بارون هاوسمن هم کاری برنمیآید! سیاستمداران، فنسالارها، و مهندسان با کمترین کمک ممکن از اهالی همان هنری که هگل درهرصورت در جایگاه نخست قرارش میدهد با این جور مسائل سروکله میزنند. شکی نیست که کنترل یک موقعیت حداقلی مناسب در حیطة ساختوسازهای بهصرفه همچنان در اختیار معمارهاست. ولی میدانیم که جایگاهها در این حیطه قیمت بالایی دارند و صاحبان نادر آن جایگاهها معمولاً محکوماند به اینکه استعدادهای خلاقهشان را زیرجلکی تنزل دهند، البته غیر از اینکه ــ همچون ژیگولی پستمدرن ــ کارچاقکنی سیاسیـمالی را متقبل شوند که هر گامشان حکایت از آن دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/architectural-enunciation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده:فلیکس گتاری
مترجم: پیمان غلامی
«تحت این شرایط، معمارها واقعاً دیگر نمیدانند که به کدام قدیس باید دعا کنند! امروزه چه فایدهای دارد استناد به کوربوزیه مثلاً در شهری همچون مکزیک که دارد بطرزی هذیانی و بهتاخت به سمت ۴۰ میلیون ساکن میرود! در این زمینه حتی از بارون هاوسمن هم کاری برنمیآید! سیاستمداران، فنسالارها، و مهندسان با کمترین کمک ممکن از اهالی همان هنری که هگل درهرصورت در جایگاه نخست قرارش میدهد با این جور مسائل سروکله میزنند. شکی نیست که کنترل یک موقعیت حداقلی مناسب در حیطة ساختوسازهای بهصرفه همچنان در اختیار معمارهاست. ولی میدانیم که جایگاهها در این حیطه قیمت بالایی دارند و صاحبان نادر آن جایگاهها معمولاً محکوماند به اینکه استعدادهای خلاقهشان را زیرجلکی تنزل دهند، البته غیر از اینکه ــ همچون ژیگولی پستمدرن ــ کارچاقکنی سیاسیـمالی را متقبل شوند که هر گامشان حکایت از آن دارد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/architectural-enunciation/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
بیان معمارانه - فضا و دیالکتیک
ابژة معماری ابژهایست واقع در فصلمشترک دستهاولترین قمارهای سیاسی، تنشهای دموکراتیک و قومی، آنتاگونیسمهای اقتصادی، اجتماعی، و منطقهای که در هیچ موردی به حل و فصل نزدیک هم نشدهاند، ابژهای که با تحولات تکنولوژیک و صنعتی مداوم برانگیخته شده است
❤6👍1
منتشر شد:
مطالعاتی در نظریهی برنامهریزی
سوزان فاینشتاین و جیمز دیفیلیپس
ترجمه: نریمان جهانزاد
برای تهیه کتاب به کتابفروشیهای زیر مراجعه کنید:
- فروشگاه کتاب دانش شهر: تهران، میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران، طبقه همکف
- کتاب پرهام: تهران، خیابان انقلاب، خیابان 12 فروردین، پلاک 297
مطالعاتی در نظریهی برنامهریزی
سوزان فاینشتاین و جیمز دیفیلیپس
ترجمه: نریمان جهانزاد
برای تهیه کتاب به کتابفروشیهای زیر مراجعه کنید:
- فروشگاه کتاب دانش شهر: تهران، میدان آرژانتین، نبش خیابان الوند، مجتمع تجاری بهاران، طبقه همکف
- کتاب پرهام: تهران، خیابان انقلاب، خیابان 12 فروردین، پلاک 297
❤15👍9
تاریخِ محلیِ سرمایهداریِ نفتی:
آیدین ترکمه
کتاب راهگشای محیط مصنوع و شکلگیری طبقهٔ کارگر صنعتی از کاوه احسانی خلاء مهمی را که در تاریخنگاری با رویکرد فضایی دربارهٔ ایران داشتهایم پر میکند و از این رو انتشار ترجمهٔ فارسی آن مایهٔ خوشحالی است. موضوع کتاب احسانی تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت ایران است و تمرکز ویژهای بر فضا/جغرافیا دارد. چارچوب نظری او حاصل تلفیقی از دیدگاه مارکسیستی – بهویژه دیدگاه دیوید هاروی – و دیدگاه شهری/فضاییِ پساساختارگرا است و او از نظریهپردازان کنشگر-شبکه مانند دلوز و گُاتاری، برونو لاتور، و مخصوصاً