The Feelings – Telegram
The Feelings
5.01K subscribers
13.6K photos
511 videos
142 files
592 links

@ArmoulinBot
Download Telegram
Nothing Left to Love
Counterparts
Did the mother of God cry for her son?
Even though she knew this day would come?
Before I'm gone, the stations of the cross
Serve as reminders of the closest things we've lost
Forwarded from The Feelings
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Raging Bull (1980) • Martin Scorsese]

می‌گردند و می‌گردند و می‌گردند و هر کسی را که صاحب فکر و اندیشه‌ای باشد، می‌جویند و می‌جویند و می‌جویند و پای دیواری می‌کارند و کارشان را می‌سازند. نه‌تنها کتاب‌ها را، که اگر معماری ساختمانی مایۀ اندیشه شود، یا چناری در گوشۀ چمنی جلوه‌ای از زیبایی داشته باشد، همه را از بن می‌اندازند.


• غلامحسین ساعدی

فرهنگ‌کشی همان دگرکشی است که مأمور چشم‌کور و گوش‌کر لازم دارد، جلاد لازم دارد، مزدور لازم دارد. کشتن فرهنگ و تدفین فرهنگ، به همان سادگی است که انسانی را می‌کشند و زیر خاک چالش می‌کنند؛ که آخرسر می‌پوسد و تفاله‌ای از وی باقی نمی‌ماند.
فرهنگ‌کشی کار همۀ حکومت‌های توتالیتر است. حکومت توتالیتر برای قدرت‌نمایی، برای تفریح خاطر، یا تفنن، این کار را نمی‌کند. برای بقای خویش، برای تثبیت خویش، چاره‌ای جز این ندارد. آگاهی، تیری است بر چشم کور او، و نیزه‌ای است بر دل کور او.
هر جانوی خصلت خود را دارد. خرپاهای دیکتاتوری جمود نعشی است، دیکتاتوری به مرگ تکیه می‌کند، به مرگ آدمیزاد، به مرگ فرهنگ آدمیزاد.


• غلامحسین ساعدی
Forwarded from The Feelings
نمی‌دانم نوشتن به بهتر شدن حال بد کمک می‌کند یا نه اما حدس می‌زنم تحمل کردن‌اش را آسان‌تر کند.

احساس پوچی می‌کنم. در جازدن‌های بیهوده به مثابه آب‌های کوبیده شده در هاون؛ یک محکوم به انزجار؛ یک مخدوش؛ یک پراید فرسوده‌ی مدل ۷۶ ام که غرض از ساخته شدن‌ام ارضای «میلِ به خراشیدنِ» کلید‌ به دست‌هایی‌ست که اطرافم هستند.

به درد خراشیده شدن نمی‌شود عادت کرد‌، به نادیده گرفتن‌اش نمی‌توان دست یافت؛ توضیح دادنش امکان‌پذیر نیست، درست مثل تماس‌هایی که در مواقع نیاز فوری با مشترک مورد نظر می‌گیریم.

دست درازشده‌ی کسی را نمی‌توان گرفت، فاصله زیاد است و‌ کششِ ماهیچه‌ها ناکافی؛ استخوان مانع است‌. باید به تک دستِ گیرکرده میان دو سنگ تقریبا چسبیده به هم اکتفا کرد و بعد از ۱۲۷ ساعت زجر پیاپی، دست را با دندان‌ها برید و پایین دره افتاد و مرگ سریع را به زجرِ با غذای لاشخورها شدن ترجیح داد.
در هر صورت غذای لاشخورها خواهی‌ شد اما؛ صورت دوم مناسب‌تر است.
Forwarded from The Feelings
The Double Life of Veronique (1991) | #Movies 🥀
The Feelings
Photo
حرفم این است که هرچیزی را بیشتر از آن قدری که هست، یا لازم است باشد، سخت می‌کنی. حقایق زندگی ساده‌تر از این‌هایند. در آغاز، ما از همه‌چیز می‌ترسیدیم ـــ‌از هر حیوانی، از آب‌وهوا، از درخت‌، از آسمان شب‌ـــ از هرچیزی که بگویی، جز از هم. حالا فقط از هم می‌ترسیم و تقریباً هیچ‌چیز دیگری به وحشتمان نمی‌اندازد. هیچ‌کس نمی‌داند کی آن کار را چرا می‌کند. هیچ‌کس راستش را نمی‌گوید. هیچ‌کس خوشحال نیست. هیچ‌کس در امان نیست. وسطِ این‌همه غلطی که در دنیا هست، بدترین کاری که می‌شود کرد زنده ماندن است. همین دایلاماست که منجر می‌شود باور کنی و بچسبی به این دروغ که روحی داری و خدایی هست که سرنوشتِ روحت را به جایی‌ش بگیرد.


• «شانتارام» - گریگوری دیوید رابرتز
The Feelings
Angel on the Battlefield by Emanuel Gottleib (1864)
© August Malmström - Dancing Fairies, 1866.