چارلز بوکوفسکی عزیز، منم ترجیح دادم با خود مزخرفم تنها باشم، این بهتر از بودن با آدمای حقیری بود که سر همدیگه کلاه میذاشتن.
ویلیام مسئله اینجاست که من دووم آوردم، باز هم دووم میارم.
اما شاید میخواستم معنی زندگیم یه چیزی بیشتر از دووم آوردن باشه
اما شاید میخواستم معنی زندگیم یه چیزی بیشتر از دووم آوردن باشه
«مُرده ها» بیشتر از «زنده ها» گل دریافت میکنند، زیرا که «افسوس» قوی تر از «قدرشناسی» است خانم آنه فرانک.
غاده السمان عزیز، راز قدرت منم این بود که هیچکس هیچوقت، واقعا مرا دوست نداشت.
وقتی از دستش دادی، یه دیوار پر از نفرت مقابلش ساختی تا غمی که به دوش میکشی رو پشت دیوار قایم کنی.
منم همینطور مرام المصری عزیز، اعتراف میکنم غمگینم و هیچ چیز نمیخواهم جز توقف رودخانهی خون.
آقای شاملو، من هم خسته ام، اما برعکس تو؛ از رنجی که از آن خویش است.
حق با شماست آقای البرکامو، آدم ها با دلیلهایتان، درستی گفتارتان و وخیم بودن درد و رنجتان قانع متقاعد نمیشوند، مگر هنگامی که بمیرید.
منم میترسم آقای مارسل پروست که، مبادا تمنا محو شود و چیزی نماند جز حس کسالتی و رنج رویایی که دیگر نداند انگیزهشان چیست، دیگر آن را حتی در اندیشهی خود نیز باز نیابد و نتواند در دل عزیزش بدارد.
درسته، برای داشتن روح آدم باید رنج میکشید، باید از چیزی دست میشست؛ خانم مارگارت اتوود.
بله جناب طاهر بن جلون، هر یک از ما، آهنگ رنج کشیدن خودش را دارد.
هروقت اومدم دوست داشته باشم؛ حرفی زدی، کاری کردی، پشیمونم کردی. کاری کردی فاتحهی همه چیزو بخونم.
استیو تولتز عزیز درست میگفتی، بدترین چیز دنیا به هیچ عنوان رنج کشیدن یا تنهایی نیست.
یک ترکیب است؛ تنهایی رنج کشیدن.
یک ترکیب است؛ تنهایی رنج کشیدن.
آقای شاملو، کاش بفهمه که "آن چشمها پیش از آنکه نگاهی باشد، تماشاییست."