تیموتی میچل تأثیر گرفته است. احسانی با انتقاد از رویکرد غایتباور در نظریههای مدرنسازی که شهریشدن را فرایندی ذاتاً مترقی و مدرن و محتوم قلمداد میکنند، تاریخ شهری آبادان را «نه محصول تحسینشدهٔ حرکت پیشروندهٔ تاریخ بهسمت نوع ایدهآلی از مدرنیته… که محل تنشها، نزاعها، و مذاکرات مداوم سیاسی و اجتماعی» میبیند. تاریخهای اجتماعی مرسوم دربارهٔ کارگران صنعت نفت به این است که بر روابط محیط کار متمرکز شوند. از نظر احسانی چنین تمرکزی ممکن است باعث غفلت از اموری شود که بیرون از فضاهای تولید در جریاناند. ادبیات موجود با انتزاع واقعیتِ نفت از روابط اجتماعی و فضایی گستردهتر تصویری کژدیسه از آن ارائه میکند. احسانی تحلیل خود را ذیل مقولهٔ موسوم به «تاریخ کار جهانی» معرفی میکند؛ رهیافتی که معتقد است با تأکید بر روابط و پیوندها میان مقیاسهای مختلف تحلیل، تاریخنگاری ناسیونالیستی را به چالش میکشد.
در کنار بینشهایی بدیع، چند نکته در کتاب هست که میتواند مورد پرسش قرار گیرد. احسانی لوفور و هاروی را منابع فکری اصلی خود معرفی میکند اما به دیدگاههای متمایز و متضاد آنها اشارهای نمیکند. به نظر میرسد اگر احسانی از روششناسی التقاطیای که تا حدی در بهکارگیری ایدههای لفور نمایان است استفاده نمیکرد تحلیل او درخشش بیشتری مییافت. مقولات فضایی زمین، مکان، قلمرو، فضا، فضای شهری، محیط مصنوع، و مقیاس در کار احسانی نقشی کلیدی دارند. با اینحال، او بدون اینکه تفاوتهای این مقولات را توضیح دهد، آنها را بهشیوهای بسیار نامتمایز و در بعضی موارد بهجای یکدیگر بهکار میبرد. این اصطلاحشناسی نادقیق بهشکلی استدلال احسانی را ضعیف و نامنسجم کرده است.
برای خواندن متن کامل اینجا کلیک کنید.
نسخهی انگلیسی متن نیز اینجا در دسترس است.
این متن که مروری است بر کتاب کاوه احسانی با عنوان محیط مصنوع و شکلگیری طبقهٔ کارگر صنعتی: تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت ایران ۱۳۲۰-۱۲۷۸ در وبسایت مرور ایرانشناسی در جهان منتشر شده است.
آیدین ترکمه
کتاب راهگشای محیط مصنوع و شکلگیری طبقهٔ کارگر صنعتی از کاوه احسانی خلاء مهمی را که در تاریخنگاری با رویکرد فضایی دربارهٔ ایران داشتهایم پر میکند و از این رو انتشار ترجمهٔ فارسی آن مایهٔ خوشحالی است. موضوع کتاب احسانی تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت ایران است و تمرکز ویژهای بر فضا/جغرافیا دارد. چارچوب نظری او حاصل تلفیقی از دیدگاه مارکسیستی – بهویژه دیدگاه دیوید هاروی – و دیدگاه شهری/فضاییِ پساساختارگرا است و او از نظریهپردازان کنشگر-شبکه مانند دلوز و گُاتاری، برونو لاتور، و مخصوصاً تیموتی میچل تأثیر گرفته است. احسانی با انتقاد از رویکرد غایتباور در نظریههای مدرنسازی که شهریشدن را فرایندی ذاتاً مترقی و مدرن و محتوم قلمداد میکنند، تاریخ شهری آبادان را «نه محصول تحسینشدهٔ حرکت پیشروندهٔ تاریخ بهسمت نوع ایدهآلی از مدرنیته… که محل تنشها، نزاعها، و مذاکرات مداوم سیاسی و اجتماعی» میبیند. تاریخهای اجتماعی مرسوم دربارهٔ کارگران صنعت نفت به این است که بر روابط محیط کار متمرکز شوند. از نظر احسانی چنین تمرکزی ممکن است باعث غفلت از اموری شود که بیرون از فضاهای تولید در جریاناند. ادبیات موجود با انتزاع واقعیتِ نفت از روابط اجتماعی و فضایی گستردهتر تصویری کژدیسه از آن ارائه میکند. احسانی تحلیل خود را ذیل مقولهٔ موسوم به «تاریخ کار جهانی» معرفی میکند؛ رهیافتی که معتقد است با تأکید بر روابط و پیوندها میان مقیاسهای مختلف تحلیل، تاریخنگاری ناسیونالیستی را به چالش میکشد.
