🍏طب سنتی🍏
بجای خوردن شربت معده آلومینیوم ام جی یاقرص فاموتیدین معده که با عوارض هستند میتونید چند قاشق عرق پونه کوهی یا دمکرده آنرا میل کنید🌿
کمتراز 5دقیقه رفلاکس معده«ترش کردن معده»خوب میشه.
کمتراز 5دقیقه رفلاکس معده«ترش کردن معده»خوب میشه.
جایگزینی درمان استاندارد GERD با دمنوش ها و عرقیات تبلیغ شده در شبکه های اجتماعی، misinformation پزشکی است و به دلیل ریسک واقعی آسیب، نیاز به پاسخ قاطع دارد!
ریفلاکس معده صرفا «ترش کردن» نیست، یک اختلال فیزیولوژیک با پیامد های بالقوه جدی است. تاخیر در ارزیابی و درمان میتواند باعث از دست رفتن تشخیص ازوفاژیت فرسایشی(۱۸-۲۵٪ بیماران علامت دار) ، تنگی مری (۷-۲۳٪ موارد درمان نشده)، و بارت یا Barrett’s esophagus شود>>> عارضه ای پیش سرطانی که نادیده گرفتن آن هزینه ی واقعی دارد!
اگر یک گیاه یا دمنوش واقعا درمان موثر GERD بود، امروز با دوز استاندارد ، داده ی فارماکوکینتیک، اندپوینت بالینی معتبر و تایید گایدلاین ها در دسترس بود، نه به صورت توصیه های بدون مسئولیت در فضای مجازی.
هیچ شواهد باکیفیتی وجود ندارد که نشان دهد عرق پونه یا دمنوش های مشابه بتوانند شل شدن اسفنکتر مری را اصلاح کنند ، خصوصا نه «در کمتر از ۵ دقیقه»! بهبود سریع ادعایی، در بهترین حالت اثر پلاسبو یا تسکین حسی موقت است، نه درمان.
گایدلاین های معتبر به صراحت تاکید می کنند که درمان خط اول GERD شامل PPI یا H2RA برای ۴ تا ۸ هفته و مهمتر از آن ، رد کردن علائم هشدار و ریسک بارت(Barrett) یا بدخیمی است. اتکای بیمار به درمان های تایید نشده، اغلب باعث عبور از این مرحله ی حیاتی میشود.
عرقیات و دمنوش ها در بهترین حالت ممکن است مکمل فرعی باشند ، آن هم فقط پس از ارزیابی پزشکی کامل
جایگزین کردن آنها با درمان استاندارد، درمان نیست؛ تعویق تشخیص و افزایش ریسک عوارض جدی است.
انتشار این توصیه ها، مسئلهی «سلیقه درمانی» نیست، یک نگرانی واقعی سلامت عمومی است.
▪References
ریفلاکس معده صرفا «ترش کردن» نیست، یک اختلال فیزیولوژیک با پیامد های بالقوه جدی است. تاخیر در ارزیابی و درمان میتواند باعث از دست رفتن تشخیص ازوفاژیت فرسایشی(۱۸-۲۵٪ بیماران علامت دار) ، تنگی مری (۷-۲۳٪ موارد درمان نشده)، و بارت یا Barrett’s esophagus شود>>> عارضه ای پیش سرطانی که نادیده گرفتن آن هزینه ی واقعی دارد!
اگر یک گیاه یا دمنوش واقعا درمان موثر GERD بود، امروز با دوز استاندارد ، داده ی فارماکوکینتیک، اندپوینت بالینی معتبر و تایید گایدلاین ها در دسترس بود، نه به صورت توصیه های بدون مسئولیت در فضای مجازی.
هیچ شواهد باکیفیتی وجود ندارد که نشان دهد عرق پونه یا دمنوش های مشابه بتوانند شل شدن اسفنکتر مری را اصلاح کنند ، خصوصا نه «در کمتر از ۵ دقیقه»! بهبود سریع ادعایی، در بهترین حالت اثر پلاسبو یا تسکین حسی موقت است، نه درمان.
گایدلاین های معتبر به صراحت تاکید می کنند که درمان خط اول GERD شامل PPI یا H2RA برای ۴ تا ۸ هفته و مهمتر از آن ، رد کردن علائم هشدار و ریسک بارت(Barrett) یا بدخیمی است. اتکای بیمار به درمان های تایید نشده، اغلب باعث عبور از این مرحله ی حیاتی میشود.
عرقیات و دمنوش ها در بهترین حالت ممکن است مکمل فرعی باشند ، آن هم فقط پس از ارزیابی پزشکی کامل
جایگزین کردن آنها با درمان استاندارد، درمان نیست؛ تعویق تشخیص و افزایش ریسک عوارض جدی است.
انتشار این توصیه ها، مسئلهی «سلیقه درمانی» نیست، یک نگرانی واقعی سلامت عمومی است.
▪References
❤24👍20🙏3👏2🤩1
بـیـــمـاریهـــا
توصیه های پزشکی
آب گرم با معده خالی!
خیلی مهم است / بخوانید و نشر دهید!
درمان با آب گرم! باورتان نميشود اتحاد بیماریهای ژاپنی آخرین تجربه درمان با آب که نتایج صد درصد برای بیماریهای زیر را دارد منتشر کرد:
سردرد شدید. فشار خون. کم خونی. درد مفاصل. فلج. ضربان شدید یا تند قلب. صرع. چربی. سرفه. التهاب حلق. آسم.سل. التهاب شرایین. و هر مرضی که به مجاری ادرار مربوط میشود. زیادی ترشح اسید و التهاب معده. کم اشتهایی..
و هر مرضی که به چشم و گوش و حنجره مربوط میشود..
طریقه درمان با آبی که به جوش آمده،
هر روز صبح زود از خواب بیدار شو و 4 لیوان آب با معده خالی بخور 160 میلی. و آب باید گرم باشد ولی نه آنقدر که زبان را بسوزاند ولی ولرم نزدیک به گرم باشد
و تا 45 دقیقه بعد هیچگونه غذایی نخورید..
و پس از هر وعده غذا تا 2 ساعت آب نخورید! بعضی از افراد یا مریضها در اوایل برای نوشیدن 4 لیوان در یک وقت مشکل دارند میتوانند کمتر آب بنوشند و یواش یواش به 4 لیوان برسد!
