کمیسیون اروپا اعلام کرده که توافق با مرکوسور بزرگترین توافقی است که این اتحادیه تاکنون از نظر کاهش تعرفهها به آن دست یافتهاست و بخشی ضروری از تلاشها برای تنوعبخشی به روابط تجاری محسوب میشود.
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5❤🔥3
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥6❤4👌3🔥2😍2🤔1🏆1
Foreign_policy_od_the_European_union_from_EPC_to_CFSP_and_beyond.pdf
2.7 MB
همکاری سیاسی اروپایی
این سازوکار از اوایل دهه ۱۹۷۰ پایهگذاری شد تا دولتهای اروپایی دیدگاههای سیاست خارجی خود را هماهنگ کنند. EPC اولین گام رسمی برای نزدیکسازی سیاست خارجی کشورهای اروپایی بود؛ اما بیشتر جنبه مشورتی داشت و فاقد نهادهای اجرایی بود.
سیاست امنیتی و دفاعی مشترک
این مفهوم از اوایل دهه ۲۰۰۰ و در چارچوب پیمان لیسبون بهوجود آمد. CSDP در واقع ادامه و تکامل CFSP و با تمرکز بر مأموریتهای دفاعی، نظامی، عملیات صلحبان و مدیریت بحران است.
هدف ایجاد این سازوکار، تبدیل اتحادیه اروپا به بازیگری مؤثر در حوزه امنیت بینالمللی است.
الفریده رگلزبرگر
فیلیپ شوته دی تروارنت (فیلیپ دو شوته)
ولفگانگ وسلز
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5❤🔥3👏3🔥2👌1💯1
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥14❤6👌6😍3👍1🤔1🏆1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥13❤2👍2🔥2👏1👌1🏆1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابرقدرتها در تهران🇷🇺 🇺🇸 🇬🇧
🏛 ۸۲ سال پیش در چنین روزهایی کنفرانس تهران با حضور سران متفقین -روزولت (رئیسجمهور آمریکا)، چرچیل (نخستوزیر انگلستان) و استالین (دبیرکل حزب کمونیست شوروی)-در سفارت شوروی در تهران برگزار شد. این درحالی بود که هیچکدام از مقامات ایرانی، حتی محمدرضا پهلوی، اجازه حضور در کنفرانس را پیدا نکردند.
کنفرانس تهران، نمادی از زیرپا گذاشتن غرور ملی ایرانیان در طول تاریخ بود.
🇪🇺 در مرکز مطالعات اروپا با ما همراه باشید
| @European_Studies_Center |
کنفرانس تهران، نمادی از زیرپا گذاشتن غرور ملی ایرانیان در طول تاریخ بود.
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤18👍10🤔3❤🔥1🔥1👌1💯1
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13👍3❤🔥2🤔2🔥1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👌3
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👌3❤🔥2👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥6👌3❤2🔥1😍1
پیش از ورود استعمارگران، تمایز میان دو گروه «هوتو» و «توتسی» بیش از آنکه نژادی باشد، اقتصادی و طبقاتی بود. هویتها سیال بودند؛ یک هوتو با کسب ثروت (گلهداری) میتوانست به جرگه توتسیها بپیوندد.
اما بلژیک با تکیه بر «نظریه حامیتی» (Hamitic Hypothesis)، این نظم اجتماعی را تخریب کرد. انسانشناسان اروپایی با اندازهگیری جمجمه و قد، ادعا کردند توتسیها به دلیل سیمای باریکتر و قد بلندتر، نژادی برتر و اصالتاً «قفقازی-اتیوپیایی» هستند که بر هوتوهای «بانتو-تبار» برتری دارند. این شبهعلم، نفاق را از سطح طبقاتی به سطح بیولوژیک و غیرقابل تغییر رساند.
در سال ۱۹۳۳، دولت بلژیک با صدور کارتهای هویت اجباری که قومیت فرد (هوتو، توتسی یا توا) را برای همیشه تثبیت میکرد، تیر خلاص را به انسجام اجتماعی روآندا زد.
