ExDa – Telegram
ExDa
1.02K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
از اول شروع کردن هم یه زمانی داره. سنمون داره برای از اول شروع کردن زیاد می‌شه.
بعد این مگه یه جوک نبود که یارو عصبی می‌شه به طرف مقابل می‌گه نافم تو چشمات؟ اون یکی می‌خنده و می‌گه یعنی چی؟ می‌گه خب اگه نافم تو چشمات باشه کیرم کجاته؟جوک بودا، نبود؟
با این طرز حاشیه نویسی بعید می‌دونم چیزی بشم :))
ولی اگر ارشد قبول شدم یادم می‌مونه که چون ۷ روز هفته رو سر کار می‌رفتم مجبور بودم خودمو بیدار نگه دارم و نصف شب درس بخونم‌.
من اگر قرار بود تقسیم کنم که نمیومدم برش دارم اصلا.
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
میگفت روی پای خودت وایسادی
نشد توضیح بدم که همچین "ایستادن" هم نیست، نهایتا روی پای خودم 4زانو نشسته باشم
@abitpsycho
مزش جوری بود که بنظرم جدی جدی واسه خوردن نساخته بودنش.
درد که یکی دو تا نیست که. حداقل ۳تاست‌.
خودمونو تا کی گول بزنیم؟ احتمالا تا وقتی که باورمون شه خودمونو گول نمی‌زنیم.
اونقدر هم پوچ نشدیم که عوام پسند بشیم.
اونقدرا هم پر نیستیم که خواص بپسندن.
سرعت تولید کلمه هام کم تر از سرعت گفتنشونه.

یعنی چی؟ یعنی وسط صحبت ها ساکت می‌شم و کلمه ای برای گفتن ندارم.
اصرار ندارن بشناسنت، اصرار دارن همونی باشی که می‌خوان.
اگر کار اشتباهی کردید، بکنید اصلا نوش جونتون فقط بگید اشتباه کردم چون دلم خواست، اصلا نگفتید هم نگفتید، ولی توجیه نکنید و نرینید به ۴ تا قانونِ درستِ باقیمونده توی دنیا.
آدم گاها اسم هایی رو سیو می‌کنه که یادش می‌ره. بعد که جوین می‌شن کرک و پرش می‌ریزه.

مثل اون دافی که جوین شد و من مزاحم سیو کرده بودمش در صورتیکه قیافش چیزی جز مراحم بودن رو نشون نمی‌داد.
حقیقت تلخ اینه کخ برای خواسته های بقیه تلاش می‌کنیم نه خودمون.
Forwarded from وهمِ سبز
بخواب حیوااان.
والا حقیقتا نمی‌دونم کجا خوبه، ولی خب اونی رو همیشه می‌خونم که کم می‌نویسه، کوتاه می‌نویسه و خب نسبتا هم خوب می‌نویسه.

مثلا احسان. @khornaas

گاهی اینجا: @sarepaa

وقتایی که کوتاه می‌نویسه: @napeiro

وقتایی که نمی‌نویسه: @ExDaa

و رادیوبوجک که نمی‌دونم چرا با ۵ هزارتا عضو پرایوته.و البته خیلی هارو هم نگفتم. دلیلاش زیاده، مهم ترینش اینه که خوب نبودن بعدشم اینکه یادم نبودن.
نیکی از چنل لفت داد. تازه می‌خواستم بندازمش تو دجله. قسمت نشد.
بخاطر سنگینی بار مجبورم کتاب بریزم دور، حس بدیه.
در حالی که دراز کشیدم کف زمین و یه همبرگر دستمه و خوابم میاد دارم به این فکر می‌کنم که اگر یه استارتاپ بزنیم که غذا رو تو ابعاد خیلی کوچیک ببره تحویل بده تا فرد مقابل مجبور نشه دهنش رو خیلی باز کنه و همون دراز کشیده غذاشو بخوره همچین بد هم نیست‌.
آدم از خودش بدش میاد. که حق هم داره. آدم حق رو به خودش نده به کی بده؟