فرهيختگان ،ياوران محيط زيست
Photo
دوستان همکاران ارجمند و همراهان گرامی شرف حضور دار در این شبکه اجتماعی ،
فرارسیدن شب یلدا، کهنترین آیین پاسداشت روشنایی، همدلی و امید در فرهنگ ایرانی را به شما عزیزانی که سالهاست در فضای مجازی برای اندیشیدن به دغدغههای مشترک گرد هم آمدهایم، صمیمانه تبریک عرض میکنم.یلدا، یادگار تمدنی است که در آن، پیوند انسان با طبیعت، احترام به چرخههای زیستمحیطی و باور به غلبه نور بر تاریکی جایگاهی بنیادین داشت. امروز که جهان با بحرانهای محیطزیستی، تغییرات اقلیمی و تهدیدهای جدی علیه زیستبوم مشترکمان روبهروست، این آیین باستانی بیش از هر زمان دیگری ما را به مسئولیتپذیری، میانهروی و مراقبت از زمین فرا میخواند.
در کنار این پیام طبیعتمحور، یلدا نماد همدلی، نوعدوستی و گردهمآیی انسانهاست،ارزشهایی که ما نیز در این سالها، در جمع مجازیمان، آن را بهخوبی تجربه کردهایم. باور داریم که جامعه جهانی تنها با صلح، گفتوگو، احترام متقابل و دوری از هرگونه خشونتطلبی میتواند به سوی آیندهای امنتر و انسانیتر حرکت کند.
در شرایط اقتصادی دشوار امروز، که بسیاری از اقشار آسیبپذیر با نگرانیهای جدی معیشتی روبهرو هستند، شایسته است که در کنار پاسداشت این آیین کهن، از نمایش سفرههای رنگین و تجملات غیرضروری در بستر شبکه های اجتماعی پرهیز کنیم، تا یادمان نرود که زیبایی یلدا در سادگی، همدلی و توجه به رنجهای یکدیگر است، نه در ظاهر پرزرقوبرق آن.
امید که این شب باستانی، برای همه ما یادآور مسئولیت مشترکمان در ساختن جهانی آرامتر، سبزتر و مهربانتر باشد، جهانی که در آن، همکاری و خرد جمعی جایگزین تفرقه و خشونت گردد.
یلدایتان پربرکت،
و مسیر همراهیمان روشن و پایدار.
«محمدفیضی»
فرارسیدن شب یلدا، کهنترین آیین پاسداشت روشنایی، همدلی و امید در فرهنگ ایرانی را به شما عزیزانی که سالهاست در فضای مجازی برای اندیشیدن به دغدغههای مشترک گرد هم آمدهایم، صمیمانه تبریک عرض میکنم.یلدا، یادگار تمدنی است که در آن، پیوند انسان با طبیعت، احترام به چرخههای زیستمحیطی و باور به غلبه نور بر تاریکی جایگاهی بنیادین داشت. امروز که جهان با بحرانهای محیطزیستی، تغییرات اقلیمی و تهدیدهای جدی علیه زیستبوم مشترکمان روبهروست، این آیین باستانی بیش از هر زمان دیگری ما را به مسئولیتپذیری، میانهروی و مراقبت از زمین فرا میخواند.
در کنار این پیام طبیعتمحور، یلدا نماد همدلی، نوعدوستی و گردهمآیی انسانهاست،ارزشهایی که ما نیز در این سالها، در جمع مجازیمان، آن را بهخوبی تجربه کردهایم. باور داریم که جامعه جهانی تنها با صلح، گفتوگو، احترام متقابل و دوری از هرگونه خشونتطلبی میتواند به سوی آیندهای امنتر و انسانیتر حرکت کند.
در شرایط اقتصادی دشوار امروز، که بسیاری از اقشار آسیبپذیر با نگرانیهای جدی معیشتی روبهرو هستند، شایسته است که در کنار پاسداشت این آیین کهن، از نمایش سفرههای رنگین و تجملات غیرضروری در بستر شبکه های اجتماعی پرهیز کنیم، تا یادمان نرود که زیبایی یلدا در سادگی، همدلی و توجه به رنجهای یکدیگر است، نه در ظاهر پرزرقوبرق آن.
امید که این شب باستانی، برای همه ما یادآور مسئولیت مشترکمان در ساختن جهانی آرامتر، سبزتر و مهربانتر باشد، جهانی که در آن، همکاری و خرد جمعی جایگزین تفرقه و خشونت گردد.
یلدایتان پربرکت،
و مسیر همراهیمان روشن و پایدار.
«محمدفیضی»
❤2
فرهيختگان ،ياوران محيط زيست
Photo
«نجات عروس زاگرس از چنگال بهرهکشی های مغایر با توسعه»
منابع طبیعی و محیط زیست استان ایلام و دیگر استانهای زاگرس نشین سالهاست که قربانی طرح ها و پروژه های بهره کشانه تخریب سرزمین شده اند، با کمال تأسف سودجویان و بهره کشان به بهانه های کذایی دعوت از سرمایه گذار، ایجاد اشتغال ناپایدار برای فریب افکار عمومی از این ترفندها استفاده می کنند، با توجه به این که حفاظت از محیط زیست ، منابع طبیعی و اندوخته های الهی عامل اصلی توسعه و ایجاد اشتغال می باشند.
ای زاگرس عزیز، ای مادر سرسبز سرزمین ما! تو که قرنها باشاخسارهای بلوطت، نفس زندگی را به دشتهای تشنه ایران بخشیدی، حالا زیر تیغ سودجویان زخمی و خونین شدهای. استان ایلام، این عروس زیبا و بکر زاگرس، با جنگلهای انبوه، چشمههای جوشان و کوههای استوارش، سالهاست که قربانی پروژههای ویرانگر شده است. به بهانه «سرمایهگذاری» و «اشتغال موقت»، سنگشکنها خاک تو را میشکافند، کورههای زغال درختان کهنسال را به خاکستر تبدیل میکنند، راهسازیهای بیضابطه قلب جنگل را میدرد و آتشسوزیهای پیدرپی، نفس تو را بند میآورد. اینها نه توسعهاند، نه پیشرفت؛اینها خیانت به میراث الهی و نسلهای آیندهاند!
تصاویر زیبایی خیرهکننده جنگلهای بلوط زاگرس و طبیعت بکر ایلام را نشان میدهند(تصویر فوق) میراثی که قلب هر ایرانی را به درد میآورد وقتی میبیند چگونه در حال نابودی است.