تثبیت شکاف: مسیری که برای تحرک اجتماعی باز بود، مسدود شد.
ابزار قتلعام: همین کارتهای شناسایی که میراث اداری بلژیک بود، در سال ۱۹۹۴ به ابزار اصلی جوخههای ترور برای شناسایی و قتل سیستماتیک توتسیها در پستهای بازرسی تبدیل شد.
نقش اروپا تنها به گذشته استعماری محدود نماند. رادیو مشهور RTLM که مغز متفکر تبلیغات نسلکشی بود، توسط حلقهای اداره میشد که نفوذ چهرههای بلژیکی در میان مدیران و مجریان آن مشهود بود.
این رسانه با استفاده از تکنیکهای غربیِ «جذابسازی محتوا» (ترکیب موسیقی پاپ و طنز با پیامهای نفرتپراکن)، موفق شد همسایه را علیه همسایه بشوراند. واژگانی چون «سوسک» (Inyenzi) برای انسانیتزدایی از قربانیان، دقیقاً با هدف آمادهسازی روانی جامعه برای «پاکسازی» استفاده میشد.
اگرچه نسلکشی توسط دستهای محلی اجرا شد، اما «زرادخانه فکری» و «ساختار اداری» آن در بروکسل و تحت تأثیر گفتمانهای نژادی قرن بیستمی اروپا شکل گرفت.
چرخش قدرت: بلژیک که ابتدا توتسیها را به عنوان نخبگان حاکم برگزیده بود، در آستانه استقلال (دهه ۱۹۵۰) با چرخشی فرصتطلبانه به حمایت از هوتوها برخاست تا منافع خود را حفظ کند؛ اقدامی که توازن قوا را به شکلی خشونتآمیز برهم زد.
سکوت بینالمللی: انفعال قدرتهای اروپایی و سازمان ملل در زمان وقوع فاجعه، نشاندهنده استانداردهای دوگانه در تعریف «حقوق بشر» بود.
در حالی که بلژیک معمار ساختار نژادی روآندا بود، فرانسه در دهه ۹۰ میلادی بازیگر سیاسی اصلی صحنه بود. نقش پاریس در این فاجعه، یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای سیاست خارجی اروپا در قرن بیستم است:
دکترین «فرانسآفریک» (Françafrique): الیزه در آن دوران، روآندا را بخشی از حوزه نفوذ زبانی و سیاسی خود در تقابل با نفوذ آنگلوساکسونها (که جبهه میهنپرستان روآندا به رهبری کاگامه نماد آن بود) میدید. به همین دلیل، فرانسه تا آخرین لحظات از رژیم افراطی هوتو حمایت تسلیحاتی و آموزشی کرد.
عملیات فیروزه (Operation Turquoise): در ژوئن ۱۹۹۴، زمانی که نسلکشی به اوج خود رسیده بود، ارتش فرانسه با مجوز سازمان ملل وارد غرب روآندا شد تا «منطقه امن انسانی» ایجاد کند. منتقدان و مورخان (از جمله گزارش کمیسیون دوکلر در سال ۲۰۲۱) معتقدند که این منطقه امن، اگرچه جان برخی را نجات داد، اما عملاً به پناهگاهی برای رهبران نسلکشی و نیروهای شبهنظامی تبدیل شد تا از پیشروی جبهه میهنپرستان بگریزند و با سلاحهای خود به زئیر (کنگو) فرار کنند. گزارشهای اخیر دولت فرانسه تایید کردهاند که پاریس در آن زمان نسبت به آمادهسازی برای قتلعام کور نبود، اما به دلیل علایق ژئوپلیتیک، چشمان خود را بر واقعیت بست. این «نابینایی داوطلبانه» فرانسه، نمونهای بارز از ترجیح منافع استراتژیک بر ارزشهای انسانی در سیاست خارجی قدرتهای اروپایی محسوب میشود.
| @European_Studies_Center |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3❤2❤🔥1🔥1