نتایج درمان با آب برای امراض زیر در مدت معین زیر ثابت شده:
مرض قند 30 روز
فشار خون 30 روز
مشکلات معده 10 روز
انواع سرطان 9 ماه
سل و التهاب شرائین 6 ماه
کم
آب گرم با معده خالی!
خیلی مهم است / بخوانید و نشر دهید!
درمان با آب گرم! باورتان نميشود اتحاد بیماریهای ژاپنی آخرین تجربه درمان با آب که نتایج صد درصد برای بیماریهای زیر را دارد منتشر کرد:
سردرد شدید. فشار خون. کم خونی. درد مفاصل. فلج. ضربان شدید یا تند قلب. صرع. چربی. سرفه. التهاب حلق. آسم.سل. التهاب شرایین. و هر مرضی که به مجاری ادرار مربوط میشود. زیادی ترشح اسید و التهاب معده. کم اشتهایی..
و هر مرضی که به چشم و گوش و حنجره مربوط میشود..
طریقه درمان با آبی که به جوش آمده،
هر روز صبح زود از خواب بیدار شو و 4 لیوان آب با معده خالی بخور 160 میلی. و آب باید گرم باشد ولی نه آنقدر که زبان را بسوزاند ولی ولرم نزدیک به گرم باشد
و تا 45 دقیقه بعد هیچگونه غذایی نخورید..
و پس از هر وعده غذا تا 2 ساعت آب نخورید! بعضی از افراد یا مریضها در اوایل برای نوشیدن 4 لیوان در یک وقت مشکل دارند میتوانند کمتر آب بنوشند و یواش یواش به 4 لیوان برسد!
نتایج درمان با آب برای امراض زیر در مدت معین زیر ثابت شده:
مرض قند 30 روز
فشار خون 30 روز
مشکلات معده 10 روز
انواع سرطان 9 ماه
سل و التهاب شرائین 6 ماه
کم
نمونهی کامل pseudo-medical propaganda است !!
ترکیبی از دروغ علمی ، جعل منبع و وعده ی درمان معجزه آسا.
اصطلاحی به نام «اتحاد بیماری های ژاپنی» اساسا وجود خارجی ندارد. هیچ نهاد علمی ژاپنی، هیچ مقاله ای در Lancet و NEJM یا حتی WHO چنین «درمان با نتایج صددرصدی» را گزارش نکرده است.
این الگو دقیقا همان الگوی کلاهبرداری درمانی است >>> ارجاع مبهم به یک مرجع خارجی برای ایجاد اعتبار کاذب.
نکته بعد این است که ادعای درمان همه چیز درواقع مساوی علامت قطعی شبه علم است!
متنی که با یک مداخله واحد یعنی آب گرم، ادعای درمان فشار خون، دیابت، سرطان، صرع، فلج، سل، آسم و بیماری قلبی می کند، از نظر علمی خود به خود باطل است.
این بیماری ها پاتوفیزیولوژی کاملا متفاوت دارند و هیچ مداخله واحدی، حتی داروهای مدرن، چنین طیفی را پوشش نمی دهد.
اعداد ساختگی و غیرقابل دفاع !
«درمان سرطان در ۹ ماه»
«صرع و فلج در ۹ ماه»
«دیابت در ۳۰ روز»
این اعداد نه اندپوینت دارند ، نه تعریف درمان، نه معیار پاسخ. در پزشکی، چنین عددسازی هایی نشانه ی جعل است، نه تجربه بالینی
خطر بالینی واقعی!! توصیه هایی مثل:
• نوشیدن ۴ لیوان آب با معده خالی
• نخوردن آب تا ۲ ساعت بعد غذا
در بیماران سالم هم ممکن است بی اثر باشد، اما در سالمندان، بیماران قلبی، کلیوی، دیابتی یا با اختلال الکترولیت می تواند باعث هیپوناترمی، افت فشار، بدترشدن رفلاکس و حتی سنکوپ شود.
خطر اصلی اما این است: بیمار واقعی درمان موثرش را قطع می کند!
معجزه درمانی!
این متن تمام شاخص های شناخته شده ی درمان های جعلی را دارد:
«نتایج ۱۰۰٪»
«درمان ساده و رایگان»
«پنهان کاری پزشکی مدرن»
«خواهش برای نشر بدهید»
این ها پرچم قرمزند، نه شواهد!
حالا من یک قدم فراتر می روم: این متن نه تنها شبه علم ، بلکه احتمالا یک عملیات روانی برای ایجاد بی اعتمادی به پزشکی مدرنه
الگوش آشناست: «پزشکان نمی خواهند شما با یک درمان ساده و رایگان بهبود پیدا کنید!» ، این همون نظریه ی توطئهی کلاسیک برای فروش محصولات بعدی (مثلا «آب ساز ساختگی» یا «کتاب راز درمان با آب») است.
آب نوشیدن برای سلامت عمومی مفید است منتها درمان نیست.
این متن نه توصیهی پزشکی است، نه تجربهی بالینی عزیزان، میس اینفورمیشن یا اطلاعات نادرست خطرناک است که می تواند باعث تاخیر تشخیص ، قطع درمان موثر، و آسیب واقعی شود.
در پزشکی، هر ادعایی که «همه چیز را درمان میکند»، عملا هیچ چیز را درمان نمی کند.
ترکیبی از دروغ علمی ، جعل منبع و وعده ی درمان معجزه آسا.
اصطلاحی به نام «اتحاد بیماری های ژاپنی» اساسا وجود خارجی ندارد. هیچ نهاد علمی ژاپنی، هیچ مقاله ای در Lancet و NEJM یا حتی WHO چنین «درمان با نتایج صددرصدی» را گزارش نکرده است.
این الگو دقیقا همان الگوی کلاهبرداری درمانی است >>> ارجاع مبهم به یک مرجع خارجی برای ایجاد اعتبار کاذب.
نکته بعد این است که ادعای درمان همه چیز درواقع مساوی علامت قطعی شبه علم است!
متنی که با یک مداخله واحد یعنی آب گرم، ادعای درمان فشار خون، دیابت، سرطان، صرع، فلج، سل، آسم و بیماری قلبی می کند، از نظر علمی خود به خود باطل است.
