لغتی در انگلیسی داریم تحت عنوان vulnerability که آسیب پذیری ترجمه کرده اند. آسیب پذیری هیجانی است که در مواقع بلاتکلیفی، خطر و مواجهه با مسائل عاطفی تجربه می کنیم. آیا بدون تجربه آسیب پذیری می توان دم از شجاعت و شهامت زد؟ امکان ندارد که ما دست به یک کار شجاعانه بزنیم بدون اینکه همزمان با آسیب پذیری دست به گریبان شویم. ترس در نقطه مقابل شجاعت نیست. اینها همزاد یکدیگرند. حس آسیب پذیری ضعف نیست. سرچشمه زندگی شجاعانه است.
تجربه کردن آسیب پذیری دست ما نیست. ما هر وقت دست به کار جدیدی می زنیم بلاتکلیفی، خطر و مسائل عاطفی را تجربه می کنیم. نکته کلیدی نحوه مواجهه ما با حس و تجربه آسیب پذیری است. ما می توانیم با آسیب پذیری درگیر بشویم یا وانمود کنیم که با آن کاری نداریم. وقتی اینگونه وانمود می کنیم یعنی اجازه می دهیم که ترس بر جان و روان ما حکومت کند. حالا چرا ما از این حس و تجربه گریزانیم؟ چه تاثیری بر رفتار ما دارد؟ ساده ترینش اینست که زره محکمی می پوشیم و پشت ماسک قدرت پنهان می شویم. جلوی بازخوردهای دیگران را می گیریم و در برابر اعمال مون پاسخگو نیستیم. هیچوقت اشتباهات مان را نمی پذیریم چون تصویر یک انسان کامل از خودمان، برای خودمان، ترسیم کرده ایم و نمی خواهیم این تصویر ترک بر دارد.