امروز تولد 45 سالگی لیو تایلر بازیگر نقش آرون در سه گانه ارباب حلقه هاست تبریک میگیم❤️
📆 | #Anniversary
🎂 | #HBD
🗺 | Middle Earth
📆 | #Anniversary
🎂 | #HBD
🗺 | Middle Earth
❤23🤩2👌1
Middle-Earth | ارباب حلقهها
Photo
🔰 آروون اوندومیل ستاره شامگاهی الف ها، دختر الروند و کلبریان بود.
او زیباترین بانوی دوران سوم بود، و یکی از هنرمندترین ها.
سرانجام جاودانگیش را فدا کرد و با آراگورن ازدواج کرد و ملکه الف ها و انسان ها شد.
اما تلخ ترین اندوه های آن دوران جدایی آروون و الروند بود، زیراکه آن دو میانشان فاصله افتاد توسط دریا و توسط عاقبتی فراسوی پایان دنیا. زیراکه وقتی حلقه های سگانه قدرتشان از بین رفت الروند بلخره از سرزمین میانه خسته شد و عزیمت کرد به سوی پیدا کردن کلبریان در سرزمین های نامیرا، و دیگر هیچگاه بازنگشت.
آروون برای 120 سال در خجستگی بهمراه آراگورن زندگی و حکومت کردند، تا اینکه آراگورن عمرش به اتمام رسید. و آراگورن در اخرین نفس هایش به او گفت: ”بگذار که شکست نخوریم در امتحان نهایی، ما که از قدیم هم تاریکی را رد کردیم و هم حلقه را نپذیرفتیم. در اندوه ما باید که برویم، ولی نه در ناامیدی. فراسوی چرخه های جهان چیزی بیشتر از خاطره است. بدرود."
پادشاه درگذشت، و آروون با پسرش و دخترانش خداحافظی کرد و از گاندور رفت به سوی لورین. ولی مادربزرگش گالادریل هم از سرزمین میانه عزیمت کرده بود، و پدربزرگش کلبورن هم آنجا نبود و جنگل لورین داشت پژمرده میشد.
عاقبت به سر آمد، همانگونه که الروند پیشبینی کرده بود آروون دنیا را ترک نخواهد کرد تا وقتی که همه چیزی که برایش تصمیم فداکاری جاودانگیش را گرفته بود را از دست دهد.
آنجا برای سالی بر روی تپه کرین آمروث در لورین اقامت کرد، انجا جایی بود که عشقش برای آراگورن در قلبش بوجود امده بود و جایی که تصمیم سرنوشتش را گرفته بود. آنجا خود را به آرامش سپرد، و آنجا بود قبر سبزش، تا وقتی که دنیا تغییر کرد و همه روزگار زندگیش کاملا به فراموشی سپرده شد.
👩🏻 | #Arwen
📖 | #Lore
🗺 | @Earth_Middle
او زیباترین بانوی دوران سوم بود، و یکی از هنرمندترین ها.
سرانجام جاودانگیش را فدا کرد و با آراگورن ازدواج کرد و ملکه الف ها و انسان ها شد.
اما تلخ ترین اندوه های آن دوران جدایی آروون و الروند بود، زیراکه آن دو میانشان فاصله افتاد توسط دریا و توسط عاقبتی فراسوی پایان دنیا. زیراکه وقتی حلقه های سگانه قدرتشان از بین رفت الروند بلخره از سرزمین میانه خسته شد و عزیمت کرد به سوی پیدا کردن کلبریان در سرزمین های نامیرا، و دیگر هیچگاه بازنگشت.
آروون برای 120 سال در خجستگی بهمراه آراگورن زندگی و حکومت کردند، تا اینکه آراگورن عمرش به اتمام رسید. و آراگورن در اخرین نفس هایش به او گفت: ”بگذار که شکست نخوریم در امتحان نهایی، ما که از قدیم هم تاریکی را رد کردیم و هم حلقه را نپذیرفتیم. در اندوه ما باید که برویم، ولی نه در ناامیدی. فراسوی چرخه های جهان چیزی بیشتر از خاطره است. بدرود."