این بیماری ها پاتوفیزیولوژی کاملا متفاوت دارند و هیچ مداخله واحدی، حتی داروهای مدرن، چنین طیفی را پوشش نمی دهد.
اعداد ساختگی و غیرقابل دفاع !
«درمان سرطان در ۹ ماه»
«صرع و فلج در ۹ ماه»
«دیابت در ۳۰ روز»
این اعداد نه اندپوینت دارند ، نه تعریف درمان، نه معیار پاسخ. در پزشکی، چنین عددسازی هایی نشانه ی جعل است، نه تجربه بالینی
خطر بالینی واقعی!! توصیه هایی مثل:
• نوشیدن ۴ لیوان آب با معده خالی
• نخوردن آب تا ۲ ساعت بعد غذا
در بیماران سالم هم ممکن است بی اثر باشد، اما در سالمندان، بیماران قلبی، کلیوی، دیابتی یا با اختلال الکترولیت می تواند باعث هیپوناترمی، افت فشار، بدترشدن رفلاکس و حتی سنکوپ شود.
خطر اصلی اما این است: بیمار واقعی درمان موثرش را قطع می کند!
معجزه درمانی!
این متن تمام شاخص های شناخته شده ی درمان های جعلی را دارد:
«نتایج ۱۰۰٪»
«درمان ساده و رایگان»
«پنهان کاری پزشکی مدرن»
«خواهش برای نشر بدهید»
این ها پرچم قرمزند، نه شواهد!
حالا من یک قدم فراتر می روم: این متن نه تنها شبه علم ، بلکه احتمالا یک عملیات روانی برای ایجاد بی اعتمادی به پزشکی مدرنه
الگوش آشناست: «پزشکان نمی خواهند شما با یک درمان ساده و رایگان بهبود پیدا کنید!» ، این همون نظریه ی توطئهی کلاسیک برای فروش محصولات بعدی (مثلا «آب ساز ساختگی» یا «کتاب راز درمان با آب») است.
آب نوشیدن برای سلامت عمومی مفید است منتها درمان نیست.
این متن نه توصیهی پزشکی است، نه تجربهی بالینی عزیزان، میس اینفورمیشن یا اطلاعات نادرست خطرناک است که می تواند باعث تاخیر تشخیص ، قطع درمان موثر، و آسیب واقعی شود.
در پزشکی، هر ادعایی که «همه چیز را درمان میکند»، عملا هیچ چیز را درمان نمی کند.
هستند افرادی که می گویند این متن باید در دسته ی «آزار علمی عمومی» طبقه بندی شود.
👍28❤8🆒2
⚫️ فعال شدن ویروس زونا و خطر زوال عقل؛ یک عامل قابل تغییر؟
مقاله ای که سال ۲۰۲۵ در Nature Medicine منتشر شده، یکی از بزرگ ترین و دقیق ترین بررسی ها تا امروز درباره ی ارتباط ویروس واریسلا زوستر(عامل زونا) و خطر زوال عقل است.
نویسندگان با تحلیل طولی بیش از ۱۰۰ میلیون پرونده ی سلامت در آمریکا نشان داده اند که فعال شدن مجدد این ویروس(بروز هرپس زوستر) به طور پایدار با افزایش خطر دمانس همراه است؛ آن هم پس از کنترل نزدیک به ۴۰۰ عامل مخدوش کننده مثل سن، بیماری های زمینه ای، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و مصرف داروها.
▫️نکته ی مهم این است که خطر دمانس در افرادی که چند بار دچار زونا شده اند به وضوح بیشتر از کسانی است که فقط یک بار زونا گرفته اند. در مقابل، واکسیناسیون زونا، چه واکسن زنده ی تضعیف شده و چه واکسن نوترکیب، با کاهش معنی دار خطر دمانس همراه بوده است. این اثر محافظتی وابسته به دوز بوده و با گذشت زمان تا حدی کاهش پیدا می کند، اما در افراد پرخطر برجسته تر است.
از نظر روش شناسی هم خب این مطالعه یک گام جلوتر از مطالعات مشاهده ای قبلی و متاآنالیزهاست که فقط ارتباط های ضعیف تری گزارش می کردند. طراحی طولی، حجم عظیم داده ها و تنظیم دقیق عوامل مداخله گر باعث می شود استنباط علی قوی تر از قبل باشد، هرچند هنوز نمیتوان از «استنتاج علی قطعی» صحبت کرد.
• نتایج این مقاله با مطالعات شبه تجربی و «آزمایش های طبیعی» اخیر هم راستاست که نشان داده اند پس از اجرای برنامه های واکسیناسیون زونا، بروز دمانس کاهش پیدا میکند.
▫️از نظر زیستی، نویسندگان فرضیه ای را تقویت میکنند که بر اساس آن فعال شدن مجدد ویروس زونا می تواند از راه التهاب عصبی مزمن، آسیب عروقی و اختلالات ایمنی مغز به افت شناختی منجر شود. واکسن احتمالا با مهار این فعال سازی ویروسی و تعدیل پاسخ های نورواِمیون، اثر محافظتی ایجاد میکند.
البته سازوکارهای دقیق هنوز کاملاً روشن نیستند و نیاز به پژوهش های مکانیکی دارند.
محدودیت ها هم باید شفاف گفته شوند: داده ها اداری اند، تشخیص دمانس ممکن است در برخی موارد دقیق نباشد و همیشه احتمال باقی ماندن مخدوش سازی پنهان وجود دارد. با این حال، جهت و پایداری نتایج به قدری قوی است که نمی توان آن را نادیده گرفت.
این مقاله شواهد قانع کننده ای ارائه می دهد که فعال شدن ویروس زونا می تواند یک عامل خطر قابل تغییر برای زوال عقل باشد و واکسیناسیون زونا، فراتر از پیشگیری از درد و عوارض پوستی، ممکن است نقش مهمی در پیشگیری از دمانس در سالمندان داشته باشد.
این یافته ها احتمالا در سال های آینده جایگاه واکسن زونا را در راهبردهای سلامت مغز جدی تر خواهند کرد.