اما بیایید علمی و منطقی سخن بگوییم: جنگلهای زاگرس، با بیش از ۵-۶ میلیون هکتار وسعت( خاک باقی مانده نه دیگر جنگل انبوه ) ، حدود ۴۰ درصد جنگلهای ایران را تشکیل میدهند و وسیعترین رویشگاه گونههای بلوط هستند. این اکوسیستم حیاتی، خدمات ارزنده فراوانی بینهایت ارزشمندی ارائه میدهد که در این شرایط رو به بحران سرزمین باید آنها دیده شوند:
۱-حفاظت از خاک و آب: ریشههای بلوطها خاک را تثبیت کرده، از فرسایش جلوگیری میکنند و منبع اصلی تغذیه رودخانههای بزرگ مانند کارون، دز و کرخه هستند. تخریب آنها مستقیماً به سیلهای ویرانگر، ریزگردها و خشکسالی و ده ها مشکل منجر میشود.
۲-تنوع زیستی: خانه هزاران گونه گیاهی و جانوری منحصربهفرد، از جمله گونههای در خطر انقراض.
۳-تنظیم اقلیم: جنگلهای زاگرس مانع بیابانزایی شده و اکسیژن تولید میکنند.
در استان ایلام و دیگر استانهای زاگرسنشین (لرستان، کرمانشاه، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد)، پروژههایی مانند معادن سنگ، کارخانههای سیمان، زغالگیری غیرمجاز و راهسازیهای غیراصولی، آلودگی آب، هوا و خاک ایجاد کردهاند. آتشسوزیها (که بیش از ۹۵ درصد آنها انسانیاند) سالانه صدها هکتار را نابود میکنند و برداشت بیرویه، تعادل زیستی را بر هم زده است.
تصاویر تلخ تغییر کاربریها، طرح و پروژه های تخریب کننده در حوضه های آبخیز تأمین کننده آب شرب وکشاورزی ، واقعیت آتشسوزیها و تخریب در زاگرس نشان میدهند فاجعهای که اگر ادامه یابد، برگشتناپذیر خواهد بود.حقیقت علمی این است که «حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی، کلید واقعی توسعه پایدار و اشتغال پایدار و محرومین زدایی است». طرح ها و پروژه های تخریبی برای ایجاد اشتغال موقت با توسعه معادن و پروژههای مخرب، نه تنها ناپایدار است، بلکه با نابودی منابع، آینده را تباه میکند. کسانی که خواهان توسعه واقعی و ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان هستند به این راهکارهای اجرایی کم هزینه بجای طرح ها و پروژه های تخریب کننده در استانهای زاگرس نشین بویژه ایلام عروس زاگرس عنایت داشته باشند :
💥-اکوتوریسم کنترلشده میتواند هزاران شغل پایدار ایجاد کند.
💥-محصولات جنگلی پایدار (مانند کشت گیاهان دارویی، توسعه حرفه زنبور داری برای تولید عسل طبیعی، آبزی پروری، دامداریها صنعتی پرورش دام سبک وسنگین،….) و معیشتهای جایگزین، درآمد دائمی برای جوامع محلی فراهم میآورد.
💥-جنگلداری اجتماعی و مشارکت مردم، بهترین راه حفظ این سرمایه الهی است.
توسعه بدون محیط زیست، خسارت محض است! ما نمیتوانیم میراث اجدادیمان را به بهانههای کذایی قربانی کنیم. زمان آن رسیده که صدایمان را بلند کنیم: نه به پروژههای بهرهکشانه! بله به حفاظت مشارکتی، ارزیابی دقیق زیستمحیطی و سرمایهگذاری واقعی در گردشگری سبز و کشاورزی پایدار.
ایلام و زاگرس، شایسته زندگیاند، نه مرگ تدریجی. بیایید دست در دست هم، این مادر مهربان را نجات دهیم «برای خودمان، برای فرزندانمان و برای ایران مقتدر و سرسبز همیشگی نعمتی که خدا به استانهای زاگرس نشین بویژه ایلام داده است قدرش بدانیم ».
«محمد فیضی»
منابع طبیعی و محیط زیست استان ایلام و دیگر استانهای زاگرس نشین سالهاست که قربانی طرح ها و پروژه های بهره کشانه تخریب سرزمین شده اند، با کمال تأسف سودجویان و بهره کشان به بهانه های کذایی دعوت از سرمایه گذار، ایجاد اشتغال ناپایدار برای فریب افکار عمومی از این ترفندها استفاده می کنند، با توجه به این که حفاظت از محیط زیست ، منابع طبیعی و اندوخته های الهی عامل اصلی توسعه و ایجاد اشتغال می باشند.
ای زاگرس عزیز، ای مادر سرسبز سرزمین ما! تو که قرنها باشاخسارهای بلوطت، نفس زندگی را به دشتهای تشنه ایران بخشیدی، حالا زیر تیغ سودجویان زخمی و خونین شدهای. استان ایلام، این عروس زیبا و بکر زاگرس، با جنگلهای انبوه، چشمههای جوشان و کوههای استوارش، سالهاست که قربانی پروژههای ویرانگر شده است. به بهانه «سرمایهگذاری» و «اشتغال موقت»، سنگشکنها خاک تو را میشکافند، کورههای زغال درختان کهنسال را به خاکستر تبدیل میکنند، راهسازیهای بیضابطه قلب جنگل را میدرد و آتشسوزیهای پیدرپی، نفس تو را بند میآورد. اینها نه توسعهاند، نه پیشرفت؛اینها خیانت به میراث الهی و نسلهای آیندهاند!
تصاویر زیبایی خیرهکننده جنگلهای بلوط زاگرس و طبیعت بکر ایلام را نشان میدهند(تصویر فوق) میراثی که قلب هر ایرانی را به درد میآورد وقتی میبیند چگونه در حال نابودی است.
اما بیایید علمی و منطقی سخن بگوییم: جنگلهای زاگرس، با بیش از ۵-۶ میلیون هکتار وسعت( خاک باقی مانده نه دیگر جنگل انبوه ) ، حدود ۴۰ درصد جنگلهای ایران را تشکیل میدهند و وسیعترین رویشگاه گونههای بلوط هستند. این اکوسیستم حیاتی، خدمات ارزنده فراوانی بینهایت ارزشمندی ارائه میدهد که در این شرایط رو به بحران سرزمین باید آنها دیده شوند:
۱-حفاظت از خاک و آب: ریشههای بلوطها خاک را تثبیت کرده، از فرسایش جلوگیری میکنند و منبع اصلی تغذیه رودخانههای بزرگ مانند کارون، دز و کرخه هستند. تخریب آنها مستقیماً به سیلهای ویرانگر، ریزگردها و خشکسالی و ده ها مشکل منجر میشود.