پادشاه درگذشت، و آروون با پسرش و دخترانش خداحافظی کرد و از گاندور رفت به سوی لورین. ولی مادربزرگش گالادریل هم از سرزمین میانه عزیمت کرده بود، و پدربزرگش کلبورن هم آنجا نبود و جنگل لورین داشت پژمرده میشد.
عاقبت به سر آمد، همانگونه که الروند پیشبینی کرده بود آروون دنیا را ترک نخواهد کرد تا وقتی که همه چیزی که برایش تصمیم فداکاری جاودانگیش را گرفته بود را از دست دهد.
آنجا برای سالی بر روی تپه کرین آمروث در لورین اقامت کرد، انجا جایی بود که عشقش برای آراگورن در قلبش بوجود امده بود و جایی که تصمیم سرنوشتش را گرفته بود. آنجا خود را به آرامش سپرد، و آنجا بود قبر سبزش، تا وقتی که دنیا تغییر کرد و همه روزگار زندگیش کاملا به فراموشی سپرده شد.
👩🏻 | #Arwen
📖 | #Lore
🗺 | @Earth_Middle
😢22👍6
📌 شعر آمروت و نیمرودل!
🔰 در دوران کهن دوشیزه الفی بود، زیبا و آزادهدل
آوازش درون ابشاری میزیست، ابشار نیمرودل
در دوران کهن پادشاه الفی بود، زیبا و دلیر
آوازش میان برگان میزیست، اواز امروث پسر آمدیر
اما ای نیمرودل اکنون تو کجا سرگردانی؟
در تاریکی درحال پرسه ای یا در روشنایی؟
کس نمیداند چه بر سرش آمد
چو مدتها پیش گم شد در قلمروهای کوهستانی
معشوقهاش آمروث در انتظارش بود کنار دریا
که باهم سفر کنند به سرزمین نامیرا
جایی که امروث قولش را به نیمرودل داده بود
جایی که نیمرودل مکان عروسیشان را مقرر نموده بود
روزها گذشت اما خبری از بانوی سیلوان نیامد
بجایش طوفان بود که به بندرگاه آمد
اخرین کشتی را به سمت دریاهای جدا افکن ربود
آمروث از خواب بیدار شد و فاجعه را مشاهده نمود
نیمرودل! فریاد زد پادشاه پریشان
شیرجه زد درون آب برای نبرد با طوفان
شاه درختان، به سمت ساحل شناکنان
باد در میان موهایش بود درحال جریان
دریانوردان از دور او را میدیدند زیبا و قوی
همانند قویی که در آبها بود درحال پیشروی
ولی از سرزمینهای غربی سخنی نیامده
و در کرانه های اینطرفی الفها دیگر هیچگاه خبری نشنیده
از آمروث تاابد و همیشه
و برج درختیش پژمرده شده در طلابیشه
💔 | #Amroth & #Nimrodel
🎼 | #Poem
🗺 | Middle Earth
🔰 در دوران کهن دوشیزه الفی بود، زیبا و آزادهدل
آوازش درون ابشاری میزیست، ابشار نیمرودل
در دوران کهن پادشاه الفی بود، زیبا و دلیر
آوازش میان برگان میزیست، اواز امروث پسر آمدیر
اما ای نیمرودل اکنون تو کجا سرگردانی؟
در تاریکی درحال پرسه ای یا در روشنایی؟
کس نمیداند چه بر سرش آمد
چو مدتها پیش گم شد در قلمروهای کوهستانی
معشوقهاش آمروث در انتظارش بود کنار دریا
که باهم سفر کنند به سرزمین نامیرا
جایی که امروث قولش را به نیمرودل داده بود
جایی که نیمرودل مکان عروسیشان را مقرر نموده بود
روزها گذشت اما خبری از بانوی سیلوان نیامد