[References]
مقاله ای که سال ۲۰۲۵ در Nature Medicine منتشر شده، یکی از بزرگ ترین و دقیق ترین بررسی ها تا امروز درباره ی ارتباط ویروس واریسلا زوستر(عامل زونا) و خطر زوال عقل است.
نویسندگان با تحلیل طولی بیش از ۱۰۰ میلیون پرونده ی سلامت در آمریکا نشان داده اند که فعال شدن مجدد این ویروس(بروز هرپس زوستر) به طور پایدار با افزایش خطر دمانس همراه است؛ آن هم پس از کنترل نزدیک به ۴۰۰ عامل مخدوش کننده مثل سن، بیماری های زمینه ای، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و مصرف داروها.
▫️نکته ی مهم این است که خطر دمانس در افرادی که چند بار دچار زونا شده اند به وضوح بیشتر از کسانی است که فقط یک بار زونا گرفته اند. در مقابل، واکسیناسیون زونا، چه واکسن زنده ی تضعیف شده و چه واکسن نوترکیب، با کاهش معنی دار خطر دمانس همراه بوده است. این اثر محافظتی وابسته به دوز بوده و با گذشت زمان تا حدی کاهش پیدا می کند، اما در افراد پرخطر برجسته تر است.
از نظر روش شناسی هم خب این مطالعه یک گام جلوتر از مطالعات مشاهده ای قبلی و متاآنالیزهاست که فقط ارتباط های ضعیف تری گزارش می کردند. طراحی طولی، حجم عظیم داده ها و تنظیم دقیق عوامل مداخله گر باعث می شود استنباط علی قوی تر از قبل باشد، هرچند هنوز نمیتوان از «استنتاج علی قطعی» صحبت کرد.
• نتایج این مقاله با مطالعات شبه تجربی و «آزمایش های طبیعی» اخیر هم راستاست که نشان داده اند پس از اجرای برنامه های واکسیناسیون زونا، بروز دمانس کاهش پیدا میکند.
▫️از نظر زیستی، نویسندگان فرضیه ای را تقویت میکنند که بر اساس آن فعال شدن مجدد ویروس زونا می تواند از راه التهاب عصبی مزمن، آسیب عروقی و اختلالات ایمنی مغز به افت شناختی منجر شود. واکسن احتمالا با مهار این فعال سازی ویروسی و تعدیل پاسخ های نورواِمیون، اثر محافظتی ایجاد میکند.
البته سازوکارهای دقیق هنوز کاملاً روشن نیستند و نیاز به پژوهش های مکانیکی دارند.
محدودیت ها هم باید شفاف گفته شوند: داده ها اداری اند، تشخیص دمانس ممکن است در برخی موارد دقیق نباشد و همیشه احتمال باقی ماندن مخدوش سازی پنهان وجود دارد. با این حال، جهت و پایداری نتایج به قدری قوی است که نمی توان آن را نادیده گرفت.
این مقاله شواهد قانع کننده ای ارائه می دهد که فعال شدن ویروس زونا می تواند یک عامل خطر قابل تغییر برای زوال عقل باشد و واکسیناسیون زونا، فراتر از پیشگیری از درد و عوارض پوستی، ممکن است نقش مهمی در پیشگیری از دمانس در سالمندان داشته باشد.
این یافته ها احتمالا در سال های آینده جایگاه واکسن زونا را در راهبردهای سلامت مغز جدی تر خواهند کرد.
[References]
❤12🙏5👏2
شبکه های اجتماعی امروز فقط ناقل «اطلاعات سلامت» نیستند؛ آنها عملا رفتار درمانی مردم را شکل می دهند. مشکل اصلی صرفا نادرست بودن برخی ادعاها نیست، بلکه سوق دادن افراد به آزمایش ها و درمان های غیرضروری است؛ همان چیزی که در پزشکی به آن medical overuse میگوییم.
یک مرور دامنه دار در BMJ Evidence-Based Medicine نشان میدهد بیشتر مداخلات علمی فعلی برای مقابله با اطلاعات پزشکی گمراه کننده، روی «آموزش کاربر» تمرکز دارند، ولی تقریبا هیچ کدام به طور جدی به خطر استفاده ی بیش از حد از خدمات پزشکی توجه نکرده اند.
«از ۲۷ مطالعه ی پژوهشی بررسی شده، تنها ۲ مورد(حدود ۷.۴٪) به مسئله ی overuse حساس بودند، در حالی که ۶۴٪ از پاسخهای سازمانی دولتی (۲۵ مورد بررسی شده) تا حدی به این مسئله توجه داشتند.»
یافتهی نگران کننده: از میان ده ها مداخله ی پژوهشی بررسی شده، فقط تعداد بسیار محدودی به این سوال پرداخته اند که «آیا این پیام، مردم را به تست یا درمان اضافه ای می کشاند که فایده ی خالصی ندارد؟ » در حالی که اسناد سازمانی و مقرراتی (قوانین تبلیغات سلامت) ناخودآگاه حساسیت بیشتری به این مسئله دارند، حتی آنها هم اغلب فاقد سازوکار اجرایی دقیق برای فضای شبکه های اجتماعی اند؛ جایی که سرعت انتشار، الگوریتم ها و تبلیغات ثالث عملا کنترل محتوا را دور میزنند.
• هر ادعای پزشکی که در شبکه های اجتماعی می بینید، مخصوصا اگر نوید «تشخیص زود هنگام»، «درمان ساده»، یا «پیشگیری قطعی» بدهد، باید با یک سوال ساده محک بخورد: آیا این ادعا احتمالا مرا به یک اقدام پزشکی غیرضروری سوق می دهد؟ اگر پاسخ «بله» یا حتی «شاید» است، آن ادعا بدون پشتوانهی قوی از کارآزمایی های معتبر، ارزش پیگیری ندارد.
علم پزشکی نه با هیجان پیش میرود، نه با لایک. معیار، شواهد بالینی سخت است: سود واقعی، کاهش آسیب و پرهیز از مداخلات اضافی.
خارج از این چارچوب،هرچیزی اگر ظاهرا هم علمی به نظر برسد، بیشتر شبیه تبلیغ است تا پزشکی.