۲-تنوع زیستی: خانه هزاران گونه گیاهی و جانوری منحصربهفرد، از جمله گونههای در خطر انقراض.
۳-تنظیم اقلیم: جنگلهای زاگرس مانع بیابانزایی شده و اکسیژن تولید میکنند.
در استان ایلام و دیگر استانهای زاگرسنشین (لرستان، کرمانشاه، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد)، پروژههایی مانند معادن سنگ، کارخانههای سیمان، زغالگیری غیرمجاز و راهسازیهای غیراصولی، آلودگی آب، هوا و خاک ایجاد کردهاند. آتشسوزیها (که بیش از ۹۵ درصد آنها انسانیاند) سالانه صدها هکتار را نابود میکنند و برداشت بیرویه، تعادل زیستی را بر هم زده است.
تصاویر تلخ تغییر کاربریها، طرح و پروژه های تخریب کننده در حوضه های آبخیز تأمین کننده آب شرب وکشاورزی ، واقعیت آتشسوزیها و تخریب در زاگرس نشان میدهند فاجعهای که اگر ادامه یابد، برگشتناپذیر خواهد بود.حقیقت علمی این است که «حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی، کلید واقعی توسعه پایدار و اشتغال پایدار و محرومین زدایی است». طرح ها و پروژه های تخریبی برای ایجاد اشتغال موقت با توسعه معادن و پروژههای مخرب، نه تنها ناپایدار است، بلکه با نابودی منابع، آینده را تباه میکند. کسانی که خواهان توسعه واقعی و ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان هستند به این راهکارهای اجرایی کم هزینه بجای طرح ها و پروژه های تخریب کننده در استانهای زاگرس نشین بویژه ایلام عروس زاگرس عنایت داشته باشند :
💥-اکوتوریسم کنترلشده میتواند هزاران شغل پایدار ایجاد کند.
💥-محصولات جنگلی پایدار (مانند کشت گیاهان دارویی، توسعه حرفه زنبور داری برای تولید عسل طبیعی، آبزی پروری، دامداریها صنعتی پرورش دام سبک وسنگین،….) و معیشتهای جایگزین، درآمد دائمی برای جوامع محلی فراهم میآورد.
💥-جنگلداری اجتماعی و مشارکت مردم، بهترین راه حفظ این سرمایه الهی است.
توسعه بدون محیط زیست، خسارت محض است! ما نمیتوانیم میراث اجدادیمان را به بهانههای کذایی قربانی کنیم. زمان آن رسیده که صدایمان را بلند کنیم: نه به پروژههای بهرهکشانه! بله به حفاظت مشارکتی، ارزیابی دقیق زیستمحیطی و سرمایهگذاری واقعی در گردشگری سبز و کشاورزی پایدار.
ایلام و زاگرس، شایسته زندگیاند، نه مرگ تدریجی. بیایید دست در دست هم، این مادر مهربان را نجات دهیم «برای خودمان، برای فرزندانمان و برای ایران مقتدر و سرسبز همیشگی نعمتی که خدا به استانهای زاگرس نشین بویژه ایلام داده است قدرش بدانیم ».
«محمد فیضی»
Forwarded from ایسنا ایلام
ضرورت نجات عروس زاگرس از چنگال بهرهکشیهای مغایر با توسعه/توسعه بدون محیط زیست، خسارت محض
🔷دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: عروس زاگرس، با جنگلهای انبوه و چشمههای جوشان، امروز قربانی سودجوییهایی شده که آینده نسلهای بعدی را تهدید میکند.
isna.ir/xdVGKV
@isnailam24
🔷دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: عروس زاگرس، با جنگلهای انبوه و چشمههای جوشان، امروز قربانی سودجوییهایی شده که آینده نسلهای بعدی را تهدید میکند.
isna.ir/xdVGKV
@isnailam24
«ابتکار جدید سازمان جهانی بهداشت ، طب سنتی زیر ذربین هوش مصنوعی »
برای میلیونها نفر در جهان، درمان فقط به معنای مراجعه به بیمارستان یا مصرف داروهای شیمیایی نیست؛ از دمنوشهای گیاهی گرفته تا طب سوزنی، یوگا و نسخههایی که نسل به نسل منتقل شدهاند، پزشکی سنتی هنوز بخشی از زندگی روزمره است. حالا سازمان جهانی بهداشت میگوید زمان آن رسیده که این میراث کهن، نه با تردید یا شیفتگی کورکورانه، بلکه با ابزارهای علم امروزی، از جمله هوش مصنوعی، دوباره بررسی شود.این هفته در دهلی نو، سازمان جهانی بهداشت نشستی را برگزار میکند که هدفش دقیقاً همین است: ساختن پلی میان گذشته و آینده. تدروس گبریسوس، مدیرکل این سازمان میگوید پزشکی سنتی «چیزی متعلق به گذشته نیست» و تقاضا برای آن در فرهنگها و جوامع مختلف رو به افزایش است. از نگاه او، فناوریهای نو میتوانند کمک کنند تا روشهایی که قرنها مورد استفاده بودهاند، از نظر ایمنی و اثربخشی با معیارهای علمی سنجیده شوند.
واقعیت این است که برای بخش بزرگی از جمعیت جهان، بهویژه در کشورهایکمبرخوردار، درمانهای سنتی نزدیکترین یا تنها گزینهٔ در دسترساند.
رئیس مرکز جهانی پزشکی سنتی سازمان جهانی بهداشت، میگوید در بسیاری از کشورها، اکثریت مردم به نوعی از این روشها استفاده میکنند. او در عین حال تأکید میکند که همهٔ این درمانها بیخطر یا مؤثر نیستند و برخی حتی به تخریب محیط زیست و قاچاق گونههای در خطر انقراض دامن زدهاند. به همین دلیل، سازمان جهانی بهداشت به دنبال «ادغام مسئولانه» این شیوهها در نظام سلامت است.در این میان، هوش مصنوعی نقشی کلیدی پیدا کرده است. از غربال میلیونها ترکیب گیاهی برای یافتن مواد مؤثر گرفته تا بررسی برهمکنشهای دارویی و حتی تحلیل اثر مراقبه (مدیتیشن) یا طب سوزنی بر مغز، ابزارهایی در دسترس قرار گرفتهاند که پیشتر تصورشان دشوار بود.