بجایش طوفان بود که به بندرگاه آمد
اخرین کشتی را به سمت دریاهای جدا افکن ربود
آمروث از خواب بیدار شد و فاجعه را مشاهده نمود
نیمرودل! فریاد زد پادشاه پریشان
شیرجه زد درون آب برای نبرد با طوفان
شاه درختان، به سمت ساحل شناکنان
باد در میان موهایش بود درحال جریان
دریانوردان از دور او را میدیدند زیبا و قوی
همانند قویی که در آبها بود درحال پیشروی
ولی از سرزمینهای غربی سخنی نیامده
و در کرانه های اینطرفی الفها دیگر هیچگاه خبری نشنیده
از آمروث تاابد و همیشه
و برج درختیش پژمرده شده در طلابیشه
💔 | #Amroth & #Nimrodel
🎼 | #Poem
🗺 | Middle Earth
❤5👍4
Middle-Earth | ارباب حلقهها
Photo
💯 نوشته های روی نیزهٔ گیل-گالاد، آیگلوس به خط تنگوار🗡
سیندارین:
🔹 Gil-galad maetha maegra aith i-orch tól gostatha "helegnen" naith "cened" ni, di'nguruthos "ennen" tól "ista",
Aiglos.
انگلیسی:
🔸 Gil-galad wields piercing spear Orcs comes dread-of-death "Frozen" spearhead "perceiving" me, under-dread-of-death "name" comes "to know",
Aiglos.
فارسی:
🔹 گیل-گالاد نیزه ای بران به دست میگیرد، اورکها از سر نیزهٔ یخی اش هراسان خواهند شد؛ با دیدن من، در سایه مرگ،
نامم را خواهند دانست: آیگلوس
🗺 | Middle Earth
سیندارین:
🔹 Gil-galad maetha maegra aith i-orch tól gostatha "helegnen" naith "cened" ni, di'nguruthos "ennen" tól "ista",
Aiglos.
انگلیسی:
🔸 Gil-galad wields piercing spear Orcs comes dread-of-death "Frozen" spearhead "perceiving" me, under-dread-of-death "name" comes "to know",
Aiglos.
فارسی:
🔹 گیل-گالاد نیزه ای بران به دست میگیرد، اورکها از سر نیزهٔ یخی اش هراسان خواهند شد؛ با دیدن من، در سایه مرگ،
نامم را خواهند دانست: آیگلوس
🗺 | Middle Earth
👍5❤4
❤10👍4
👍6🔥2
Middle-Earth | ارباب حلقهها
Photo
💬 " آتش تاریک به تو کمک نخواهد کرد، شعله اودون. به سایه برگرد! "
📖 گندالف، (ارباب حلقه ها یاران حلقه، پل خزد-دوم)
🔹 اوتومنو (Utumno) یا اودون (Udûn) دخمه یا گودال جهنمی ملکور بهعنوان دژی در شمال دور سرزمین میانه، شمال کوه های آهن بود.
این اولین و بزرگترین دژ ملکور بود که در سال ۳۴۰۰ والیان ایجاد شد شد.
این دژ میزبان شیاطین، آینوهای سقوط کرده که با ملکور متحد شدند، و هیولاهای فاسد متعددی بود که برای نابودی موجودات طبیعی سرزمین میانه ساخته شده بودند.
🔸 اوتومنو توسط خود ملکور بسیار عمیق درون زمین حک شده بود. در طول زمان، آتش و یخ بسیار زیر آن ریخته شده بود.
🔹 اوتومنو (Utumno) کلمه کوئنیایی به معنای "دنیای زیرین" است؛ و نام اودون (Udûn) واژه سیندارین به معنای "جهنم".