یک مرور دامنه دار در BMJ Evidence-Based Medicine نشان میدهد بیشتر مداخلات علمی فعلی برای مقابله با اطلاعات پزشکی گمراه کننده، روی «آموزش کاربر» تمرکز دارند، ولی تقریبا هیچ کدام به طور جدی به خطر استفاده ی بیش از حد از خدمات پزشکی توجه نکرده اند.
«از ۲۷ مطالعه ی پژوهشی بررسی شده، تنها ۲ مورد(حدود ۷.۴٪) به مسئله ی overuse حساس بودند، در حالی که ۶۴٪ از پاسخهای سازمانی دولتی (۲۵ مورد بررسی شده) تا حدی به این مسئله توجه داشتند.»
یافتهی نگران کننده: از میان ده ها مداخله ی پژوهشی بررسی شده، فقط تعداد بسیار محدودی به این سوال پرداخته اند که «آیا این پیام، مردم را به تست یا درمان اضافه ای می کشاند که فایده ی خالصی ندارد؟ » در حالی که اسناد سازمانی و مقرراتی (قوانین تبلیغات سلامت) ناخودآگاه حساسیت بیشتری به این مسئله دارند، حتی آنها هم اغلب فاقد سازوکار اجرایی دقیق برای فضای شبکه های اجتماعی اند؛ جایی که سرعت انتشار، الگوریتم ها و تبلیغات ثالث عملا کنترل محتوا را دور میزنند.
• هر ادعای پزشکی که در شبکه های اجتماعی می بینید، مخصوصا اگر نوید «تشخیص زود هنگام»، «درمان ساده»، یا «پیشگیری قطعی» بدهد، باید با یک سوال ساده محک بخورد: آیا این ادعا احتمالا مرا به یک اقدام پزشکی غیرضروری سوق می دهد؟ اگر پاسخ «بله» یا حتی «شاید» است، آن ادعا بدون پشتوانهی قوی از کارآزمایی های معتبر، ارزش پیگیری ندارد.
علم پزشکی نه با هیجان پیش میرود، نه با لایک. معیار، شواهد بالینی سخت است: سود واقعی، کاهش آسیب و پرهیز از مداخلات اضافی.
خارج از این چارچوب،هرچیزی اگر ظاهرا هم علمی به نظر برسد، بیشتر شبیه تبلیغ است تا پزشکی.
👍33❤2🆒1
▫️محور مغز-قلب: وقتی درمان بیماری قلبی، نیاز به مداخله در مغز دارد
اینکه استرس برای قلب مضر است، حرف تازه ای نیست. مسئلهی مهمتر چیزی است که معمولا گفته نمی شود: در بسیاری از بیماری های قلبی مزمن، مغز از یک تنظیم کننده به یک تشدیدکننده ی فعال بیماری تبدیل می شود. این دادهی تجربی است.
قلب و مغز دائما با هم در تماس اند، عمدتا از مسیر سیستم عصبی خودمختار.
در فرد سالم خروجی سمپاتیک و پاراسمپاتیک در تعادلی ناپایدار اما کارآمد قرار دارد. این تعادل ظریف است و با کمال تعجب راحت به هم می ریزد.
در نارسایی قلبی یا پرفشاری خون مزمن آنچه میبینیم صزفا «فعال شدن سمپاتیک» نیست. الگوی کنترل مرکزی عوض می شود. این تفاوت مهم است.
تصویربرداری های مغزی و مطالعات نوروفیزیولوژیک نشان داده اند که هسته هایی مثل NTS در ساقه مغز، PVN در هیپوتالاموس، اینسولا و حتی آمیگدالا از نظر عملکردی بازتنظیم می شوند.
مغز عملا روی حالت هشدار دائم قفل میشود.
نتیجه قابل پیش بینی است: سیگنال های سمپاتیک بیش فعال، مهار واگی ناکارآمد، نوسان پذیری ضربان پایین و بیماری ای که با درمان های استاندارد اصلاح نمیشود و فقط «مهار» می شود.
این تغییرات مغزی تصادفی نیستند. شواهد به نقش ترکیبی چند عامل اشاره میکنند: افزایش سیگنال دهی آنژیوتانسین در CNS ، التهاب عصبی با فعال شدن میکروگلیا، استرس اکسیداتیو نورونی و در برخی بیماران اختلال واقعی در سد خونی مغزی.
اینها مفاهیم تئوریک نیستند؛ در مدل های حیوانی اندازه گیری شده اند و ردپایشان در داده های انسانی هم دیده میشود.
اینجاست که محدودیت پارادایم قدیمی آشکار میشود. اگر مغز در حفظ بیماری نقش دارد، درمان صرفا محیطیِ قلب ناقص است.
همین منطق، ایده ی نورومدولاسیون مرکزی را به وجود آورده(البته نه بع عنوان درمان معجزه آسا، به عنوان تلاش برای شکستن یک حلقه ی تنظیمی معیوب).
تحریک عصب واگ، تحریک نخاع یا هدف گیری دارویی و عصبی هسته های مرکزی مثل PVN و NTS ، هنوز درمان روتین نیستند و اغراق درباره شان خطاست. منتها این مسیر یک پیام روشن دارد: قلب بدون مغز درمان نمی شود.
داروهای جدید قلبی هم مثل مهارکننده های SGLT2 ، احتمالا بخشی از اثر بالینی شان را در تعدیل التهاب و تنظیم مرکزی اعمال می کنند. این نکته اگر تایید نهایی شود، نگاه ما به «محل اثر دارو» را تغییر خواهد داد.
در بسیاری از بیماران قلبی مسئله یک نقص موضعی نیست؛ الگو شبکه ای است. مغز در مرکز این شبکه است. تا وقتی این را نپذیریم، درمان ها یا ناکامل خواهند بود یا زمان خواهند خرید.
van Weperen, V.Y.H., Vaseghi, M. The brain–heart axis: effects of cardiovascular disease on the CNS and opportunities for central neuromodulation. Nat. Rev. Neurosci. (2025). https://doi.org/10.1038/s41583-025-01000-6
مقالات دیگر برای مطالعه بیشتر و ریسرچ: (لینک)
اینکه استرس برای قلب مضر است، حرف تازه ای نیست. مسئلهی مهمتر چیزی است که معمولا گفته نمی شود: در بسیاری از بیماری های قلبی مزمن، مغز از یک تنظیم کننده به یک تشدیدکننده ی فعال بیماری تبدیل می شود. این دادهی تجربی است.