در کنار بینشهایی بدیع، چند نکته در کتاب هست که میتواند مورد پرسش قرار گیرد. احسانی لوفور و هاروی را منابع فکری اصلی خود معرفی میکند اما به دیدگاههای متمایز و متضاد آنها اشارهای نمیکند. به نظر میرسد اگر احسانی از روششناسی التقاطیای که تا حدی در بهکارگیری ایدههای لفور نمایان است استفاده نمیکرد تحلیل او درخشش بیشتری مییافت. مقولات فضایی زمین، مکان، قلمرو، فضا، فضای شهری، محیط مصنوع، و مقیاس در کار احسانی نقشی کلیدی دارند. با اینحال، او بدون اینکه تفاوتهای این مقولات را توضیح دهد، آنها را بهشیوهای بسیار نامتمایز و در بعضی موارد بهجای یکدیگر بهکار میبرد. این اصطلاحشناسی نادقیق بهشکلی استدلال احسانی را ضعیف و نامنسجم کرده است.
برای خواندن متن کامل اینجا کلیک کنید.
نسخهی انگلیسی متن نیز اینجا در دسترس است.
این متن که مروری است بر کتاب کاوه احسانی با عنوان محیط مصنوع و شکلگیری طبقهٔ کارگر صنعتی: تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت ایران ۱۳۲۰-۱۲۷۸ در وبسایت مرور ایرانشناسی در جهان منتشر شده است.
GlobIS Review | ایرانشناسی در جهان
تاریخ محلی سرمایهداریِ نفتی - GlobIS Review | ایرانشناسی در جهان
کتاب راهگشای محیط مصنوع و شکلگیری طبقهٔ کارگر صنعتی از کاوه احسانی خلاء مهمی را که در تاریخنگاری با رویکرد فضایی دربارهٔ ایران داشتهایم پر میکند و از این رو انتشار ترجمهٔ فارسی آن مایهٔ مسرّت است. موضوع کتاب احسانی تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت ایران…
👍11❤3👏1
دیسپوزیتیفِ فوکو و شهر
نویسنده: جان پلاگر
مترجم: رضا بصیری مژدهی
«نقش برنامهریزی شهری در «زیستسیاست»، دلمشغولیِ میشل فوکو بود. او یکی از نخستین اندیشمندانی بود که شهرها در آغاز قرن ۱۷ را در قامت مکانی برای تحدید منحرفان به شکل بستریکردن در تیمارستانها و یا حبس در زندانها میدید و مطالعات وی، مشمولِ برّرسی نقش برنامهریزی شهری در این کنترل زیستسیاستی (کنترل سیاسیِ بدن) است. با این حال، تنها شمار معدودی از مولّفان بر نقش حیاتیِ «دیسپوزیتیف» در اندیشه فوکو پیرامون فضا و انضباط تأکید میکنند. نوشتار پیشِ رو، بر کلّی به نام دیسپوزیتیف در مقام الگویی برای فهم برنامهریزی شهری تأکید دارد و از این رهگذر، به یکی از دستمایههای اصلیِ فوکو (شکلگیری نیروهای منضبطکننده بهمیانجیِ روابط قدرت، دانش و فضا) میپردازد. این نوشتار، دیسپوزیتیف را هم در معنای مقولهای خاص، و هم نظر به استفاده متداولش، میکاود و با نگاهی دقیق به نوشتههای فوکو در خصوص «شهر سالم» و «پَناپْتیکون»، فهم وی از دیسپوزیتیف را نمایان میسازد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/foucaults-dispositif-and-the-city/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نویسنده: جان پلاگر
مترجم: رضا بصیری مژدهی
