متأسفم عزیزم دیگه دلم برات تنگ نمیشه، بالاخره باختی.
از من استخوان هایی میماند که تو را دوست خواهد داشت.
اولین بوسهها با لب ها داده نمیشود، اولین بوسهها با چشمهاست.
من آرامم، ناراحت نباش چیزی نیست، این ها فقط اشک است خشک میشوند.
چیزی من را نجات نداد، من لاشه روحم را خودم به شانه ام انداختم و دوام آوردم.
اگر خواستی چیزی را پنهان کنی لای یک کتاب بگذار، این ملت کتاب نمیخوانند.
هِری عزیزم من میدیدم، تو این سال ها زندگیش طوری سپری شده بود که میتونست سال ها بدونِ هیچ اتفاق غمانگیزی همچنان غمگین بمونه.
میدونی جک آدما ممکنه خیلی چیزارو فراموش کنند، اما کسی که تو روزای سخت کنارشون بوده رو برای همیشه تو گوشه ای از قلبشون نگه میدارند.
هاروکی موراکامی عزیز حق با شماست، درد اجتناب ناپذیره اما رنج کشیدن اختیاریه.
تا حالا یه سوزن توی تخت خوابت گم کردهای؟ شک همونقدر ذهن آدم رو آزار میده.
میدونی ویلیام در نهایت روزی قلبمون گفته های مغزمون رو میپذیره.. و این بازی برای همیشه به پایان میرسه.
عباس معروفی چقدر خوب منو توصیف کرد :
احساس دلتنگی و تنهایی میکرد، شب ها نمیتوانست راحت بخوابد، کابوس میدید، عرق میکرد، هذیان میگفت، و به بهانه های مختلف گریه میکرد.