قلب و مغز دائما با هم در تماس اند، عمدتا از مسیر سیستم عصبی خودمختار.
در فرد سالم خروجی سمپاتیک و پاراسمپاتیک در تعادلی ناپایدار اما کارآمد قرار دارد. این تعادل ظریف است و با کمال تعجب راحت به هم می ریزد.
در نارسایی قلبی یا پرفشاری خون مزمن آنچه میبینیم صزفا «فعال شدن سمپاتیک» نیست. الگوی کنترل مرکزی عوض می شود. این تفاوت مهم است.
تصویربرداری های مغزی و مطالعات نوروفیزیولوژیک نشان داده اند که هسته هایی مثل NTS در ساقه مغز، PVN در هیپوتالاموس، اینسولا و حتی آمیگدالا از نظر عملکردی بازتنظیم می شوند.
مغز عملا روی حالت هشدار دائم قفل میشود.
نتیجه قابل پیش بینی است: سیگنال های سمپاتیک بیش فعال، مهار واگی ناکارآمد، نوسان پذیری ضربان پایین و بیماری ای که با درمان های استاندارد اصلاح نمیشود و فقط «مهار» می شود.
این تغییرات مغزی تصادفی نیستند. شواهد به نقش ترکیبی چند عامل اشاره میکنند: افزایش سیگنال دهی آنژیوتانسین در CNS ، التهاب عصبی با فعال شدن میکروگلیا، استرس اکسیداتیو نورونی و در برخی بیماران اختلال واقعی در سد خونی مغزی.
اینها مفاهیم تئوریک نیستند؛ در مدل های حیوانی اندازه گیری شده اند و ردپایشان در داده های انسانی هم دیده میشود.
اینجاست که محدودیت پارادایم قدیمی آشکار میشود. اگر مغز در حفظ بیماری نقش دارد، درمان صرفا محیطیِ قلب ناقص است.
همین منطق، ایده ی نورومدولاسیون مرکزی را به وجود آورده(البته نه بع عنوان درمان معجزه آسا، به عنوان تلاش برای شکستن یک حلقه ی تنظیمی معیوب).
تحریک عصب واگ، تحریک نخاع یا هدف گیری دارویی و عصبی هسته های مرکزی مثل PVN و NTS ، هنوز درمان روتین نیستند و اغراق درباره شان خطاست. منتها این مسیر یک پیام روشن دارد: قلب بدون مغز درمان نمی شود.
داروهای جدید قلبی هم مثل مهارکننده های SGLT2 ، احتمالا بخشی از اثر بالینی شان را در تعدیل التهاب و تنظیم مرکزی اعمال می کنند. این نکته اگر تایید نهایی شود، نگاه ما به «محل اثر دارو» را تغییر خواهد داد.
در بسیاری از بیماران قلبی مسئله یک نقص موضعی نیست؛ الگو شبکه ای است. مغز در مرکز این شبکه است. تا وقتی این را نپذیریم، درمان ها یا ناکامل خواهند بود یا زمان خواهند خرید.
van Weperen, V.Y.H., Vaseghi, M. The brain–heart axis: effects of cardiovascular disease on the CNS and opportunities for central neuromodulation. Nat. Rev. Neurosci. (2025). https://doi.org/10.1038/s41583-025-01000-6
مقالات دیگر برای مطالعه بیشتر و ریسرچ: (لینک)
👍18❤6🤩2
▫️یک دختر نوجوان دانش آموز، طرحی کشیده که نشان میدهد درست قبل از شروع سردردهایی که با تهوع و استفراغ همراه اند چه میبیند. این سردردها اغلب آنقدر شدیدند که مانع رفتن او به مدرسه میشوند.
محتمل ترین تفسیر این تصاویر:
• نشانه ای از کودک آزاری؟ خیر
• مسمومیت غذایی یا صنعتی که باعث توهم بینایی، سردرد، تهوع و استفراغ شده است؟ خیر
• توهم بینایی به عنوان اورای یک تشنج پارشیال؟ خیر
• میگرن همراه با اورا؟ بله
برخی از افراد مبتلا به میگرن، مخصوصا کودکان، تحریف هایی از خود، دیگران یا محیط اطرافشان را به عنوان هاله ی میگرنی تجربه می کنند.
یک نمونه همان طور که در این شکل دیده می شود، کوچک شدن (میکروپسیا) یا بزرگ شدن (ماکروپسیا) والدینه
برخی بیماران این حالت را مثل دیدن خود در آینه های بامزهی شهربازی می دانند اما بدون آن حس سرگرمی و شوخی
نورولوژیست ها این پدیده ی میکروپسیا-ماکروپسیا را به دلیل شباهتش به تجربه ی آلیس پس از نوشیدن معجون در رمان معروف، «سندرم آلیس در سرزمین عجایب» نامیده اند.
میگرن شایع ترین بیماری مرتبط با این سندرم است.
محتمل ترین تفسیر این تصاویر:
• نشانه ای از کودک آزاری؟ خیر
• مسمومیت غذایی یا صنعتی که باعث توهم بینایی، سردرد، تهوع و استفراغ شده است؟ خیر
• توهم بینایی به عنوان اورای یک تشنج پارشیال؟ خیر
• میگرن همراه با اورا؟ بله
برخی از افراد مبتلا به میگرن، مخصوصا کودکان، تحریف هایی از خود، دیگران یا محیط اطرافشان را به عنوان هاله ی میگرنی تجربه می کنند.
یک نمونه همان طور که در این شکل دیده می شود، کوچک شدن (میکروپسیا) یا بزرگ شدن (ماکروپسیا) والدینه
برخی بیماران این حالت را مثل دیدن خود در آینه های بامزهی شهربازی می دانند اما بدون آن حس سرگرمی و شوخی
نورولوژیست ها این پدیده ی میکروپسیا-ماکروپسیا را به دلیل شباهتش به تجربه ی آلیس پس از نوشیدن معجون در رمان معروف، «سندرم آلیس در سرزمین عجایب» نامیده اند.
میگرن شایع ترین بیماری مرتبط با این سندرم است.