سازمان جهانی بهداشت همزمان از یک کتابخانه دیجیتال عظیم با بیش از یک و نیم میلیون مدرک علمی رونمایی میکند تا دانستههای پراکنده دربارهٔ پزشکی سنتی در یک چارچوب علمی گردآوری شود.هنوز در خبرها مشخص نشده که آیا طب سنتی خاورمیانه و ازجمله متنهای قدیمی پرشمار فارسی و عربی در مورد گیاهان دارویی و «خاصیتهایی» که برای آنها در این متون برشمرده شده، جزئی از این بررسی علمی تازه با هوش مصنوعی خواهد بود یا نه.برای طرفداران این رویکرد تازه، مسئله، انتخاب میان سنت و علم نیست، بلکه یافتن راهی است برای گفتوگوی این دو. همانطور که تاریخ نشان داده، بسیاری از داروهای امروزی ریشه در طبیعت و دانش کهن دارند. حالا پرسش این است که آیا فناوریهای نو میتوانند این دانش قدیمی را پالایش کنند و آن را به شکلی ایمن و قابل اعتماد به آینده ببرند، یا نه. وقتی آیندهٔ پزشکی از راه میرسدهمزمان با تلاش سازمان جهانی بهداشت برای نگاه دوباره به پزشکی سنتی با کمک هوش مصنوعی، چشمانداز کلی درمان هم در حال تغییر است.بسیاری از پیشبینیها برای سالهای پیش رو میگویند که فناوری دیگر در مرحلهٔ نمایش و شعار نیست، بلکه قرار است در زندگی واقعی و درمان بیماران خودش را ثابت کند.در پشت صحنهٔ این تغییر، ابزارهایی قرار دارند که کار پژوهشگران را سریعتر و دقیقتر میکنند. رایانهها امروز میتوانند در زمانی کوتاه، حجم عظیمی از دادهها را بررسی کنند؛ کاری که پیشتر شاید سالها طول میکشید. هوش مصنوعی هم دیگر فقط «حرف نمیزند»، بلکه به دانشمندان کمک میکند گزینههای نادرست را کنار بگذارند و زودتر به راهحلهای مؤثر برسند.
در پزشکی، این یعنی شانس بیشتر برای درمان بیماریهایی که تا همین اواخر دستنیافتنی به نظر میرسیدند. پژوهشگران حالا میتوانند پیش از شروع آزمایشهای پرهزینه، حدس بزنند کدام داروها امید بیشتری دارند و کدام مسیرها به بنبست میرسند.البته در کنار این پیشرفتها، نگرانیهایی هم هست و دانشمندان میخواهند بدانند این ابزارهای هوش مصنوعی دقیقاً بر چه اساسی تصمیم میگیرند.نمونهای از این تغییر را میتوان در یک پژوهش تازه دید که نتیجه آن ۲۶ آذرماه منتشر شد؛ جایی که گروهی از دانشمندان نشان دادهاند با پیدا کردن تنها یک نقطهٔ حساس در ساختار ویروس تبخال، میتوان جلوی ورود آن به سلولهای بدن را گرفت. آنها با کمک رایانهها کاری را انجام دادند که با روشهای قدیمی شاید سالها زمان میبُرد.در همین مسیر، پژوهشگران دانشکدهٔ پزشکی آیکان در «مانت ساینای» نیویورک یک مدل هوش مصنوعی ساختهاند که به پزشکان کمک میکند معنای تغییرات ژنتیکی را سادهتر و سریعتر بفهمند.این ابزار، که «فایلوپی-۳دی» نام دارد، فقط تشخیص نمیدهد یک جهش ژنی زیانآور است یا نه، بلکه نشان میدهد احتمالاً به چه نوع بیماریای، مانند سرطان یا اختلالات عصبی، مربوط میشود.
برای میلیونها نفر در جهان، درمان فقط به معنای مراجعه به بیمارستان یا مصرف داروهای شیمیایی نیست؛ از دمنوشهای گیاهی گرفته تا طب سوزنی، یوگا و نسخههایی که نسل به نسل منتقل شدهاند، پزشکی سنتی هنوز بخشی از زندگی روزمره است. حالا سازمان جهانی بهداشت میگوید زمان آن رسیده که این میراث کهن، نه با تردید یا شیفتگی کورکورانه، بلکه با ابزارهای علم امروزی، از جمله هوش مصنوعی، دوباره بررسی شود.این هفته در دهلی نو، سازمان جهانی بهداشت نشستی را برگزار میکند که هدفش دقیقاً همین است: ساختن پلی میان گذشته و آینده. تدروس گبریسوس، مدیرکل این سازمان میگوید پزشکی سنتی «چیزی متعلق به گذشته نیست» و تقاضا برای آن در فرهنگها و جوامع مختلف رو به افزایش است. از نگاه او، فناوریهای نو میتوانند کمک کنند تا روشهایی که قرنها مورد استفاده بودهاند، از نظر ایمنی و اثربخشی با معیارهای علمی سنجیده شوند.
واقعیت این است که برای بخش بزرگی از جمعیت جهان، بهویژه در کشورهایکمبرخوردار، درمانهای سنتی نزدیکترین یا تنها گزینهٔ در دسترساند.
رئیس مرکز جهانی پزشکی سنتی سازمان جهانی بهداشت، میگوید در بسیاری از کشورها، اکثریت مردم به نوعی از این روشها استفاده میکنند. او در عین حال تأکید میکند که همهٔ این درمانها بیخطر یا مؤثر نیستند و برخی حتی به تخریب محیط زیست و قاچاق گونههای در خطر انقراض دامن زدهاند. به همین دلیل، سازمان جهانی بهداشت به دنبال «ادغام مسئولانه» این شیوهها در نظام سلامت است.در این میان، هوش مصنوعی نقشی کلیدی پیدا کرده است. از غربال میلیونها ترکیب گیاهی برای یافتن مواد مؤثر گرفته تا بررسی برهمکنشهای دارویی و حتی تحلیل اثر مراقبه (مدیتیشن) یا طب سوزنی بر مغز، ابزارهایی در دسترس قرار گرفتهاند که پیشتر تصورشان دشوار بود.