«نقش برنامهریزی شهری در «زیستسیاست»، دلمشغولیِ میشل فوکو بود. او یکی از نخستین اندیشمندانی بود که شهرها در آغاز قرن ۱۷ را در قامت مکانی برای تحدید منحرفان به شکل بستریکردن در تیمارستانها و یا حبس در زندانها میدید و مطالعات وی، مشمولِ برّرسی نقش برنامهریزی شهری در این کنترل زیستسیاستی (کنترل سیاسیِ بدن) است. با این حال، تنها شمار معدودی از مولّفان بر نقش حیاتیِ «دیسپوزیتیف» در اندیشه فوکو پیرامون فضا و انضباط تأکید میکنند. نوشتار پیشِ رو، بر کلّی به نام دیسپوزیتیف در مقام الگویی برای فهم برنامهریزی شهری تأکید دارد و از این رهگذر، به یکی از دستمایههای اصلیِ فوکو (شکلگیری نیروهای منضبطکننده بهمیانجیِ روابط قدرت، دانش و فضا) میپردازد. این نوشتار، دیسپوزیتیف را هم در معنای مقولهای خاص، و هم نظر به استفاده متداولش، میکاود و با نگاهی دقیق به نوشتههای فوکو در خصوص «شهر سالم» و «پَناپْتیکون»، فهم وی از دیسپوزیتیف را نمایان میسازد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/foucaults-dispositif-and-the-city/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
دیسپوزیتیفِ فوکو و شهر - فضا و دیالکتیک
فوکو دیسپوزیتیف را در قامت نیرویِ «نور ساختاردهنده» میبیند، تا امر رویتپذیر و امر رویتناپذیر(برای مثال، «آپاراتوسِ» زندان برای «دیدن، بدون دیدهشدن، استفاده میشد») را در سراسر فضا توزیع نماید. بدیننحو، دیسپوزیتیف، هم «خطوطِ نیروها» و هم «خطوطِ سوژهشدن»…
👍12
در برابر مغاک
نویسنده: ژانلوک نانسی
مترجم: نریمان جهانزاد
«برای ما دیگر بنیادی وجود ندارد - و با این حال هنوز نمیدانیم چگونه میتوانیم خود را همچون موجوداتی «بدون چرا» درک و تجربه کنیم، چگونه میتوانیم خود و زندگی را به عنوان یک کل ببینیم و بپذیریم، به نحوی که گویی گل سرخ سیلسیوس هستیم. بدیلی که پیش روی ماست دقیقاً این است: یا دیگربار خدایی پیدا کنیم یا راهی برای اندیشیدن به مغاک - «بدون چرا». ... مغاکْ غیریتِ محض است؛ امری ناشناخته و شناختناپذیر. باید به این غیریت بیندیشیم. ... مغاکْ ابژه نیست. در برابر ما نهایستاده است: خود ماست. ما مغاک خود هستیم. ...»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/before-the-abyss/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
نویسنده: ژانلوک نانسی
مترجم: نریمان جهانزاد
«برای ما دیگر بنیادی وجود ندارد - و با این حال هنوز نمیدانیم چگونه میتوانیم خود را همچون موجوداتی «بدون چرا» درک و تجربه کنیم، چگونه میتوانیم خود و زندگی را به عنوان یک کل ببینیم و بپذیریم، به نحوی که گویی گل سرخ سیلسیوس هستیم. بدیلی که پیش روی ماست دقیقاً این است: یا دیگربار خدایی پیدا کنیم یا راهی برای اندیشیدن به مغاک - «بدون چرا». ... مغاکْ غیریتِ محض است؛ امری ناشناخته و شناختناپذیر. باید به این غیریت بیندیشیم. ... مغاکْ ابژه نیست. در برابر ما نهایستاده است: خود ماست. ما مغاک خود هستیم. ...»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/before-the-abyss/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@DialecticalSpace
فضا و دیالکتیک
در برابر مغاک - فضا و دیالکتیک
مغاکْ غیریتِ محض است؛ امری ناشناخته و شناختناپذیر. باید به این غیریت بیندیشیم- دوباره دوگانهی باید و الزام. یعنی باید به دیگری در دیگریتِ مطلقش بیندیشیم. دیگریای که نمیبایست به خود فروکاسته شود.
👏7❤3👍3