❤29🙏5👏2
Forwarded from Discourse (FactCheck Science)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درمان گاز اشک آور - خنثی کردن گاز اشک آور
منبع : Dr.Ayliin
درود به همه دوستان و هموطنان عزیزم در ایران و سراسر جهان، من دکتر آیلین هستم. در این ویدیو قصد دارم درباره موضوعی ناخوشایند ولی بسیار مهم صحبت کنم: مواجهه با گاز اشکآور. رسالت پزشکان این است که تحت هر شرایطی به حفظ سلامت و جان افراد کمک کنند و این توصیهها بخشی از کمک من به شماست.
افرادی که در تظاهرات، شرکت میکنند معمولاً انتظار مواجهه با خطر ندارند، اما ممکن است با کوچکترین اختلال، در معرض ابر غلیظی از گاز اشکآور قرار بگیرند. گاز اشکآور در واقع پودر کریستالینی است که به شکل اسپری استفاده میشود و وقتی در هوا پخش شود، شما آن را به صورت گاز میبینید. ماده فعال این پودر گیرندههای درد در بدن را تحریک میکند و پیام درد را به مغز میفرستد. بیشتر افراد میتوانند التهاب و درد ایجادشده را تحمل کنند، اما گروههایی مانند کودکان (بهخاطر حجم ریه کمتر)، سالمندان، زنان باردار و بیماران مبتلا به آسم یا بیماریهای تنفسی، ممکن است عوارض جدی بگیرند.
وقتی گاز اشکآور پخش میشود، به هر سطح مرطوبی مثل اشک چشم، بزاق دهان، چربی روی موها، تعریق پوست و مخاط راههای تنفسی میچسبد. تماس با این گاز باعث سوزش شدید چشمها، اشکریزش غیرارادی، پلکزدن مکرر و سوزش پوست میشود. هر چه مدت مواجهه بیشتر باشد، علائم تشدید میشوند. بینایی ممکن است تار شده و فرد دچار گیجی و سردرگمی شود که استرس روانی ایجاد میکند و باعث میشود فرد نتواند به راحتی از منطقه گاز خارج شود.
در راههای تنفسی، این گاز باعث تنگی نفس، سرفه و ترشح زیاد بزاق و مخاط میشود. این واکنش، تلاش سیستم ایمنی برای دفع ماده خارجی است، اما اگر فرد از ابر گاز خارج نشود، ترشحات باعث جذب بیشتر پودر و تشدید علائم میشوند و این یک چرخه معیوب ایجاد میکند.
برای پیشگیری از آسیبها، هنگام شرکت در تظاهرات:
روی دهان و بینیتان را با پارچه ضخیم یا روسری بپوشانید. اگر پارچه مرطوب باشد، بهتر است چون پودر به آن میچسبد و وارد راه تنفسی نمیشود.
اگر این امکان نیست، یک پارچه آغشته به سرکه سیب یا آبلیمو همراه داشته باشید و هنگام پخش گاز روی دهان و بینی بگذارید تا اثر گاز خنثی شود.
موهایتان را با پارچه یا کلاه بپوشانید تا پودر به مو نچسبد و بعداً به صورت و چشم منتقل نشود.
عینک محافظ کامل، مثل عینک شنا، بهترین است. اگر دسترسی ندارید، حداقل عینک آفتابی بزنید تا پودر مستقیم به چشمها نرسد.
لباس آستینبلند و جوراب ساقبلند بپوشید تا پوست بیشتری پوشیده باشد.
در هنگام تظاهرات از کرم، میکاپ و لنز تماسی استفاده نکنید چون باعث جذب بیشتر گاز میشوند.
همراه خود چند بطری آب داشته باشید تا بتوانید سریع صورت و چشمها را بشویید.
بعد از مواجهه با گاز:
هرچه سریعتر از منطقه آلوده خارج شوید و به صورت و چشمها دست نزنید تا پودر پخش نشود. اگر امکان خروج امن نیست، در جای خود بنشینید و منتظر بمانید.
در محیط با جریان هوای تازه قرار بگیرید تا پودر اضافی از بدن و لباسها جدا شود.
چشمها را با آب سرد از گوشه داخلی به خارجی به آرامی بشویید و مراقب باشید آبی که از چشمها خارج میشود روی پوست و لباسها نریزد.
صورت را از پایین به بالا بشویید تا پودرها به چشم منتقل نشوند.
لباسهای آلوده را با دقت و بدون پخش شدن پودر درآورید.
بدن را با آب سرد به مدت ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بشویید. از آب داغ و وان حمام استفاده نکنید چون گرما منافذ پوست را باز کرده و جذب مواد شیمیایی را افزایش میدهد و التهاب را تشدید میکند.
امیدوارم هیچوقت نیاز به استفاده از این توصیهها نداشته باشید و همیشه سالم و در امنیت باشید. اگر این ویدیو برای شما مفید بود، لطفاً با لایک، و به اشتراکگذاری به دیده شدن بیشتر این مطالب کمک کنید. شب و روزتان خوش.
╔═.🍃.══════╗
🆔 @Discourseees
╚══════.🍃.═
منبع : Dr.Ayliin
درود به همه دوستان و هموطنان عزیزم در ایران و سراسر جهان، من دکتر آیلین هستم. در این ویدیو قصد دارم درباره موضوعی ناخوشایند ولی بسیار مهم صحبت کنم: مواجهه با گاز اشکآور. رسالت پزشکان این است که تحت هر شرایطی به حفظ سلامت و جان افراد کمک کنند و این توصیهها بخشی از کمک من به شماست.
افرادی که در تظاهرات، شرکت میکنند معمولاً انتظار مواجهه با خطر ندارند، اما ممکن است با کوچکترین اختلال، در معرض ابر غلیظی از گاز اشکآور قرار بگیرند. گاز اشکآور در واقع پودر کریستالینی است که به شکل اسپری استفاده میشود و وقتی در هوا پخش شود، شما آن را به صورت گاز میبینید. ماده فعال این پودر گیرندههای درد در بدن را تحریک میکند و پیام درد را به مغز میفرستد. بیشتر افراد میتوانند التهاب و درد ایجادشده را تحمل کنند، اما گروههایی مانند کودکان (بهخاطر حجم ریه کمتر)، سالمندان، زنان باردار و بیماران مبتلا به آسم یا بیماریهای تنفسی، ممکن است عوارض جدی بگیرند.