سازمان جهانی بهداشت همزمان از یک کتابخانه دیجیتال عظیم با بیش از یک و نیم میلیون مدرک علمی رونمایی میکند تا دانستههای پراکنده دربارهٔ پزشکی سنتی در یک چارچوب علمی گردآوری شود.هنوز در خبرها مشخص نشده که آیا طب سنتی خاورمیانه و ازجمله متنهای قدیمی پرشمار فارسی و عربی در مورد گیاهان دارویی و «خاصیتهایی» که برای آنها در این متون برشمرده شده، جزئی از این بررسی علمی تازه با هوش مصنوعی خواهد بود یا نه.برای طرفداران این رویکرد تازه، مسئله، انتخاب میان سنت و علم نیست، بلکه یافتن راهی است برای گفتوگوی این دو. همانطور که تاریخ نشان داده، بسیاری از داروهای امروزی ریشه در طبیعت و دانش کهن دارند. حالا پرسش این است که آیا فناوریهای نو میتوانند این دانش قدیمی را پالایش کنند و آن را به شکلی ایمن و قابل اعتماد به آینده ببرند، یا نه. وقتی آیندهٔ پزشکی از راه میرسدهمزمان با تلاش سازمان جهانی بهداشت برای نگاه دوباره به پزشکی سنتی با کمک هوش مصنوعی، چشمانداز کلی درمان هم در حال تغییر است.بسیاری از پیشبینیها برای سالهای پیش رو میگویند که فناوری دیگر در مرحلهٔ نمایش و شعار نیست، بلکه قرار است در زندگی واقعی و درمان بیماران خودش را ثابت کند.در پشت صحنهٔ این تغییر، ابزارهایی قرار دارند که کار پژوهشگران را سریعتر و دقیقتر میکنند. رایانهها امروز میتوانند در زمانی کوتاه، حجم عظیمی از دادهها را بررسی کنند؛ کاری که پیشتر شاید سالها طول میکشید. هوش مصنوعی هم دیگر فقط «حرف نمیزند»، بلکه به دانشمندان کمک میکند گزینههای نادرست را کنار بگذارند و زودتر به راهحلهای مؤثر برسند.
در پزشکی، این یعنی شانس بیشتر برای درمان بیماریهایی که تا همین اواخر دستنیافتنی به نظر میرسیدند. پژوهشگران حالا میتوانند پیش از شروع آزمایشهای پرهزینه، حدس بزنند کدام داروها امید بیشتری دارند و کدام مسیرها به بنبست میرسند.البته در کنار این پیشرفتها، نگرانیهایی هم هست و دانشمندان میخواهند بدانند این ابزارهای هوش مصنوعی دقیقاً بر چه اساسی تصمیم میگیرند.نمونهای از این تغییر را میتوان در یک پژوهش تازه دید که نتیجه آن ۲۶ آذرماه منتشر شد؛ جایی که گروهی از دانشمندان نشان دادهاند با پیدا کردن تنها یک نقطهٔ حساس در ساختار ویروس تبخال، میتوان جلوی ورود آن به سلولهای بدن را گرفت. آنها با کمک رایانهها کاری را انجام دادند که با روشهای قدیمی شاید سالها زمان میبُرد.در همین مسیر، پژوهشگران دانشکدهٔ پزشکی آیکان در «مانت ساینای» نیویورک یک مدل هوش مصنوعی ساختهاند که به پزشکان کمک میکند معنای تغییرات ژنتیکی را سادهتر و سریعتر بفهمند.این ابزار، که «فایلوپی-۳دی» نام دارد، فقط تشخیص نمیدهد یک جهش ژنی زیانآور است یا نه، بلکه نشان میدهد احتمالاً به چه نوع بیماریای، مانند سرطان یا اختلالات عصبی، مربوط میشود.
به این ترتیب، پزشکان میتوانند از میان حجم زیادی از دادههای ژنتیکی، زودتر به سرنخهای مهم برسند و درمان مناسبتری انتخاب کنند؛ گامی دیگر به سوی پزشکی دقیقتر و شخصیتر.از کنار هم گذاشتن این نشانهها میشود فهمید که پزشکی در حال ورود به دورهای تازه است؛ دورهای که در آن، تجربههای قدیمی و ابزارهای نو کنار هم قرار میگیرند تا درمان سادهتر، سریعتر و شاید انسانیتر شود.
منابع: خبرگزاری فرانسه، مجله تایم، Drug Target Review، rdworldonline، خبرگزاری آناتولی، مؤسسه icahn.
منابع: خبرگزاری فرانسه، مجله تایم، Drug Target Review، rdworldonline، خبرگزاری آناتولی، مؤسسه icahn.
فرهيختگان ،ياوران محيط زيست
Video
«صاحبان فکر و اندیشه توسعه پایدار چگونه بیابانها را آباد ، در مقابل افکار ضد توسعه با تخریب جنگل و مرتع ،خشکاندن تالاب و رودخانه بیابان زایی را ترویج می نمایند،تفاوت نگرش مدیریتی تا کجا؟»
در این کلیپ مشاهده می شود چگونه از ظرفیت بیابان برای مقابله با بیابان زایی استفاده می شوددر این روش در کشور های توسعه یافته انسانها برای جلوگیری از گسترش بیابان زایی از آن استفاده می کنندمانع از پیشرفت بیابان می شوند. به این تکنیک «موانع شبکهای شن» گفته میشود و آنها با استفاده از خودِ بیابان با بیابان میجنگند.در مناطقی که زمین به دریایی بیپایان از شن تبدیل شده، مردم کیسههای پارچهای بلند را با شن پر میکنند و آنها را به شکل یک شبکهٔ منظم روی زمین میچینند. در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما این شبکه مثل یک دیوار نامرئی عمل میکند« سرعت تندبادها را کند و شنهای روان مهار می گردند.با این کار خردمندانه بعد از آن، اتفاقی شگفتانگیز میافتد. رطوبت مدت بیشتری در خاک میماند، اول پوشش علفها شروع به رشد میکنند، سپس پوشش های بوتهها و در نهایت حتی درختان سازگار با اقلیم بیابان رشد می کنند.
این دیدگاه بیابان را احیا، سر سبز می نمایند.در مقابل افکار ضد توسعه ای جنگلها و مراتع زیبا با قدمت میلیونها ساله سرزمینی را به نام توسعه و اشتغال دروغین، و ترویج سبک زندگی های منسوخ شده (رمه گردانی )تخریب می نمایند و زمینه ساز انواع بحران ها شده اند. از روی همین عملکرد متولیان یک کشور می توان پی برد کشوری به سوی توسعه پیش می رود یا خیر !!!!!
