ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
فکر می‌کنیم همو می‌شناسیم ولی خب کیه که ندونه ما تو شناخت خودمون هم موندیم چه برسه بقیه.
ExDa
فکر می‌کنیم همو می‌شناسیم ولی خب کیه که ندونه ما تو شناخت خودمون هم موندیم چه برسه بقیه.
یه چیز می‌گم آتئیستای مجلس منو ببخشن.
روایت داریم «من عرفه نفسه، فقد عرفه ربه» هرکس خودش رو بشناسه، خدارو هم شناخته.
Forwarded from ExDa
متاسفانه مشکلات خودم انقدر هست که برای حماقت های بقیه غصه نخورم.
ExDa
متاسفانه مشکلات خودم انقدر هست که برای حماقت های بقیه غصه نخورم.
البته اینکه گاهی حماقت های بقیه تبدیل به مشکلات من می‌شه، آزار دهندست.
Forwarded from بدونِ شکر
مهیار با عرق‌گیر در راه‌رو مشاهده شد در حالی که قابلمه‌ای پر از غذای اتاق در دست داشت. از اتاقِ نزدیک آسانسور صدای “La isla bonita” با صدای مدونا می‌آمد و محمد که عاشق شده بود و جق نزده بود در حمام آواز می‌خواند. فضا، به شکلی رادیکال، بویِ مرد می‌داد.
‏⁧ #خوابگاه_دانشجویی


@sugarffrree
می‌گفت وابستگی خودِ اُم الفساده، گفتم مهندس با شمشیر دو لبه آشنایی داری؟
تو ذهن خودش یه آدم متفاوت و خاص بود ولی خب خبر نداشت که از پیش‌بینی پذیر ترین آدم ها هم قابل پیش‌بینی تره. شاید همین خاصش می‌کرد.
این به نتیجه نرسه مجبور می‌شم برای امرار معاش شماره حساب اعلام کنم برام کمک های مردمی واریز بشه. اگه کسی رو می‌شناسید بهش بگید.
حس کردم یکی ازم ناراحته، رفتم باهاش صحبت کنم تا اگر کدورتی هست رفع بشه ولی خب جوری جواب داد که دیگه برام مهم نبود اون دلیلی برای ناراحتی داره یا نه. من کلی دلیل مناسب خودم داشتم برای ناراحتی.

خب حالا که چی؟ هیچی آقا، می‌خواستم بگم گاهی بار سفر می‌بندی بری لب دریای خزر ولی سر از کویر درمیاری.
دیدی دو نفر دارن صحبت می‌کنن بعد یهو سکوت حکم فرما می‌شه و هیچکدوم هیچی نمی‌گن ولی بعد ۲-۳ ساعت یکیشون میاد به اون یکی می‌گه «شبت به‌خیر» یا «خداحافظ»؟ اونا معمولا معنیش اینه که چرا حرف نمی‌زنی؟ بیا باهام صحبت کن.
بعضی وقتا سکوت بهتر از جواباییه که می‌دید.
این خارجی ها گاهی چیزایی می‌گن که قشنگن ولی خب متاسفانه من نمی‌فهمم زبانشون رو.
آدم برای تازه تر شدن چی نیاز داره؟ انگیزه؟ جمعش کنید مباحث انگیزشی رو. انگیزه هست، انگیزه هست به اندازه سه چهارتا کف دست ولی خب کافی نیست. همیشه فکر می‌کردم بیش‌تر چیزا دست خود آدمه. اگه کسی ناراحتت کرد تقصیر خودته که اجازه دادی اونقدری تاثیر داشته باشه روت که بتونه ناراحتت کنه ولی ولی نتیجه این فکرا چیه خب؟ نتیجه اینه که نخوای بذاری بقیه چیزا تاثیر بذارن روت؟ آدمی ضعیفه! نخواد چیزی روش تاثیر بذاره ازش فرار می‌کنه. وقتی هیچی نباشه اطرافت چی می‌شه؟ هیچی! انگیزه هم که داشته باشی اندازه چند تا کف دست بازم کمه! بازم چیزی نیست که بری طرفش.

عظمتت رو شکر خدا، یه آدم آخه چقدر می‌تونه چرت و پرت بگه؟
همه ناراضین و یکی هم راضی باشه بقیه ازش ناراضین که چرا راضیه.
اینکه ناراحتت می‌کنه این خودش یه غمه، اینکه اشتباه بفهمن سر چی ناراحتی یه غمِ دیگه.
کتابی نوشتن برای منتقد شدن کافی نیست‌.
شاید بنظر برسه صدای اسنوپ داگ و فیفتی سنت و یه آهنگ رپ برای صبح ابری و زمین خیس مناسب نباشه ولی خب برای من که بهم میان.
مشکل از میزان غرور نیست، مشکل از مکانشه. کمه ولی دقیقا جایی خودش رو‌نشون می‌ده که نباید. جایی هم که بتید خودش رو نشون بده پا می‌شه می‌ره تو اتاق و درو قفل می‌کنه و یه هندزفری می‌ذاره تو گوشش.
«در عشق او چون او شدم، زین رو چنین بی‌سو شدم»