🔸 از آنجا که ملکور دو چراغ را نابود کرده بود، والار محل سکونت خود در سرزمین میانه را ترک کردند و به غرب رفتند. او سپس فساد خود را در آردا آغاز کرد. اوتومنو جایی بود که اولین الفها اسیر گرفته شدند و خلق اورکها آغاز شد.
🔹 اوتومنو در جنگی که والار علیه ملکور شروع کردند، ویران شد. آنها با تمام قوا به آنجا حمله کردند و تا اینکه دروازه ها را شکستند و سقف آن را باز کردند. ملکور در عمیق ترین گودال پنهان شد، اما آنها او را به عنوان اسیر خود به والینور بردند و ملکور به عنوان یک زندانی به زنجیر بسته شد.
💡 | #Lore
🗺 | @Earth_Middle
📖 گندالف، (ارباب حلقه ها یاران حلقه، پل خزد-دوم)
🔹 اوتومنو (Utumno) یا اودون (Udûn) دخمه یا گودال جهنمی ملکور بهعنوان دژی در شمال دور سرزمین میانه، شمال کوه های آهن بود.
این اولین و بزرگترین دژ ملکور بود که در سال ۳۴۰۰ والیان ایجاد شد شد.
این دژ میزبان شیاطین، آینوهای سقوط کرده که با ملکور متحد شدند، و هیولاهای فاسد متعددی بود که برای نابودی موجودات طبیعی سرزمین میانه ساخته شده بودند.
🔸 اوتومنو توسط خود ملکور بسیار عمیق درون زمین حک شده بود. در طول زمان، آتش و یخ بسیار زیر آن ریخته شده بود.
🔹 اوتومنو (Utumno) کلمه کوئنیایی به معنای "دنیای زیرین" است؛ و نام اودون (Udûn) واژه سیندارین به معنای "جهنم".
🔸 از آنجا که ملکور دو چراغ را نابود کرده بود، والار محل سکونت خود در سرزمین میانه را ترک کردند و به غرب رفتند. او سپس فساد خود را در آردا آغاز کرد. اوتومنو جایی بود که اولین الفها اسیر گرفته شدند و خلق اورکها آغاز شد.
🔹 اوتومنو در جنگی که والار علیه ملکور شروع کردند، ویران شد. آنها با تمام قوا به آنجا حمله کردند و تا اینکه دروازه ها را شکستند و سقف آن را باز کردند. ملکور در عمیق ترین گودال پنهان شد، اما آنها او را به عنوان اسیر خود به والینور بردند و ملکور به عنوان یک زندانی به زنجیر بسته شد.
💡 | #Lore
🗺 | @Earth_Middle
🔥14👍6
Middle-Earth | ارباب حلقهها
💬 " آتش تاریک به تو کمک نخواهد کرد، شعله اودون. به سایه برگرد! " 📖 گندالف، (ارباب حلقه ها یاران حلقه، پل خزد-دوم) 🔹 اوتومنو (Utumno) یا اودون (Udûn) دخمه یا گودال جهنمی ملکور بهعنوان دژی در شمال دور سرزمین میانه، شمال کوه های آهن بود. این اولین و بزرگترین…
⚡️ بلخره به سرانجام رسید که قلعه اوتومنو درهم شکست، و ملکور عاجزانه بالروگ ها را فرستاد به جلو، و آن ها به پرچم مانوه هجوم اوردند، مانند موجی اتشین، ولی آن ها در باد خشم مانوه خشک شدند، و با صاعقه شمشیرش کشته شدند، و ملکور بلخره تنها باقی ماند. سپس تولکاس بعنوان قهرمان والار با او کشتی گرفت و او را به خاک زد و توسط زنجیری که آئوله ساخته بود ملکور به بند کشیده شد. بدینگونه اولین جنگ غرب برعلیه شمال به اتمام رسید.
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
📖 | #Lore
🗺 | Middle Earth
👍14🔥5