در این کلیپ مشاهده می شود چگونه از ظرفیت بیابان برای مقابله با بیابان زایی استفاده می شوددر این روش در کشور های توسعه یافته انسانها برای جلوگیری از گسترش بیابان زایی از آن استفاده می کنندمانع از پیشرفت بیابان می شوند. به این تکنیک «موانع شبکهای شن» گفته میشود و آنها با استفاده از خودِ بیابان با بیابان میجنگند.در مناطقی که زمین به دریایی بیپایان از شن تبدیل شده، مردم کیسههای پارچهای بلند را با شن پر میکنند و آنها را به شکل یک شبکهٔ منظم روی زمین میچینند. در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما این شبکه مثل یک دیوار نامرئی عمل میکند« سرعت تندبادها را کند و شنهای روان مهار می گردند.با این کار خردمندانه بعد از آن، اتفاقی شگفتانگیز میافتد. رطوبت مدت بیشتری در خاک میماند، اول پوشش علفها شروع به رشد میکنند، سپس پوشش های بوتهها و در نهایت حتی درختان سازگار با اقلیم بیابان رشد می کنند.
این دیدگاه بیابان را احیا، سر سبز می نمایند.در مقابل افکار ضد توسعه ای جنگلها و مراتع زیبا با قدمت میلیونها ساله سرزمینی را به نام توسعه و اشتغال دروغین، و ترویج سبک زندگی های منسوخ شده (رمه گردانی )تخریب می نمایند و زمینه ساز انواع بحران ها شده اند. از روی همین عملکرد متولیان یک کشور می توان پی برد کشوری به سوی توسعه پیش می رود یا خیر !!!!!
«نقش ائمه جمعه، فرمانداران ، رؤسای دادگستری شهرستانها به عنوان نمایندگان بخش های مختلف حاکمیتی در جلوگیری و ایجاد بحران های مختلف حوزه مدیریتی»
در پی حوادث اخیر در استانمان بر آن شدیم که بصورت «علمی تحلیلی و مصداقی »به اهمیت و نقش کلیدی نمایندگان سه بخش تصمیم گیرو ناظر حاکمیتی در جلوگیری یا ایجاد بحران پرداخته شودتا نهادهای متولی بالادستی در انتصابات و تغییر تحولات در این بخش ها عنایت خاص و مردم نیز به عنوان ولی نعمتان با شناخت بیشتر از حوزه مدیریتی نمایندگان دستگاهها پیگیر حقوق شهروندی خویش از سطوح بالای تصمیم گیری باشند.در نظام سیاسی، اداری جمهوری اسلامی ایران، ائمه جمعه (به عنوان نمایندگان ولی فقیه)، فرمانداران (نمایندگان قوه مجریه و وزارت کشور) و رؤسای دادگستری یا دادستانها (نمایندگان قوه قضائیه) در سطح شهرستان، سه رکن کلیدی حاکمیتی را تشکیل میدهند. این ساختارها بر پایه اصل هماهنگی قوا و ولایت فقیه طراحی شده و هدف آن ایجاد انسجام در مدیریت محلی است. از منظر علمی، مدیریت بحران بر اساس مدلهای استاندارد (مانند مدل چهار مرحلهای : پیشگیری، آمادگی، پاسخ و بازسازی) بررسی میشود که تأکید بر هماهنگی بینسازمانی، رهبری محلی و پیشگیری دارد. در کشور ما، این نقشها عمدتاً از طریق دو نهاد کلیدی عملیاتی میشوند: «ستاد مدیریت بحران شهرستان» (برای بحرانهای طبیعی و فنی) و «شورای تأمین شهرستان» (برای بحرانهای اجتماعی و امنیتی).
✅-نقش قانونی و ساختاری هرکدام از نمایندگان بخش های حاکمیتی
۱-فرماندار: طبق ماده ۱۰ قانون مدیریت بحران کشور (مصوب ۱۳۹۸)، رئیس ستاد مدیریت بحران شهرستان است. این ستاد با عضویت مدیران دستگاههای اجرایی محلی و سایر نهادهای مرتبط (به تشخیص فرماندار) تشکیل میشود. فرماندار مسئولیت هماهنگی اجرایی، تخصیص منابع و فرماندهی عملیات پاسخ را بر عهده دارد.
۲- رئیس دادگستری/دادستان شهرستان: به طور مستقیم در ترکیب ستاد مدیریت بحران ذکر نشده، اما در شورای تأمین شهرستان (که برای مسائل امنیتی و اجتماعی کلیدی است) حضور دارد. نقش قضایی آن شامل پیشگیری از جرم، پیگیری تخلفات و حمایت حقوقی از تصمیمات ستاد است.
۳-امام جمعه شهرستان : مستقیماً در قوانین مدیریت بحران ذکر نشده، اما در عمل به عنوان نماینده ولی فقیه، اغلب در جلسات ستاد بحران و شورای تأمین دعوت میشود. نقش آن بیشتر فرهنگی-اجتماعی است و بر ایجاد وحدت و تبیین مسائل تمرکز دارد.
این ساختار بر پایه نظریه «حکمرانی شبکهای» عمل میکند که در آن نمایندگان ارکان مختلف حاکمیت برای کاهش خطر و افزایش تابآوری همکاری میکنند.
✅-نقش سه نماینده تصمیم گیر حاکمیتی در جلوگیری از بحرانها
این سه نهاد میتوانند با هماهنگی، بحرانها را در مراحل پیشگیری و آمادگی مدیریت کنند:
💥-پیشگیری اجتماعی-امنیتی: شورای تأمین شهرستان (به ریاست فرماندار، با حضور دادستان و اغلب امام جمعه) مسئول شناسایی تهدیدات اجتماعی (مانند اعتراضات یا تنشهای قومی) است. امام جمعه از طریق خطبههای نماز جمعه میتواند به آگاهیبخشی، کاهش شایعات و تقویت انسجام اجتماعی کمک کند. فرماندار هماهنگی اجرایی را بر عهده دارد و رئیس دادگستری با اقدامات قضایی پیشگیرانه (مانند میانجیگری در اختلافات) عمل میکند.
💥-پیشگیری از بحرانهای طبیعی: ستاد مدیریت بحران شهرستان بر برنامهریزی (مانند لایروبی رودخانهها یا آموزش عمومی) تمرکز دارد. فرماندار رهبری میکند و سایرین حمایت میکنند.
✅-تحلیل علمی نقش هرکدام از نمایندگان : مطالعات مدیریت بحران نشان میدهد که رهبری محلی مؤثر تا ۷۰% موفقیت پیشگیری را تعیین میکند (بر اساس گزارشهای UNDP). در کشورما، این هماهنگی میتواند تابآوری اجتماعی را افزایش دهد.
