منم همینطور مرام المصری عزیز، اعتراف میکنم غمگینم و هیچ چیز نمیخواهم جز توقف رودخانهی خون.
آقای شاملو، من هم خسته ام، اما برعکس تو؛ از رنجی که از آن خویش است.
حق با شماست آقای البرکامو، آدم ها با دلیلهایتان، درستی گفتارتان و وخیم بودن درد و رنجتان قانع متقاعد نمیشوند، مگر هنگامی که بمیرید.
منم میترسم آقای مارسل پروست که، مبادا تمنا محو شود و چیزی نماند جز حس کسالتی و رنج رویایی که دیگر نداند انگیزهشان چیست، دیگر آن را حتی در اندیشهی خود نیز باز نیابد و نتواند در دل عزیزش بدارد.
درسته، برای داشتن روح آدم باید رنج میکشید، باید از چیزی دست میشست؛ خانم مارگارت اتوود.
بله جناب طاهر بن جلون، هر یک از ما، آهنگ رنج کشیدن خودش را دارد.
هروقت اومدم دوست داشته باشم؛ حرفی زدی، کاری کردی، پشیمونم کردی. کاری کردی فاتحهی همه چیزو بخونم.
استیو تولتز عزیز درست میگفتی، بدترین چیز دنیا به هیچ عنوان رنج کشیدن یا تنهایی نیست.
یک ترکیب است؛ تنهایی رنج کشیدن.
یک ترکیب است؛ تنهایی رنج کشیدن.
آقای شاملو، کاش بفهمه که "آن چشمها پیش از آنکه نگاهی باشد، تماشاییست."
سخت ترین کار دنیا دوست داشتن کسیه که نمیخواد دوسش داشته باشی
+اگه میخوای خودتو خالی کنی، من گوش میدم.
-نه عزیزم.
+مطمئنی؟
-چرا فکر میکنی باید خودم و رو تو خالی کنم؟
+چرا نکنی؟
-بخاطر اینکه آدم وقتی دستش کثیف باشه به کتاب مورد علاقهش دست نمیزنه.
همدیگر را تنگ تر در آغوش بفشاریم؛ چرا که تنها بودن در این زندگی، که همهی راه های خروج و روزنههای امیدش بسته است، سخت دردناک و وحشت بار است.