وقتی گاز اشکآور پخش میشود، به هر سطح مرطوبی مثل اشک چشم، بزاق دهان، چربی روی موها، تعریق پوست و مخاط راههای تنفسی میچسبد. تماس با این گاز باعث سوزش شدید چشمها، اشکریزش غیرارادی، پلکزدن مکرر و سوزش پوست میشود. هر چه مدت مواجهه بیشتر باشد، علائم تشدید میشوند. بینایی ممکن است تار شده و فرد دچار گیجی و سردرگمی شود که استرس روانی ایجاد میکند و باعث میشود فرد نتواند به راحتی از منطقه گاز خارج شود.
در راههای تنفسی، این گاز باعث تنگی نفس، سرفه و ترشح زیاد بزاق و مخاط میشود. این واکنش، تلاش سیستم ایمنی برای دفع ماده خارجی است، اما اگر فرد از ابر گاز خارج نشود، ترشحات باعث جذب بیشتر پودر و تشدید علائم میشوند و این یک چرخه معیوب ایجاد میکند.
برای پیشگیری از آسیبها، هنگام شرکت در تظاهرات:
روی دهان و بینیتان را با پارچه ضخیم یا روسری بپوشانید. اگر پارچه مرطوب باشد، بهتر است چون پودر به آن میچسبد و وارد راه تنفسی نمیشود.
اگر این امکان نیست، یک پارچه آغشته به سرکه سیب یا آبلیمو همراه داشته باشید و هنگام پخش گاز روی دهان و بینی بگذارید تا اثر گاز خنثی شود.
موهایتان را با پارچه یا کلاه بپوشانید تا پودر به مو نچسبد و بعداً به صورت و چشم منتقل نشود.
عینک محافظ کامل، مثل عینک شنا، بهترین است. اگر دسترسی ندارید، حداقل عینک آفتابی بزنید تا پودر مستقیم به چشمها نرسد.
لباس آستینبلند و جوراب ساقبلند بپوشید تا پوست بیشتری پوشیده باشد.
در هنگام تظاهرات از کرم، میکاپ و لنز تماسی استفاده نکنید چون باعث جذب بیشتر گاز میشوند.
همراه خود چند بطری آب داشته باشید تا بتوانید سریع صورت و چشمها را بشویید.
بعد از مواجهه با گاز:
هرچه سریعتر از منطقه آلوده خارج شوید و به صورت و چشمها دست نزنید تا پودر پخش نشود. اگر امکان خروج امن نیست، در جای خود بنشینید و منتظر بمانید.
در محیط با جریان هوای تازه قرار بگیرید تا پودر اضافی از بدن و لباسها جدا شود.
چشمها را با آب سرد از گوشه داخلی به خارجی به آرامی بشویید و مراقب باشید آبی که از چشمها خارج میشود روی پوست و لباسها نریزد.
صورت را از پایین به بالا بشویید تا پودرها به چشم منتقل نشوند.
لباسهای آلوده را با دقت و بدون پخش شدن پودر درآورید.
بدن را با آب سرد به مدت ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بشویید. از آب داغ و وان حمام استفاده نکنید چون گرما منافذ پوست را باز کرده و جذب مواد شیمیایی را افزایش میدهد و التهاب را تشدید میکند.
امیدوارم هیچوقت نیاز به استفاده از این توصیهها نداشته باشید و همیشه سالم و در امنیت باشید. اگر این ویدیو برای شما مفید بود، لطفاً با لایک، و به اشتراکگذاری به دیده شدن بیشتر این مطالب کمک کنید. شب و روزتان خوش.
╔═.🍃.══════╗
🆔 @Discourseees
╚══════.🍃.═
🙏20❤12👎6🆒2😢1🤩1
معمولاً نوشتههای اینجا محدود به علم و فلسفهی علم بوده است؛ اما شرایط امروز ایران به نقطهای رسیده که سکوت، دیگر نه بیطرفی است و نه عقلانیت.
امروز با یک وضعیت عادی طرف نیستیم؛ با یک نقطهی عطف تاریخی، یا دقیقتر بگویم یک وضعیت بحرانی تمامعیار روبهرو هستیم.
نقطهای که کنش و واکنش فردی و جمعی ما میتواند مسیر آینده را روشنتر یا تاریکتر کند.
پس از ۴۷ سال تجربهی مستقیم، دیگر تردیدی باقی نمانده که این سیستم ظرفیت اصلاح درونی ندارد. نه از سر بدبینی، بلکه بر اساس تجربهی انباشتهی تاریخی.
هر نشانهای که قرار بود به «بهبود» تعبیر شود، در عمل فقط مقدمهای برای بدتر شدن بوده است. بنابراین مسئله امروز «آیا تغییر رخ میدهد یا نه» نیست؛ مسئله این است که این تغییر چگونه و با چه هزینهای رقم خواهد خورد.
در چنین وضعیتی، مهمترین سرمایهی ما خودِ ما هستیم. مراقب خودتان باشید، اما فقط به معنای فردی نه؛ هوای هممحلی، همشهری، هماستانی و در نهایت هموطنیِ خودتان را داشته باشید. جامعهای که پیوندهای افقیاش فروبپاشد، حتی اگر تغییر هم بکند، چیزی برای ساختن نخواهد داشت.
شجاعت امروز الزاماً به معنای هیجان یا بیمحابا عمل کردن نیست؛ شجاعت یعنی دیدن واقعیت همانطور که هست، پذیرفتن مسئولیت انتخاب، و اتخاذ تصمیمهایی که از ترسِ فردا فلج نشده باشند. تاریخ معمولاً از کسانی که «میدانستند و کاری نکردند» با مهربانی یاد نمیکند. ما اکنون در لحظهای ایستادهایم که دانستن کافی نیست؛ تصمیم لازم است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤41👍16👏5🆒2😁1🤩1🙏1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👏3👍1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«فیزیکدان»
همراهی و همکاری خود با انقلاب مردم ایران و فراخوان پنجشنبه و جمعه اعلام کرد.
و همینطور سخنی با شما دارد؛ حتما ببینید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍25❤12👎9🙏3😁2👏1🤩1