✅-نقش احتمالی در ایجاد یا تشدید بحرانها
از منظر انتقادی (بر اساس نظریه «ناکارآمدی نهادی» در علوم سیاسی)، سوءعملکرد یا تصمیمات ناهماهنگ میتواند مواردی در حوزه مسئولیت هرکدام مانندموارد زیر ایجاد کند :
۱-ناکارآمدی اجرایی: تأخیر فرماندار در تخصیص منابع یا عدم هماهنگی میتواند بحران طبیعی را تشدید کند.
۲-تنشهای ایدئولوژیک: اگر خطبههای امام جمعه بیش از حد سیاسی یا تقابلی باشد، میتواند polarize جامعه کرده و تنش اجتماعی ایجاد کند.
۳-رویکرد قضایی سختگیرانه: تصمیمات رئیس دادگستری که بدون توجه به زمینه اجتماعی باشد، میتواند اعتراضات را به بحران تبدیل کند.
💠-تحلیل علمی: براساس نظریه بحران ، عدم اعتماد عمومی به نهادها عامل تشدید است. اگر این نمایندگان به عنوان «نماد حاکمیت» دیده شوند و عملکرد ضعیفی داشته باشند، بحران افزایش مییابد.
✅- مصداقهای موردی موفق در جلوگیری از بحران
:
در پی حوادث اخیر در استانمان بر آن شدیم که بصورت «علمی تحلیلی و مصداقی »به اهمیت و نقش کلیدی نمایندگان سه بخش تصمیم گیرو ناظر حاکمیتی در جلوگیری یا ایجاد بحران پرداخته شودتا نهادهای متولی بالادستی در انتصابات و تغییر تحولات در این بخش ها عنایت خاص و مردم نیز به عنوان ولی نعمتان با شناخت بیشتر از حوزه مدیریتی نمایندگان دستگاهها پیگیر حقوق شهروندی خویش از سطوح بالای تصمیم گیری باشند.در نظام سیاسی، اداری جمهوری اسلامی ایران، ائمه جمعه (به عنوان نمایندگان ولی فقیه)، فرمانداران (نمایندگان قوه مجریه و وزارت کشور) و رؤسای دادگستری یا دادستانها (نمایندگان قوه قضائیه) در سطح شهرستان، سه رکن کلیدی حاکمیتی را تشکیل میدهند. این ساختارها بر پایه اصل هماهنگی قوا و ولایت فقیه طراحی شده و هدف آن ایجاد انسجام در مدیریت محلی است. از منظر علمی، مدیریت بحران بر اساس مدلهای استاندارد (مانند مدل چهار مرحلهای : پیشگیری، آمادگی، پاسخ و بازسازی) بررسی میشود که تأکید بر هماهنگی بینسازمانی، رهبری محلی و پیشگیری دارد. در کشور ما، این نقشها عمدتاً از طریق دو نهاد کلیدی عملیاتی میشوند: «ستاد مدیریت بحران شهرستان» (برای بحرانهای طبیعی و فنی) و «شورای تأمین شهرستان» (برای بحرانهای اجتماعی و امنیتی).
✅-نقش قانونی و ساختاری هرکدام از نمایندگان بخش های حاکمیتی
۱-فرماندار: طبق ماده ۱۰ قانون مدیریت بحران کشور (مصوب ۱۳۹۸)، رئیس ستاد مدیریت بحران شهرستان است. این ستاد با عضویت مدیران دستگاههای اجرایی محلی و سایر نهادهای مرتبط (به تشخیص فرماندار) تشکیل میشود. فرماندار مسئولیت هماهنگی اجرایی، تخصیص منابع و فرماندهی عملیات پاسخ را بر عهده دارد.
۲- رئیس دادگستری/دادستان شهرستان: به طور مستقیم در ترکیب ستاد مدیریت بحران ذکر نشده، اما در شورای تأمین شهرستان (که برای مسائل امنیتی و اجتماعی کلیدی است) حضور دارد. نقش قضایی آن شامل پیشگیری از جرم، پیگیری تخلفات و حمایت حقوقی از تصمیمات ستاد است.
۳-امام جمعه شهرستان : مستقیماً در قوانین مدیریت بحران ذکر نشده، اما در عمل به عنوان نماینده ولی فقیه، اغلب در جلسات ستاد بحران و شورای تأمین دعوت میشود. نقش آن بیشتر فرهنگی-اجتماعی است و بر ایجاد وحدت و تبیین مسائل تمرکز دارد.
این ساختار بر پایه نظریه «حکمرانی شبکهای» عمل میکند که در آن نمایندگان ارکان مختلف حاکمیت برای کاهش خطر و افزایش تابآوری همکاری میکنند.
✅-نقش سه نماینده تصمیم گیر حاکمیتی در جلوگیری از بحرانها
این سه نهاد میتوانند با هماهنگی، بحرانها را در مراحل پیشگیری و آمادگی مدیریت کنند:
💥-پیشگیری اجتماعی-امنیتی: شورای تأمین شهرستان (به ریاست فرماندار، با حضور دادستان و اغلب امام جمعه) مسئول شناسایی تهدیدات اجتماعی (مانند اعتراضات یا تنشهای قومی) است. امام جمعه از طریق خطبههای نماز جمعه میتواند به آگاهیبخشی، کاهش شایعات و تقویت انسجام اجتماعی کمک کند. فرماندار هماهنگی اجرایی را بر عهده دارد و رئیس دادگستری با اقدامات قضایی پیشگیرانه (مانند میانجیگری در اختلافات) عمل میکند.
💥-پیشگیری از بحرانهای طبیعی: ستاد مدیریت بحران شهرستان بر برنامهریزی (مانند لایروبی رودخانهها یا آموزش عمومی) تمرکز دارد. فرماندار رهبری میکند و سایرین حمایت میکنند.
✅-تحلیل علمی نقش هرکدام از نمایندگان : مطالعات مدیریت بحران نشان میدهد که رهبری محلی مؤثر تا ۷۰% موفقیت پیشگیری را تعیین میکند (بر اساس گزارشهای UNDP). در کشورما، این هماهنگی میتواند تابآوری اجتماعی را افزایش دهد.
✅-نقش احتمالی در ایجاد یا تشدید بحرانها
از منظر انتقادی (بر اساس نظریه «ناکارآمدی نهادی» در علوم سیاسی)، سوءعملکرد یا تصمیمات ناهماهنگ میتواند مواردی در حوزه مسئولیت هرکدام مانندموارد زیر ایجاد کند :
۱-ناکارآمدی اجرایی: تأخیر فرماندار در تخصیص منابع یا عدم هماهنگی میتواند بحران طبیعی را تشدید کند.
۲-تنشهای ایدئولوژیک: اگر خطبههای امام جمعه بیش از حد سیاسی یا تقابلی باشد، میتواند polarize جامعه کرده و تنش اجتماعی ایجاد کند.
۳-رویکرد قضایی سختگیرانه: تصمیمات رئیس دادگستری که بدون توجه به زمینه اجتماعی باشد، میتواند اعتراضات را به بحران تبدیل کند.
💠-تحلیل علمی: براساس نظریه بحران ، عدم اعتماد عمومی به نهادها عامل تشدید است. اگر این نمایندگان به عنوان «نماد حاکمیت» دیده شوند و عملکرد ضعیفی داشته باشند، بحران افزایش مییابد.
✅- مصداقهای موردی موفق در جلوگیری از بحران
:
۱-سیل ۱۳۹۸: بسیاری از فرمانداران (مانند فرماندار اهواز یا پلدختر) با فعالسازی ستاد بحران، هماهنگی نیروهای امدادی و هلال احمر، جان و مال هزاران نفر را نجات دادند. امامان جمعه در برخی شهرستانها (مانند گلستان) با دعوت به کمک مردمی، انسجام اجتماعی ایجاد کردند.
۲-مدیریت بیماری کووید۱۹ (۱۳۹۹-۱۴۰۱): فرمانداران به عنوان ریاست ستادهای شهرستانی، محدودیتها را اجرا کردند. رؤسای دادگستری با پیگیری تخلفات بهداشتی و امامان جمعه با تشویق به واکسیناسیون، نقش پیشگیرانه داشتند.
۳-اعتراضات محلی: در برخی موارد (مانند بحران آب در اصفهان ۱۴۰۰)، شورای تأمین با حضور این سه رکن، مذاکره و پیشگیری از تشدید را انجام داد.
✅-موارد مصداقی که موجب تشدید یا ایجاد بحران گردید:
۱-اعتراضات ۱۴۰۱: در برخی شهرستانها، خطبههای امامان جمعه که اعتراضات را «فتنه خارجی» توصیف میکردند، متهم به کاهش فضای گفتگوی اجتماعی شدند. ناهماهنگی فرمانداران در پاسخ اولیه نیز انتقادهایی مبنی بر تشدید تنش به همراه داشت.
۲-بحرانهای اقتصادی محلی: در مواردی مانند اعتراضات کارگری، عدم میانجیگری مؤثر رئیس دادگستری یا تأخیر فرماندار در حل مسائل، تنش را افزایش داد.
از آنچه بیان گردید می توان با هماهنگی وحدت ، این سه نهاد به عنوان نمایندگان حاکمیتی، پتانسیل بالایی در پیشگیری از بحرانها از طریق هماهنگی دارند، اما موفقیت وابسته به «رویکرد مشارکتی، شفافیت و توجه به مطالبات عمومی است». از منظر علمی، تقویت آموزش مدیریت بحران برای نمایندگان سه بخش تصمیم گیر و افزایش مشارکت مردمی (بر اساس مدلهای ترکیبی حکمرانی ) میتواند کارایی را افزایش دهد در نهایت، می توان موجب تحقق یکی از این دونقش گردید یا«ابزار قدرتمند پیشگیری اگر هماهنگ باشند» یا «عامل تشدید اگر ناهماهنگ یا ایدئولوژیک بیش از حد عمل کنند». نکته پایانی پیشنهاد عملی برای هر سه نماینده حاکمیتی در جلوگیری از دیگر بحران ها : «تقویت شورای تأمین و ستاد مدیریت بحران با مکانیسمهای ارزیابی عملکرد مستقل برای کاهش ریسک ایجاد بحران در حوزه مدیریتی خواهد شد».
«محمدفیضی»
۲-مدیریت بیماری کووید۱۹ (۱۳۹۹-۱۴۰۱): فرمانداران به عنوان ریاست ستادهای شهرستانی، محدودیتها را اجرا کردند. رؤسای دادگستری با پیگیری تخلفات بهداشتی و امامان جمعه با تشویق به واکسیناسیون، نقش پیشگیرانه داشتند.
۳-اعتراضات محلی: در برخی موارد (مانند بحران آب در اصفهان ۱۴۰۰)، شورای تأمین با حضور این سه رکن، مذاکره و پیشگیری از تشدید را انجام داد.
✅-موارد مصداقی که موجب تشدید یا ایجاد بحران گردید:
۱-اعتراضات ۱۴۰۱: در برخی شهرستانها، خطبههای امامان جمعه که اعتراضات را «فتنه خارجی» توصیف میکردند، متهم به کاهش فضای گفتگوی اجتماعی شدند. ناهماهنگی فرمانداران در پاسخ اولیه نیز انتقادهایی مبنی بر تشدید تنش به همراه داشت.
۲-بحرانهای اقتصادی محلی: در مواردی مانند اعتراضات کارگری، عدم میانجیگری مؤثر رئیس دادگستری یا تأخیر فرماندار در حل مسائل، تنش را افزایش داد.
از آنچه بیان گردید می توان با هماهنگی وحدت ، این سه نهاد به عنوان نمایندگان حاکمیتی، پتانسیل بالایی در پیشگیری از بحرانها از طریق هماهنگی دارند، اما موفقیت وابسته به «رویکرد مشارکتی، شفافیت و توجه به مطالبات عمومی است». از منظر علمی، تقویت آموزش مدیریت بحران برای نمایندگان سه بخش تصمیم گیر و افزایش مشارکت مردمی (بر اساس مدلهای ترکیبی حکمرانی ) میتواند کارایی را افزایش دهد در نهایت، می توان موجب تحقق یکی از این دونقش گردید یا«ابزار قدرتمند پیشگیری اگر هماهنگ باشند» یا «عامل تشدید اگر ناهماهنگ یا ایدئولوژیک بیش از حد عمل کنند». نکته پایانی پیشنهاد عملی برای هر سه نماینده حاکمیتی در جلوگیری از دیگر بحران ها : «تقویت شورای تأمین و ستاد مدیریت بحران با مکانیسمهای ارزیابی عملکرد مستقل برای کاهش ریسک ایجاد بحران در حوزه مدیریتی خواهد شد».
«محمدفیضی»